تبليغاتX
رایگاه
تارنمای دیدمان و اندیشه - محمدجواد اخوان

قلمهاي زهرآلود اصرار دارند ثابت كنند
در كشور وضعيت فوق‏العاده است

 در حالي كه تنها 6 روز به پ‍ايان مهلت قطع نامه 1737 به ايران باقي است، رهبر حكيم انقلاب اسلامي در بيانات روز گذشته شان سياست رسمي جمهوري اسلامي را مقاومت در برابر زياده خواهي هاي غرب و انرژي هسته اي را مساله اي سرنوشت ساز براي آينده كشور برشمردند.

حضرت آيت الله خامنه اي همچنين از حضور مردم در راهپيمايي 22 بهمن تشكر كردند و اين حركت و حضور را موجب نمود پيدا كردن قدرت جمهورى اسلامى و نظام اسلامى جلوِ چشم دشمنان ارزيابي كردند.

اما مهمترين بخش بيانات رهبر حكيم انقلاب به انتقاد شديد ايشان از برخي عناصر مرعوب داخلي برمي گشت. ايشان با بيان اين كه هر چه دشمن در يك ملتى احساس ضعف كند، جرى‏تر مى‏شود، فرمودند: اشتباه مى‏كنند آن كسانى كه حرفهايى مى‏زنند كه دشمن را جرى مى‏كند. گاهى مى‏گويند در كشور بحران هست، گاهى يك نقاط ضعفى را كه وجود دارد، اما اينقدر اهميت ندارد، ده برابر در اظهارات خودشان درشت مى‏كنند؛ در مطبوعات خودشان منعكس مى‏كنند. اينها اشتباه مى‏كنند.
 حضرت آيت الله خامنه اي همچنين با تاكيد بر اين كه  اگر يك ملتى، يك جمعيتى، يك شخصيت سياسى‏اى بر خلاف نظر آنها و خواست آنها حرف بزند، او را به انواع اتهامات متهم مى‏كنند، فرمودند:  در مقابل اين دشمن، اظهار ضعف نبايد كرد. اگر ضعفى هم بود، نبايد در مقابل او بيان كرد، چه برسد به اينكه ضعفى نيست؛ بحران در كشور نيست. چرا دروغ مى‏گويند؟ چرا طبق ميل دشمن رفتار مى‏كنند؟ بحمداللَّه كشور با يك ملت قوى، منسجم، باهوش، بيدار، و با مسؤولان دلسوز، فعال و كارآمد، مشكلاتشان را يكى پس از ديگرى حل مى‏كنند و حركت مى‏كنند. زندگى ملتها همين‏جور است. چه بحرانى؟ چه وضعيت فوق‏العاده‏اى در كشور هست؟

 ايشان با بيان اين كه برخي نيش قلمهاي زهرآلود اصرار دارند ثابت كنند در كشور وضعيت فوق‏العاده است، به بررسي انگيزه هاي برخي براي ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم پرداختند: به خاطر انگيزه‏هاى گوناگون: يكى با دولت بد است، يكى با اصل مفاهيم انقلاب بد است، يكى با اصل انقلاب بد است، يكى دنبال قدرت‏طلبى است، يكى بر اثر كج‏فهمى است. نه، واقعيت قضيه اين‏جورى نيست كه اينها تصوير مى‏كنند؛ واقعيت قضيه اين است كه ما بحمداللَّه يك ملت منسجم داريم؛ هم منسجم است ملت ما، هم باهوش و بيدار است. ببينيد، تا احساس تهديد مى‏كند، اين بيست‏ودوى بهمنِ باعظمت را به راه مى‏اندازد. هر چه دشمن بر روى يك نقطه‏اى متمركز بشود، بيشتر اصرار كند، ملت ما روى آن نقطه حساس‏تر مى‏شود.

 رهبر حكيم انقلاب درباره مساله هسته اي ايران برخي عناصر مرعوب داخلي را همدست دشمن دانستند و فرمودند: دشمنان سعى كردند مسئله‏ى هسته‏اى را در كشور ما از چشم مردم بيندازند، يك عده هم شروع كردند به اينها كمك كردن. عرض مى‏كنم همين آدم‏هاى كوته‏فكر و سطحى‏نگر، احياناً هم بعضى‏شان دلداده‏ى به آن سوى مرزها، مى‏گويند: انرژى هسته‏اى را مى‏خواهيم چه كار كنيم؟! با اين خرج زياد، با اين زحمت زياد، با اين همه دردسر. اما ملت تسليم نشد. مردم ما بيدار بودند، فهميدند كه مسئله‏ى هسته‏اى، فقط مسئله‏ى امروزِ كشور ما نيست؛ مسئله‏ى فرداهاى كشور و آينده‏ى كشور است؛ مسئله‏ى سرنوشت كشور است. اين حق مسلّم خيلى از كشورها و ملتهاست، اما مثل شما نمى‏آيند توى ميدان تا اين حق را مطالبه كنند. نتيجه چه مى‏شود؟ نتيجه اين مى‏شود كه آن كسانى كه توانسته‏اند انرژى هسته‏اى را به دست بياورند، در آينده‏ى نه‏چندان دورى خواهند توانست سرنوشتِ انرژى دنيا را در دست داشته باشند. حالا آنها نفت را ندارند، ولى اگر همين نفت - فعلاً انرژى كنونى ما نفت و گاز است - كه در اختيار كشور ما و كشورهاى اين منطقه‏ى خليج فارس هست، در دست ديگران بود و بنا بود آنها به ما بدهند، من بارها گفته‏ام كه نه بشكه‏اى، هر بطرى‏اش را گرانتر از قيمتى كه ما امروز به آنها يك بشكه را مى‏فروشيم، به ما مى‏فروختند؛ با هزار تحميل. آنها مى‏خواهند فردا كه نفتى وجود نداشت در دنيا - نفت كه تا ابد نمى‏ماند، تمام مى‏شود - اختيار انرژى در دست آنها باشد. ملتهايى كه مى‏توانند خودشان توليدِ انرژى كنند، نكنند؛ اين را مى‏خواهند، دنبال اينند. ملت ما اين را فهميد، ايستاد. خوشبختانه مسؤولان ما آگاهانه دنبال اين قضيه رفتند و تصميمشان هم جدى است، به جاهاى بسيار خوبى رسيده‏اند؛ ان‏شاءاللَّه به جاهاى بهترى هم خواهند رسيد.

 ايشان با تمجيد از رفتار سياسي مردم و مسئولين افزودند: رأس كشور هم، مسؤولان كشور بحمداللَّه از خود مردم و علاقه‏مند به مردم و داراى اخلاص هستند و دارند براى مردم كار مى‏كنند و زحمت مى‏كشند و خودشان را حقيقتاً خدمتگذار و خدمتگار مردم مى‏دانند. اين دستاورد كمى است؟...انقلاب با با اين همه جوان، با اين همه انسان پرشور، با اين همتهاى بلند، با اين شجاعتها، كارهاى بسيار بزرگى مى‏شود انجام داد. مسؤولان از پيشرفت نترسند، از حركت به سمت قله‏هاى بزرگ نترسند؛ واهمه نكنند. از دشمن هم واهمه نكنند. نمى‏گوييم احتياط نكنند، چرا، احتياط در همه حال لازم است، اما احتياط كردن غير از ترسيدن است. اگر كسى از دشمن ترسيد، مرعوب دشمن شد، ديگر حركت نمى‏تواند بكند. نخير، از دشمن نترسند. البته مواظب باشند، مراقب باشند، جوانب كارهاشان را بسنجند، احتياط هم بكنند، ليكن عزم جلو رفتن را هرگز از دل خودشان و دل اين ملت خارج نكنند. توقف جايز نيست؛ چه در دانشگاه، چه در محيطهاى علمى ديگر، چه در محيطهاى صنعتى، چه در كارخانه، چه در محيط تجارت و دادوستد، چه در محيطهاى علمىِ دينى. در همه‏ى محيطها توقف جايز نيست. بايد جلو رفت. ما حالا كه گرمِ حركت شديم، ملت ما گرم حركت شده است، بيشتر از گذشته مى‏فهميم كه توانايى حركت اين ملت خيلى زياد است و ما مى‏توانيم ان‏شاءاللَّه به بركت اين آزادى و همت و اعتماد به نفسى كه انقلاب به اين ملت داده است، راههاى خيلى دشوارى را بپيماييم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:39  توسط محمدجواد اخوان  | 

سياستمداران مرعوب صلاحيت دفاع از حق هسته‌اي ملت را ندارند

 

 

چندين تشكل دانشجويي دانشگاههاي كشور دربيانيه‌اي مشترك اعلام كردند: به كساني كه همچنان دم از تعليق مي‌زنند و مشخصاً راه خود را از اين ملت جدا كرده‌اند، بايد متذكر شد كه ملت ايران اين دولت را انتخاب نكرده است تا به مسير سازش و تسليم دولتهاي پيشين ادامه دهد.
  
 
در بيانيه مشترك جمعي از تشكلهاي دانشجويي كشور كه توسط نمابر به رجانيوز ارسال شده، آمده است: ملت بزرگ ايران با حضور ميليوني خود در راهپيمايي با شكوه 22 بهمن علاوه بر دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي در گامي ديگر، حق هسته‌اي خود را براي هميشه تثبيت كرد. اين حضور تاريخي كه عليرغم فشارهاي تبليغاتي رسانه‌هاي غربي براي تسليم كردن ملت ايران در برابر قطعنامه زورگويانه شوراي امنيت سازمان ملل صورت پذيرفت، از سويي، بيني مستكبرين جهاني را به خاك ماليد و از سوي ديگر حجت را بر مسئولين پرونده هسته‌اي تمام كرد. اكنون و با اين حضور ملي، جايي براي كوچكترين مسامحه در دفاع از اين حق مسلم ملت براي مسئولين باقي نمانده است.

اين بيانيه مشترك اضافه كرد: متاسفانه در روزهاي اخير، در ميان برخي دست‌اندركاران پرونده هسته‌اي، زمزمه‌هايي مبني بر پذيرفتن تعليق با توجيهاتي چون محدود يا مدت‌دار بون آن شنيده مي‌شود. اين افراد كه مرعوب فضاسازي مسبوق به سابقه غرب شده‌اند، سعي دارند با شركت در كنفرانسهايي كه محفلي براي برنامه‌ريزي مستكبرين به منظور توطئه عليه ملت ايران است، با برخي سردمداران غربي كه بارها دشمني خود را با ملت ايران اثبات كرده، لابي كرده و از اين طريق به زعم خود كشور را از وضعيت بحراني كنوني نجات دهند.؛ حال آنكه تعليق يك مسير پيموده شده و به معناي بازگشت به عقب است.

اين تشكل‌هاي دانشجويي تاكيد كردند: همگان شاهد بودند كه دو سال و نيم تعليق بي‌چون و چراي فعاليت‌هاي هسته‌اي نتيجه‌اي جز عقب ماندن كشور از اهداف علمي و صنعتي خود و افزايش مطالبات ناحق مستكبرين غربي نداشت؛ به‌طوري‌كه پس از رفع تعليق از فعاليت‌هاي هسته‌اي، سياستمداران غربي به همان منش زورگويان خود بر ضد ملت ايران بازگشتند و اين اعتمادسازي دو و نيم ساله، برخورد خصمانه آنان با اين ملت را ذره‌اي تغيير نداد.
دانشجويان خاطرنشان كرده‌اند: با اين اوصاف، كه اگر چنين بود گزينه‌هاي بسيار بهتر و پرسابقه‌تري در زمينه سازش را در انتخاب برمي‌گزيد.

دانشجويان عدالتخواه با حمايت از مواضع رهبر معظم انقلاب، بحراني بودن وضعيت كشور در شرايط كنوني را صرفاً يك فضا سازي رسانه‌اي خوانده و يادآور شدند كه هيچ گونه تعللي را در زمينه پيشبرد استفاده از فناوري توليد سوخت هسته‌اي جايز نمي‌شمارند.

دانشجويان عدالتخواه همچنين اعلام كردند سياستمداران مرعوب و سازشكار، به هيچ وجه صلاحيت حضور در جمع دست اندركاران پرونده هسته‌‌اي و نمايندگي از طرف ملت ايران در مذاكرات هسته‌اي را ندارند و بايد از تيم مذاكره كننده كنار گذاشته شوند.
در پايان اين بياينه به اين گونه افراد توصيه شده كه بي‌جهت از جانب ملت ايران به طرفهاي غربي وعده و وعيد ندهند و از اعتبار خود نزد آنان نكاهند؛ چرا كه تعليق غني‌سازي و يا جلوگيري از بالا بردن سطح فعاليت‌هاي هسته‌اي، حتي اگر در مذاكرات اينان پذيرفته شود، با واكنش قاطع ملت مواجه شده و در عمل هرگز به وقوع نخواهد پيوست.

بيانيه فوق به امضاي بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، هيات دانشجويي محبان اهل بيت دانشگاه شهيد چمران، مجمع دانشجويان حزب الله دانشگاه علم و صنعت تهران، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان،جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل و جنبش مطالبه عدالت دانشگاه بوعلي سيناي همدان رسيده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:14  توسط محمدجواد اخوان  | 

گزارش واقع بينانه خبرنگاري كه پشت سر احمدي نژاد نماز خواند!


شبكه چهار تلويزيون BBC انگليس پنجشنبه شب يك فيلم مستند  90 دقيقه اي درباره زندگي در جامعه شهري پايتخت ايران پخش كرد.

به گزارش رجانيوز، «راگي عمر» گزارشگر سوماليايي تبار انگليسي كه اخيرا از BBC به سرويس انگليسي شبكه تلويزيوني الجزيره پيوسته، مجري اين گزارش بود كه در مروري گذرا، برشهايي از زندگي مردم تهران را پخش كرد.

مجري هدف از تهيه و پخش اين برنامه را نشان دادن واقعيت ايران امروز به جهانيان در مقابل تصويرسازي روزمره منفي رسانه ها و سياستمداران غربي درباره ايران اعلام كرد.

در اين برنامه كه در تابستان امسال تهيه شده، با اشاره به سه بار تغيير نام خيابان20 كيلومتري ولي عصر(ع) تهران در سه دهه اخير از پهلوي و مصدق به ولي عصر (عج)، سلطنت، سكولاريسم و دين سه نماد هويتي ايران و تهران معرفي شد.

در اين گزارش از قول يكي از دوستان قديمي ايراني راگي عمر گفته شد كه در ايران پول در دسترس هست ولي امكان استفاده و لذت بردن كامل از ثروت وجود ندارد.

در اين مستند تلويزيوني با اشاره به اين كه ايران تنها كشور داراي حكومت شيعه در جهان است، ادعا شده كه تا پيش از انقلاب بازار تهران مركز قدرت و ثروت كشور بود، ولي اين مركزيت اكنون به روحانيت حاكم منتقل شده است.

در ادامه يكي از روزنامه نگاران ايراني از تجربيات خود در جبهه و جنگ ياد و اعلام كرد كه جبهه و جنگ تجربياتي ارزشمند و زندگي ساز بود كرد كه موجب شد مردم ايران از جنگ و كشتار بيزار شوند.

بخش ديگري از اين گزارش به نيوشا توكليان عكاس خبري ايراني اختصاص داشت كه در عرصه داخلي و بين المللي فعال است.

توكليان ضمن همراهي راگي عمر در ديدار با جوانان و زنان ايراني به وي گفت، چهره اي كه از ايران و ايرانيان در غرب ساخته شده واقعي نيست و جوانان و زنان در جامعه ايران فعال و بانشاط به زندگي خود ادامه مي دهند.

در اين بخش يك پسر جوان ايراني كه گوشواره بر گوش داشت و علاقمند به  فرهنگ غربي بود، گفت :ما با آمريكا مشكلي نداريم ولي اگر آن كشور به خاك ما تجاوز كند، مسلما از ناموس و كشور خود دفاع مي كنيم.

در ادامه اين گزارش با مسئولان و خبرنگاران نشريه زرد چلچراغ صحبت شد و آن  ها اعلام كردند كه به دليل خودسانسوري و ترس از تعطيل شدن نمي توانند  مواردي را گزارش كنند.

بخش ديگري از اين گزارش به مراسم ميلاد حضرت زهرا (ع)، روز مادر، افتتاح تونل رسالت و ازدواج جمعي زوج هاي ايراني در نزديكي اين تونل اختصاص داشت كه اين مراسم با حضور از پيش اعلام نشده محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران انجام شد.

راگي عمر در اين مراسم ضمن آن كه چند كلمه با رييس جمهوري ايران  احوالپرسي كرد، در كنار وي در داخل تونل رسالت نماز خواند.

وي همچنين با نشان دادن مراكز كتاب فروشي در اطراف دانشگاه تهران به اهميت تحصيلات فرزندان در بين خانواده هاي ايراني ياد كرد و گفت: والدين ايراني حاضرند براي تحصيل فرزندانشان زير بار قرض سنگين بروند.
در اين قسمت از مستند BBC اعلام شد كه در ايران ميزان افراد باسواد90درصد است كه در اين زمينه قابل رقابت با انگليس است.

در ادامه گزارش از دو مركز خيريه غير دولتي ايراني يكي درباره حمايت از بيماران سرطاني و ديگري درباره حمايت از كودكاني كه مجبور به كار كردن هستند، بازديد شد.
در مساله حمايت از بيماران سرطاني اعلام شد كه نحوه خدمت رساني به اين  افراد از اغلب كشورهاي منطقه بهتر است و حتي قابل رقابت با كشورهاي غربي  نيز مي باشد.
در موضوع كار كودكان هم ضمن مصاحبه با چند كودك فقير شاغل و يكي از  مسئولان مدرسه آنان اعلام شد كه به علت رشد فقر در كشور، كار براي كودكان  يك ضرورت اقتصادي است و هيچ قانوني نيز براي مبارزه با آن وجود ندارد.

در اين گزارش همچنين با يك زن موفق ايراني كه مدير يك موسسه فعال در زمينه حمل و نقل است، صحبت شد و وي اعلام كرد كه در كسب خود موفق است و در  اين راه مشكلي به دليل زن بودنش نداشته است.

اين خانم اعلام كرد :زن ايراني را كه در ابتداي انقلاب و جنگ به دستش اسلحه داده و روانه خيابانش كرده اند، طبيعتا ديگر حاضر نيست كه به كنج خانه برگردد و تا آخر عمرش فقط براي شوهرش آشپزي كند.

گزارشگر همچنين با مونا زندي كارگردان ايراني مصاحبه كرد كه فيلمي را با عنوان « عصر جمعه» با ماجراي واقعي تجاوز عنف به يك دختر ايراني توسط عموي وي و بچه دار شدن دختر از عموي خود ساخته است.
بر اساس اين گزارش، فيلم اين كارگردان ايراني در خارج از كشور برنده جوايز هنري شده ولي در داخل ايران سانسور شده است.

بخش ديگري از اين گزارش به معضل اعتياد در ايران اختصاص داشت و در آن ادعاي وجود2 ميليون معتاد ايراني به قول منابع رسمي و20 ميليون معتاد(!) به قول ديگر منابع مطرح شد.

در اين گزارش ضمن بازديد از يك مركز درمان اعتياد، يك پزشك ايراني گفت: كه در حال حاضر بلاي جديد اعتياد در ايران كراك است كه به علت گراني اغلب ثروتمندان معتاد ايراني به آن مبتلا هستند و به شدت در حال گسترش در جامعه است.

بخش ديگري از گزارشBBC  به موسيقي عامه پسند در ايران اختصاص داشت و طي آن با «بنيامين» خواننده جوان پاپ ايراني و مدير برنامه هاي وي صحبت شد.
اين خواننده و مدير برنامه هايش با دفاع از شرايط موسيقي ايران اعلام كردند كه مشكل زيادي براي توليد و ارايه آثارشان در ايران ندارند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 10:51  توسط محمدجواد اخوان  | 

كميته X دوباره فعال شد

 

کمیته X که به نیابت از افراطیون دوم خردادی طی سالیان گذشته مسوولیت مستقیم انجام عملیات روانی علیه مخالفین و اجرای پروژه موهوم «استحاله نظام» را برعهده داشته طي روزهاي اخير به دستور و با حمايت سران خود بار ديگر فعال شده است .

به گزارش رجانيوز، یک سایت خبری تحلیلی با بيان اين نكته که حلقه X در روز های اخیر پروژه جدیدی برای تضعیف دولت تدارک دیده است ، از تلاش خود برای افشای بخشی از ماهیت پنهان سر شاخه های این حلقه خبر داده و اعلام کرده است که در صورت نیاز زوایای جدیدی از عملیات پیچیده این گروه را در آینده آشکار خواهد ساخت.

گفتني است پیش از این و در هفته گذشته سرمقاله نویس روزنامه کیهان نیز به برگزاری مجدد جلسات کمیتهX اشاره نموده و موضوع جلسه اخیر آن را اجرای پروژه دشمن تراشی برای دولت از میان اصولگرایان و ایجاد شکاف بیشتر میان آنان عنوان کرده بود.

گزارش منتشر شده در سایت خبری – تحلیلی دیدار را در ادامه می توانید بخوانید:   

در سال های اخیراگر چه نقش برخی گردانندگان رسانه ها در بحران آفرینی و تشکیک در آرمان های انقلاب ، در کشور تا حدودی آشکار شده اما متاسفانه حلقه اصلی این افراد همچنان در پوشش کامل به ایفای نقش خویش مشغول است.

از اواسط دهه 70 شمسی حلقه Xکه از مناصب مختلف بدلیل عملکرد ضد مردمی خود رانده شده بودند با استفاده از امکانات داخلی و خارجی تلاش وسیعی را برای تضعیف بخش هایی ازنظام اسلامی آغاز کردند که متاسفانه بدلیل غفلت نهاد های امنیتی و نظارتی در برخورد با سر شاخه ها اعضای اصلی حلقه X ، هر بار این افراد با بهره گیری از فشارهای تحمیل شده بیرونی موفق شده اند پس از مدت کوتاهی با بازسازی شبکه مجددا فعالیت تخریبی خود را آغاز کنند.

1- دوران کمون :
پس از آن که روزنامه سلام با سیاست تفرقه افکنی توانست حلقه ای از افراد معاند با نظام اسلامی را دور خود جمع کند و به اصطلاح پیاده نظام رسانه ای این حلقه آموزش های لازم را در آنجا فرا گرفت ، به فرمان اعضای حلقه X ، جمعی از این افراد با کوچ به رسانه های دیگر لایه دیگری را برای فعالیت های رسانه ای خود بوجود آوردند.با پیروزی نیروهای چپ در انتخابات ریاست جمهوری 1376 که مرهون تلاش و پشتیبانی رسانه ای این حلقه بود اکثریت تربیت یافتگان جلسات هفتگی سازمان مجاهدین انقلاب که در دوران کمون زیر نظر بهزاد نبوی ، محسن آرمین ، خسرو تهرانی و... آموزش دیده بودند در رسانه های نوظهور نقش نویسندگان ثابت را بر عهده گرفتند . از جمله این افراد می توان به کسری نوری ، محمد قوچانی و... اشاره کرد.این افراد در دوره های بعدی به سردبیران مشهور روزنامه های زنجیره ای مبدل شدند.

اما حلقه X برای تولید رسانه های پر مخاطب با استفاده از بنیه مالی قوی و رانت های گرفته از سیستم دولتی روزنامه نگاران با تجربه را به استخدام درآورد تا از موفقیت خویش مطمئن شود. بکارگیری افرادی نظیر ح.ق در روزنامه جامعه ، م.ش در روزنامه خرداد ، ا.ر در روزنامه صبح امروز و... فرصتی بود تا نیروهای جوان این حلقه تجربه کار مطبوعاتی بیشتری پیدا کنند.
در این دوران با بسته شدن هر یک از این روزنامه ها شاخه های حلقه X با حفظ نیروهای خود به باز تولید رسانه ای دیگر اقدام می کرد که در نهایت منجر به تصویب قانون ممنوعیت فعالیت نیروهای مشابه در روزنامه های نو انتشار شد.همچنین با آشکار شدن نقش نیروهای ملی-مذهبی و به حاشیه رفتن آنان مرحله جدیدی از فعالیت این حلقه آغاز شد.

2- دوره فترت:
با بسته شدن روزنامه های تفرقه انداز موج گسترده ای از بیکاری و سرگردانی در میان لایه پایینی این حلقه بوجود آمد که در نتیجه منجر به جدایی نیروهای با تجربه مطبوعاتی و حذف سرشاخه های اجرایی این حلقه شد. در این دوران حلقه Xباز هم بیکار نشست و پروژه خطرناک دیگری را کلید زد. در این دوران با نزدیکی نیروهای دو طیف موسوم به کارگزاران و مشارکت حلقه X تلاش گسترده ای برای بازسازی نیروهای سرگردان آغاز شد.

3- دوره بازسازی :
با کاهش تمرکز نهادهای نظارتی و افزایش فشارهای خارجی بر نظام اسلامی و کوبیدن بر طبل استبداد ، متاسفانه فرصت مجددی در اختیار حلقه یاد شده قرار گرفت اما در این دوران مهمترین نقش بر عهده محمد عطریانفر گذاشته شد که هنوز توانسته بود پایگاه رسانه ای بسیار مناسب خود را حفظ کند . در این ایام وی با بهره گیری از حمایت مصطفی تاجزاده و عماد الدین باقی بخشی از نیروهای باقی مانده حلقه را در موسسه همشهری به سردبیری محمد قوچانی گرد هم آورد و به این ترتیب به تولید رسانه های مختلفی پرداخت. در این دوره بود که افرادی نظیر علی خدابخش ، احمد ستاری و... با استفاده از سرمایه های باد آورده هزینه های فعالیت رسانه ای حلقه X را تامین می کردند.عطریانفر با این شگرد موفق شد برخی از نیرو های مخالف کارگزاران را جذب و به این ترتیب نقش پدر خواندگی خود را بصورت بارزی به اجرا درآورد.

4-دوره نوزایی :
با حذف عطریانفر از روزنامه همشهری حلقه X به فکر تولید رسانه های جدیدی افتاد. در این دوران با حمایت اعضای ارشدیت حلقه شاگردان مکتب تفرقه افکنی حلقه به سمت سردبیری روزنامه های بزرگ منصوب و اندک اندک نیرو های باتجربه از صحنه مطبوعات کنار گذاشته شدند.بکارگماری جوانان بی تجربه در جایگاه دبیران و نویسندگان ثابت نشریات این امکان را به حلقه Xمی داد تا بسرعت تمایلات خود را جامه عمل پوشانده و عملیات تخریبی را اجرا کنند.تولید انبوه رسانه های همسو ولی به ظاهر غیر سیاسی نظیر روزنامه های شرق ، سرمایه ، دنیای اقتصاد ، اعتماد ،کارگزاران و... عاملی بود تا این حلقه را در موقعیت تخریبی رسانه ای قوی قرار داد.

۵- تغییر محور :
همزمان با تولید رسانه های متفاوت ،حلقه X اقدام به گسترش سیطره خود در رسانه های دیگر نظیر خبرگزاری ها ( نظیر ایلنا ) ، وبلاگ ها و سایت های خبری کرد. همچنین جذب و ساماندهی رسانه های درجه دوم از جمله روزنامه های کم تیراژ ، هفته نامه ها بویژه در شهرستان ها ، ماهنامه ها از دیگر اقداماتی بود که در ماه های پایانی دولت هشتم و با استفاده از رانت های اعضای حلقه به اجرا در آمد تا در افق جدید سیاسی کشور که اعضای حلقه X پیش بینی آن را کرده بودند بکار گرفته شود.

۶- مالکیت انبوه :
با شکست نیروهای اپوزیسیون فرهنگی در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد از سوی مردم بار دیگر حلقه X برای سنگ اندازی در راه دولت منتخب خود را تجهیز کرد در این مرحله با استفاده از ضعف اقتصادی مطبوعات کوچک پروژه خرید نشریات و استفاده از آنان برای در امان ماندن اعضای اصلی حلقه در برابر اقدامات تنبیهی قانونی آغاز شد .خرید یا مشارکت 100 درصدی در اداره روزنامه هایی نظیر جمهوریت توسط ا.ن ، روزنامه اخبار توسط محمد عطریانفر ، روزنامه اعتماد توسط علی خدابخش از جمله مهمترین اقدامات انجام شده بشمار می آید.

۷- اعزام به پشت جبهه :
در کنار این اقدامات حلقه X برای حفظ نیرو های شناسایی شده خود یا جلوگیری از ریزش نیرو اقدام به اعزام جمع کثیری از نیروهای درآستانه بریدن به آن سوی مرز کرد. از جمله این افراد می توان به جمشید برزگر ، سینا مطلبی ، امید معماریان ، علی افشاری ، روزبه میر ابراهیمی ، ابراهیم نبوی ، مسعود بهنود و دهها نفر دیگر اشاره کرد که بر اساس آمار این تعداد به حدود 42 نفر بالغ می شوند.

۸- جبهه سوم :
با گسیل گسترده نیروهای حلقه به کشور های خارجی اعضای حلقه X تصمیم به استفاده از این نیرو ها در رسانه های بیگانه گرفتند تا بتوانند فعالیت تخریبی و تفرقه افکنانه خود را گسترش دهند. به این ترتیب نیرو های اعزام شده در رسانه هایی نظیر رادیو فردا ( 9نفر ) ، رادیو بی بی سی ( 11 نفر ) ، رادیو زمانه ( 4 نفر ) و سایت های اینترنتی مانند روز آن لاین و... بکار گماشته شدند.

۹- مافیای ثروت:
اما مهمترین قسمت ماجرا از فعالیت حلقه Xنقش صاحبان سرمایه در هدایت و پشتیبانی این شبکه است که متاسفانه تاکنون کمتر توجهی به آن نشده است. کارکرد افرادی نظیر علی خدا بخش که وظیفه اتصال دو سوی (چپ و راست ) کارگزاران را بر عهده دارد ، خدابخش از یک سو مباشر مالی عبدالله نوری است و از سوی دیگر رفیق گرمابه و گلستان عطریانفر.وی سرمایه گذاری لازم در انتشار نشریاتی مانند ضمایم همشهری ، روزنامه خرداد ، فتح ، شرق ، اعتماد و بزودی اخبار را بر عهده داشته است. در دولت قبلی او به عنوان مشاور وزیر جهاد کشاورزی از نفوذ خود برای فروش تجهیزات کشاورزی به این وزارت خانه سود سرشاری را بدست آورد. همچنین خدابخش رفاقت بسیار نزدیکی با شهردار اصفهان و رییس سابق سازمان هواپیمایی کشوری داشت.

احمد ستاری نیز در سوی دیگر حلقه X همین نقش را بازی می کند. وی با سرمایه گذاری در انتشار روزنامه هایی نظیر صبح امروز ، بیان ، یاس نو و هفته نامه های مختلف نظیر تماشاگران و روزنامه بانی فیلم همزمان مسئولیت تامین امکانات چاپ نشریات حلقه را عهده دار است.
عطریانفر نیز در این میان وظیفه تنظیم روابط اعضای گوناگون حلقه با یکدیگر را بر عهده دارد و موثر ترین فرد در سیاست گذاری رسانه ای این گروه بشمار می آید. وی با تشکیل یک گروه کاری و حفظ آن ها در شرایط مختلف اکنون نقشی را بر عهده گرفته که قبل از آن شمس الواعظین از سوی حلقه کیان بر عهده داشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 10:49  توسط محمدجواد اخوان  | 

سنگي در تاريكي

 

سجاد فياض

اهميت و حاشيه سازي يك مطلب علاوه بر وابستگي به فحواي آن به گوينده آن نيز مرتبط است. چه بسا سخنان پراهميتي كه به دليل جايگاه گوينده آن برجسته و منتشر نمي شود و چه اظهارات كم محتوا و يا معمولي كه به دليل وجه انتساب آن به گوينده، افكار عمومي ناگزير از رصد آن هستند.

بر اين دو فاكتور مهم بايد دو پارامتر اساسي زمان و مكان را نيز افزود. زمان و مكان طرح يك موضوع نيز در تعيين و شاخص گذاري براي بررسي اهميت يك موضوع و واكنش هاي حول آن، دو ضريب نيمه مستقل به شمار مي روند.

به بيان ديگر براي بهينه سازي اثرگذاري سخنان يك فرد، وي بايد رعايت جوانب محتوايي، زماني و مكاني را نموده و با اين تدبير چنانچه وي از جايگاه استراتژيكي نيز برخوردار باشد، گواينكه شرايط مساعدي براي ايراد آن سخنان، نفوذ عميق و واكنش برانگيزي هاي احتمالي فراهم است.

جايگاه سخنران البته هرچه استراتژيك تر باشد، علاوه بر بهره وري از مزيت افزايش عمق نفوذ، محدوديت هايي نيز در بسط و تشريح تمام آنچه كه مقصود وي بوده و در درونش مي گذرد، خواهد داشت. چه آنكه در اين صورت بايد پاسخگوي طيف وسيعي از مخالفان احتمالي باشد. بر همين اساس است كه اغلب سياستمداران مي كوشند، در كنار رساندن غرض خود از بيان يك مطلب، همواره كلام را در لفافه اي نيز بپوشانند و آن را از آسيب هاي مترتب بر صراحت، مصون دارند.

هاشمي رفسنجاني همواره  به ديد سياستمداري حرفه اي به معناي مصطلح آن نگريسته شده است. اين نوع نگاه به وي نه تنها در ميان نخبگان سياسي بلكه در بين عوام و توده مردم نيز رايج است. درست يا نادرست بودن اين نوع نگاه مقوله اي خارج از بحث اين نوشتار است اما هاشمي در عمل نشان داده كه با قواعد اين نسق به خوبي آشناست و نسبت به بازتاب سخنان و اظهارات خويش، بخصوص هنگامي كه با دو كاتاليزور زماني و مكاني نيز همراه است، اشراف دارد.

انتشار نامه فرمانده سابق سپاه به امام (ره)، زنده ساختن بحث "شوراي رهبري" در آستانه انتخابات مجلس خبرگان و اخيراً دامن زدن به موضوع "جانشين رهبري" نمونه هاي نويي از اين مشي هاشمي است. ممشايي كه بنابر همان قواعد پيش گفته و جايگاه هاشمي، از صراحتي پوشيده در لفافه برخوردار مي باشد.

بحث شوراي رهبري در آستانه انتخابات خبرگان زنده مي شود و كاتاليزور زماني به كمك هاشمي مي آيد كه با اين نبش قبر و البته در بازه اي كه فضاي سياسي كشور انتخاباتي است و جامعه نسبتاً به طرح مسائل راديكال واكسينه است، از سويي هم حرف خود را زده باشد و پالس هاي خود را به آشكارسازهاي فعال ارسال نمايد و هم از سوي ديگر در فضاي انتخاباتي جامعه حساسيت ويژه اي را عليه خود برنيانگيزاند.

سالگرد دهه فجر پيروزي انقلاب اسلامي مقطع ديگريست كه هاشمي به عنوان يكي از مبارزين پيش از انقلاب و يار نزديك امام (ره) پس از انقلاب به بازگويي خاطراتي از اين پس و پيش بپردازد و در ضمن با سفر به قم، نقطه اي كه مبارزه عليه رژيم شاه در اين شهر در خرداد 42 و سپس دي ماه 56 كليد خورد، به ذكر جزئياتي از انتخاب رهبري پس از رحلت امام (ره) و اشاره اي كوتاه و گويا به موضوع جانشين رهبري داشته باشد و باز هم براي كاستن از هرگونه حساسيت احتمالي، اين سفر و اظهارات در آستانه 22 بهمن و اخبار پر حجم راهپيمايي و بازتابهاي داخلي و خارجي آن بيان مي گردد تا عاقلان را كه اشاره اي كافي است، از اين ماجرا كفايت كند. "سنگي در تاريكي"

هاشمي امروز و در غياب شهيدان بهشتي، مفتح، باهنر، مطهري، رجايي و... بنحوي تك نگار تاريخ انقلاب و يا با رعايت انصاف به يكي از معدود نگارندگان مكتوب و شفاهي تاريخ انقلاب بدل شده كه البته نيازي به تأكيد دوباره بر مقدمه اين نوشتار نيست كه به لحاظ جايگاه و سابقه سياسي وي، ساير نگارندگان در سايه اين جايگاه، قدرت چنداني براي عرض اندام نمي يابند. با اين وصف او كه امروز علم بررسي گزينه هاي داراي صلاحيت را برداشته، در سير تاريخ انقلاب هيچگاه به اين پرسش نپرداخته است كه علم قائم مقامي منتظري را كه امام (ره) پس از آن فرمودند از ابتدا با اين امر مخالف بودند، چه كسي برداشت؟ (مخالفت امام (ره) با اين امر تنها به زمان پس از بركناري شيخ ساده لوح باز نمي گردد، مستند به خاطرات نقل شده از آيت الله محمدي گيلاني، بنيانگذار كبير انقلاب، در همان جلسه اي كه براي اعلام تصميم خبرگان، دو تن از اعضاء اين مجلس به حضورشان شرفياب مي شوند، با عتاب با اين تصميم اعلام مخالفت مي نمايند.)

شايد با نگاهي خوشبينانه تر، نسبت به آنچه كه نگارنده بدان پرداخت، اظهارات اخير حجت الاسلام هاشمي، به معناي دورانديشي ايشان و نااميد كردن دشمنان از وارد شدن هرگونه گزندي به خيمه انقلاب در هر شرايطي، تعبير شود. اين تعبير اگرچه تعبيري زيبا و نمايانگر واقعيت استواري خيمه انقلاب تا ظهور پرچمدار اصلي آن است اما با عذرخواهي از حاميان اين تحليل، نوعي سر در برف كردن است. چه اگر به سخنان هاشمي از جايگاه عضو و نايب رئيس مجلس خبرگان بنگريم، اينگونه گزارش دادن در حوزه صلاحيت دبيرخانه مجلس خبرگان بوده و چند روز پيش از آن نيز آيت الله اميني به عنوان دبير مجلس در مصاحبه اي مطبوعاتي به شبهات متعدد حول اين نهاد، وظايف و فعاليتهاي پيش روي آن پاسخ داده بود. همچنين در روايات اسلامي، مؤمن به دوري از مواضع اتهام سفارش شده و تأكيد بر آن شده كه خود را در مظان اتهام قرار ندهد درحاليكه اينگونه اظهارات، تداعي گر شائبه هاي ناخوشايندي است.

مجموعه اتهامات تلويحي هاشمي به دولت نيز از نكات قابل توجه است: « ما در صورتی می‌توانیم به عنوان عنصر سرنوشت ‌ساز در منطقه حضور داشته باشیم که در داخل خود، مطمئن بوده و با ضعف و گرانی و نارضایتی مردم و وعده‌های عمل نشده و طرد نیروهای ارزشی، انسجام خود را از دست ندهیم.»

به هر ترتيب خارج شدن بخشي از نزديكان انسان از حلقه قدرت نبايد يك سياستمدار كاركشته را به چنين خشمي در مرآي عموم وادارد. البته سخن گفتن هاشمي از گراني فرصت مغتنمي است تا به تدرج تابوي بررسي ريشه هاي بيمار اقتصاد ايران و سياست هاي نادرست اعمال شده در دوران موسوم به سازندگي از قبيل تعديل به بحث گذارده شود. خاطره تورم 50 درصدي سالهاي 74-73 هنوز مردم را مي آزارد و تبعات آن تا به امروز گريباگير است. ناآرامي هاي گسترده اي كه در اين دوران در نقاطي از كشور همانند اسلامشهر، رخ داد و برخوردهاي صورت گرفته از سوي دولت نيز حديث مفصلي از ريشه هاي نارضايتي مردم است كه تاكنون سخن چنداني از آنها به ميان نيآمده و تأكيد هاشمي بر از دست ندادن انسجام با نارضايتي مردم، وعده هاي عمل نشده و طرد نيروهاي ارزشي فصل نويني است كه به دست وي گشوده شده و از اين پس بايد در تورق تاريخ انقلاب با دقت و نگرشي تحليلي تر به آن نگريسته شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 10:46  توسط محمدجواد اخوان  |