|
|
|
|
|
تكنوكرات هاي ايراني
هر جامعهاي بر حسب نوع و تناسب طبقات اجتماعياش از جوامع ديگر متمايز ميگردد و همين طبقات اجتماعي هستند كه تركيب فرهنگي و تمدني شهرها و كشورهاي مختلف جهان را صورت ميبخشند. روشنفكران ايران با همه سنخها و گونههايي كه داشتهاند، به هر روي تاثير و تاثر آنها در حيات اجتماعي نوين ايران را نميتوان ناديده گرفت و آنها را به عنوان يكي از طبقات اصلي جامعه ايران مورد بازشناسي و مداقه قرار نداد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 23:27 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
جهاد مجازي)Virtual Jihad)
بروزانقلاب اطلاعات وگسترش فناوري وابسته به آن زندگي بشريت را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است اين تكنولوژي در عين حال كه داراي قايليتها ،توانمندي ها و فرصتهاي زيادي است تهديدات و چالشهايي را براي بشريت به طور عام وجهان اسلام به طور خاص سبب شده است.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 23:17 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
ردپاي صهيونيست ها در قضيه کاريکاتورهاي موهن به ساحت نبي مکرم اسلام(ص) · محمد رضا مرداني(1) · دانشجوي دکتراي مديريت وقوع جنگ جهاني دوم درخلال سالهاي 1946-1940 سر فصل نويني در مناسبات بين المللي گشود که تا به امروز نويسندگان زيادي در مورد ابعاد مختلف آن به قلمفرسايي پرداخته اند . بي شک نقش خاندان ثروتمند روچيلد و ثروت افسانه اي شان و تراست هاي قدرتمند اقتصادي صهيونيستي وقت در تدبير « جريان جنگ » و بازسازي کشور هاي درگير نقشي بمراتب چشمگير است که وابستگي کشورهاي درگير از هر دو طرف جنگ را به اين شبکه مقتدر روزافزونتر نمود . از آن روز تا بحال همه روزه بر ميزان عمق وامداري غرب به صهيونيست ها افزوده شده و در نتيجه ميزان نفوذ آنان در هيأت حاکمه غرب بيشتر و بيشتر مي گردد. از سوي ديگر غولهاي رسانه اي جهان نظير آسوشيتدپرس ، يونايتد پرس، فرانس پرس و . . . دراختيار صهيونيست ها بوده و از آنها بعنوان بنگاه هاي سخن پراکني براي ترويج افکار خود و مهندسي افکار عمومي در جهت مطلوب خويش نهايت بهره براداري را مي کنند . هلوكاست که به واقعه کشتار کذائي 6 ميليون يهودي!! در خلال جنگ دوم جهاني و بويژه سوزاندن 1/1 ميليون يهودي!! در اطاق گاز اردوگاه آشويتز- بيرکنو لهستان تحت اشغال آلمان نازي اطلاق مي شود؛ بواسطه ابزار قدرتمندتبليغات و رسانه صهيونيست ها در غرب به اسطوره اي غير قابل خدشه بدل گشته و هر گونه ترديد در آن و حتي تحقيق درباره ابعاد آن مستحق مجازات زندان شناخته مي شود . اينهمه حکايت از عمق وابستگي غرب به صهيونيست ها دارد . محاکمه روژه گارودي در فرانسه ، ارنست زوندل نويسنده کتاب آيا واقعا 6ميليون يهودي کشته شده اند ؛ در آلمان ، ديويد ايروينگ محقق و مورخ 67 ساله انگليسي در اتريش – همزمان با رياست دوره اي اتريش بر اتحاديه اروپا –تنها بجرم تحقيق درباره هلوكاست علاوه بر ياداوري دادگاه هاي تفتيش عقايد قرون وسطا نشانگر ترس صهيونيست ها از افشاي رازي است که بخاطر حياتي بودن آن حاضرند بدين شکل علني به مبارزه با تحقيقات علمي انديشمندان در آن باره بپردازند . براستي هلوكاست چه اهميتي براي صهيونيست ها دارد ؟ برخي از کارشناسان مسائل سياسي « مظلوم نمايي » و « باج خواهي » صهيونيست ها از غرب را دليل اهميت آن ذکر نموده اند . اما علاوه بر آنها نکته ديگري نيز وجود دارد که تاکنون مغفول مانده است که از واکاوي توليدات فکري صهيونيست ها در جهان بدست مي ايد . کميته آيپاک قدرتمند ترين لابي پرنفوذ صهيونيستي در آمريکاست که تقريبا تمامي اعضاي مجلسين سنا و کنگره آمريکا بنحوي از انحا وامدار آنهاست . اين کميته وظيفه برقراري ارتباطات عمومي و جلب حمايت آمريکائي ها از اسرائيل را برعهده دارد . در تمام تحقيقات و توليدات اين موسسه کارويژه اي اساسي به شکل ذيل از هلوكاست استفاده مي شود . آيپاکي ها در ذکر علت کشتار وسيع ادعائي يهوديان در جنگ جهاني دوم به « بي وطن » بودن يهود در جنگ اشاره کرده وطندار بودن يهود را لازمه عدم تکرار حوادث مشابه مي داند و در جواب اين پرسش که چه کنيم تا هلوكاست تکرار نشود به ضرورت داشتن وطني بنام اسرائيل براي يهوديان تأکيد مي کنند .اتفاقا به همين دليل هرگونه تشکيک درباره اين ابرافسانه تاريخي را تهديدي براي امنيت اسرائيل و تهديد منافع صهيونيست جهاني قلوداد مي کنند . از اينرو هلوكاست را خط قرمز حياتي خويش دانسته بر غير قابل خدشه بودن آن تأکيد مي کنند و اين نکته مغفول هلوكاست مي باشد ! بخاطر داريم که بلافاصله پس از اعلام پرسش منطقي آقاي احمدي نژاد درخصوص هلوكاست در عرض کمتر از 40 دقيقه تمام دولت هاي وابسته غربي دقيقا با يک ادبيات همسان و کاملا هماهنگ به محکوميت آن صحبت پرداختند در اينکه اين چه قدرتي است که کل غرب را در دست دارد بحثي نيست و شواهد فراواني براين امر ازجله در جريان سقوط 14 روزه دولت راست گراي اتريش در سال 2000 تحت فشار لابي صهيونيست! وجود دارد . ارتباط 12 کاريکاتور موهن با هلوكاست : در 30 سپتامبر 2005 برابر با 8 مهر 1384 روزنامه دانمارکي يولاند پستن(Jyllands posten) در اقدامي وقيحانه به درج 12 کاريکاتور موهن بر عليه رسول مکرم اسلام نمود . سپس در تاريخ 10 ژانويه 2006 روزنامه هاي Magazinet نروژي ، دي ولت آلماني ، فرانس سور فرانسوي و...در 16 کشور غربي انتشار زنجيره اي آن را آغاز نموده و اخيرا در آمريکاي شمالي و استراليا درصدد درج آن برآمده اند . اقدام احمقانه روبرتو کالدروني وزير مشاور اصلاحات ايتاليا نيز در پيشنهاد« فرماندهي جنگ صليبي جديد به پاپ واتيکان » و پوشيدن تي شرت منقوش به تصاوير 12گانه کاريکاتور هاي موهن که نهايتا به استعفاي وي انجاميد نيز در همين راستا و در قالب دکترين « برخورد تمدنها » قابل ارزيابي است . دقيقا بانگاهي برگرفته از همين امر آقاي مولر- وزير خارجه دانمارک - در مصاحبه با روزنامه کپنهاگ پست گفت که اين درگيري ها صد سال ادامه خواهد داشت ! اين ظاهر ماجراست ! واقعيت چيست ؟ در پشت پرده جريان انتشار زنجيره اي تصاوير مزبور 4 نکته برجسته وجود دارد که توجه تحليل گران را بخود معطوف داشته است : اولا : تاريخ شروع انتشار زنجيره اي (20دي1384) دقيقا بعد از طرح سوال آقاي احمدي نژاد درباره هلوكاست مي باشد . ثانيا : در تمام روزنامه هاي 16 کشور مزبور که به اين کار مبادرت ورزيده اند علت تجديد چاپ کاريکاتور هاي مذکور را « پاسداشت آزادي بيان! Importance freedom of expression» عنوان نموده اند .که اين عبارت دقيقا در موضع گيري رسميآقاي آندرس فوگ راسموسن نخست وزير دولت دانمارک نيز به چشم ميخورد! ثالثا : از ميان 12 تصوير مزبور يکي از کاريکاتورها که مي تواند به موضوع ادعاهاي کذائي غرب درباره نقض حقوق زن در جوامع مسلمان نيز مرتبط باشد ! بعنوان اولين تصوير از سري 12 گانه فوق انتخاب شده و انتشار يافته است . رابعا : آمريکا در اين قضيه بطرز مشکوک ساکت بوده و صرفا موقعي که خبر فراخوان مسابقه کاريکاتور روزنامه همشهري درباره هلوكاست منتشر شد آن را محکوم نمود!! . بي شک آنچه مسلم است در هماهنگي دستگاه تبليغاتي و هيأت حاکمه غرب در اقدام اخير اهداف وسيعتري مد نظر بوده و اولين و آخرين اقدام دشمن صهيونيستي نبوده و نخواهد بود . اما يقينا اين حرکت در راستاي روندي است که از چندين سال پيش و به بهانه 11 سپتامبر علني گرديده و تداوم مي يابد که همانا « روند مقابله با سير شتابان بيداري اسلامي و اسلام خواهي در جهان » مي باشد . اين نکته بوضوح از رصد تحرکات موسسات فکري و مراکز مطالعاتي آمريکائي هويدا مي گردد: در تمام توليدات اخير موسسه آمريکن اينترپرايز(AEI) بنياد هرتيج ، وينپ و کميته براي خطر موجود از موسسات مربوط به نومحافظه کاران و همچنين «شوراي روابط خارجي» ،موسسه بروکينگز و موسسه رند(RAND) از موسسات وابسته به طيف ميانه رو آمريکا و نيز مرکز مطالعات استراتژيک آمريکا (CSIS) و مرکز مطالعات منع تکثير سلاح هاي کشتار جمعي (CNS)در طي اين مدت «اسلام » را مترادف با واژگان خشونت (violence)و تروريسم ، همسان انگاري و القا مي نمايند . و با بهره گيري ابزاري از حربه فدراليسم و حقوق بشر در صدد دستيابي به مطامع خود در جهان اسلام در قالب طرح خاورميانه بزرگ بر آمده اند . يقينا آنچه که در دانمارک استارت زده شده و کماکان ادامه دارد يک اتفاق ساده نبوده و بخشي از سناريوي صهيونيسم جهاني است که يکي از دلايل مهم آن فرونشاندن آثار شوک ناشي از طرح رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دکتر احمدي نژاد درخصوص تحقيق درباره هلوكاست مي باشد که بخوبي فاقد دليل بودن آن دروغ تاريخي بزرگ بنيادين صهيونيسم جهاني را باثبات ميرساند والا« آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟» در کنار اين هدف به اهداف ديگري از قبيل : اولا: سرگرمي مسلمانان جهان و جلوگيري ازپرداختن آنان به مسائل اساسي ديگر نظير قضيه سوريه ، عراق ، فلسطين و مقوله هسته اي ايران اسلامي دوما: معرفي مسلمانان جهان بعنوان عناصر خشونت طلب و مخالفان آزادي بيان !(2) (همان چيزي که در کاريکاتور ها هم سعي شده بود تا پيامبر رحمت و رمز کرامت مسلمانان را با آن چهره به تصوير بکشند .!) اين همه علاوه بر آنکه جايگاه حياتي هلوكاست را بعنوان بنيادي ترين بنيان صهيونيست ها را مشخص مي سازد ؛ حکايت از وحشت غرب درباره ابعاد اين ابرافسانه تاريخي دارد فلذا چون در مقام منطق و استدلال حرفي براي عرضه ندارند به فحاشي و هوچي گري روي آورده اند و بقول ضرب المثل غربي « عقل هايشان که نعطيل شده دست هايشان بکار افتاده است !» لذا بر انديشمندان متعهد اسلامي مخصوصا دانشجويان جهان اسلام فرض است تا با ارائه هرچه بيشتر اسناد افشاگر کذب بودن هلوكاست – اين مرغ تخم طلاي صهيونيستي- اذهان بيطرف اکثريت جهانيان را روشن نمايند. مسلما نور الهي با چنين بادهائي خاموش نمي شود و برعکس اينچنين اقدامات سخيف و ابلهانه صهيونيست ها مسلمانان را در شناخت دشمني دشمنان خود کمک نموده بر ميزان وحدت روزافزون جهان اسلام خواهد افزود. (1) رئيس سازمان بسيج دانشجويي کشور (2) در جريان اعتراض جمعي از دانشجويان تهران درجلو سفارت دانمارک و در حالي که سفارت کاملا تخليه شده بود 20 گالن بنزين بطرز مشکوکي در محوطه سفارت قرار داده شده بود که شايد در اثر ايجاد آتش سوزي مهيب و گسترده در آن محل، تصويري وحشيانه و خشن از اسلام و مسلمانان به دنيا مخابره مي شد که با هوشياري دانشجويان معترض از وقوع آن جلوگيري گرديد . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 23:20 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
بازگشت به سرزمين موعود بررسي شكل گيري حكومت و نيروهاي مسلح اسرائيل سياست صهيونيسم از بدو ورود يهود به فلسطين در سال 1907 تاكنون بر پايه نظامي گري و خشونت استوار گرديده است. براي مثال ده تن از يهودياني كه در سال 1907 در يافا براي رسيدن به اهداف يهود هم قسم شده بودند تحت گروه ‹‹ پارژيورا›› پرچمي برافراشتند با اين شعار‹‹يهود با آتش وخون نابود شد و با آتش وخون بار ديگر قيام خواهد كرد››. در واقع همين شعار اساس پيشرفت ارتش اسرائيل در مراحل گوناگون، ايجاد ارتباط آن با روند مهاجرت يهوديان و تقويت از طريق جذب نيروهاي تازه محسوب مي شود. ازجمعيت پنج ميليون نفري اسرائيل تقريبا 645 هزار نفر آن نظامي (141 هزار نفر سرباز عادي و 504 هزار نفر نيروي ذخيره) و حدود 135 هزار نفر شبه نظامي هستند كه داراي كد نظامي، يگان و آموزش هاي دوره اي ميباشند. پتانسيل هاي ميليتاريستي اسرائيل از مهمترين عناصر حفظ بقا و حيات اين رژيم به حساب مي آيد. قبل از تشكيل رژيم اسرائيل سازمانهاي نظامي و شبه نظامي گوناگوني در فلسطين تشكيل شد كه وظيفه آنها حفظ شهرك هاي يهودي نشين در مقابل حملات مقاومت فلسطين و هجوم به روستاهاي اعراب بود. برخي از اين گروهها چون ‹‹هاگانا›› و‹‹ پالماخ›› از حمايت لجستيكي و آموزشي افسران انگليسي نيز برخوردار بودند. جامعه اسرائيل يك جامعه كاملا نظامي است كه كليه يهوديان در آن ملزم به گذراندن دوره خدمت اجباري نظام مي باشند. اين رژيم با توجه به موقعيت خاص جغرافياي نظامي و سياسي سرزمين فلسطين، سياست هاي خاص وخشك نظامي را سرلوحه خود قرار داده است. به گفته موشه دايان، اسرائيل داراي سياست خارجي نمي باشد بلكه سياست دفاعي را در اولويت قرار داده است. اين امر به معني ارجحيت اهداف امنيت ملي بر اهداف سياست خارجي براي بقا و حفظ موجوديت اسرائيل مي باشد. دركشورهاي مختلف جهان عمدتا استراتژي ملي، استراتژي هاي نظامي راكنترل كرده و عملكرد نظامي بخشي از يك استراتژي ملي فراگير مي باشد. در رابطه با اسرائيل اين موضوع صدق نمي كند زيرا تحت تاثير عوامل مختلف اين دو سطح از استراتژي با يكديگر ادغام شده و يك استراتژي نظامي بزرگ، سياست و دولت اين كشور را فرا گرفته است. عناصري چون؛ ماهيت غير بومي و مهاجرت، عدم مشروعيت قانوني حاكميت بر سرزمين، ترس از نابودي و نبود عمق استراتژيك، ضعف و نقصان نيروي انساني يهود در برابر نيروي انساني اعراب و نكته مهمتر تسخير سياست به وسيله نظاميان، باعث شده استراتژي كلان اسرائيل به شكل نظامي در آمده و به واقع يك استراتژي كاملا نظامي بر انديشه و عمل دولت حاكم گردد. استعداد نظامي و تسليحاتي اسرائيل الف- وزارت دفاع اين وزارت خانه به سازماندهي و كنترل امور نيروهاي نظامي ( دريايي، هوايي و زميني) پرداخته و مسايل مربوط به اشتغال و بازنشستگي نيروهاي ارتش و امور مجروحان جنگي را بر عهده دارد. يك اداره به نام‹‹گدناع›› در اين وزارت خانه متولي آموزش شبه نظاميان دختر و پسر 14 تا 18 ساله است. از جمعيت 5 ميليوني اسرائيل 654 هزار نفر نظامي و حدود 135 هزار نفر شبه نظامي اند كه اين عده داراي كد نظامي، يگان و آموزشهاي دوره اي هستند. ب- تشكيلات و تجهيزات نيروهاي مسلح ستادكل مشترك بالاترين جايگاه مسلط بر نيروهاي هوايي، دريايي و زميني در اسرائيل مي باشد (هرچند تمام اين نيروها داراي استقلال ذاتي مي باشند). اين ستاد از دو قمست هماهنگ كننده و اجرايي با فرماندهي عملياتي و سازماني تشكيل شده و رئيس آن بالاترين جايگاه نظامي اسرائيل مي باشد. گروه ستادي، بالاترين فرماندهي مسلح را تشكيل داده و مستقيما فرماندهي نيروي زميني را بر عهده دارد. اين فرماندهي حالت سازماني دارد در حاليكه فرماندهي نيروي هوايي و دريايي از نوع فرماندهي عملياتي است. همچنين گروه ستادي بخشهاي هماهنگ كننده از قبيل ستادكل، تداركات، نيروي انساني و اطلاعات را در بردارد. ستاد اجرايي نيز شامل فرماندهي رسته هاي مختلف، افسر رابط، افسر رسته زنان،خاخام نظامي و دادستان كل نظامي مي باشد. پ- فرماندهي نظامي ارتش رژيم اسرائيل داراي هفت فرماندهي است كه سه فرماندهي آن در مناطق شمال، جنوب و ميانه عملياتي و چهار فرماندهي ديگر غير عملياتي مي باشد. فرماندهي شمال مسئوليت منطقه الجليل، مرزهاي لبنان، سوريه و اردن را بر عهده دارد. فرماندهي منطقه مياني نيز بر بخش مركزي اين كشور وكرانه باختري، اشراف دارد درحاليكه فرماندهي منطقه جنوب مسئوليت عملياتي و اداري نيروهاي مستقر در مناطق جنوب اسرائيل را بر عهده دارد. هر فرماندهي با گروه ستادي همكاري داشته و براي تربيت كادر نظامي، دانشكده امنيت ملي و دانشكده رسته هاي مشترك ( فرماندهي و ستاد) به آموزش نيروهاي نظامي و غير نظامي مي پردازد. نيروهاي نظامي اسرائيل به شرح ذيل مي باشد: 1- نيروي زميني برابر بررسي هايي كه در پاييز سال 2000 به عمل آمده استعداد نيروي انساني، يگانها و تجهيزات نيروي زميني ارتش اسرائيل به شرح زير مي باشد: نيروي انساني: نيروي انساني اسرائيل 499 هزار تن شامل 136 هزار سرباز نيروي ضربت و 363 هزار سرباز احتياط است. همچنين 7500 تن از نيرويهاي ناحال و شش هزار نفر نيروهاي گارد مرزي را مي بايست به آن اضافه نمود. مجموع يگانها:1- دو سپاه هر سپاه به استعداد سه تا 4 لشگر كه هر لشگر بين 15 تا 20 هزار نفر مي باشد.2- دوازده لشكر زرهي ومكانيزه.3- چهار لشكر پياده منطقه اي4- پنج تيپ مستقل زرهي و مكانيزه5- پنج تيپ چتر باز و هوابرد. با توجه به اينكه دكترين نظامي اسرائيل، استراتژي پيشدستي را برگزيده، بنابراين ارتش اسرائيل تاكتيك رزمي خود را بر اساس مانور سريع و بدست گرفتن ابتكار جنگ و تهاجم بر دشمن در خارج از مرزهاي كشور بنا نهاده است، برهمين اساس تكيه اصلي ارتش بر نيروهاي زرهي و مكانيزه مي باشد. تعداد تانكهاي رزمي اين رژيم 3895 دستگاه است كه هر ساله با توليد تانك‹‹ ميركاوا ›› بر تعداد آنها افزوده مي شود. اسرائيل علاوه بر تانك ميركاواي 1و2و3 تعدادي تانك آمريكايي از نوع 60m- نيز در اختيار دارد. تعداد نفر برهاي زرهي و شناسايي ارتش اسرائيل به 5300 دستگاه مي رسد كه فزاريت، تاگماشوت، رامتا و m113 آمريكايي مهمترين آنها را تشكيل مي دهد. همچنين اين رژيم 2800 دستگاه نفربر 2-m و3- m نيز در اختيار دارد. تعداد توپهاي متوسط و سنگين اسرائيل با كاليبر 120 تا 203 ميليمتري برابر با 1925 عراده مي باشد. همچنين تعدادي سكوي پرتاب موشك و سيستمهاي پدافند هوايي مانند موشكهاي‹‹ شاربارال›› و‹‹ استينگر›› در اختيار نيروي زميني اسرائيل قرار دارد. 2- نيروي هوايي استعداد انساني نيروي هوايي اسرائيل 86500 نفر مي باشد كه 32500 تن از آنان خدمت نظامي خود را مي گذرانند و 45000 نفر آنان سرباز احتياط هستند. تعداد هواپيماهاي جنگنده اسرائيل 742 فروند مي باشد كه از لحاظ كيفي بالاترين و پيشرفته ترين سطح را در خاورميانه داراست. اكثر اين هواپيماها از آمريكا خريداري شده، خلبانان و كارشناسان آن از لحاظ آموزش از سطح بالايي برخوردار هستند. مزيت نيروي هوايي اسرائيل اتكاي آن بر سيستمهاي پيشرفته الكترونيكي مي باشدكه آنرا بر نيروي هوايي اعراب برتري داده است. جنگنده هاي اين رژيم شامل F-15 ايگال ، F-16، F4، فانتوم و اسكاي هوك مي باشدكه اخيرا توليد هواپيماهاي كفير نيز به منظور ترابري در داخل اسرائيل انجام مي گيرد. هواپيماهاي جنگنده اين رژيم قابل تجهيز به موشكهاي هوا به هواي‹‹ سايدوايندر›› ‹‹ اسپارو›› و‹‹شافرير›› مي باشد. نيروي هوايي اسرائيل موشكهاي ضد راداري و بمب هاي هدايت شونده با اشعه ليزري نيز در اختيار دارد. تعداد بالگردهاي رزمي و شناسايي اسرائيل 253 فروند و از نوع آپاچي ديفندر و ترابري مي باشد.همچنين نيروي هوائي اسرائيل داراي 93 فروند هواپيماي ترابري و 136 فروند هواپيماي آموزشي است. اين نيرو مجهز به هواپيماهاي هشدار دهنده و شناسايي و جاسوسي از نوع E-2 و بوئينگ 707 و هواپيماي كنترل از راه دور مي باشد. پدافند هوايي اسرائيل متكي بر شناسايي توسط هواپيماهاي هشدار سريع و سيستم رادار پيشرفته و موشكهاي زمين به هواي هاك است. اين رژيم در جنگ خليج فارس در سال 1991 توانست به موشكهاي آمريكايي پاتريوت و آرو نيز دست يابد. اسرائيل در سال 1967 بدنبال تحريم فرانسه توليد جت هاي جنگنده را شروع كرد. براساس گزارش موسسه بين المللي مطالعات استراتژيك لندن، اسرائيل بيش از 600 فروند هواپيماي حمل و نقل و سوخت رساني در آسمان از نوع بوئينگ 707، 97-C و 130-C داراست. طبق آخرين گزارش تحقيقاتي مركز مطالعات استراتژيك تل آويو كه اخيرا منتشرشده هر اسكادران هوايي اسرائيل متشكل از چهار فروند هواپيماي F-15 و F-16 مي باشد كه قدرت حمل سي تن بمب را دارد. رژيم صهيونيستي همچنين يك قرار داد پنج ميليارد دلاري با آمريكا براي خريد 30 فروند جنگنده F-15E و 60 فروند جنگنده F-16 مجهز به رادار پيشرفته و سيستم پروازي لانترين و دستگاه هدف ياب زميني بسته است. پروژه جت هاي جنگنده اسرائيل موسوم به ‹‹ شير جوان›› كه در داخل اسرائيل با بهره گيري از تكنولوژي و ابزارهاي آمريكايي توليد مي شود از عمده ترين سلاحهاي مورد استفاده هوايي اسرائيل است و توان عملياتي مشابهي با جنگنده هاي آمريكايي F-16 وF-18 آمريكا دارد. يكي ديگر از هواپيماهاي اسرائيلي كه داراي توان عملياتي بالايي است هواپيماي لاوي است كه دو ميليارد دلار هزينه توليد آن با همكاري آمريكا تامين شده است. رژيم صهيونيستي از امكانات ماهواره اي نيز بهره برداري مي نمايد و تاكنون ماهوارهاي آموس (amos) وافق (OFEg) را كه قادر به عكسبرداري از سطح زمين بوده و كشورهاي ايران، عراق و سوريه را زير پوشش دارند به فضا پرتاب كرده است. براساس ادعاي اسرائيلي ها اين ماهواره ها توانايي خواندن شماره پلاك خودروها در خيابانهاي اين سه كشور را دارند. 3- نيروي دريايي نيروي دريايي اسرائيل داراي نوزده هزار نفر نيرو است كه نه هزار تن از آنان سربازان وظيفه مي باشند. اين نيرو داراي سه زير دريايي از نوع ‹‹ فيكرز›› انگليسي بوده و يك زير دريايي از نوع دلفين نيز در حال ساخت در آلمان دارد. همچنين اسرائيل داراي كشتيهاي ساعر 2و 3 و 4 وقايق هاي تندرو ‹‹ دفورا›› و‹‹ دبور›› مجهز به موشكهاي دريا به دريا و يازده كشتي متوسط و كوچك است. اين نيرو علي رغم حجم كم، تسليحات پيشرفته به ويژه در بخش موشكي، الكترونيكي و چرخبال در اختيار دارد. اين بدان جهت است كه اين نيرو داراي وظايف متعددي از جمله؛ زير نظر داشتن آبهاي ساحلي و امنيت سواحل بوده و احساس نياز به اطلاعات و تكنولوژي باعث روي آوردن به فناوري پيشرفته در آن گشته است. چندي پيش رژيم صهيونيستي به دليل كمبود منابع مالي، قرار داد ساخت قايقهاي توپدار سير- 5 (Sear-5) را به جاي واگذاري به شركت كشتي سازي اسرائيل به يك شركت آمريكايي واگذار كرد. آمريكا و آلمان نيز به دنبال مجهز كردن اسرائيل به سه زير دريايي اتمي با قابليت پرتاب موشكهاي هسته اي هستند. اين زير دريايي ها با هزينه آمريكا و آلمان و وام اعطايي به اسرائيل در آلمان ساخته خواهد شد و آمريكا قصد دارد سكوهاي پرتاب موشك را نيز روي آنها سوار نمايد. با تكميل اين زير درياييها اسرائيل توان حمل تسليحات هسته اي را به هر نقطه از خاورميانه خواهد داشت. اين زيردرياييها مجهز به موتور ديزل و صدا خفه كن بوده و به همين دليل رديابي آنها در زيرآب بسيار دشوار است. سرعت اين زير دريايي ها ده گره دريايي در ساعت مي باشد كه در اين صورت قادر است7200 كيلومتر را بدون سوختيگري طي نمايد. منابع 1- حميد احمدي، ريشه هاي بحران در خاورميانه، انتشارات كيهان، چاپ دوم، سال 1377 2- روژه گارودي، تاريخ يك ارتداد، ترجمه : مجيد شريف، موسسه خدمات فرهنگي رسا، چاپ سوم، سال 1377 3- ناهوم سوكرلوف،تاريخ صهيونيسم، ترجمه: داود حيدري، موسسه مطالعات تاريخ معاصر، سال 1377 4- فصلنامه خاورميانه، شماره 13 سال 1377 5- سياست و حكومت رژيم اسرائيل، موسسه مطالعات فلسطين، ترجمه: مركز مطالعات و تحقيقات انديشه سازان نور، انتشارات مركز انقلاب اسلامي، سال 1377 6- استراتژي نظامي و برنامه هاي تسليحاتي اسرائيل، مجله سياست دفاعي شماره 18 سال 1376 7- فصلنامه خاورميانه، شماره15-14، سال 1377 8- سعيد لطفيان، زراد خانه اتمي اسرائيل، مجله اطلاعات سياسي – اقتصادي، شماره 116-115 9- روزنامه جمهوري اسلامي در تاريخ هاي 19/3/1378و20/3/1378 نويسنده:محمد كرمي كامكار منبع:ماهنامه زمانه شماره 20 ارديبهشت 1383 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:59 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
هشتم شهریور سالگرد تلاش مذبوحانه منافقین و نفوذی ها است که دو عزیز را از ملت ایران گرفتند . باگذشت۲۵ سال از شهادت شهیدان رجایی وباهنر نکات مبهم زیادی در مورد شهادتش همچنان باقی است مقله زیر اثر برادر عزیز جناب آقای گلپور کامی در راستای روشن سازی این ماجراست. دولت یار در چشم دشمنان همچو خار بود... کشمیری کیست؟
کشمیری ها کیستند؟
از مصاحبه محقق با «سیدرضا زوارهای» - آبان و آذر 1379:... «كشمیری» به عنوان یك عنصر نفوذی كه تا دبیری شورای امنیت هم بالا آمده و امكان نفوذ بیشتر هم دارد برای مسئولین شبكه خودش؛ این قدر بیارزش بوده كه او را خرج ترور افرادی بكنند كه به سادگی از طرق دیگر میشد، آنها را ترور كرد؟!... چه اتفاقی افتاد كه او خرج این ماجرا شد؟ (ص531) سؤال سید «رضا زوارهای» از وزیر [وقت] دادگستری26/5/1360: هیچگاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانهها، چه روزنامهها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخستوزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه میكند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوستهای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ میدهند. (ص576) از روزنامه كیهان19/11/1378- مصاحبه با «علی فرزین»:... با آنكه خیلی جوان بود و قابل مقایسه با آنها نبود، ولی به دلیل فعال بودن، ردهاش در نهضت آزادی بالا بود. او بعداً به نخستوزیری رفت. در جریان وانمود كردن اینكه «كشمیری» شهید شده، نقش داشت. (ص 599) از مصاحبه محقق با «شاهد(ش)»:... ما دیدیم كه یك مقداری حواسمان روی دور و بریهای خودمان فعلاً باید بیشتر باشد؛ من روی سوابق «محمد رضوی» كار كردم. اولین نكته جالب این بود كه اسم كاملش «محمدكاظم پیرو رضوی» بود... چرا آدم باید بین خودیها اسم كاملش را كسی نداند. خب توی سوابق استعلام شد كه بحثهای اسناد ساواك روی جریان حجتیه جواب داد... (ص631) *برگرفته از فصل هشتم كتاب شنود اشباح؛ مروری بر كارنامهی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، رضا گلپور چمركوهی، تهران: نشر كلیدر، چاپ اول، پائیز 1381، 994ص |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 21:58 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
بازخوانی پرونده شیخ مهدی کروبی در بنیاد شهید
یکی از سئوالاتی که در مورد شخصیت «مهدی کروبی» دبیرکل کنونی حزب اعتماد ملی و کاندیدای انتخابا آتی ریاست جمهوری مطرح بوده است، میزان بالای هزینههای این حزب و همچنین ستادهای انتخاباتی وی است. در22 اسفند 1358 مهدی کروبی به سمت سرپرست بنياد شهيد انقلاب اسلامي منصوب شد. وی تا 6 مرداد 1371 مسئولیت این بنیاد برعهدهی وی بود. در این تاریخ وی با نظر مقام معظم رهبری از این سمت برکنار شد. مفاسد مالی بسیاری در دوران مدیریت وی در بنیاد شهید اتفاق افتاد که برخی هنوز هم لا ینحل مانده است. گفته میشود ثروت هنگفت وی که سالها اورا در پیشبرد آمال سیاسی اش از جمله شرکت در انتخابات و اخیرا هم تاسی یک حزب فراگیر موثر بودهاست. آقای «جواد میرفندرسکی» در اواخر دورهی مدیریت آقای کروبی معاونت حقوقی بنیاد شهید را برعهده داشته است. وی مطابق حکم دریافتی وظیفه داشت با تاسیس معاونت حقوقی در بنیاد، یک سیستم کاملا متمرکز در میان واحدهای از هم گسیخته حقوقی این ارگان ایجاد نماید. وی پس از اصرار بر حسابرسی واحدهای بنیاد با تهدیدهای مختلف از جمله ضرب و شتم فیزیکی مجبور به استعفا شد. وی پس از اخراج از بنیاد شهید در مصاحبهای از ابعاد مختلف سوء مدیریت کروبی در دوران مدیریت وی بر بنیاد شهید پرده برداشت. گفته میشود افشای این مسائل در آن زمان نقش بهسزایی در تغییر سرپرست بنیاد شهید داشت. نظر به اینکه مطالعه این مصاحبه روشنکنندهی بسیاری از مطالب مبهم سابقهی کروبی است و تاکنون به آن به خوبی پرداخته نشده است، خلاصهی مصاحبهی میرفندرسکی را به نقل از خبرنامه جامعهی روحانیت مبارز تهران (شماره۶ – مورخ۷ دی ۱۳۷۰ ) را درج می کنم. لازم به ذکر است که این مصاحبه پس از گذشت ۱۴ سال برای اولین بار و در وبلاگ رایگاه منتشر میگردد. (همچنین ذکر این نکته خالی از اهمیت نیست که درمطالعه این مصاحبه از ارزش زمانی پول نبایست غافل شد، چراکه در دهه 60 هر دلار آمریکا برابر 70 تومان بودهاست):
...اولین مسئله این است که یک عدهای در بنیاد شهید یک جوی را به وجود آوردند که هر کسی از بیرون داخل اینجا شود با او برخورد میکنند، به هر نحوی که بتوانند سعی میکنند در کارش و برنامهاش موفق نباشد، یا خودش برود یا با بیآبرویی کنارش بیاندازند. این برنامهی عمده و عمومی بسیاری از آقایان است که در بنیاد شهید کار میکنند.
امور مالی: درآمدهای واحدها به حساب مرکزی بنیاد ارتباط ندارد. هیچ اساسنامه و شرح وظیفه مدونی برای هیچ واحدی وجود ندارد. اولین اساسنامه را واحد حقوقی زیر نظر معاون حقوقی برای خودش تدوین و به تصویب آقای کروبی رساند. پیشنهاد دوم معاونت حقوقی تمرکز امور مالی، بودجهی دولتی، بخشش مردم، اموال توقیفی و مصادرهای و درآمد حاصل از فعالیتهای اقتصادی ]بود.[ به اتفاق همه مخالفت کردند، جز آقای رحیمیان (قائم مقام وقت بنیاد شهید و نماینده کنونی ولیفقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران)که از طرح خزانهداری متمرکز حمایت کرد، حتی آقای کروبی هم مخالفت کرد. ... مدارکی داشتیم که خانههای 90 میلیونی را 5/2 میلیون فرختند. یک نامه از آقای کروبی آوردند که 15760متر مربع زمین در جماران را به آقای ... بدهید. زیر بار نرفتم. به شدت عصبانی شدند و مدیر دفتر آقای کروبی تماس گرفت که شما حق دخالت در این امور را ندارید. آقای کروبی هم شنید و ناراحت شد که چرا فلانی دارد کارشکنی میکند. مغازه بوتیک تقاطع طالقانی- ولیعصر را به 400 تومان به پسرخالهی آقای ... اجاره دادند. تقاطع کریمخان و حافظ هتلی را به ماهیانه 40هزار تومان دادهاند و وقتی خواستیم بلندش کنیم، 110 میلیون تومان حق کسب و پیشه خواسته ]است.[ مستاجر فامیل یکی از بزرگان بود. این درحالی بود که مادر دو شهید بدون شوهر و بچه ]که [شبانه اثاثیهاش را بیرون ریختند، پیش من آمد. از طرفی خانههای خانواده شهدا را به خاطر 70 میلیون کسری بودجه دارند تعطیل میکنند. قبل از این مسایل دو نامه 10-12 صفحهای با سند و مدرک به آقای کروبی نوشته بودم و خواستم که با عاملین برخورد کند، محرمانه و با دست خط خودم، هیچ اعتنایی نکرد. بعدا از آقای رحیمیان (قائم مقام بنیاد شهید) خواستم از وی بپرسد چه موضعی دارد؟ آقای کروبی گفت: به دقت خواندم، بعدا موضع میگیرم. در نامه دوم درخواست کردم اگر مرا بر صواب نمیدانی، حاضرم کنار بروم... . درآمد حاصل از فروش به حساب شخصی آقای سنگانیان و سرداری (مسئولان وقت فروش و دفاتر نمایندگی در قوهی قضاییه) ریخته میشود. دومی خواهرزاده با فامیل نزدیک وی است. این دو نفر به اتفاق رحیمی (معاونت بازرسی وقت بنیاد) در سال 60 از دادستانی اخراجی هستند که آنجا علیه شهید قدوسی کار میکردند. طلا و جواهرات: ... دهها کیلو طلا و جواهرات قیمتی حاصل احکام سرپرستی و مصادرهای به نفع بنیاد شهید بودهاست. از این مقدار طلا و جواهرات فقط مقدار اندکی در بانک مرکزی به امانت است و مابقی آن – شاید چهارپنجم آن – معلوم نیست که چه شده، کجا رفته، در چه راهی هزینه شده و ... کارخانجات وابسته: حدود 250 کارخانه، شرکت، موسسه، دامپروری و مرغداری تحت پوشش و سرپرستی بنیاد قرار گرفته، که از حداقل 20-30% سهام تا صد درصد آنها تحت پوشش میباشد. از این 250 عدد کارخانه و ... همه ساله حداکثر تا 450 میلیون تومان به آقای کروبی داده شده است. (به آقای کروبی داده شده است نه به بنیاد شهید!) در صورتیکه تنها حساب آمار به دست آمده تنها سود خالص یک کارخانهی رادیوتلویزیونسازی بنیاد، در حدود 600 میلیون تومان ]بوده[ و تنها یک شرکت «مرغداری زربال» چیزی در حدود 80 میلیون تومان سود خالص داشته و ... بقیه چه شده؟ به کجا رفته؟ چه کسی هزینه کرده؟ کجا هزینه کرده؟ در چه راهی هزینه شده؟ ما نمی دانیم. حساب شخصی: درحدود9500 منزل، دفتر، تجارتخانه، هتل و امثالهم تحت پوشش املاک و مستغلات بنیادشهید است که همه ماهه اجاره داده میشود. حاصل اجارهها به حساب بخصوصی (بهجز حساب بنیاد شهید) در بانک رفاه کارگران تقاطع مفتح- طالقانی واریز میشود. و بعد چه میشود؟مشخص نیست. به حساب چه کسی واریز میشود، معلوم نیست؟ کجا هزینه میشود؟ چگونه هزینه میشود؟ چهقدر به بنیاد شهید دادهمیشود، معلوم نیست؟ باغات و مزارع: ... صدها هزار هکتار باغ، زمین مزروعی و امثالهم تحت پوشش بنیاد شهید است. حاصل اینها ]چیست[؟ چقدر تولید دارند؟ و چه میکنند؟ حاصل فروش یا اجارهی اینها را چه می کند مشخص نیست، ماهم اطلاع دقیقی نداریم! اموال: همهساله میلیونها تومان اموال منقول توقیفی و سرپرستی و مصادرهای طاغوتیان، فراریان، بهائیان و یودیان و ... توسط واحد اموال منقول بهفروش میرسد. حاصل فروش چیست؟ و چه میکند، فقط خودشان میدانند، ماهم نمیدانیم. همهساله میلیاردها تومان حاصل فروش اموال مصادرهای از خانه، اتومبیل، دفتر، تجارتخانه، مغازه، پاساژ تلفن و... میشود که توسط واحد فروش فروخته میشود و به حسابهای بخصوصی که آقایان سرداری، سنگانیان و بابایی افتتاح کردهاند، واریز میشود. حاصل این فروشها چه میشود، فقط خودشان می دانند. ولی آنچه مسلم است به حساب بنیاد شهید واریز نمیشود و غالبا هم به حسابهای شخصی واریز میشود و با این مباغ در داخل و خارج از کشور سرمایهگزاری میکنند، ]ولی[ حاصل سرمایهگزاری چه میشود، باز هم مشخص نیست. آنچه مسلم است این است که، این آقایان ادعا میکنند حداقل در هر سال همان مبلغی که سرمایهگزاری میکنند، سود بهدست میآورند. بنابراین باید حاصل فروش همهساله را ضربدر 3 کرد و آنوقت به حساب و کتاب نشست. فقط همین امسال ]– سال 1370-[ مبلغی در حدود 12 میلیارد تومان حاصل فروش اموال مصادرهای بودهاست. اینکه این مبالغ چه میشود، کجا میرود، چگونه هزینه میشود، مشخص نیست! فقط سه نفر فوقالذکر و آقای کروبی و حاجیه خانم کروبی میدانند و حتی آقای رحیمیان قائم مقام بنیاد هم اطلاعی ندارند. معادن: صدها معدن سنگ و معدنهای زینتی و ... تحت پوشش بنیاد شهید است. از سرنوشت این معادن فقط آقای سنگانیان اطلاع دارند و حتی آقای کروبی هم اطلاع دقیقی ندارند. با قیمتهای خندهآوری، اجاره میدهند و یا تولیدات آنها زا میفروشند. افراد بسیاری درصدد اجاره و یا خرید آنها با قیمتهای بسیار بالاتر، حتی سه برابر و چار برابر هستند، ولیلی به لحاظ منافع شخصی که در اینگونه اجارههاو ... دارند، مایل به اجاره به این افراد نیستند. اینکه حاصل این تولیدات معدنی چهمیشود، کجا میرود، کجا هزینه میشود، هیچکس نمیداند. آقای سنگانیان در این زمینه فعال مایشاء است. فروش: تا این اواخر، اموال مصادرهای از خانه، منزل، مغازه، دفتر، و... را به طریق عادی و به هرکس که میخواستند و به هر قیمتی که مصلحت میدانستند، به افراد عادی میفروختند یا واگذار میکردند. و هیچ ضابطهی خاصی هم نداشتند. ولی اخیرا سعی میکنند، از طریق مزایده بهفروش برسانند. دفتر فروش متولی این اموال است. در همین زمینهها هم حیله و تقلب بهکار میبردند. مثلا اگرچه آگهی مزایده منتشر میکنند ولی عملا وضعیتی بهوجود میآورند که کسی در مزایده شرکت نکند یا افراد موفق به بازدید از محل و در نتیجه شرکت در مزایده نمیشوند. و یا اینکه فرمهای آنان به هر نحوی از مزایده خارج میشود. و تنها آن افرادی که مایل باشند باقی میمانند و فقط نتیجه به آنان برمیگردد. از اول سعی میکنند که قیمتهای معینی را به مزایده بگذارند، کارشناسان بخصوصی دارند که هر چه آنها بخواهند، اعلام میکنند. فقط یک آمار سرانگشتی و عادی از درآمد حاصل از فروشِ واحد فروش در چند سال گذشته و تطبیق ارقام کارشناسی شده با ارقام واقعی موید این مطلب است. یک آمار ساده نشان میدهد که ارزش واقعی املاک فروخته شده چقدر بوده و این آقایان چهقدر فروختهاند و به چه افرادی فروختهاند. لیست این اموال در دادستانی انقلاب موجود است... .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:5 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||