تبليغاتX
رایگاه
تارنمای دیدمان و اندیشه - محمدجواد اخوان

هنوز زود است... .

چندي پيش اولين سالگرد سوم تير را پشت سر گذاشتيم كه اكثر دوستان وتحليلگران به بررسي عملكرد دولت جناب آقاي احمدي نژاد در يك سال گذشته پرداختند. امام من تصميم دارم به بررسي عملكرد جناب آقاي هاشمي رفسنجاني يا به قول گذشتگان سردار سازندگي بپردازم:

هاشمي رفسنجاني: وابستگي به كشورها در چرخه هسته اي مورد قبول ما نيست

۱-آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني سال هاي متوالي پيش از انقلاب در مبارزه با رژيم ستمشاهي نقش بسزايي ايفا مودندكه در جاي خود درخور تقدير است.

۲-ايشان پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نيز نقش خودرا به عنوان يك خدمتگزار انقلاب و ج.ا.ا به اثبات رسانده اند..هرچند در برخي موارد مانند ارتباطات ايشان با سازمان الحادي منافقين و امثال بني صدر و... و همچنين ارتباط ايشان واطرافيانشان (به ويژه برادرزاده ايشان علي هاشمي بهرماني) در قضاياي مك فارلين (ايران گيت) و مذاكره با آمريكا و... نكات مبهم بسيار است كه البته هنوز پس از گذشت بيش از بيست سال ايشان گامي در راستاي شفاف سازي آن برنداشته و نگارنده اميدوار است درآينده اي نه چندان دور حقايق امر روشن گردد.

۳-ايشان در دو سال پاياني جنگ جانشين حضرت امام (ره) درفرماندهي كل نيروهاي مسلح ودر حقيقت فرمانده جنگ بودند. عملكرد ايشان درا ين بازه به ويژه در همگرايي ارتش وسپاه نيز قابل تقدير است اما نكته اي از آن هنوز لاينحل مانده است وآن رفتار دوگانه آقاي هاشمي در مورد ادامه جنگ وهمچنين مسايل كلي سياست خارجي است: ايشان از طرفي در تريبون نمازجمعه برطبل« جنگ جنگ تاپيروزي» مي كوبيد و يا اجلاس حج وحرمين شريفين را پس از جنايت كشتار مكه سال66 برگزاركرد ولي در جلسات و جمع هاي خصوصي بر حل و پايان مدبرانه جنگ و امكان صلح تاكيد مي نمود و بعد ها دم از تنش زدايي زد.

۴-با ارتحال ملكوتي حضرت امام(ره)در سال 68 و انتخاب حضرت آيه الله خامنه اي (مدظله) به مقام رهبري انقلاب آقاي هاشمي به رياست جمهوري برگزيده شد.همان طور كه از افكار وشعارهايش پيش بيني مي شد سياست تعديل ساختاراقتصادي و توسعه اقتصادي را درپيش گرفت.نگارنده دراين مرحله كه سازندگي نام گرفت چهار نقد عمده را بر سياست و عملكرد ايشان وارد مي داند:-اجراي سياست غلط «ابتدا توسعه سپس عدالت» يا بهتر بگوييم در عمل «توسعه ي منهاي عدالت» 2-در پيشگرفتن و حمايت از افكار ليبراليستي در حوزه هاي اقتصادي وسياسي و اجازه عمل به مطرودين امام(ره) و انقلاب3-استفاده از نيروهاي فن سالار غير انقلابي كه بعضا حتي با روح قوانين اسلام آشنا نبودند 4- اعتماد بيش از حد به اطرافيان وبستگان

۵-در آستانه هفتمين انتخابات رياست جمهوري عده اي از اطرافيان آقاي هاشمي كه خود را « كارگزاران سازندگي» مي ناميدند با هدف پايستگي در قدرت تلاش هايي را براي تغيير قانون اساسي ج.ا.ا براي بقاي هاشمي يا مادام العمر نمودن رياست جمهوري او به كار بستند ولي به نتيجه نرسيدند لذا در انتخابات از فردي حمايت كردندكه مطمئن بودند فاقد توان اجرايي است و بعد از پايان يك دوره بستر حضور دوباره هاشمي به وجود مي آيد- هاشمي در انتخابات رياست جمهوري 1384خود اعتراف نمود كه خاتمي را خود او سركار آورده است-

۶-از آن جايي كه كارگزاران نمي توانستند تا سال 1380 صبر كنند تصميم گرفتند هاشمي را بار ديگر به رياست قوه مقننه برسانند اما در زمان شركت او در انتخابات مجلس ششم اين بار «دوم خردادي ها» كه به بركت او به قدرت رسيدند به او خيانت ورزيده ورا به گستردگي تخريب نمودند.

۷-در بهار1384هاشمي با تشويق اطرافيان پس از هشت سال تصميم به بازگشت به قدرت گرفت و اطرافيانش از اين موضوع بيحد وحساب خوشحال وسرمست بودند چراكه انتخاب شدن او تقريبا به يك مسئله حتمي مي مانست كه البته با حضور شكوهمند مردم اين امر محقق نشد

پس ازانتخابات سوم تير آينده ي سياسي هاشمي در ابهام بود بحث هايي درباره خروج او از سياست و گام نهدنش در وادي مرجعيت مطرح بود...

پس نگاره :

چندي پيش به مطالعه اسناد وجريانات مربوط به آقاي منتظري و بيت ايشان و مهدي هاشمي معدوم مي پرداختم. اكنون مي بينم چه شباهت ها بسيار است ميان اين دو واقعه؟؟!!... . به راستي كه تاريخ تكرار مي شود: منتظري كسي بود كه تحت تاثير اطرافيان اش همه چيز را مي پذيرفت و هاشمي با آن همه سياست ورزي و تبحر تحت تاثير اطرافيان وبستگان تصميم به بخت آزمايي بزرگي ميزند كه ... .

روزنامه ها را ورق ميزنم. تيتر بزرگي به حضور هاشمي در انتخابات خبرگان رهبري اختصاص يافته وجواب تكراري او به خبرنگاران كه:«هنوز زود است... . »

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 14:9  توسط محمدجواد اخوان  | 

 

 هفتم تیر سالگرد شهادت بزرگمردی است که مظلومانه زیست ومظلومانه رفت. باگذشت۲۵ سال از شهادت آن شهید نکات مبهم زیادی در مورد شهادتش همچنان باقی است مقله زی اثر برادر عزیز جناب آقای گلپور کامی در راستای روشن سازی این ماجراست.

چه كساني بهشتي مظلوم را به شهادت رساندند؟*

 

از مصاحبه محقق با «علیرضا نادعلی»- 1/4/1379:... حضور «كلاهی» خیلی حالا سخت هم نبود. چون حزب خیلی گزینشی عمل نمی‌كرد. خیلی‌ها با یك مقدار استعدادی كه از خودشان نشان می‌دادند، خب وارد می‌شدند و رشد هم می‌كردند. (ص515)
... از جمله اون موقع حزب یك خبرنامه‌هایی منتشر می‌كرد كه باید مطالبش تهیه می‌شد، تایپ و تكثیر می‌شد. بین مجموعه ما، این «كلاهی» خبیث هم اون موقع یك موتور هندای 125 داشت و سریع ورجه و ورجه می‌كرد. از این طرف به اون طرف، توی پیگیریها. كه خوب اون وقت ما ماشاءالله بهش می‌گفتیم كه دمش‌گرم چقدر پركار و با انرژیه... یعنی اگر حادثه اتفاق نمی‌افتاد، با نوع كاری كه می‌كرد، خیلی زود به نظر من می‌رفت توی شورای اجرایی حزب و حتی مقام‌های بالاتر پیدا می‌كرد... «كلاهی» البته در بین ماها، خیلی دنبال این بود كه كارهای جدی مسئولین حزب، مثل همین جلسات و جزوه‌ها و خبرنامه‌ها را حضور داشته باشد و توی چشم بیاید...(ص517)
... ما هر هفته، تحلیل دورن گروهی چاپ می‌كردیم كه یادم هست بیشتر آن تحلیلها را هم مهندس «موسوی» می‌نوشت. فكر كنم تحلیلی بود، به قلم ایشان. باز هم دقیقاً یادم نیست، فكر می‌كنم به نام «بنی‌صدر، عامل دو بحران». ما هم این را در تیراژ دو هزار نسخه كپی كردیم كه به اعضای حزب برسانیم، تا استفاده كنند. قرار بود این تحلیل را در این جلسه هم توزیع كنیم؛‌ كه من خودم، آن روز تحلیل را، نسخه اصلی را، بردم برای تكثیر پیش «شهید ابراهیمیان»، «عباس» آقا. كه خدا رحمتش كند، در درگیری با منافقین، شهید شد. او هم سریع كپی گرفت... آن وقت پشت مجلس، بغل انجمن معلمان، ما این كارهای اجرایی را انجام می‌دادیم. تند و تند جزوه را مرتب كردیم و منگنه زدیم و من در یك كارتن خالی كاغذ سفید، یك كارتن كاغذ زیراكس بود. كاغذها را گذاشتم. «كلاهی» گفت خب من تحلیلهای جلسه را می‌برم. گفتم نه. من خودم می‌برم. اصرار كرد كه نه خیر؛ امروز خودم می‌برم. این كارتن را برداشت... البته من بعدها به این نتیجه رسیدم كه چون این كار ما روتین بود، احتمالاً یكی از بمبها را قبلاً توی یك كارتنی مثل این كارتن جاسازی كردند. او هم چند تا دانه از این جزوه تحلیل‌ها را رو گذاشت و به راحتی داخل جلسه برد. شاید هم بمب حاضر بود. جایی در همان كارتن جزوه‌های همان روز قرار داد، كه آن كارتن را روی میز جلسه گذاشت... (ص518)
ظاهراً دومین بمب در كیفش بود. یعنی بمب اول كه روی میز جلوی سخنران بود و كیفش در عقب سالن (ص520)
س) خروج «كلاهی» قبل از انفجار چطور بود؟... آن جلسه «كلاهی» به بچه‌ها می‌گوید كه من می‌روم بستنی بخرم. یكی از بچه‌ها خواست با او برود. گفت: نه. خودم می‌روم. خب معمولاً مواقعی كه من بودم چند بار با «شهید ترابی»، یا «كلاهی» خبیث یا بچه‌های دیگر می‌رفتیم و می‌خریدیم. (ص521)
... خانواده عجیب و غریبی داشتند. بعداً خب معلوم شد پدرش سلطنت طلب بود. یك خواهرش با چریك فدایی‌ها بود، رده بالا. برادرش كه توی فراری دادنش نقش داشت، از افراد نیروی هوایی ظاهراً پایگاه وحدتی «دزفول» بود. یك هفته، ظاهراً قبل از این حادثه فرار «بنی‌صدر» اینها خودش را به تهران منتقل كرده بود، تا آنجایی كه من می‌دانم، بعداً دستگیر و اعدام شد. (توی بحثهای ضد امنیتی و اینها توی نیروی هوایی). (ص523)
... «شهید آیت» یك مدتی معاونت سیاسی حزب بود. اون ایام آنها قبل از انفجار، یادم هست كه «شهید آیت» سر درگیری با مهندس «موسوی» از حزب قهر كرده بود و جلسه شورای مركزی را هم حتی نمی‌آمد... سر درگیری با «بنی‌صدر» از جماران یك جمعی از آن جلسه، قبل از انفجار، اصلاً رفته بودند كه فكر كنم مرحوم «رجایی» بود، آقای «هاشمی» بود. «بهزاد نبوی» بود... به هر حال من یادمه كه بعد از مدتها كه مرحوم «آیت‌» بدلیل همان اختلاف با «میرحسین [«موسوی»] اینها نمی‌آمد؛‌ آن روز، آمده بود... «شهید آیت» خیلی تند و محكم به ملی‌گراها و سلطنتی‌ها و منافقها حمله می‌كرد، با الفاظ خیلی عجیب... «شهید آیت» علناً مطرح می‌كرد كه خیلی از این ملی‌ها اصلاً دین ندارند و ضد انقلابند و منتظر فرصتند كه به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف خب «میرحسین» و بعضی دور و بری‌هایش سمپاتی داشتند به این ملی‌ها. (ص524)
مهندس هم اون موقع جوان بود، خوش تیپ هم بود. خیلی از جوانترها حزب هم طرف او را می‌گرفتند... (ص525)
از نشریه آمریكایی «كریسچین ساینس مانیتور» - 9/7/1981:... آیا توطئه انفجار 28 ژوئن را یكی از گروههای درون حزب كه خواهان سلطه‌یابی بر كلیه تشكیلات است، طرح‌ریزی كرده است یا خیر؟... از جمله مصادیق این بدگمانیها آقای «رفسنجانی»، «محمدعلی رجایی» و «بهزاد نبوی» هستند كه لحظاتی قبل از انفجار محل دفتر مركزی حزب جمهوریرا ترك كردند. یكی دیگر از منابع اطلاعاتی می‌گفت: « تنها دقایقی پیش از انفجار، «نبوی» به اطرافیان خود در كنفرانس گفته است كه احساس می‌كند، حالش خوب نیست. «رجایی» و «رفسنجانی» به او می‌گویند كه اگر قصد دارد برود، آنها نیز در معیت وی خارج خواهند شد و انفجار بلافاصله پس از خروج آنها صورت گرفته است. [!؟!] (ص528)
از روزنامه «جمهوری اسلامی»23/4/1360 - سخنان «بهزاد نبوی»:... منابع غربی سعی دارند گروههای وابسته به خود را كه در داخل فعالیت می‌كنند، مبرا كنند. مثلاً در روزنامه «كیهان» چندی پیش اشتباهاً خبری نوشته بودند كه «نبوی» و «رجایی» و «هاشمی» قبل از انفجار جلسه را ترك كردند و روزنامه‌های خارجی به نحوی دیگر از این خبر سوءاستفاده كردند... (ص528)
از نشریه «همشهری ماه» تیرماه 80- مصاحبه «حسین موسوی تبریزی»:... بعد كاری كه ما كردیم، همه اینها را جمع كردیم، از سپاه و كمیته و نخست‌وزیری و دادسرای انقلاب تهران و آقای «فلاحیان» را مسئول هماهنگی اینها قرار دادم و دو سه ماه كه با هم هماهنگ شدند، كارها خیلی خوب پیش رفت و بیش از 80 خانه تیمی مجاهدین خلق را كشف كردند و همان جا بود كه محل اختفای «موسی خیابانی» و سران‌شان كشف شد... (ص530)

 

رگرفته از فصل هشتم كتاب شنود اشباح؛ مروری بر كارنامه‌ی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، رضا گلپور چمركوهی، تهران: نشر كلیدر، چاپ اول، پائیز 1381، 994ص

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 13:23  توسط محمدجواد اخوان  | 

فردا سوم تيرماه سالروز انتخاب محمود احمدي نژاد از سوي متن جامعه بعنوان ئيس جمهور اسلامي است.آري يكسال از عملكرد دولت عدالتخواه نهم گذشت انگار همين ديروز بود كه اكثريت مردم با شور و نشاطي خواص پاي صندوق هاي راي رفتن و به رئوس برنامه هاي خادم ملت كه عبارت بود از:توجه به توسعه سياسي بدون افزايش كينه ورزي و تعميق شكاف هاي گروهي،مبارزه با تجمل گرايي و قدرت طلبي هاو…… راي دادند چون مردم در طول پانزده سال گذشته به دليل فاصله افتادن بين مسئولان و مردم دنبال شخصي بودن كه مخالف وضع موجود باشد و بتواند با تغيرات اساسي سيستم سياسي،اقتصادي كشور را دگرگون كند بنابر اين افكار عمومي كه از سياست هاي اقتصادي گذشته ناراضي بودند،تصميم گرفتن با چرخشي 180 درجه اي به نماد وضع موجود كه هاشمي بود مخالفت و كسي را انتخاب كنند كه خواهان تغير وضع موجود باشد. و اكنون كه احمدي نژاد مسئوليت اجرايي كشور را به دست گرفته بايد كارنامه يكساله دولتش را به متن جامعه ارائه دهد البته خادم ملت هر چهل و پنج روز گزارش جامعي از مصوبات و سفرهاي استاني هئيت دولت به مردم ارائه مي دهد اما گزارشات يكساله رنگ و بويي ديگر براي مردم دارد. حتي در اين دولت كه بر خلاف دولت هاي (هاشمي-خاتمي) ارتباط رودرروي مردم با دولتمردان و رسيدگي به مشكلات اقتصادي آنها در اولويت برنامه هاي اجرائي دولت قرار گرفته و همچنين از ريخت و پاشهاي آنچناني آقايان جلوگيري بعمل آمده تا حدودي توانسته رضايت مردم را از عملكرد يكساله دولت نشان دهد.

در ادامه ميتوان ورود مديراني جوان و فعال را در بدنه مركزي دولت نهم به فال نيك گرفت زيرا علاوه بر ريس جمهوري تيم همراهش هم مردانه و به دور از جنجالهاي سياسي توانست مديريت قابل قبولي را از خود به منصحه ظهور برساند. بنابر اين اميدواريم در اين سه سال ديگري كه به پايان ماموريت دولت مانده مسئولان با همين شور و نشاط به پروسه هاي چهارگانه خود جامه عمل بپوشاند تا دعاي حضرت آقا و مردم شهيد پرور ايران پشت سر خادمان واقعي خود قرار گيرد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 21:32  توسط محمدجواد اخوان  |