تبليغاتX
رایگاه

رایگاه

تارنگار دیدمان و اندیشه - یادداشتهای محمدجواد اخوان

توطئه جديد يهود: پيدا شدن قبر مسيح، پسرش و مريم مجدليه!

توطئه جديد يهود: پيدا شدن قبر مسيح، پسرش و مريم مجدليه!

    باستان شناسان اسرائيلي ادعا کرده اند که محل دفن مسيح و خانواده اش را در غاري نزديک در شهر بيت‌المقدس کشف کرده اند. مجله تايمز درشماره اين هفته خود اعلام كرد كه جميزكامرون كارگردان پرآوازه آمريكايي، کارگردان فيلم تايتانيک، فيلم مستند جنجالي را درباره کشف مقبره مسيح ناصري، پسرش و مريم مجدليه ساخته است و فردا دوشنبه، در نيويورک طي كنفرانس خبري فيلم مستند تاريخي خود را با مدارك و اسناد موثق، به جهان ارائه خواهد کرد.

به گزارش پايگاه خبري موعود، مجله تايمز درشماره اين هفته خود در گزارشي نوشت، جميزكامرون كارگردان پرآوازه آمريكايي، کارگردان فيلم تايتانيک، فيلم مستند جنجالي  را درباره مسيح ناصري ساخته است.

اين فيلم كه جميز كامرون تهيه كننده آن و ژاكوبسكي كارگرداني آنرا برعهده دارد، ادّعا كرده كه عيسي مسيح برخلاف ادعّاي مسيحيّان بعداز مصلوب شدن به آسمان عروج نكرده  است و غاري كه قبر مسيح درآن قراردارد، درنزديكي اورشليم كشف شده است!
James Cameron
اين ادعا، که يادآور فيلم  جنجالي «داوينچي کد» است، پرده از يک توطعه گسترده، براي سست کردن بنيان اعتقادي مسحيت و اثبات ادعاهاي يهوديان مبني بر پيامبر نبودن عيسي مسيح (ع) برداشته است.

كامرون ادعا كرده است كه عيساي درودگر، صاحب پسري از مريم مجدليله است!

اسرائيليها ادعا مي كنند كه كارگران ساختماني اسرائيلي بيست و پنج سال پيش هنگام حفاري براي ساخت يك ساختمان جديد در پارك صنعتي تالپيوت درحومه بيت المقدس اين غار كشف كرده اند.

به گزارش موعود، مجله تايم نوشت، اكنون غبارها كناررفته، غار دوهزارساله ، حاوي 10 تابوت سنگي كشف شده است. بیست و پنج سال پیش، باستان شناسان اين ده سنگ قبر را به آزمايشگاه  انتقال داده اند و 20 سال است كه برروي خط نوشته هاي روي آن كار می كنند واكنون توانسته اند نامهای روي سنگ قبرها را بخوانند: عیسی، پسر ژوزف، مریم، مریم، یوفا و یهودا، پسر عیسی.

در اورشليم قديم، براي قرنها مسيحيان، مقبره خالي مسيح را دركليسايي واقع دريك گورستان مقدس عبادت مي كردند. اما اكنون جيمزكامرون و ژاكوبسكي با ارائه شواهدي نظير آزمايشات DNA، شواهد باستانشناسي و اشاراتی از كتاب مقدس، ادعا مي كنند كه آن ده سنگ قبر متعلق به مسيح و خانواده اوست!

مجله تايمز همچنين گزارش داد كه جميزكامرون روزدوشنبه دريك كنفرانس مطبوعاتي درنيويورك، افشاء خواهد كرد كه سه تابوت از اين 10 تابوت متعلق به  عيسي ناصري ،مادرش مريم مقدس، ومريم مجدليه همسرش است!

به گزارش تايمز اين فيلم مستند قراراست به زودي درشبكه ديسكاوري كانال چهار انگليس ، تلويزيو ن كانادا وكانال 18 اسرائيل به نمايش گذاشته شود.

مجله تايمز پيش بيني مي كند كه اين نمايش  اين مستند 90 دقيقه اي مورد اعتراض شديد مسيحيان قرارگيرد.

 
 
 


 

ورودي غار در حومه اورشليم
 
 
مریم مجدلیه که بود؟
مریم مَجدَلیه یا ماری ماگدالیون از شخصیت‌های اصلی در دین مسیحیت بشمار می‌رود. از مریم در کتاب عهد جدید به عنوان پیرو مؤمن عیسی مسیح نام برده شده و کلیساهای کاتولیک رومی، ارتودوکس شرقی و انگلیکی او را جزو قدیسین می‌دانند.

بر پایه داستان انجیل مریم مجدلیه زنی تنفروش و بسیار زیبا بوده است.روزی اهل شهر به دنبال وی می‌‌افتند تا وی را سنگسار کنند.او می‌‌گریزد تا به عیسی می‌‌رسد.عیسی داستان را از پیگیران مریم می‌‌پرسد و آنان می‌‌گویند که ما می‌‌خواهیم او را از برای گناهانش سنگسار کنیم.عیسی می‌‌گوید بسیار خوب چنین بکنید ولی اولین سنگ را کسی بزند که گناهی نکرده باشد.این سخن عیسی ایشان را شرمنده و پراکنده ساخت و جان مریم مجدلیه رهانیده شد.

با این همه وجود شخصیتی تاریخی به نام مریم مجدلیه و شیوه زندگی او محل بحث و شک است.تا جایی که حتی گفته می شود مریم مجدلیه نه تنها زنی بدکاره نبوده، بلکه او از خانواده ای سلطنتی می باشد و عیسی مسیح با او ازدواج نمود. گفته می شود که حتی انجیلی به مریم مجدلیه منسوب است که در آن ذکر شده که مسیح مصلوب نشده و تنها انجیلی است که روایتش با قرآن شباهت دارد.

چرا این ماجرا به راه افتاده است؟
بنی اسرائیل پس از انکار بعثت حضرت مسیح (ع) طی قرنهای گذشته بر مستحیل ساختن مسیحیت و ایجاد رخنه و فساد در این آیین و تباه ساختن مسیحیان تلاش کرده است.

پس از سکولاریزه کردن مسیحیت گویا اینک در آخرین مرحله، نوبت به حذف کامل مسیحیت و تردید و تشکیک تمام عیار درباره این دین و بعثت حضرت مسیح (ع) رسیده است. به نظر میرسد، هدف از این ترفند جدید یهودیان، در هم ریختن اعتقادات مسیحیان در جهت منافع قوم یهود باشد.

 مدعي شدند كه اين دو جعبه زماني دربرگيرنده جسد حضرت مسيح(ع) و مريم مجدليه بوده است. مورخان و علماي اديان، ادعاي مطرح شده در فيلم را تقبيح و آن را تلاشي بي‌پايه و متناقض عليه اعتقادات اساسي مسيحيت با استفاده از ابزار سينما دانستند.
اعتراض مقامات مذهبي به يك فيلم با انگاره‌هاي مذهبي به خاطر طرح فرضيات كفرآميز، چيز جديدي نيست. تا همين اواخر و ماه‌ها پس از آغاز اكران فيلم پرسروصداي «رمز داوينچي» كه در آن فرضيات مشابهي مطرح شده بود، هنوز جريان تحريم زنجيره‌اي آن در كشورهاي جهان ادامه داشت، اما اتفاقي كه اين بار صورت گرفته بالاتر از همه‌آنها قرار مي‌گيرد.
 
׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: تحلیل و دیدمان ׀

پشت پرده توقيف ماهنامه سوره

پشت پرده توقيف ماهنامه سوره

 

 يكي از دلايل اصلي تعطيلي سوره، مخالفت سردبير اين نشريه با مشي روزنامه "تهران امروز" و ابراز اين انتقاد به رئيس سازمان تبليغات بوده است.
اين گزارش حاكيست، اختلافات سردبير و تحريريه سوره با مدير مسئول اين نشريه، حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات، ريشه دار بوده اما رئيس سازمان تبليغات مانع از توقف انتشار نشريه و تغيير كادر آن مي شده است. پس از اينكه وحيد جليلي، سردبير ماهنامه سوره مشي روزنامه تهران امروز كه عملاً به تريبون شخصي شهردار تهران تبديل شده، انتقاد مي كند، حمايت هاي رئيس سازمان از نشريه قطع و زمينه براي تعطيلي سوره فراهم مي گردد. همچنين سخنان انتقادآميز وحيد جليلي درباره عملكرد صداوسيما در راديو جوان كه موجب دستور ضرغامي براي قطع براي قطع برنامه زنده شد، ديگر عامل تعطيلي سوره به حساب مي آيد.

برنامه مستقيمي كه سه بار قطع شد
گفتني است پيش از اين روزنامه تهران امروز به صاحب امتيازي سازمان تبليغات اسلامي منتشر مي شد كه پس از وقفه اي در انتشار آن، اخيراً روزنامه به صاحب امتيازي مديرعامل خبرگزاري مهر (وابسته به سازمان تبليغات) تغيير هويت داده و دور جديد انتشار آن آغاز شده است.

همچنين سردبير نشريه سوره در گفتگو با خبرنگار رجانيوز، اظهار اميدواري كرد همانطور كه نشريه در طول حيات خود مايه خير بود اميدواريم اين اتفاق نيز عاملي براي شكستن فضاي ركود و خمود شكل گرفته آغاز ظهور يك جريان پرشور، فعال و پويا در جبهه فرهنگي انقلاب باشد.


وحيد جليلي با استقبال از اينكه رئيس حوزه هنري در نامه خود صراحتاً اظهار داشته "من از مشي سوره اصلاً راضي نبودم"، افزود: اين مرزبنديها از گذشته وجود داشته و ما از اينكه ايشان آشكارا اين مرزبندي را بيان كرده اند، استقبال مي كنيم.

وي همچنين گفت: عملكرد ما بر اساس مباني حوزه هنري بوده و ما به مباني و آرمانهاي حوزه هنري وفادار و پايبنديم. مديريت حوزه هنري بايد توضيح دهد كه چرا اين مباني را برنمي تابد؟

« محصولات حوزه هنري نمونه روشني است. از فيلم هاي "آفسايد"، "زمستان است"، "زمان مي ايستد"، حمايت مي كردند اما به سوره كه مي رسيد ما با مضيقه بسياري روبرو بوده و آقايان خاموشي و بنيانيان چه فشارهايي كه مي آوردند. سوره گواه خوبي بر نوع مديريت در جمهوري اسلامي است. »
جليلي به فيلمساز ايراني- فرانسوي دعوت شده از سوي سازمان تبليغات اشاره كرد و گفت: اين آقا در فرانسه زندگي مي كند، از وي دعوت شده تا به ايران بيآيد و فيلم بسازد. فيلم ساخته شده چنان سياه نمايانه است كه حتي در نقدهايي كه درباره جشنواره برلين مي خواندم به سازنده اين فيلم آفرين گفته بودند كه چقدر زيبا نكبت هاي موجود در جمهوري اسلامي را به تصوير كشيدي؟! در اين شرايط آقاي بنيانيان به سوره مي گويد: سياه نما! در شرايطي كه فيلم ضدانقلاب "زمان مي ايستد" با حمايت حوزه هنري ساخته مي شود، سوره به سياه نمايي متهم مي شود.
سردبير ماهنامه سوره همچنين خاطر نشان ساخت: ما عملكرد حوزه درباره اين فيلم ها مورد نقد قرار داديم اما آن ها اجازه انتشار ندادند.
جليلي در پاسخ به اينكه آيا تا پيش از شروع سال جديد، نشريه اي آماده چاپ داشتيد، گفت: تا كنون 2 شماره آماده چاپ است كه آقاي بنيانيان اجازه چاپ ندادند. يك شماره بيشتر مربوط به نقد فيلم هاي جشنواره فجر است كه اجازه چاپ داده نشد. يك شماره ديگر نيز از 14 بهمن آماده شده و دراختيار مديرمسئول قرار گرفته است.

آخرین اخبار

مديرمسؤول استدلال­هايش را اين­طور بيان مي­كند: «مجله در ابتدا با سرمقاله ای از آقای جلیلی آماده شده بود که بنا به دلایلی که برای خودشان توضیح دادم حذف شد. حالا اینکه چرا به محض حذف سرمقاله ایشان، پای سخنان رهبری به میان می آید، جای مکث بسیار دارد.دوستان گرامی نگاه و قضاوت و اظهار نظر یکطرفه شما را به چه حسابي بگذارم؟»

پاكت نامه با قيد محرمانه به نام تك­تك اعضاي تحريريه سوره تحويل سردبير مي­شود.

نامه پر است از عبارت­هايي مثل «عزيزان من»، «دوستان»، «دوستان گرامي»، «شما عزيزان»، «برادران»، «احترام ويژه­اي براي شما قائلم»، «نيت خالص شما در اصلاح امور»، «تشكر از همه زحمات دوستان»، «دست شما را مي­فشارم» و ...

اما نامه، روی ديگري هم دارد كه مهم­ترين آنها جمله پاياني آن است: «انتشار نشريه را به مصلحت نمي­بينم»، سؤال آنجاست كه آن «احترام ویژه» و «عزیزان من» چگونه به توقيف مجله مي­انجامد؟

مديرمسؤول استدلال­هايش را اين­طور بيان مي­كند: «مجله در ابتدا با سرمقاله ای از آقای جلیلی آماده شده بود که بنا به دلایلی که برای خودشان توضیح دادم حذف شد. حالا اینکه چرا به محض حذف سرمقاله ایشان، پای سخنان رهبری به میان می آید، جای مکث بسیار دارد.دوستان گرامی نگاه و قضاوت و اظهار نظر یکطرفه شما را به چه حسابي بگذارم؟»

فایل تصویر نامه توقیف سوره (صفحه اول)

فایل تصویر نامه توقیف سوره (صفحه دوم)

فایل تصویر نامه توقیف سوره (صفحه سوم)

آقاي بنيانيان در اين بند به اختلافي اشاره مي­كند كه بر سر سرمقاله پيش آمده است. سردبير سرمقاله­اي با عنوان «انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي» نوشته كه توسط ايشان سانسور شده است. اين اتفاق جديدي نيست و قبلا هم در مورد بعضي از مطالب سردبير، اعم از سرمقاله و بعدالتحرير چنين اتفاقي روي داده و سردبير بر آنها گردن نهاده است.

فایل سرمقاله اول (انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي)

 

در اين موارد و در صورت فقدان سرمقاله آماده، متني از امام يا رهبري انتخاب مي­شود. اين بار هم با توجه به مفاد سرمقاله حذف شده، سخناني از رهبر انقلاب درباره تجمل­گرايي مسؤولان و تاثير آن در تضعيف انقلاب اسلامي و به محاق رفتن عدالت­خواهي انتخاب و صفحه­بندي و براي مديرمسؤول ارسال مي­شود.

فایل صفحات سخنان رهبری

چند روز بعد معلوم مي­شود كه مديرمسؤول بدون اطلاع تحريريه، سخنان رهبر انقلاب را حذف كرده است و به­جاي آن، مقاله­اي در نقد خط مشي سوره نوشته و دستور چاپ آن را به عنوان «سرمقاله» داده است.

فایل یادداشت آقای بنیانیان در نقد سوره(به جای سرمقاله)

با اطلاع تحريريه از اين اقدام بي­سابقه، جلسه­اي با حضور نويسندگان مجله تشكيل مي­شود و بحث مفصلي در اين باره درمي­گيرد. در نهايت تصميم­هاي تحريريه در قالب نامه­اي براي آقاي بنيانيان ارسال مي­شود.

اين نامه چند محور اصلي دارد:

1- تشكر از آقاي بنيانيان به خاطر نقد «سوره».

2- درخواست از آقاي بنيانيان براي ترغيب بقيه مديران فرهنگي كشور به نقد منتقدان و طرح گلايه­هايي كه از فضاي موجود نقد در كشور دارند.

3- طرح پاسخ­هاي منتقدان به انتقادات مديران و واگذاري ارزيابي نهايي به مخاطب.

4- اصرار بر چاپ سخنان مقام معظم رهبری درباره تجمل گرایی مسوولان به عنوان سرمقاله سوره شماره سی ام

5- تاکید بر پی گیری توافقات گذشته مدیرمسوول و تحریریه و اجرایی شدن آنها که یکی از آنها نیز تشکیل شواری راهبردی بوده است.

فایل نامه اعضای تحریریه به آقای بنیانیان

در کنار این نامه پاسخ سه تن از اعضای تحریریه (محمد رضا طاهری، علی محمد مودب و رضا زاده محمدی) به انتقادات آقای بنیانیان نیز برای ایشان ارسال می شود تا با تایید نهایی مدیر مسوول CD سوره سی به چاپخانه فرستاده شود.

فایل نقد محمدرضا طاهری

فایل نقد علی محمد مودب

فایل نقد رضا زاده محمدی

تا کنون از 14/11/85 که پرینت مطالب سوره سی برای مدیر مسوول فرستاده شده بود، بیست و دو روز صرف ارزیابی مدیر مسوول شده است.

بخش فنی شرکت انتشارات سوره مهر که عهده دار چاپ و توزیع مجله است، اعلام می کند؛ اگر تا نهم اسفند CD به دستشان نرسد دیگر امکان انتشار سوره در سال 85 وجود نخواهد داشت.این درحالی است که همراه با نامه 6/12 تحریریه متن سوره سی و یک نیز در بیش از صد صفحه ( که عمده آن به گزارش و نقد جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد) آماده شده و برای مدیر مسوول ارسال گردیده است.

دو روز بعد، پی گیری سرنوشت سوره شماره سی و یک از دفتر آقای بنیانیان به بازگرداندن مجموعه مطالب بدون هیچ اظهار نظری از سوی ایشان منجر می شود و یک روز بعد دستور توقف انتشار سوره در نامه های شکیل و محرمانه به تک تک اعضای تحریریه ابلاغ می گردد.

سوره به جرم "دست آویز قرار دادن مقدسات و اعتقادات و خصوصا جایگاه رفیع رهبری"،"نگاه، قضاوت و اظهار نظرهای یک طرفه"،تنگ نظری و جزم اندیشی"،"قلب واقعیت و جعل موضوعات بی اساس"،" سوء استفاده از مقدسات و اعتقادات مردم"،" عدم اصلاح اشکالاتی که مدیرمسوول چند بار تذکر داده است" و ... توقیف شده است.

یکی از اعضای تحریریه خبر را به "فارس" می رساند. بعد از ظهر جمعه تلفن ها آغاز می شود:

"چه شده است؟" و انها که بیشتر در جریان پشت صحنه سوره هستندسوالات دقیق تری می پرسند:" خاموشی کار خودش را کرد؟"،"اعتراض به "تهران امروز" صدایش درآمد"، ""دینداری و تلوزیون " کار دستتان داد؟" ، " بالاخره صبرشان سر آمد؟" و بعضی هم این سوال را جور دیگری می پرسیدند:"بالاخره صبرتان سرآمد؟"

****

 

فردا صبح روزنامه ها خبر را کار کرده بودند و بعضی دیگر واکنش ها را بازتاب داده بودند.

در این میان محمد کاظم کاظمی(شاعر ایده آل سوره ای ها) گفته بود:

« سوره امروز هویتی یافته که نمیشود این هویت را با متوقف کردن انتشار،از آن گرفت.مسئولانی که سوره را متوقف کردند،با تعطیلی آن به نتیجه مطلوب نمی رسند»

 

 

چند ساعت بعد بنیانیان با فارس مصاحبه کرد و گفتنی! ها را گفت ؛ بر طبق این مصاحبه او تلاش کرده بود  تا با تشکیل شورای راهبردی به سوره گرایش های علمی و دینی بدهد وتحریریه در نامه ای با این کار مخالفت کرده بود و به دنبال این مخالفات مدیر مسوول دستور توقف انتشار سوره را داده بود.

تحریریه واکنش نشان داد و در خبری که چند ساعت بعد روی خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفت به آقای دکتر بنیانیان یاددآوری کرد که پیشنهاد تشکیل شورای راهبردی ابتدا در نامه 5/10/85 سردبیر به مدیر مسوول طرح شده و در نامه 6/12/ تحریریه به مدیر مسوول؛ یکی از مصادیق بند چهارم بود، که اعضای تحریریه تحقق سریع تر آن را خواستار شده بودند.

جدا از بقیه ادعاهایی که در گفتگوی رییس حوزه هنری با خبرگزاری فارس مطرح شده بود ونظری بود که می شد راجع به آن بحث کرد، این خلاف گویی از سوی مدیر مسوولی که سوره را به "قلب واقعیت و جعل موضوعات بی اساس" متهم کرده بودند، نشان می داد ماجرا خیلی جدی است و لایه های پنهان زیادی دارد، لایه های پنهانی که تلویحا در نامه توقیف مجله نیز به آن اشاره کرده بود:

" وقتی نقدهای بی رحمانه آن عزیزان و بعضا سلیقه ای افراد طرح می شود، به طور طبیعی خوانندگان و مدیران این دستگاهها، انواع برداشتها و سوء تفاهمات را نسبت به کلیت حوزه هنری خواهند داشت؟"

مدیران این دستگاهها چه کسانی هستند؟

اسناد توقیف سوره را در این نشانی ها مطالعه کنید:

http://www.soureh.mihanblog.com/

مرتبط:

  
׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: سیاست روز ׀

اخبار راهبردی

اخبار راهبردی

 

>> مديران مستعفي شهرداري كه به واسطه نامزد شدن در انتخابات شوراها استعفا داده بودند، مجددا بر سر كار خود بازگشته اند. ياوري، پورموسوي و بهرامي از جمله اين مديران هستند. هنوز رونوشت حكم اين افراد براي  شوراي شهر ارسال نشده و اين مساله شبهاتي را درباره صوري بودن اين استعفاها در پي داشته است.

>> رايزني مقامات امنيتي ايران و تركيه براي پيدا كردن سرنخي از ربودن عسگري معاون سابق وزير دفاع گسترش يافته است.
گفته مي شود موساد با همكاري بخش هايي از سازمان امنيتي تركيه معاون سابق وزير دفاع را به دليل صدور اسلحه به حزب الله ربوده اند.

>> گفته مي شود جمعي معدود از اعضاي دفتر تحكيم وحدت تصميم به برگزاري انتخابات فرمايشي و انتصابي در خارج از محيط دانشگاه گرفته اند. اين افراد فهرستي از پيش تعيين شده را قطعي نموده و براي درست كردن صورت قضيه با هم قرار گذاشته اند در خارج از دانشگاه انتخابات صوري را برگزار كنند. در اين فهرست افرادي همچون م.ه از دانشكده امور اقتصادي، ع.ن از دانشگاه تهران و ح.ع ، ع.ع و ع.ح از دانشگاه اميركبير حضور دارند. جالب توجه است از دانشگاه هاي كوچك و شهرستان ها كسي اجازه حضور در اين فهرست را نيافته است. به علاوه علي رغم عدم مخالفت دانشگاه هاي كشور با برگزاري انتخابات دفتر تحكيم در دانشگاه ها اما خودخوانده هاي منتخب(!) اصرار بر خروج از محيط دانشگاه گرفته اند.

>> سخنان امام جمعه موقت تهران مبني بر اين كه پاكستان به پناهگاه تروريستها تبديل شده در روزنامه هاي انگليسي زبان و اردو زبان پاكستان بازتاب وسيعي داشته است. تقريبا تمام روزنامه هاي پاكستان هشدار سيد احمد خاتمي درباره تبديل اين كشور  به پنهاهگاه قاتلان و تروئريست ها را پوشش خبري دادند.

>> جان بولتون، طراح جنگ عراق اخيرا گفته است: تغيير رژيم در ايران و يا دستكم متوسل شدن به  اقدام نظامي تنها راهي است كه مانع از دست يابي ايراني ها به تسليحات هسته اي مي شود. وي ضمن ابراز تاسف از كاهش حمايت از دولت بوش گفت : به خاطر خدا، اين دولت بايد بايستد و از خود دفاع كند. دليلي براي  ضعيف عمل كردن وجود ندارد.

>>يك روزنامه مصري در زمان سفر رئيس جمهور به رياض نوشت: مردم ايران در جشن هاي پيروزي انقلاب  اسلامي شعار مي دادند: عربستان همانند اسراييل است!

>> وزير كشور در سخناني به شدت از دخالت برخي نمايندگان در امور اجرايي به خصوص مترو انتقاد كرد. پورمحمدي با اشاره به دخالت مجلس درتعيين تكليف ساعت كار بانك  ها گفت طرح تغيير ساعت كار بانك ها از15 سال قبل در شوراي  ترافيك مطرح بوده وتمامي مستندات را دردست داريم. وزيركشور با بيان اينكه دولت اشتباه مي كند وانتقادات راهم مي پذيرد پرسيد مگر مصوبات مجلس همگي دقيق وبدون اشكال است كه  تصميمات دولت را غيركارشناسانه اعلام مي كند  پورمحمدي افتتاح طرحها به دست مسئولان كشور را نوعي قدرداني از مسوولان استان وبهانه اي براي شنيدن درد ودلهاي مردم عنوان  كرد وگفت دولت نهم از كلنگ زني بدش مي آيد اما اگر طرح را افتتاح مي كند تبليغي است كه سبب مي شود فعاليتهاي دولت درمناطق گوناگون كشور به چشم آيد.

>> حجت الاسلام و المسلمين سليماني در  خطبه هاي نماز جمعه  زاهدان گفت: تذكر من به علماي اهل سنت كه از  تريبون برخوردارند اينست كه با طرح مطالبات باعث به هيجان  اوردن احساسات مردم نشود. به فرموده  مقام معظم رهبري بايد مطالبات به گونه اي مطرح شود كه دولت  به چالش كشيده نشود.
  ياد اور مي شود برخي از علماي اهل سنت از جمله مولوي عبد الحميد امام جمعه مسجد مكي اهل سنت زاهدان در خطبه هاي چند هفته  گذشته ضمن محكوم كردن حوادث اخير مرتبا به طرح مطالبات قومي مي پردازند و در اين خصوص انتقاداتي را به دولت و دستگاههاي  اجرايي وارد ميكنند.

>> يك مقام ايراني همراه رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به عربستان سعودي به خبرنگار روزنامه البيان گفته است : جمهوري اسلامي ايران هر نوع پيشنهاد  در مورد توقف برنامه هسته اي خود را رد مي كند.

>> يك شي مشكوك عصر ديروز در يكي از خيابانهاي مشهد كشف شد . ماموران امنيتي اين شي مشكوك را در بلوار وكيل آباد براي بررسي بيشتر با خود بردند.منابع رسمي در اين زمينه گفتند شي مشكوك فقط داراي يك مدار الكتريكي بوده و بمب نبوده است. اما برخي از منابع ديگر به  شكل غير رسمي مي گويند شي ياد شده بمب بوده و خنثي شده است.

>> امام جمعه چابهار تصوير يك كفش خارجي كه در زير آن نام الله طراحي و توليد شده را به نماز گزاران نشان داد.

>> دفتر سازمان مجاهدين خلق منافقين در امان پايتخت اردن افتتاح شد! گفته مي شود، ماموران امنيتي فرودگاه  بين المللي امان به تازگي دستورالعملي از وزير كشور اردن مبني بر ضرورت آسان گرفتن مقررات براي اعضاي اين سازمان كه با گذرنامه عراقي يا غيرعراقي وارد اردن مي شوند دريافت كرده اند. در چند ماه اخير هماهنگي و همكاري ميان سازمان امنيت اردن و مجاهدين خلق درباره مسائل مربوط به عراق و ايران به صورت گسترده  افزايش يافته است. افزايش اين همكاريها به درخواست مقامهاي سازمان سيا است.

>> شنیده شده است که اعضای قدیمی حلقه کیان و چهره های شاخص اصلاح طلبان طی یک نامه محرمانه به عبدالکریم سروش خواستار نقش آفرینی مجدد وی در عرصه سیاست داخلی کشور شده اند . بر اساس همین شنیده ها در این نامه با ارائه تحلیل دلخواه خود از شرایط کشور و اظهار استیصال از تدوین راهبردی مشخص برای  مقابله با دولت نهم خواستار فعالیت مجدد سروش در جهت تئوریزه کردن گفتمانی جدید برای یه چالش کشاندن پارادایم فکری و ادبیات انقلابی و مردمی محمود احمدی نژادشده اند. همین شنیده ها حاکی از این است که اصلاح طلبلن در این نامه بخش اعظم موفقیت اصلاح طلبان رادر پیروزی ۲ خرداد ۷۶ مرهون درسهای وی دانسته اند.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: سیاست روز ׀

بازخوانی واقعه 14 اسفند1359 دانشگاه تهران

 بازخوانی واقعه 14 اسفند1359 دانشگاه تهران

 


کجا جمع شویم؟


به منظور ایجاد هماهنگی‌های لازم جلسات متعددی دردفتر ریاست جمهوری تشكیل شده است، به گفته یكی از اعضای دفتر، دستور یكی از آخرین جلسات، طرح سخنرانی بنی‌صدر بوده كه می‌باید از مصدق دفاع كند. علاوه بر این، محل برگزاری نیز باید مشخص می‌شد. گزینه‌هایی كه وجود داشت، عبارت بودند از:
1- احمدآباد ( سرمزار مصدق ) 2- میدان آزادی 3- دانشگاه تهران


سرانجام مسعودی ( از اعضای دفتر بنی‌صدر ) می‌گوید: نظر دفتر این است كه اولا در میدان آزادی نمی‌توان حفاظت برقرار كرد و در احمدآباد هم مردم نمی‌توانند شركت كنند. او پیشنهاد می‌كند مراسم در دانشگاه تهران باشد و سایرین هم می‌پذیرند.


پلیس تهران در بند اول گزارش خود به دادستانی متذكر شده كه در جلسه‌ای كه طبق دعوت دفتر ریاست جمهوری و با شركت سرهنگ لاهوتی معاون شهربانی در مورد برگزاری مراسم سخنرانی تشكیل شد پس از طرح و بررسی، اعضا بر این رأی بودند كه دانشگاه تهران به دلیل محصور بودن محل مناسبی نیست و پیشنهاد شده بود سخنرانی به محل مثل امجدیه منتقل شود ولی نمایندگان دفتر ریاست جمهوری نپذیرفتند.


مسعودی دلیل این پیشنهاد پلیس را در دست گرفتن عنان و اختیار جلسه، دانسته می‌گوید : ولی ما تسلیم نمی‌شویم و باید در دانشگاه باشد .

 

دست نزنید !!


راديو گزارش مي دهد: دكتر سیدابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهوری پیش از ظهر روز پنج شنبه 14 اسفند، سال روز وفات دكتر مصدق با نثار دسته گلی بر آرامگاه وی در روستای احمدآباد نسبت به وی ادای احترام می‌كند . علاوه بر رئیس جمهور از بامداد پنج شنبه طبقات مختلف مردم و مقامات مملكتی از جمله معین فر، صباغیان، بازرگان، سحابی همچنین دكتر سنجابی و داریوش فروهر با نظم خاص وارد آرامگاه مصدق می‌شوند و با نثار دسته‌های گل بر مزار وی فاتحه می‌خوانند. بنی‌صدر پس از دیدار با خانواده دكتر مصدق برای حضور در مراسم سخنرانی به تهران باز می‌گردد .


هنگامی كه بني صدر به دانشگاه می‌رسد، ساعتش دو و چهل و پنج دقیقه بعدازظهر را نشان می‌دهد. او به اتفاق همراهانش به اتاقی در كتابخانه مركزی می رود. به هنگام ورود رئیس جمهور به دانشگاه یكی از خانم‌های بی حجاب حلقه گلی از قبل تهیه كرده بود، به گردن رئیس جمهور می‌اندازد و با نیم خیز فرنگی مآبانه‌ای دست رئیس جمهور را به گرمی می‌فشارد.


در این هنگام حزب‌اللهی ها كه از كف و سوت ممتد حضار به ستوه آمده بودند ، فریاد می‌زدند . دست نزنید، شب هفت شهداست ، النگوهاتان می‌شكند .


خبرنگار روز انقلاب اسلامی ارگان بنی‌صدر، در گزارش خود عده‌ای را توصیف می‌كند كه از ساعت 12 ظهر با در دست داشتن عكس و پلاكارد به دادن شعارهای تحریك كننده مشغول بوده‌اند و همانطور كه گرد دانشگاه حركت می‌نمودند ، رئیس جمهور را در كتابخانه دیده همانجا متوقف شده‌اند.


بنی‌صدر می‌افزاید، آنها در حالی كه عكس كسی را در دست داشتند ،‌مقابل پنجره اتاق شعار می‌دادند و ناسزا می‌گفتند . این افراد تا ساعت30/5 كه برای سخنرانی رفتم حضور داشتند و به رئیس جمهور منتخب مردم می‌گفتند : سپه سالار پینوشه ، ایرانی شیلی نمی‌شه بعضی به من گفتند ، این ها همان القائات حزب منحوس (جمهوری اسلامی) است .


همه چیز سازمان یافته است


مراسم آغاز می‌شود . ابتدا تلاوت آیاتی از قرآن ، سپس پخش قسمتی از سخنرانی آیت‌الله طالقانی كه در 14 اسفند 57 بر مزار مصدق ایراد شده ، و پس از پخش جملات و عباراتی از دكتر مصدق كه در زمینه استقلال، آزادی و نفی وابستگی می‌باشد .


به گزارش كیهان جمعیت در حالی كه مرتكب شعارهای:
چوب ، چماق ، شكنجه دیگر اثر ندارد
حزب چماق بدستان در پیشگاه ملت ‌، افشا باید گردد
زندانی سیاسی ، آزاد باید گردد


و كف و سوت‌های ممتد به هنگام پخش سخنرانی مصدق ابراز احساسات می‌كنند .
گزارشگر انقلاب اسلامی به ذكر احوالات یك گروه تقریبا 200 نفری می‌پردازد كه نیم ساعت قبل از سخنرانی در حالی كه پلاكاردی كه نشان و شعار حزب‌الله روی آن نقش بسته در دست دارند ، به طور سازمان یافته و با دادن شعار وارد محوطه دانشگاه می‌شوند .


در دست این عده عكس‌هایی از رهبران حزب جمهوری اسلامی و دست نوشته‌هایی چون «اول سپه سالاری، بعداً تاج گذاری» دیده می‌شود . این گروه پس از ورود به دانشگاه به سمت خیابان شرقی زمین چمن حركت می‌كنند.


این گروه مخالف بنا به گزارش كیهان پلاكاردها و عكس‌های متعددی از دكتر مصدق در حین تنظیم و بوسیدن دست ثریا همسر شاه و صباغیان در حین فشردن دست و تعظیم در برابر هویدای معدوم را در دست دارند و شعارهایی با این عنوان می‌دهند :
جمهوری اسلامی ، راه مصدق نمی‌ره
تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد
اینها بودند می‌گفتند ، بختیار سنگرت را نگهدار


عزت‌الله سحابی این جمعیت را به عمل خلاف قانون حمل پلاكارد متهم می‌كند ، چرا كه از قبل اعلام شده بود، هیچ كس حق آوردن پلاكارد با خود را ندارد . وی این كار مخالفین را نشانه آمادگی و تدارك فراوان ایشان می‌داند .


مجاهدین در برابر چماقداران


كیهان می‌نویسد : اكثر شركت كنندگانی كه در جلو و شرق زمین نشسته‌اند ، دختران و پسران محصل بین سنین 14 تا 18 سال تشكیل می‌دهند و نظمی كه در شعارها، نشستن، حركات و تهاجم از خود نشان می‌دهند، نشان گر یك نظم تشكیلاتی است . به نظر می‌آید اینان از اعضای میلیشیا سازمان مجاهدین خلق باشند .
حدود 40 نفر با روپوش‌های غالبا به رنگ سورمه‌ای به طور منظم نشسته‌اند و در پلاكاردهایی با عناوین زیر در دست دارند ( البته احتمالا این پلاكاردها از چشمان تیزبین سحابی به دور مانده‌اند):
چوب ، چماق ، شكنجه ، دیگر اثر ندارد
مسلمان به پا خیز ، حزب شده رستاخیز
علاوه بر این پلاكاردهایی با عنوان : درود بر مصدق ، سلام بر آزادی و پوستری از شریعتمداری به چشم می‌خورد .


فقط مردم !


ساعت 40/3 سخنرانی با قرار گرفتن بنی‌صدر در جایگاه شروع می‌شود ، در حالی كه در خیابان‌های ضلع جنوبی و شرقی زمین چمن همچنان شعارهایی موافق و مخالف داده می‌شود و عده‌ای هم با بحث با یكدیگر مشغولند .
به گزارش كیهان، چند دختر چادری كه در میان زمین چمن پلاكاردهایی از سخنان امام بر ضد ملی گرایی و عكس‌هایی از امام در دست دارند ، مورد یورش جوانی قرار می‌گیرند. وی پلاكاردها و عكس امام را پاره پاره كرده، به هوا پرتاب می‌كند و جمعیت هم با كف زدن او را تشویق می‌كنند.
فریاد «بنی‌صدر ، بنی‌صدر ، بلندگو را قطع كردند» از جانب میلیشیا به گوش می‌رسد. بنی‌صدر از پلیس استمداد می‌جوید تا چماق داران را از دانشگاه بیرون كند. ولی پلیس نه باتون دارد و نه تجهیزات .

بنی صدر اذعان می‌كند كاری از پلیس ساخته نیست و به مخالفان اخطار می‌كند كه اگر مأمورین انتظامی از عهده دستگیری‌ آن‌ها بر نیایند ، این كار را به مردم خواهد سپرد .


بنی صدر افشا كن !

 

رئیس جمهور از بالای جایگاه به حضار نه چندان آرام ! می‌نگرد. دختران و پسران و سپس جمعیت فریاد می‌زنند :
مراسم را حزب ( حزب جمهوری اسلامی ) به هم می‌زند
نصر من الله و فتح قریب ، مرگ بر این حزب مردم فریب

چماقدار ، چماقدار مرگت فرا رسیده
مرگ بر بهشتی
بنی‌صدر ، بنی‌صدر افشا كن ، بهشتی را رسوا كن


یك سرگرد شهربانی نیز نزد رئیس جمهور آمده با حالت گریه می‌گوید: ما هیچ وسیله‌ای نداریم .

رئیس جمهور هم از مردم می‌خواهد اطراف این جمعیت چماقدار را خالی كنند و با حفظ آرامش و بدون زد و خورد آنها را از دانشگاه بیرون كنند .
جمعیت با شعارهای: كیش ، كیش ، چماقدار و مرگ بر بهشتی به طرف آنها می‌روند .


چماقداران به گفته گزارشگر انقلاب اسلامی به سمت در شرقی دانشگاه فرار می‌كنند . جمعیت هر تعداد را كه می‌توانند دستگیر می‌كنند و به سمت محل استقرار مأمورین انتظامی می‌برند . در این میان عده‌ای افراد را كتك می‌زنند. وی وسایل به دست آمده از دستگیر شدگان را در یك قبضه سلاح كمری و تعداد زیادی چاقو ، دشنه ، زنجیر و تیغ و به همراه كارت‌های عكس‌دار از نیروهای ویژه نخست وزیری، كمیته، حزب جمهوری اسلامی و سپاه عنوان می‌كند.


تعدادی از كارت‌ها و برگه‌های شناسایی به تریبون می‌رسد. رئیس جمهور آنها را به جمعیت نشان داده و متعلق به كمیته، حزب جمهوری اسلامی و می‌خواند .
جمعیت شعار می‌دهند : مرگ بر بهشتی سردسته چماقداران بهشتی

در ضلع غربی و جلوی جایگاه عده‌ای پا بر زمین می‌كوبند و فریاد می‌زنند : بنی‌صدر ، بنی‌صدر حكم جهادم بده

 

سزای چماقداری !


مهدی بهنیا سرپرست مركز تلفن بین‌المللی اداره مخابرات ، یكی از مضروبان حادثه 14 اسفند است: در ضلع شرقی مقابل دانشكده ادبیات بودم . گروه قلیلی حدود صد نفر كه اغلب جوان بودند، شعارهای تحریك كننده علیه روحانیت می‌دادند و پلاكاردی در دست داشتند كه علناً روحانیت و شخصیت‌های مذهبی را مورد اهانت قرار می‌داد.


من آنها را دعوت به آرامش كردم تا بتوانم سخنان رئیس جمهوری را بشنوم. ناگهان دور من حلقه زدند . می‌گفتند این ریشو است. حتما حزب‌اللهی است. جبیب‌هایم را خالی كردند . دفترچه تعاونی اداره را از جیبم بیرون آوردند . می‌گفتند او عضو انجمن اسلامی مخابرات است، او را بزنید . همه آنها به جان من افتادند و سخت مرا كتك زدند . یكی گفت ، آخوند است و عمامه‌اش را برداشته . در این میان از یكی از مأمورین شهربانی كه در این نزدیكی بود كمك خواستم ، اما نتوانست كاری بكند .


خبرنگار كیهان می‌گوید : آن دسته از پسرهایی كه كنار دیوار ضلع شرقی مستقر بودند ، از دیوار بالا رفتند .


پایینی‌ها كسانی كه ریش و اوركت سبز داشتند و به شهادت برخی دیگر دو تن از خواهران را نیز می‌گرفتند در حالی كه با مشت و لگد صورتشان را نشانه می‌گرفتند ، آنها را به دوستان خود در بالای دیوار می‌سپردند.


و بهنیا ادامه می‌دهد :مرا به طرف دیوار كنار چمن هل دادند و در حالی كه لباسم از تنم جدا شده بود از یك دیوار دو متری پایین انداختند . در پایین نیز عده‌ای دیگر به سختی مرا كتك زدند . یكی از آنها با مشت محكم به چشمم كوبید كه عینكم روی صورتم شكست . از مأمورین انتظامی درخواست كمك كردم . گفتند سرت را پایین بگیر.


چیزی در گردنم انداخته بودند كه داشتم خفه می‌شدم . هنوز هم مرا با مشت و لگد می‌زدند و جیبم پاره شده بود و تمام محتویات آن به سرقت رفته بود . در آنجا پنج تن از نمایندگان عضو نهضت آزادی را دیدم و از لاعلاجی به آنها متوسل شدم ، ولی آنها گفتند :گذشت كنید به هر حال در یك اجتماع سخنرانی این امور پیش می‌آید . شما بفرمایید منزلتان ، گفتم : جرم من چه بوده است كه چنین مجازات شده‌ام ؟
گفتند : بگویید چه كسی این كار را كرده است ؟
به آنهاگفتم : شما كه خود شاهد بودید چه كسی گفت چنین بر سر و جان من بی پناه بتازید . من چه گناهی جز دعوت به آرامش برای امكان استماع سخنان رئیس جمهور داشتم ؟ آیا داشتن ریش گناه من است ؟ این آقایان كه جوابی نداشتند ، راه خود را گرفتند و بی تفاوت رفتند . البته عزت‌ا.... سحابی در جای دیگر ، به این سؤال جواب می‌دهد : بعضی وقت‌ها خیلی شلوغ بود ، طبعا افرادی را هم اشتباهی می‌گرفتند .

ایران شیلی ، نشد !


به دنبال تحقیقاتی كه پس از این واقعه انجام گرفت ، دادگستری اعلام كرد ، واقعه 14 اسفند دانشگاه تهران یكی حركت سازمان یافته و از پیش طراحی شده علیه انقلاب اسلامی و خط امام بوده است ، چند ماه پس از این حادثه مجلس شورای اسلامی رأی به استیضاح ابوالحسن بنی‌صدر داد و امام خمینی نیز رأی مجلس را تنفیذ نمود و خط امام بر بنی‌صدر چیره گشت .
در مرداد ماه 1360 ، بنی‌صدر با لباس مبدل و آرایش زنانه به همراه مسعود رجوی از ایران گریخت . هر چند دیگر بهشتی نبود تا طعم شیرین پیروزی خط امام را بچشد .

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: تاریخ معاصر ایران ׀

گزارش وزارت اقتصاد از آخرين دستاوردهاي اقتصادي كشور

گزارش وزارت اقتصاد از آخرين دستاوردهاي اقتصادي كشور

 

وزارت اقتصاد در گزارشي به بررسي آخرين دستاوردهاي اقتصادي در زمينه خصوصي سازي، بورس، كاهش تورم، بيكاري و سود بانكي، افزايش ماليات، توزيع عادلانه ثروت، تمركززدايي و سرمايه گذاري خارجي پرداخت و اعلام كرد:2300 ميليارد تومان سهام عدالت بين 6/4 ميليون نفر توزيع شد. 
   
 

وزارت امور اقتصادي و دارايي در گزارشي با عنوان "اظهار نظر در خصوص آخرين پيشرفت و دستاوردهاي اقتصادي كشور با محوريت مجموعه وظايف وزارت امور اقتصادي و دارايي" نوشت: دستاوردها و پيشرفتهاي اقتصادي دولت را مي توان در حوزه تقويت جايگاه بخش خصوصي، رونق بازار سرمايه، كاهش نرخ سود بانكي و نزديك نمودن آن به نرخ سود استاندارد جهاني ،كاهش نرخ بيكاري، كاهش نرخ تورم،اصلاح نظام بودجه ريزي و عدالت گستري مشاهده نمود.
شايان ذكر است دولت با اولويت قرار دادن مقوله رشد اقتصادي توام با عدالت اجتماعي و توازن منطقه اي حركت خود را در راستاي توسعه پايدار آغاز نموده است.
بنابراين گزارش، در راستاي تحقق اهداف فوق، تاكنون، مهمترين اقدامات صورت پذيرفته به شرح ذيل مي باشد:

 

*اهم دستاوردها و پيشرفتها در زمينه خصوصي سازي

 

از مهمترين پيشرفتها و دستاوردهاي اقتصادي كشور كه باني و مسئول پيگيري آن وزارت امور اقتصادي و دارايي مي باشد، مي توان به تنظيم لوايح مربوط به لايحة قانوني اجراي سياستهاي ابلاغي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري فعاليت ها و بنگاه هاي دولتي به بخش هاي غيردولتي و لايحة قانوني خصوصي سازي اشاره نمود.


با توجه به تحولات و شرايط اقتصادي و سياسي كشور، استقرار نظام و رويكرد تقويت وظايف حاكميتي دولت به جاي تصدي گري، ضرورت بازنگري در اصل 44 قانون اساسي به يك اولويت جدي مبدل گرديد. از همين رو درايت و دورانديشي رهبر معظم انقلاب، بر اين بود تا يك تحول و تغيير نگرشي اساسي نسبت به وظايف دولت فراهم شود، لذا اقدام به صدور ابلاغيه اي تاريخي تحت عنوان سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نمودند كه اهداف زير را دنبال مي نمود:


-شتاب بخشيدن به رشد، اقتصاد ملي
-گسترش مالكيت در سطح عموم مردم به منظور تامين عدالت اجتماعي
-ارتقاي كارآيي بنگاه هاي اقتصادي و بهره وري منابع انساني و فناوري
-افزايش رقابت پذيري در اقتصاد ملي
-كاستن از بارمالي و مديريت دولت در تصدي فعاليتهاي اقتصادي
-افزايش سطح عمومي اشتغال
-تشويق اقشار مردم به پس انداز و سرمايه گذاري و بهبود درآمد خانوارها


اين گزارش افزود: ابلاغيه مقام معظم رهبري داراي پنج محور اصلي، سياستهاي كلي توسعة بخش غيردولتي و جلوگيري از بزرگ شدن بخش دولتي، سياستهاي كلي بخش تعاوني، سياستهاي كلي توسعة بخش هاي غيردولتي از طريق واگذاري فعاليتها و بنگاههاي دولتي صدراصل 44 قانون اساسي، سياستهاي كلي واگذاري و سياستهاي كلي اعمال حاكميت و پرهيز از انحصار مي باشد.


در راستاي اجرائي نمودن اين ابلاغيه لايحة فوق الذكر در خصوص اجراي نمودن سياستهاي آن توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي تنظيم و تقديم دولت گرديد و پس از تصويب در هيات دولت هم اكنون تقديم مجلس گرديده است تا مراحل قانوني خود را جهت تصويب بگذارند. انتظار مي رود كه پس از تصويب و با اجرايي شدن قانون مذكور علاوه بر امكان واگذاري شركتها و فعاليتهاي موجود در صدر اصل 44 قانون اساسي، زمينه توسعة فعاليتهاي بخش خصوصي و تعاوني و مشاركت آنها در اقتصاد فراهم گشته و وضعيت بهينه اي از مشاركت بخشهاي دولتي و تعاوني در اين خصوص بر كشور حاكم گردد.


لايحة قانوني خصوصي سازي نيز در همين راستا بوده و زمينه را براي واگذاري فعاليتهاي بخش دولتي به بخشهاي خصوصي و تعاوني و مشاركت بيش از پيش آنها مهيا مي نمايد.

 

*اهم اقدامات و پيشرفتها در زمينه بازار بورس

 

اجرايي سازي قانون جديد بازار اوراق بهادار، تصويب اساسنامه شركت بورس اوراق بهادار، تشكيل و انتخاب مديرعامل شركت، تدوين چارت سازماني سازمان بورس، تدوين اساسنامه شركت هاي بورس كالايي، فراهم سازي زمينه هاي تاسيس بورس نفت، ايجاد تابلوي چهارم جهت انتقال شركت هايي كه ميزان فعاليت و حجم داد و ستد و گردش سهام آنها درحد مطلوبي نيست و يا با زيان دهي مواجه هستند و يا در افشاي اطلاعات همكاري نمي كنند، جهت حفظ منافع سهامداران و ... از جمله اقدامات انجام شده در حوزه بورس بوده است.

 

*كاهش تورم و افزايش قدرت خريد مردم

 

در راستاي كاهش تورم وافزايش قدرت خريد مردم، در سال گذشته با پيگيري طرح تثبيت قيمت ها، عدم استقراض از بانك مركزي، افزايش انضباط مالي دولت، نرخ تورم به ميزان 7/2 واحد در مقايسه با سال 83 كاهش يافت و طي دوازده ماهه منتهي به آبان ماه سال جاري نيز با تداوم سياستهاي مزبور و كاهش انتظارات تورمي نرخ تورم به 5/11 درصد رسيده است كه اين رقم مطابق با متوسط پيش بيني شده در برنامه چهارم توسعه مي باشد.

 

*كاهش نرخ تسهيلات بانكي

 

نرخ سود بانكي نيز در سال جاري با 2 درصد كاهش به 14 درصد در بانكهاي دولتي (اين نرخ در بخش كشاورزي 10 تا 5/11 درصد مي باشد) تقليل يافت و به دنبال آن نرخ سود بانكي در بانكهاي خصوصي و موسسات مالي غير دولتي نيز با كاهش چشمگير 10 درصدي به 17 درصد رسيد و از آنجا كه سود تسهيلات بانكي يكي از اجزاي تشكيل دهنده هزينه تمام شده كالاهاي توليدكنندگان مي باشد اين كاهش سود، نقش بسزايي در كاهش هزينه ها خواهد داشت.

 

*كاهش نرخ بيكاري

 

نرخ بيكاري در بهار سال جاري در مقايسه با ميزان آن در دوره مشابه سال گذشته كاهش يك درصدي را نشان مي دهد. در راستاي كاهش نرخ بيكاري و رفع موانع توليد داخلي و حمايت از سرمايه گذاري مولد بويژه در مناطق كمتر توسعه يافته، راه اندازي دفاتر كارآفريني در برخي وزارتخانه ها و همچنين تدوين سند فرابخشي اشتغال و امنيت سرمايه گذاري مطمح نظر قرار گرفته است.


بر اين اساس تلاش دولت در ايجاد فرصت هاي شغلي جديد از طريق گسترش و ساماندهي بنگاههاي كوچك و متوسط اقتصادي زود بازده و كارآفرين و پيگيري مجدانه عملكرد بانكهاي عامل (10 بانك) در خصوص ارائه تسهيلات به متقاضيان، موجب گرديد تا طي زمان اجراي آيين نامه فوق ( اسفند ماه سال 84 لغايت 31/6/85) در كشور حدود 305750 طرح به بانكها معرفي شود كه ميانگين اشتغال پيش بيني شده در هر قرارداد منعقده بطور متوسط 6/2 نفر مي باشد.

 

*اصلاح نظام بودجه ريزي

 

در اين راستا در بودجه سال 85 مراحل اوليه تنظيم بودجه به روش عملياتي يا همان بودجه ريزي بر مبناي قيمت تمام شده فعاليتها مدنظر قرار گرفت كه مراحل تكميلي آن در بودجه سنوات آتي پيگيري خواهد شد.

 

*افزايش سهم درآمدهاي مالياتي از كل منابع عمومي بودجه

 

اصلاحات صورت گرفته در نظام مالياتي كشور طي سالهاي اخير در قالب اصلاح قانون مالياتهاي مستقيم و تدوين قانون موسوم به تجميع عوارض داراي اثرات مثبت بر كاركرد ابزارهاي مالياتي از بعد بهبود سهم آنها در تامين اعتبارات هزينه اي بودجه دولت بوده است، به گونه اي كه سهم درآمدهاي مالياتي در تامين اعتبارات هزينه اي از 41درصد در سال 84 به 47 درصد در سال جاري افزايش يافته است. همچنين عملكرد درآمدهاي مالياتي در 9 ماهه سال 85 نسبت به مدت مشابه سال گذشته از 31 درصد رشد برخوردار مي باشد.

 

*توزيع عادلانه ثروت

 

از جمله مهمترين اقدامات صورت گرفته در راستاي توزيع عادلانه ثروت به عنوان يكي از شاخص هاي عدالت گستري و نيز افزايش مشاركت هاي مردمي، توزيع بخشي از سهام شركت هاي دولتي در قالب سهام عدالت ميان دهك هاي پايين درآمدي بوده است.
از اينرو در سال 1384 معادل يك ميليارد و 278 ميليون سهم به ارزش 3425 ميليارد ريال ميان افراد مشمول در 4 استان كمتر توسعه يافته ايلام، خراسان جنوبي، سيستان و بلوچستان و كهكيلويه و بويراحمد در قالب سهام عدالت توزيع گرديد.


ضمناً با ابلاغ بند (ج) سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي توسط مقام معظم رهبري و به تبع آن سرعت گرفتن روند توزيع سهام عدالت، تا كنون، حدود 23040 ميليارد ريال سهام شركت هاي دولتي در قالب سهام عدالت ميان 4 ميليون 608 هزار نفر افراد مشمول اين طرح توزيع گرديده است.


علاوه بر موارد فوق الذكر در خصوص اقدامات عدالت محور دولت مي توان به مواردي از جمله افزايش حداقل حقوق بازنشستگان كشوري و لشكري، گسترش پوشش بيمه هاي اجتماعي روستائيان و عشاير، اختصاص حداقل 20 درصد از يارانه هاي مستقيم به دهكهاي پائين درآمدي درقانون بودجه سال 85 بر اساس سند كاهش فقر و هدفمندسازي يارانه ها، تشكيل صندوق مهر امام رضا(ع) در راستاي مرتفع ساختن مشكلات جوانان بويژه ازدواج آنان، تخصيص 2 درصد درآمدهاي حاصل ازصادرات نفت خام و گاز طبيعي به استانهاي نفت خيز و گاز خيز و شهرستان ها و بخش هاي محروم كشور و ارايه تسهيلات خريد مسكن كوچك و رهن مسكن (به ترتيب تسهيلات 100 و 30 ميليون ريالي) به اقشار كم درآمد، و تصويب طرح ارئه تسهيلات احداث مسكن اجاره اي اشاره نمود.

 

*تمركز زدايي و توازن منطقه اي

 

دولت در راستاي تمركززدايي و ايجاد توازن منطقه اي اقداماتي را بعمل آورده است كه از آن جمله مي توان به تهيه اسناد ملي توسعه اي در راستاي سياستهاي كلي آمايش سرزمين و توازن منطقه اي در برنامه چهارم توسعه اشاره كرد.


در سال گذشته به عنوان سال آغازين اجراي برنامه چهارم توسعه،اسناد ملي توسعه 30 استان كشور به عنوان سياستهاي كلي آمايش سرزمين استانها به تصويب هيئت وزيران رسيد و بر اين اساس نظريه پايه توسعه استاني براي 23 استان نيز تهيه گرديد كه در اين ارتباط در سالجاري نيز نظريه پايه توسعه 8 استان در كميسيون تخصصي شوراي آمايش سرزمين به تصويب رسيد .
از ديگر اقدامات دولت در راستاي تمركززدايي مي توان به انتقال دفاتر غيرضروري شركت هاي دولتي از مركز به محل فعاليت آنها، تفويض اختيار در برخي امور به استانداران، ادغام سازمان هاي مديريت و برنامه ريزي استاني در استانداريها، واگذاري مديريت بخشي از منابع بانكي به استانها و استاني كردن برخي پروژه هاي عمراني ملي اشاره نمود.

 

*سرمايه گذاري خارجي

 

در خلال سالهاي اخير و اقدامات برنامه محور در چارچوب اصلاحات اقتصادي و رونق اقتصادي متعاقب آن، پتانسيل جلب و جذب سرمايه گذاري خارجي افزايش يافته است. تصويب و ابلاغ قانون تشويق و حمايت سرمايه گذاري خارجي و آئين نامه اجرايي آن نيز در همين راستا قابل ارزيابي است. اين قانون از طريق روز آمد ساختن بستر قانوني و چارچوبهاي حقوقي جلب و حمايت از سرمايه گذاري هاي خارجي نقطه عطفي در روند پذيرش اين سرمايه گذاري ها ايجاد نمود.
آخرين اطلاعات موجود در اين زمينه كه به عملكرد سال 1384 بر مي گردد از تصويب 3/4 ميليارد دلاري حجم سرمايه گذاري خارجي حكايت دارد. اين ميزان سرمايه گذاري مصوب در قالب 61 طرح قراردارد كه 60 طرح آن استاني و يك طرح ملي است.


به موجب تكليف بخش سرمايه گذاري ها، يك طرح در بخش كشاورزي، دو طرح در بخش معدن، سي وشش طرح در بخش صنعت، يازده طرح در بخش ساختمان، سه طرح در بخش حمل و نقل و ارتباطات و هشت طرح در بخش خدمات قرار دارد.


نكته قابل توجه اينكه اين توفيقات در شرايطي حاصل شد كه با روي كارآمدن دولت جديد و تغييرات در كادر مديريتي دستگاه اجرايي از يك سو و بروز چالش هايي در مناسبات بين الملل بر سر دستيابي به حقوق حقة هسته اي انتظار مي رفت روند سرمايه گذاري خارجي با كاستي ها و محدوديت هاي جدي مواجه گرديده و به طور قاطعي تحت الشعاع قرار گيرد.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: ׀

خاورشناسان يهودي در جهان درس تشيع مي دهند

خاورشناسان يهودي در جهان درس تشيع مي دهند


نماينده ولي فقيه در امور اهل سنت، گفت: امروز گروهي از خاور شناسان مسيحي ويهودي بر كرسي تدريس وتريبون معرفي تشيع به جهانيان تكيه زده اند.

 حجت الاسلام والمسلمين محمد حسن زماني روز سه شنبه در همايش تشيع و  خاورشناسان، در قم گفت :مراد مقام معظم رهبري از شبيخون فرهنگي و تهاجم فرهنگي ابتذال جزيي جامعه ايراني نيست، بلكه مصداق اين نگراني، خاورشناسان غيرمسلمان و صهيونيست هستند.


وي بيان داشت: اكنون كار تدوين و ترجمه آنچه خاورشناسان طي سالها در مورد مكتب شيعه منتشر كرده اند، وظيفه ما حوزويان است كه متاسفانه در اين زمينه كوتاهي بسيار كرده ايم.


وي ادامه داد : خاورشناسان غربي از قرنهاي گذشته اسلام شناسي را با ظهور اين دين جديد آغاز كردند و اخيرا به مدت دو قرن است كه شيعه شناسي را به طور جدي دنبال مي كنند.

 
وي بيان داشت: متاسفانه اين درحالي است كه ما سعي نكرديم همزمان با اين كار آنها وارد تاليفات جديد شده و منابع شيعه شناسي را با ترجمه به ديگر  زبانها در اختيار علاقمندان به شيعه شناسي قرار دهيم تا مردم جهان شناخت  مناسبي از مذهب شيعه بدست آورند.


اين نماينده ولي فقيه با انتقاد از وضعيت كنوني حوزه ودانشگاه در ادامه بررسي جريان خاورشناسي در دو قرن اخير ، افزود: متاسفانه امروز خاورشناسي هنوز به دانشگاههاي كشورمان وارد نشده است.


حجت الاسلام والمسلمين زماني افزود :اين در حالي است كه سال1913 ميلادي اولين دايره المعارف ضد شيعي در هلند نگاشته شد و به سه زبان زنده دنيا  نيز ترجمه ومنتشر گرديد.


وي اظهار داشت :اين كتاب هنوز به زبان فارسي ترجمه نشده و به دست طلاب حوزه نرسيده و اين عقب ماندگي باعث شده تا همچنان ندانيم عليه مذهب ما در دنيا چه مي نويسند.


وي اظهار داشت :برخي كتاب هاي اين خاورشناسان همچون كتاب تاريخ اسلام مفصل تر و مستندتر از كتبي است كه امروز در برخي دانشگاه هاي كشورمان به  دانشجويان تدريس مي شود.


وي خواستار تلاش علماي حوزه علميه قم براي مقابله با اين تهاجم فرهنگي  شد.

 

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: ׀

اسپوتنيك ايران و مذاكره موشكي

اسپوتنيك ايران و مذاكره موشكي

 
پرتاب اولين راكت زيرمدار معروف به اسپوتنيك از سوي وزارت دفاع ايران واكنش هاي گسترده اي و بين المللي را در پي داشته است.


به گزارش رجانيوز، روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور در مقاله اي آزمايش موشكي اخير ايران را نشانه اي از خواست اين كشور براي نقش آفريني بيشتر در عرصه تحولات نظامي جهان تفسير كرد.


اين روزنامه آمريكايي در اين مقاله كه با عنوان «اسپوتنيك ايران» منتشر شد، با يادآوري اين نكته كه مذاكره هميشه با كلمات صورت نمي گيرد، نوشت: ايران روز يكشنبه و فقط يك روز پيش از آن كه شوراي امنيت سازمان ملل تحريم هاي بيشتري را عليه آن بررسي كند، موشكي زير مداري را پرتاب كرد. آيا اين اقدام هشداري به غرب بود يا نوعي زمينه سازي براي تحقق توافقي دوطرفه به حساب مي آيد؟

 

به نوشته اين روزنامه، اين پرتاب 94 مايلي دست كم هشداري درباره توان ايران به عنوان نقش آفرين نظامي در جهان بود و بيشتر يادآور پرتاب موشك اسپوتنيك روسيه در سال 1957بود كه جنگ سرد را تشديد كرد و رقابت فضايي را بنيان گذارد. اين موشك كه شايد با همكاري كره شمالي ساخته شده باشد، ممكن است در چند سال آينده به نوعي تبديل شود كه كلاهك هايي را تا برد سه هزار مايل با  خود حمل كند. چنين مسئله اي موقعيت ايران را از جايگاه صرفا دفاعي به توانايي اقدام براي حمله نخست ارتقا مي دهد.
 

كريستين ساينس مانيتور در ادامه نوشت: بلند پروازي ايران براي نشان دادن قدرت خود در خاورميانه پس از اقدام روسيه به پرتاب دو ماهواره متعلق به ايران در سال 2005 كاملا مشخص شد. ايران اكنون اميدوار است تا سال 2014 ماهواره خودكفا و داخلي اش را خود به فضا بفرستد. اين ماهواره ها ممكن است صرفا  خدمات اينترنتي و مخابراتي ارائه كنند يا به احتمال بيشتر براي نظارت نظامي استفاده شود. اما اگر ايران پس از آن موشك هاي بين قاره اي و كلاهك هاي هسته اي خود را بسازد هم اسرائيل و هم اروپا ممكن است در خطر قرار گيرند!

 

نويسنده همچنين به خطر نظامي ايران براي آمريكا اشاره مي كند و مي نويسد: درباره آمريكا نيز بايد به اظهار نظر سال گذشته مسئولان دولت بوش اشاره كرد كه  اعلام كردند اين كشور با چالش هيچ كشوري به اندازه ايران مواجه نيست. اين گمانه زني ها در حالي صورت مي گيرد كه تلاش براي دستيابي به توافقي با مسپولان ارشد ايراني براي اجتناب از تحقق اين سناريو به مرحله حساسي رسيده است. ايران چهارشنبه گذشته ضرب الاجل شوراي امنيت را براي تعليق غني سازي اورانيوم ناديده گرفت. آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام كرد ايران  درباره نحوه دسترسي به اورانيوم به شدت غني شده توضيحات كافي نداده است. مدير كل اين آژانس نيز گفت: ايران در تحقيق خود به اطلاعات كافي درباره غني سازي اورانيوم دست يافته است.


 
به نوشته كريستين ساينس مانيتور، سرپيچي ايران از خواست روسيه و چين در سازمان ملل همراه با اين پرتاب تحقيقاتي احتمالا زمينه را براي وضع تحريم هايي سنگين تر عليه ايران هموار مي سازد! اما اين تحريم ها تا چه  حد سنگين خواهد بود؟ به نظر مي رسد روسيه توانايي خود را براي تعديل عملكرد ايران از دست داده است. 

 

كريستين ساينس مانيتور در انتها الگوي ليبي را براي برخورد با ايران ‍يشنهاد مي كند اما اظهار مي دارد، ممكن است ايران به راه ليبي نرود.

« تحريم هاي فعلي كه دو ماه پيش وضع شد فقط انتقال فناوري هسته اي را به  ايران محدود مي كند و دارايي هاي شركت ها و افراد ايراني را مسدود مي كند كه در فعاليتهاي هسته اي شركت دارند. اما آن چه اين كشور را بيشتر متاثر مي سازد اقدام جدي شوراي امنيت است. حفظ اتفاق نظر بين اعضاي دايم شوراي امنيت سازمان ملل براي افزايش فشار بر ايران امري اساسي است. نوع تازه تحريم هايي كه عليه ايران اعمال مي شود به قرباني شدن شركت هاي اروپايي نياز خواهد داشت كه با ايران تعامل بازرگاني دارند. هرگونه تحريم جديدي عليه اين كشور بايد شامل ممنوعيت سفر مسئولان ارشد ايران باشد. چنين جبهه متحدي پيامي جدي به ايران خواهد فرستاد كه بسيار قوي تر از موشك ها يا تسليحات هسته اي خواهد بود مبني بر اينكه جهان مي خواهد ايران رويه خود را تغيير دهد و به دنبال راه هاي ديگري براي افزايش نفوذ خود باشد.»

 

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: ׀

بیانیه تاریخی سازمان مجاهدين انقلاب در حمایت از طالبان!

  بیانیه تاریخی سازمان مجاهدين انقلاب در حمایت از طالبان!

 

از آنجا که سازمان مجاهدین انقلاب در بیانیه اخیر خود مبنی بر ضرورت دست کشیدن ایران از فناوری هسته ای و گردن نهادن به قطعنامه شورای امنیت ، موضوع «منافع ملی» را به میان کشیده و مسئولان جمهوری اسلامی را تلویحا" به عدم توجه به مصالح کلان کشور و عدم اطلاع رسانی درست به مردم متهم نموده و خود را در جایگاه یک تشکیلات استراتژیست چشم نگران منافع ملی قرار داده است ؛ و از آنجا برخی عزیزان ممکن است از میزان وزانت و درستی تحلیل های فرااستراتژیک(!) این تشکیلات خبر نداشته و احیانا" یقه درانی آقای بهزاد نبوی برای منافع ملی و مصالح کشور را باور کنند ، یک نمونه از تحلیل های قبلی سازمان مجاهدین انقلاب را مطرح می کنیم تا دوستان بفهمند مبانی تحلیلی و استراتژیک سازمان فولکس واگن چقدر مستحکم است.

- این نمونه ، بیانیه تحلیلی سازمان مجاهدین انقلاب درباره حمله نیروهای ائتلاف غربی به افغانستان و نقد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات افغانستان ( انتقاد از حمایت جمهوری اسلامی از ائتلاف شمال و مخالفت آن با طالبان)است.

- بیانیه مذکور چند هفته پس از آغاز حمله ائتلاف کشورهای غربی به سردمداری آمریکا به افغانستان و حدود ۵ روز قبل از سقوط کابل و فروپاشی حکومت طالبان صادر شد. درست هنگام انتشار این بیانیه ، بحث های مربوط به افغانستان بعد از طالبان و ترکیب دولت آینده این کشور آغاز شده و ملاعمر و بن لادن به سمت غارهای تارابورا فرار کرده بودند! (چقدر هم سازمان بروز بوده!)

- توجه داشته باشید که این بیانیه در اوایل دهه ۷۰ یعنی دوره چپ گرایی سازمان مجاهدین و ادعاهای ضدامپریالیستی آن صادر نشده بلکه در سال ۱۳۸۰ یعنی در مقطع اوج شعارهای لیبرالی و جامعه مدنی سازمان و استیلای بهزاد نبوی بر مجلس ششم انتشار یافته است . در واقع این بیانیه در چارچوب همین گفتمان اصلاح طلبی آمریکایی است که الان هم ، سازمان خود را سردمدار ناب آن می داند.

- توپ و تشرهای سازمان در این بیانیه نیز خطاب به دولت هاشمی یا احمدی نژاد نیست بلکه دقیقا" خطاب به دولت خاتمی و وزارت خارجه آن است! سازمان وزارت خارجه خاتمی را مورد مواخذه قرار می دهد که چرا از ائتلاف شمال حمایت و علیه طالبان موضع گیری می کنند و بی طرفی را نقض می نمایند!

- تصور کنید اگر ۵ روز قبل از سقوط طالبان ، مسئولان کشور از توپ و تشرهای سازمان مجاهدین به هراس افتاده و به توصیه های فرا استراتژیک (!) بهزاد نبوی و دوستانش عمل می کردند. ببینید بر سر منافع ملی و مصالح کشور و دیگر واژه های قلمبه سلمبه دیگری که سازمان عادت به استفاده ابزاری از آنها دارد چه بلایی می آمد.

بیانیه مورد بحث ، طولانی است و مقدمه مفصلی در خصوص دلایل حمله آمریکا به افغانستان دارد که من از آنها می گذرم و صرفا" انتقادات سازمان از سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خصوص مسائل افغانستان و توصیه ویژه سازمان برای دفاع ایران از حضور طالبان در حکومت افغانستان را می آوریم:

 «...  متاسفانه بايد گفت مواضع جمهوري اسلامي ايران در قبال بحران افغانستان و مجموعه اقدامات و تحركات ديپلماتيك انجام شده از آغاز بحران تاكنون كه تحت عنوان مبهم راهبرد بي‌طرفي فعال صورت پذيرفته، فاقد ظرفيت و كارآمدي لازم براي مقابله با تهديدات ناشي از اين بحران بوده است.

... بدون شك، جمهوري اسلامي ايران در قبال بروز بحران در همسايگي خود و سرزميني كه وقوع هر تحولي در آن به نحوي اجتناب‌ناپذير بر منافع و امنيت ملي كشور تاثير مي‌گذارد، نمي‌تواند موضعي بي طرف حتي از نوع فعال آن اتخاذ كند. از اين گذشته، لازمه بي‌طرفي عدم هرگونه اقدام عملي يا موضع سياسي در قبال طرفين و يا اطراف درگير است. حال بايد پرسيد تصريحات علني مقامات بلندپايه و رسمي كشور عليه طالبان ، تلاش ديپلماتيك و مشاركت براي تشكيل دولتي جديد در افغانستان، اظهارات وزير امور خارجه مبني بر عدم موافقت جمهوري اسلامي ايران با حضور طالبان در دولت آينده افغانستان ، حمايت از جبهه ائتلاف شمال عليه طالبان با كدام يك از اصول بي‌طرفي حتي از نوع فعال آن انطباق دارد؟(!)

... حمايت از جبهه ائتلاف شمال كه با پشتيباني زميني و هوايي نيروهاي آمريكايي و انگليسي در يك جنگ داخلي عليه طالبان مي‌جنگد و جبهه اسلامي و جمهوري اسلامي ايران را در افكار عمومي مسلمانان جهان كاملا مخدوش خواهد ساخت و اعتبار و وجاهتي كه انقلاب اسلامي طي 22 سال گذشته براي ايران به عنوان كشوري كه منادي وحدت و حل مناقشات داخلي كشورها در چارچوب منافع ملي بدون دخالت قدرتهاي خارجي بوده است، كاملا از بين خواهد برد.(!)

... جمهوري اسلامي مي‌بايد تشكيل دولت ملي افغانستان با مشاركت كليه گروههاي جهادي افغانستان از جمله طالبان را محور تلاشهاي ديپلماتيك خود قرار دهد.(گروه جهادی طالبان!!!!)

... ايران بايد از نفوذ خود بر جبهه ائتلاف شمال استفاده كرده و رسما از اين جبهه بخواهد ضمن محكوم كردن جنگ و تجاوز خارجي، آمادگي خود را براي مذاكره به منظور تشكيل يك دولت ملي و فراگير در افغانستان اعلام كند. ايران همچنين مي‌تواند از شرايط موجود، طي تماس با طالبان، از اين گروه بخواهد ضمن پذيرش گفت و گو با جبهه ائتلاف شمال براي تشكيل دولت ملي، آمادگي خود را براي همكاري جهت مبارزه و شناسايي تروريسم اعلام كند.»

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ׀ موضوع: تاریخ معاصر ایران ׀

پروژه يهودي سازي تاريخ ايران باستان در دانشگاه‌هاي آمريكا

پروژه يهودي سازي تاريخ ايران باستان در دانشگاه‌هاي آمريكا

نوشتار حاضر متن سخنراني استاد دكتر عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم . با تشكر از اساتيد محترم دانشگاه و دانشجويان عزيز كه اين فرصت را براي من بوجود آوردند كه دقايقي را در خدمتتان باشم و بحث‌هايي را رد و بدل كنيم كه اميدواريم كه ان شاءا.... در شناخت دقيق تر از تاريخ خودمان اين موضوع مؤثر باشد . آن چيزي كه در سال‌هاي اخير در مورد تاريخ ايران ، بويژه تاريخ باستان مطرح شده ضرورت بازخواني تاريخ را براي ما روز به روز جدي‌تر مي‌سازد يعني اينكه ما اين امكان را فراهم كنيم تا آن چيزي را كه براي ما نگاشته شده را يك بار ديگر بخوانيم و به خودمان اين جرأت را بدهيم كه اگر ايرادهايي در تاريخ نگاشته شده براي ما ، وجود دارد اين ايرادات را بيان كنيم و پالايش كنيم تاريخ خودمان را از آنچه كه نوشته شده است . متأسفانه در سال‌هاي اخير كه بر حسب ظاهر ، تحولي را ما در ساختار سياسي بوجود آورديم و اين انتظار مي‌رفت كه اين تحول سياسي آنچنان فراگير بشود كه حوزه‌هاي فرهنگ را هم آنچه كه ضرورت دارد در بر بگيرد ، اين تحول نتوانست آنطوري كه شايسته است مسائل فرهنگي را هم پوشش لازم بدهد . شايد بشود گفت كه ما در زمينه تاريخ كمتر از همه بخش‌هاي فرهنگي توجه داشتيم و اين امكان را فراهم نكرده‌ايم كه به اين موضوع بيشتر توجه بشود .
اهميت بحث تاريخ براي ما به نظر من در اينجا بايد درك بشود كه كاري صورت گرفت براي مقابله با فرهنگ اسلامي ، يكي در عرصه مقابله مستقيم با اعتقادات و يكي برنامه دراز مدت‌تري براي اينكه ما نسبت به مواضع اعتقادي خودمان متزلزل بشويم كه حاصل كاري كه در دوره رضاخان شروع شد در دوره محمدرضا پهلوي بيشتر خودش را نشان داد و ثمره‌اش بيشتر در اين دوره نمود پيدا كرد علي القاعده مقابله مستقيم با فرهنگ ، سنت و اعتقادات مردم نمي‌توانست دوام چنداني بيابد يعني اينكه مردم لباسشان در خيابان‌ها قيچي بشود و يا با محرم مقابله بشود تا حدي كه ما نتوانيم از قيام عاشورا بهره بگيريم اين نمي‌توانست خيلي استمرار داشته باشد و اين كار صورت گرفت به خاطر اينكه ضرورت سلطه ايجاب مي‌كرد يعني براي سلطه گران ، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذيرد ملتي كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نمي‌پذيرد يعني اگر من هيچ تفاوتي براي خودم نسبت به شما قائل نباشم و اين تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقي كه شما برخورداريد من هم بايد برخوردار باشم هرگز وارد وادي‌هايي كه اين وادي‌ها حقوق نابرابري را رقم مي‌زند نخواهم شد يا چنين چيزي را نخواهم پذيرفت .
بنابراين مقابله با فرهنگ ملت ايران به صورت اجباري و قلدر مأبانه‌اي كه رضاخان مي‌توانست به اجرا در بياورد ، اين در دوره رضاخان صورت گرفت اما عرض كردم كه اين نمي‌توانست براي هميشه استمرار بيابد . ما آنطوري كه آقاي حسين مكي در تاريخ 20 ساله مي‌نويسد رضاخان مقابله با فرهنگ را به اوج رساند حتي مثلا در شب‌هاي عاشورا ، كاروان شادي راه انداخت و مثلا رقاصه‌ها در خيابان‌ها مي‌خواندند و طبيعتا ملت ايران را كه اين موضوع برايشان اهميت داشت ، تحقير مي‌كردند اما قطعا ملت در برابر اين نوع تحقيرها يك نوعي مقاومت نشان مي‌داد و پذيراي اين مسأله نبود اما آنچيزي كه به نظر من حالت ماندگاري يافت آن تاريخ نگاري بود . در دوران رضاخان توجه جدي به اين امر داشت كه تاريخ باستان ما به نوعي نوشته بشود كه با تاريخ و فرهنگ اسلامي در تقابل باشد يعني ما با مطالعه تاريخ باستان ، احساس تنفر نسبت به فرهنگ اسلامي در ما ايجاد نشود اين مطلب را در نگارش‌هاي مختلف مي‌توانيد بياييد چون فرصت كم است من فقط و فقط اين جمله دكتر زرين كوب را فكر مي‌كنم كفايت كند كه ايشان در كتاب ايران بعد از اسلام مي‌نويسد كه كتاب من كتاب ابراهيم پورداود و ديگران از عناصري كه بيشتر متأثر بودند مي‌گويد اين تاريخ نگاري نبود بيشتر بخاطر ضديت با اعراب بود كه اين كتاب‌ها نوشته شد و حتي كتاب « دو قرن سكوت » را ايشان ياد مي‌كند و اين خصوصيت در آن ايام را مي‌گويد قطعا افرادي مانند آقاي زرين كوب كه اين شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خيلي خيلي كم داريم و بيشتر در اين جهت گيري ماندند در حالي كه آقاي زرين كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و اين انتقاد را به صراحت بيان مي‌كند . خوب آثار اين چنيني تأثيرات بسيار زيادي داشت كه اگر شما ملاحظه كنيد مي‌بينيد كه افرادي كه متأثر از اين نوع تاريخ نگاري شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام يك تعصب كور و يك تعصب شديدي را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع مي‌دهم براي اينكه بتوانيد به يك قضاوت دقيق تر و عالمانه‌اي برسيد كتاب آقاي بزرگ علوي را ، آقاي بزرگ علوي در خاطراتش به طور مسبوط مي‌گويد كه چه آثاري نوشته شد و چه كساني اصرار بر نگارش اين كتاب داشتند و جهت گيري‌هاي آن‌ها چه بود ، مثلا ايشان در مورد آقاي صادق هدايت مي‌گويد كه صادق هدايت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمه‌ها ، ترجمه‌هايي از آثار غربي‌ها براي ايران چگونه بود خوب در مورد صادق هدايت مي‌گويد كه او هر موقع كه سخني در مورد اسلام پيش مي‌آمد به شدت مي‌لرزيد و شروع به فحاشي مي‌كرد نه اينكه سخني در مورد دفاع از اسلام ، مثلا آقاي نبي قطعا عنصري نيست كه از اسلام دفاع كند ايشان يك مصاحبه‌اي با بي بي سي كرده بود ، در آن مصاحبه سخن از اسلام به ميان آورده بود بعد كه به محل قرار مي‌آيد از آقاي صادق هدايت به شدت فحاشي‌هاي ركيكي را آقاي بزرگ علوي روايت مي‌كند جلو زن‌ها در آن ميعادگاهي كه جايگاه روشن فكران و .... بوده فحاشي‌هاي ركيكي را ايشان به ميان مي‌آورد كه چرا تو اصلا سخني از اسلام به ميان آوردي و آثاري كه خود آقاي صادق هدايت نوشته ، خيلي روشن است و من وارد جزئيات آن نمي‌شوم اما بع اين نكته دعوت مي‌كنم جهت تعمق ، كه چگونه توانستند يك ضديتي با اسلام ايجاد كنند و يك قرابتي با يهود ، در اين زمينه هم دعوت مي‌كنم عزيزان را كه كتاب آقاي معير ارزي حتما بخوانند معير ارزي خاطرات خودش را به عنوان يك صهيونيست جدي و فعال نوشته ، در كتاب خودش تأثيرات اين معنا را كه ما توانستيم احساس قرابت ايجاد كنيم در بين ايراني‌ها و يهودي‌ها و از اين تاريخ نويسي بهره لازم برديم و هر كسي را كه در برابر يهودي‌ها مقابله مي‌كرد اينگونه وارد مي‌شديم و اينگونه او را رام مي‌كرديم ، من جمله در مورد حاج علي كيا ، شرح اولين برخورد پدرش با حاج علي كيا كه بعدها كه مراتب ارتش را طي مي‌كند و به درجه سپهبدي مي‌رسد و ركن 2 ارتش مي‌شود آن موقع كه سرهنگ بود من با پدرم پيش او رفتيم مي‌گويد : شروع كرد به مقاومت كردن در برابر ما يهودي‌ها ، ما گفتيم بله ما يهودي‌ها با شما اين چنين پيشينه تاريخي داشتيم و يواش يواش رام شد .
بعدها كه خودش در زمان ركن دومي او با او تماس دارد مي‌گويد من خودم تعجب مي‌كردم كه چرا حاج علي كيا اينقدر در خدمت ما قرار داشت و براي خودم جاي تعجب بود يك بار خيلي رك و صريح از او پرسيدم كه حاج علي كيا تو خيلي از كارهاي خودت را رها مي‌كني و هميشه دنبال من هستي كه مثلا ملاقات براي منا با ديگران ايجاد مي‌كني عمده چيزي كه از آقاي ازري از عملكردش مي‌شود فهميد ، حتي موقعي كه يك بازيگر اسرائيلي پيش كيا مي‌رود يك ماهي بزرگي كه براي ضيافت و به افتخار ايشان آماده شده بود بر روي آن مي‌نويسد به ياد ايام راشتر و خشايار شاه در ايران ، خوب تأكيد روي اين معنا ، تأثيرات خودش را در خيلي از ايراني‌ها ، ما شاهد هستيم من باز دعوت مي‌كنم چون نمي‌توانم وارد جزئيات بشوم حتما كتاب آقاي مييرازري كه مي‌تواند تجربيات او براي ما خيلي مفيد باشد را ان شاءا.... مطالعه بكنيد . اما امروز وقتي شما دقت مي‌كنيد كه در همان تاريخ نگاري كه براي ما صورت گرفت چرا مقاومت‌ها و تلاش زيادي صورت مي‌گيرد كه هيچ بازنگري در اين عرصه صورت نگيرد در حالي كه الان منابعي در اختيار ما وجود دارد كه اين منابع بيانگر اين است كه تاريخ نگاري كه در زمان رضاخان عمدتآ صورت گرفت و آثار زيادي مكتوب شد.
عمده اين‌ها بر اساس محدود كردن تاريخ باستان ايران به 2500 سال بود يعني اينكه اين احساس در مردم ايجاد بشود كه رونق تمدن ايران به زماني بر مي‌گردد كه پيوند جدي بين يهوديت و اقوام ايراني در فلات ايران ايجاد شده است يعني اصلا مبدأ عزمت در ايران مربوط به اين دوران بود خوب اين مي‌تواند به عنوان يك نظريه مطرح شده و بر رويش كار بشود كه درست هست يا نه ، اما كاري كه در اين عرصه به نظر من صورت گرفت اين نبود كه يك عده‌اي طرفدار اين فرضيه بوده باشند و واقعا ملت ايران عظمتشان بر مي‌گردد به اين ايام و اين ايام توانسته حالا يك عظمتي را بوجود بياورد كه حتي در كتاب بزرگ علوي مي‌گويد كه آقاي صادق هدايت سعي مي‌كرد كه تاريخ صدر اسلام را بسيار بسيار با عظمت بيان كند خوب همين كسي كه اينقدر با اسلام دشمني دارد طبيعا اين كار را با اين جهت گيري دنبال مي‌كند . خوب يك موقع است كه به عنوان فرضيه مطرح مي‌كند و اصلا اينطوري نبوده كه يك عده‌اي طرفدار اين باشند و حالا به عنوان يك نظريه مطرح مي‌كنند بلكه سعي كردند آنچيزي را كه مي‌توانست اين نظر را نفي كند و بي اساس جلوه‌گر كند آن را هم از بين بردند در واقع امكان تحقيق براي پژوهشگران ايراني در اين عرصه اصلا وجود نداشته باشد كاري كه در اين عرصه صورت گرفت اين بود كه ما هم يهود را مؤثر در عزمت ايران باستان بدانيم و هم اعراب را از بين برده و نابود كننده‌ي اين عظمت بيابيم يعني اين دو به صورت همزمان صورت گرفت ، خوب براي اينكه بتوانند اين عزمت را مربوط به دوران هخامنشيان بكنند بايد تاريخ باستان ما را محدود مي‌كردند و آنچه را كه مربوط به قبل از هخامنشيان بود را به نوعي يا نابود مي‌كردند و يا تلاشي بر روي آن معطوف نمي‌شد يعني ما امروز ، هر آنچه كه طي سال‌هاي گذشته داشتيم در ارتباط با باستان شناسي و كارهاي تحقيقاتي عمده در اين زمينه مربوط به دوران هخامنشي است .
ما حتي سازمان و تشكيلات ميراثمان معمولا هيچ گونه مأموريت و رسالتي غير پاسداري از دوران هخامنشيان براي خودش تعريف نكرده ، بعضي جاها هم شما به وضوح مي‌توانيد ببينيد كه بي توجهي جدي به ساير ادوار تاريخي ما دارد بعضي معتقدند كه اگر بخواهيم تاريخ باستان خودمان را مطالعه بكنيم اين محدود كردن به دوران هخامنشيان به بعد ، جز يك كار هدفمند سياسي بيش نيست تاريخ ايران هم وسيع‌تر است و هم ارتباط با اين قضيه ما مي‌توانيم بر اساس برخي از مستندات به جا مانده درك كنيم كه عظمت مردم ايران به لحاظ تمدني در اين دوران بيشتر بوده كه حتي هخامنشيان مجبور بودند كه از عيلامي استفاده كنند يعني قطعا اگر عيلامي‌ها به لحاظ تمدني عقب تر بودند نبايد هخامنشي‌ها مصرف كننده خط و طرز نگارش آن‌ها باشند بنابراين ما بايد در دوران عيلامي به لحاظ تمدني وضعيت بهتري داشته باشيم بنابراين آن‌هايي كه در اين زمينه گام برداشتند قطعا يك كار هدفمند سياسي را دنبال مي‌كردند گر چه من خودم رشته‌ام بيشتر تاريخ معاصر است و كار تاريخ معاصر بيشتر كرده‌ام ولي در آن حدي كه فرصت مطالعه و تحقيق در اين زمينه را يافتم و آثاري را نگاه كردم .
من ديدم كه خيانت‌هاي بزرگي در ارتباط با نابودي آثار به جا مانده از دوران عيلامي را داريم من يكي از آثاري كه آوردم كه دوستان مطالعه كنند كتاب تخت جمشيد است كه خذ اشميت به عنوان يكي از باستان شناسان دانشگاه شيكاگو تنظيم كرده است تصاويري كه در اين كتاب آمده ، مؤيد آثار عظيمي است كه متعلق به دوران عيلامي است و امروز در اطراف سايت تخت جمشيد اثري از آن نيست يعني بعد از كشف و خارج كردن اين الواحي كه امروز به دانشگاه شيكاگو رفته در سال 1314 كه تا حالا بازنگشته و من بعيد مي‌دانم كه با مسائلي كه امروز مطرح است به ايران بازگردد دلايلش را هم در بين عرايضم مي‌گويم ، بعد از اينكه اين الواح از ايران خارج شده البته بعضي از الواح از خزانه تخت جمشيد خارج شده و برخي از الواح متعلق به آن سايت ايراني است كه در اطراف تخت جمشيد وجود دارد بر اساس تصاويري كه از آقاي اشميت برداشته ، خوب الان وقتي كه شما نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد كه در اطراف سايت تخت جمشيد هيچ اثري از سايت ايراني وجود ندارد كاملا بعد از خاك برداري و كشف شدن آن آثار اين‌ها عامرانه نابود شدند من در اين زمينه با آقاي پرويز رجبي به عنوان يكي از عناصري كه در زمينه باستان شناسي كار مي‌كند بحث مي‌كردم راجع به اين مطلب ، البته ايشان در ابتدا پذيراي اين مطلب نبود كه تخريبي صورت گرفته ، بعد از اين مسأله و پذيرش اين مطلب توسط پژوهشگاه پارسه كه ايشان به عنوان يكي از داوران اين قضيه بوده كه آيا تخريبي بوده يا نه ، بعدا كه ايشان تماس گرفت و پذيرفت كه بله آثاري بوده خيلي راحت گفت كه آمريكايي‌ها كار بسيار خوبي كرده‌اند ، لابد لازم بوده و ضرورت داشته و دليل ايشان هم اين بود كه وقتي پاي انسان قانقاريه بگيرد خوب پاي انسان را قطع مي‌كنند و تشخيصش هم با پزشك است ، آمريكايي‌ها هم در اين زمينه تخصص داشته‌اند و كار بسيار درستي كرده‌اند كه تخريب كردند مي‌خواهم بگويم كه دفاع از عملكرد دانشگاه شيكاگو در از بين بردن آثار باستاني ما ، امروز در جامعه ما يك حامي جدي دارد علت حمايت جدي اقشار يا شايد اقشار تعبير چندان درستي نباشد عده‌اي كه در جامعه ما امروز دارند در زمينه‌ي تاريخ كار مي‌كنند اين است كه اين جريان ماهيت كارش مشخص نشد ولي اگر ماهيت كاري كه در دوره رضاخان صورت گرفت مشخص نبود يك جهش فكري در جامعه ما ايجاد مي‌شود يعني اگر ما در آنچه را كه نسبت به خيانت يا فاجعه‌اي كه شما با دست كاري در تاريخ يك ملت ممكن است بوجود بيايد حالا عمق فاجعه را خودتان مي‌توانيد حدس بزنيد اينكه تاريخ يك ملت دستكاري بشود در دشمن شناسي آن ملت هم شما مي‌توانيد دستكاري كنيد يعني در واقع وقتي كه شما به تاريخ مراجعه مي‌كنيد .
براي اين است كه بتوانيد از تجربيات آن‌ها استفاده كنيد براي شناختن دوستان و دشمنان خودتان ، يا حداقل عوامل تهديد كننده و عواملي كه شما مي‌توانيد بر روي آن‌ها براي پيشرفت خودتان حساب كنيد تاريخ را به اين دليل برايش ارزش قائليم چون مي‌تواند در برخورد ما با پديده‌هاي مشابه تقويت كند يعني مي‌تواند از ما عناصر بسازد مجردي در مواجهه با موضوعات سخت روزمره جامعه‌مان ، بنابراين اگر كساني دارند در تاريخ ما تصرف مي‌كنند با اين هدف تصرف مي‌كنند كه تشخيص ما را نسبت به مسايل اطرافمان دچار دستخوش تغيير كنند در دشمن شناسيمان قطعا دچار مشكل مي‌شويم كما اينكه اين كار صورت گرفت آن چيزي را كه توانستند نسبت به اسلام كينه ايجاد كنند را كاملا در دوره رضاخان مي‌بينيد .
خيلي از كساني كه اين‌ها در واقع اگر اين مسأله براي آن‌ها بوجود نمي‌آمد به راحتي جذب سازمان‌هاي يهودي در ايران نمي‌شدند اگر شما يك عنصر ايراني را قبل از اينكه نگاهش عرض بشود را دعوت كنيد كه سوگند به بعضي از مقدسات يهود بخورد در برخي از سازمان‌هاي مخفي ، قطعا اين كار را نمي‌كند منتها بعد از اينكه به او قبولانده مي‌شود كه تو با يهودي‌ها خيلي رابطه ديرينه داري و در اين زمينه نبايد هيچ احساس در خدمت ديگران قرار گرفتن نمي‌تواني داشته باشي ، بر اساس تاريخت تو اين راه را پيموده‌اي بنابراين مزدور ديگران نمي‌شوي در خدمت ديگران نيستي با كساني كه بايد دوست باشي دوست هستي مثل اين است كه شما امروز احساس كنيد كه بايد با يك جرياني در ملت‌هاي مسلمان همراه باشيد وقتي اين احساس در شما بوجود آمد اگر در جهت منافع آن‌ها گام برداشتيد هيچ احساس منفي‌اي در شما ايجاد نخواهد شد معقتدتان و باورهايتان اينطوري حكم مي‌كند كه بايد جهان اسلام را تقويت كنيد يعني كاري را انجام بدهيد كه جهان اسلام رو به جلو برود و از كار شما منتفع بشود . اين مسأله را قطعا دردوره رضا خان صورت دادند كه عده‌اي به سهولت پذيرفتند كه درخدمت سازمان‌هايي يهودي بودن نه تنها مشكلي نيست مسأله‌اي نيست بلكه وظيفه ماست كه چنين كاري را بكنيم و اين تنها چيزي است كه مي‌تواند موجب شكوفايي ملت ما بشود چرا كه در تاريخ همين پيوند موجب شكوفايي شده ، آنچه را كه امروز ما بعد از بحث اخير در مورد الواح ايراني شاهديم يك مقداري بحث را براي ما جدي‌تر مي‌كند يعني مقاومت بعضي از افراد و يا بخصوص كساني كه منادي تاريخ پژوهشي در كشور ما هستند تاريخ پژوهي با حزن بيشتر مد نظر من هست اين‌ها مقاومت جدي در ارتباط با الواح ايراني كردند و اگر مقايسه كنيد نوع واكنششان را در مورد ساير مقولات ، مثلا الان در مورد سد سيوند دوستان مي‌بينند كه يك بحث‌هايي مي‌كنند كه خيلي جالب است ، مي‌گويند شما سد سيوند را به اين دليل مي‌گويند بايد تخريب كنيد كه نم سد مي‌زند به مقبره كوروش يعني مثلا بخارات آب مي‌زند بعد تأثيرات سوء خواهد داشت در درازمدت راجع به مقبره كوروش ما مثلا موجب خسارت خواهد شد بنابراين الان مي‌بينيم يك انگليسي گفته كه ما همه هزينه سدرا مي‌دهيم تا از اين سد بهره‌برداري نشود و آبگيري نشود اما آنچيزي كه براي من قابل تأمل است اين است كه الان چند روز است كه بعضي دانشجويان را ترغيب كرده‌اند براي شركت در تحصن تا جلو سد را بگيرند براي اينكه يك بناي تاريخي متعلق به هخامنشيان مي‌تواند در آينده خسارت‌هايي به آن وارد بشود اما وقتي كه به آن‌ها مي‌گوييم كه تاريخ قبل از هخامنشيان اين كارها شده مي‌گويد خوب كاري كردند حتما ضروري بوده كه اين كار را بكنند من مي گفتم كه اگر ضروري بوده يك گزارشي يك توجيهي براي اين كار ، مثلا دانشگاه شيكاگو نوشته كه ضروري بوده كه ما آثار ايراني را نابود كنيم لااقل مي‌دانيد كه در باستان شناسي بايد يك گزارشي در مورد عملكرد ارائه بدهند حتي در مورد كاوشگري‌ها حركت خودشان را مكتوب مي‌كنند و عرضه مي‌دارند اگر واقعا لازم بوده كه اين آثار از بين برود چيزي را دانشگاه شيكاگو به ملت ايران عرضه كرده كه دانشگاه شيكاگو توجيه كند كار خودش را و تخريب را در اين زمينه ، در اين سرزمين‌ها اصلا هيچ جرياني جامعه را به اين سو نمي‌برد كه اگر ما اين تخريب را از سوي دانشگاه شيكاگو و اين دست اندازي را در مورد تاريخ خودمان شاهديم چرا بايد اجباري باشد كه دانشگاه شيكاگو دوباره در ايران فعال بشود يعني اگر يك تيمي ، يا يك مركزي يا يك جرياني را در طول تاريخ ما بر هم زده و امروز هم حاضر نيست كه براي اينكه برخي از تاريخ ما روشن بشود هفتاد و يك سال الواح را در اختيار گرفته و بعد هم در يك مسيري قرار گرفته كه چيزي از الواح برنگردد تا مورد مطالعه ما قرار بگيرد الا اينكه تعداد اندكي از همان تيم دانشگاه شيكاگو توانستند دسترسي داشته باشند و مطالعاتي بكنند شايد در اين زمينه گفته بشود كه ما آثار باستاني زيادي در كشور داريم كه مطالعه نكرديم در موردش و تحقيقاتي نكرده‌ايم حالا در زمينه حالا يك تعداد لوح اصرار مي‌كنيم خوب كلي ما الان آثار باستاني داريم كه مي توانيم مطالعه كنيم و به يك دستاوردهايي برسيم بعد كه از آن‌ها استفاده كرديم بعد فرصت خواهد بود كه در مورد آثاري كه در اختيار بنگاه‌هاي شخصي مثل دانشگاه شيكاگو قرار دارد در آن زمينه هم مطالعه كنيم .
ببينيد تفاوت جدي در مورد اين قضيه وجود دارد كه دوستان بايد به آن عنايت كنند عرض كردم بازخواني تاريخي كه براي ما نوشته شده يك ضرورت است ما منابعي كه در مورد بازخواني تاريخ نگاشته شده داشته باشيم بسيار بسيار اندك است يعني اينگونه نيست كه ما در مورد تاريخ باستانمان منابع فراواني را در اختيار داشته باشيم بعد مسئله دوم در اين زمينه اين است كه بين آثاري كه ما الان در اختيار داريم و آثاري كه از دسترس ما دور نگاشته شده تفاوتي وجود دارد و تفاوتش اين است كه ما با مطالعه الواحي كه در اطراف تخت جمشيد پيدا نشده مي‌توانيم نكات تاريك تاريخ خودمان را دريابيم در حالي كه بعضي از آثاري كه در دسترسمان قرار دارد خيلي اين نقش را ايفا نمي‌كند يعني الواحي كه در ارتباط با سايت ايراني اطراف تخت جمشيد هست شايد بتواند ما را نسبت به گذشته‌اي كه براي ما امروز مقداري تاريك است و خيلي روشن نيست يك مقداري مطالبي داشته باشد و كساني كه تمام تلاششان به تخريب اين آثار بوده ، تمايل چنداني در اينكه ما دسترسي چنداني به اين داشته باشيم ندارند بنابراين آنچه را كه ما امروز بايد به عنوان دانشجو ، به عنوان محقق براي ما قابل تحمل باشد اين است كه چرا جرياناتي در داخل كشور تلاش مي‌كنند جريان تاريخ نگاري آن دوران را تقويت كنند من يكي دو تا نمونه به شما مي‌دهم بعد شما خودتان در اين قضيه دقت كنيد بعدها مطالب زيادي را در يابيد من خودم كه در سال 83 نسبت به اين قضيه حساس شدم مطبوعات را سال 83 شايد 2 ، 3 ماه را دقيق‌تر آنچه را كه در مورد تاريخ آثار باستاني نوشته‌اند را يك مقداري دقت مي‌كردم من جمله مطلبي كه در سال 83 براي من جالب بود ادامه همان تبليغات در داخل كشور است يك مطلبي بود در مورد ناوگان كشتيراني در زمان هخامنشيان داشتيم يك مطلبي بود حالا يك مجموعه‌اي را من جمع‌آوري كردم چون فرصت نيست من فقط براي شما خيلي اشاره وار مي‌گويم ، يك مطلبي در 18 مرداد 1383 در مورد كشف راز قاليچه‌هاي پرنده ، اين روزنامه همشهري به نقل از فصلنامه ادبي – فرهنگي خورجين ، كه يك فصلنامه استراليايي است كه مطلبي را نوشته كه خوب شما علي القاعده اگر براي شما بخوانم لبخند بر لبانتان مي‌نشيند اما در واقع اين چيزهايي است كه امروز هم دارد دنبال مي‌شود تا ضديت با اسلام ، همچنان در اذهان نسل‌هاي بعدي ما تجديد بشود و همان سياست دارد دنبال مي‌شود يعني فكر نكنيد كه مثلا اين سياستي كه من اشاره كردم تمام شد و مربوط به دوران رضاخان بود حالامن يك مقداري اگر فرصت بشود اشاراتي خواهم داشت حالا من مي‌خوانم نوشته فصلنامه ادبي –فرهنگي خورجين در شماره اخير مطلبي را درباره راز قاليچه‌هاي پرنده كشف كرده است كه نويسنده از خلال مطالبي كه در قلعه الموت ايران كشف شده ، روشن مي‌شود طبعا درك اين مطلب به معناي تمام ملاحظات آن نيست بلكه صرفا اصلاع در اين زمينه ، يكي از نمادهاي اكاتيبي شرق است اكنون شواهد وقايعي از آنچه يك افسانه ديرينه محسوب مي‌شود توسط يك محقق فرانسوي به نام هانري باك در ايران بدست آمده است باك طومارهايي را بدست آورده توضيح مي‌دهد در اين زمينه كه حالا شما اگر خواستيد كپي اين مطلب را به شما مي‌دهم آن چيزي كه مهم است مي‌گويد كه اين بدليل وجود چشمه‌اي در يك جايي از ايران كه اين قاليچه‌ها آلوده مي‌شده به آب اين چشمه و موادي كه مي‌زدند اين قاليچه مي‌توانسته مغناطيس زمين را خنثي كند و جاذبه زمين را خنثي كند بعد مي‌گويد كه چطور اين قاليچه‌ها و اين صنعت در ايران نابود شد صراحتا مي‌گويد اسلام آمد مي‌خواست شترها و اسب‌هايش را بفروشد ، و بعد با وجود چنين صنعتي در ايران ، اين شترها و اسب‌هاي مسلمان ها به فروش نمي‌رسيد آن‌ها همه صنعت گران را از دم تيغ گذراندند اين يك مقاله‌اي است كه در سال 83 پيدا شد و در موقع حساس شدن نسبت به مسأله مقالات زيادي اينطوري بودك ه يك جوان با خواندن اين مقالات ، تنفرش نسبت به اسلام مثل همان تنفري كه در آقاي صادق هدايت ايجاد شده بود كه فحشي نسبت به اسلام داد با اين مقالات هم گفتم شما تصور كنيد جوان 16 ساله ، 17 ساله اين مقالات را بخواندكه ما چه در گذشته ، و در دوران باستان چه دستاوردهاي علمي‌اي داشتيم و ورود اعراب به ايران توانست چي كار بكند ؟ همه اين توانمنديها را از بين ببرد شما الان كتاب تاريخ دبيرستان را هم مطالعه كنيد همين القا را در شما ايجاد مي‌كند من به مناسبتي كه آموزش و پرورش كتاب‌هاي دبيرستانيش را فرستاده بود به دفتر مطالعات ما ، تا يك مقداري نظر بدهيم وقتي كه يك مقداري دقيق‌تر مطالعه مي‌كرديم اين بو كه تصاوير دست آوردهاي بشري را در دوره‌ي هخامنشيان و عصر خاقانيان بسيار بسيار با شكوه و با عظمت نشان مي‌دهد خيلي مثلا دربار و ساختمان‌هاي با شكوه كه جوان را خيلي جذب مي‌كند آثار و ظروف طلايي كه از آن زمان بدست آمده ، بعد مي‌گفت ورود اسلام به ايران ، ببينيد ورود اسلام به ايران چطوري آغاز مي‌شد يك صحراي لم يزرعي را نشان مي‌داد دو تا شتر سوار بعد تيتر آن ورود اسلام به ايران بود خوب يكدفعه شما يك جواني را از آن عظمت كه تصاوير منعكس مي‌كند دربار هخامنشيان و خاقانيان و حتي دربار تخت جمشيد كه بر اساس مستندات نيمه تمام رها شده را امروز براي آن پرده مي‌زنند جزئيات اين كاخ را با كارهاي كامپيوتري نشان مي‌دهند با اين انگيزه كه عظمت در اوج خودش قرار داشته در آن موقع ، بعد شما در كتاب مي‌آوريد كه بعد با ورود اسلام به ايران همه چيز كوير است همان چيزي كه آقاي زرين كوب هم مي‌گويد « دو قرن سكوت» يعني چي ؟ مي‌گويد همه چيز از بين رفت كه دو قرن سكوت بود پس تيتر دو قرن سكوت چيست ؟
اين مطلب را القا مي‌كند كه با ورود اسلام به ايران ، سكوت كامل بر جامعه ما حاكم شد يعني هر چيز از بين رفت الان هم اين معنا در كتاب‌ها هنوز هست بنابراني اگر شما مي‌بينيد كه در مورد بحث بازگشت تيم دانشگاه شيكاگو به ايران ، نه تنها مقاومت جدي‌اي رخ نمي‌دهد بلكه دفاع مي‌كنند عده‌اي كه دانشگاه شيكاگو هر آنچه كرده درست عمل كرده و بايد حتي اگر تاريخ گذشته را مطالعه نكردند ، در حاليكه اگر كسي خواسته باشد بر اساس فقط و فقط الواح ، قضاوت كند در مورد دانشگاه شيكاگو ، مي‌گويد كسي كه اين الواح را برده ، قطعا سابقه‌ي درستي ندارد كه ما اجازه بدهيم كه ما اجازه بدهيم كاوشگري را ادامه بدهد در ايران ، يك جرياني كه ، يك مؤسسه‌اي كه چنين برخوردي با تاريخ ما داشته ، يا با آثار باستاني ما داشته علي القاعده خيلي مورد اعتماد نخواهد بود حتي اگر فقط ما بر اساس الواح عملكرد دانشگاه شيكاگو را مورد تأمل قرار بدهيم بايد امروز به برگرداندن دانشگاه شيكاگو و فعال كردن اين تيم ، حساس باشيم در حالي كه اگر يك مقداري عميق تر به اين مسأله نگاه كنيم در مي‌يابيم كه بحث تاريخ نگاري براي ما ، يك جريان است و امروز يواش يواش و به تدريج دارد بحث بازنگري در تاريخ مطرح مي شود ورود دانشگاه شيكاگو به ايران در واقع يك جريان است نه بحث فقط كاوشگري آن‌ها در يك نقطه‌اي از ايران ، بلكه تقويت يك جريان فكري كه آن‌ها ريشه‌ي فراواني در ايران داشتند ، به تدريج حاكميت اين نگاه و اين جريان بر ابنيه ما دارد ضعيف مي شود بنابراين باز گرداندن دانشگاه شيكاگو به ايران در واقع اين نيست كه آن‌ها فقط در مورد آثار باستاني كار بكنند بلكه بيايند دوستان خودشان را و جريانات هم فكر خودشان را در زمينه‌ي تاريخ نگاري ، يك مقداري احيا و تقويت كنند بنابراين از اين منظر دقت كنيد بسيار مسئله حساسي است و حساسيتش را هم خيلي متوجه هستند و خيلي از عزيزاني كه در مركز علمي دارند كار مي‌كنند و دانشگاهي دارند كار مي‌كنند از اين زمينه خيلي راحت نمي‌گذرند در حالي كه به نظر من اين مسئله بسيار مهم‌تر از اين است كه دانشگاه شيكاگو بيايد ايران ، مثلا بعضي از آثار را هم با خودش ببرد يا مثلا يك عده‌اي ديگر فاسد كند با آن‌ها همان زد و بند گذشته خودشان را دوباره احيا كنند و آن فسادي كه در عرصه‌ي ميراث وجود داشت كه الان هم وجود دارد همان مفاسد را دنبال كنند من فكر مي‌كنم كه اين‌ها بالاتر از مفاسد خارج كردن چند قطعه باستاني است بلكه تقويت اين جريان كه امروز باز هم مطبوعات در سال 83 اين مسأله باز هم نوشته مي‌شود تقويت اين جريان بسيار بسيار مهم است . يعني به لحاظ فكري ما بتوانيم همچنان به جامعه القا بكنيم كه ما در گذشته و در تاريخ باستان عظمت داشتيم و اسلام ورودش به ايران همراه با از بين بردن اين عظمت بود . متأسفانه بسياري از آثاري كه اخيرا نوشته مي‌شود همين عظمت را مي‌خواهد نشان بدهد يعني ترسيم يك عظمت القايي به ما ، يعني به ما با آثار مختلف القا كرده‌اند كه بله در دوران هخامنشي اين عظمت وجود داشته ما هم به سهولت پذيرفتيم بدون اينكه خيلي در مورد اين قضيه مطالعه كنيم كه حالا كه گفتند مثلا فلان هنر در عهد هخامنشيان بوده يا نه ؟ خوب ما مطالعه كنيم من نمي‌خواهم بگويم رد كنيم ، مطالعه نكرده ، تحقيق نكرده همه آنچه را كه امروز به عنوان كار مطالعاتي ، اما طبيعتا تجديد نظر و مطالعه جدي تر از جانب كساني كه دلسوز اين آب و خاك هستند اين يك ضرورت است بويژه اگر ما به اين رسيديم كه برخي عناد داشتند كه ما يك قسمت‌هايي از تاريخ خودمان را نبينيم در اينكه ما ترديد نداريم كه برخي از كساني كه در اين عرصه كار كردند اصرار داشتند كه ما تاريخ را آنطوري كه آن‌ها مي‌خواهند ببينيم مثلا به عنوان مثال همان كساني كه در مورد اعراب اين دشمني و اين عداوت را در بين ما ايراني‌ها كاشتند تماما احساس كنيم كه نبايد به جهان عرب و جهان اسلام نبايد اعتماد كنيم و تنها جايي كه مي‌توانيم اعتماد كنيم اسرائيل و يهودي‌ها هستند همين‌ها خيلي از مسائل تاريخي را از دسترس ما به دور داشتند باز هم اينجا تعصب خودم را ابراز كنم نسبت به بعضي از آثاري كه همه احساس را در اين اواخر دارند تكرار مي‌كنند ما وقتي كه نگاه مي‌كنيم ، مي‌بينيم كه در تاريخ ما اتفاقاتي افتاده كه ما اصلا اطلاع نداريم من جمله بحثي كه امروز يهودي‌ها به عنوان دكري مي‌گيرند دكري را اگر خيلي از ايراني‌ها بدانند يا لااقل عنايتي باشد در كنار اين همه دشمني در مورد اعراب كه مثلا اعراب آمدند چاپ خانه‌ها را سوزاندند آمدند تمدن را از بين بردند همه دانشمندها را از بين بردند آنطوري كه همشهري مي‌گويد مثلا تمام صنعت گران قاليچه پرنده را از دم تيغ گذراندند همه اين‌ها را داشته باشيم از اين طرف هم داشته باشيم كه آقا اتفاقاتي هم در ايران رخ داده كه يهودي‌ها هم يك كارهايي در ايران كردند يهودي‌ها هم يك كارهايي عليه اقوام ايراني صورت دادند به اين هم لااقل اطلاع داشته باشيم خوب است همين كار هم به موازات تبليغات ضد اسلامي ما نبايستي در بياوريم آن چه را كه انسان در تعارض با يهودي‌ها اقوام ايراني داشتند من حالا در اين زمينه تورات را مبناي خوبي مي‌دانم تورات در اين زمينه در كتاب استر يك بحثي را مطرح مي‌كند كه به نظر من كتاب استر را بخوانيد در اين كتاب در عهد عتيق بحث قتل عام ايراني‌ها را به صورت مفصل مي‌گويد يعني در زمان خود خشايار شاه به تحريك استر و حالا عملكرد فرد حامي ، حامي و وزير خشايار شاه را مي‌كشند و بعد قتل عام گسترده‌اي را در شهرهاي ايران آغاز مي‌كنند تا جايي كه همه مخالفين يهودي‌ها در ايران قتل عام بشوند اين لااقل در تورات آمده ، همين معنا را اشكالي ندارد كه اگر مثلا يك دايره المعارفي را عزيزي دارد مي‌نويسد در ذيل لغت پوريل بياورد كه پوريل يعني چي ؟ آن چيزي كه تورات گفته نه آنچه كه ما مثلا به عنوان يك كسي كه با يهودي‌ها مثلا ضديتي دارد نه همين چيزي كه تاريخ يهود است تاريخ يهود مي‌گويد اما شما ببينيد كه ما در دايره المعارف دائره المعارفهايمان بعد از انقلاب ، در هيچ كدامشان اصلا لغت پوريل نيامده كه من ايراني بفهمم كه پوريل يعني چي ؟ خوب اين‌ها را كه ما نوشتيم ديگر ، يعني در دايره المعارف فلان كه من نمي‌خواهم اسم عزيزان مسئولش را ببرم اما آن عزيزاني كه نوشتند چرا به نظر شما چيزي كه در تورات آمده مربوط به همين سرزمين است و بحث قتل عام گسترده‌ي مردم اين فلات هست كه بعضي از مورخين معتقدند كه همين قتل عام موجب شد كه تخت جمشيد نيمه تمام ماند و اين قراين زيادي دارد چون واقعا خيلي از سرستون‌هاي تخت جمشيد تمام نشده ، خيلي از كنده كاري تمام نشده خيلي از آن اشكالي كه در مي‌آورند مثلا چند تا از آن‌ها در آمده ، چند تا در نيامده مثلا تا حدي كنده كاري شده كامل نشده يعني قتل عامي كه در دوره خشايار شاه صورت گرفته لااقل اينها را ما بدانيم بعد در كنارش خيلي از مقالات اين چنيني هم داشته باشيم كه فراوان است عرض كردم اگر شما يك مقداري حساسيت از خودتان به خرج بدهيد مي‌توانيد اين را ببينيد ، به هر حال عرض كردم كه هنوز آن تحول لازم در ارتباط با بازنگري تاريخ اصلا بوجود نيامده چرا در حوزه‌ها ، در مراكز علمي دارد اين ضرورت مطرح مي‌شود ولي در كل جامعه مقاومت‌هاي جدي اي است كه جامعه همچنان درگير نشود و باورهاي گذشته را با خودش داشته باشد و با همان باورها ، من خودم ببخشيد برخي از كساني كه آن القاهاي ديني در آن‌ها خيلي قوي نيست ، همان بحث‌ها را تكرار مي‌كنند كه اسلام براي ما جز بدبختي و نابودي چيزي به ارمغان نياورده يعني شما از اين محافل خودتان خارج بشويد وارد كساني كه خيلي تعهد قوي ديني ندارند به سهولت مي‌توانيد تأثيرات اين آثار را در آن‌ها بيابيد ، من خيلي در اين بحث مزاحم نمي‌شوم چون شماها هم به هر حال سؤالاتي داريد با سؤالات شما بتوانيم بحث را ادامه بدهيم اگر چه من بحث‌هاي زيادي را آورده بودم كه به آن‌ها بپردازم منتها به دليل ضيق وقت ، چون دوستان گفتند 40 دقيقه بيش‌تر طول نكشد ، لذا من بحثم را خاتمه مي‌دهم سؤال يكي از حضار : ما قبلا مشابه صحبت‌هاي شما را شنيديم . منتها مشخص نمي‌شود كه آن جوامع چه كساني هستند مثلا گروهي هستند كه دارند سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه مثلا تاريخ ايران عوض بشود و مي‌خواهند زمينه سازي كنند كه وحدت بين ايران و يهودي‌ها برقرار بشود اگر منظور خود يهودي‌هاي ايران باشد كه اين ارتباط را دارند بحث ير يهودي‌هاي خارج از ايران باشد يعني كساني كه سازمان‌هاي يهودي‌ها معرفي مي‌شوند و حالا تاريخ جهان را به نوعي دارند دستكاري مي‌كنند يعني سؤال من اين‌ها است ، منظور را مشخص كنيد ؟ پاسخ : ببينيد يهودي‌هايي كه من گفتم در دوره رضاخان اين كار را كرده‌اند قطعا صهيونيست‌ها بوده‌اند كه تمام تلاششان را در خدمت ايجاد دولت اسراييل قرار داده بودند و بعد هم توانستند ايران را با همين آموزه‌ها به عنوان تنها متحد اسرائيل در منطقه قرار بدهند يعني ما از خيلي از كشورهاي ديگر در اين زمينه پيشي گرفتيم ، و عمدتا اين آموزه‌ها تأثير داشت در ايجاد وحدت بين ايران و اسرائيل علي رغم اينكه ملت ايران بسيار از اين موضوع دوري مي‌جست و نسبت به آن موضع داشت اما توانستند طبقات روشنفكر جامعه را و دست اندركاران و هيئت حاكمه را در اين مسير قرار بدهند و اشاره هم كردم كه بعدها سازمان‌هايي كه افراد عضو آن‌ها مي‌شدند واقعا تعلق خاطر نسبت به آن سازمان‌ها پيدا مي‌كردند و حاصلش ، حاصل فراواني بود كه به نفع اسراييل به عنوان گل سر سبد نظام سرمايه‌داري در واقع يعني وقتي ما پيوند مي‌خورديم به اسراييلي‌ها يعني بيشترين خدمت را به جهان غرب و جهان سرمايه‌داري مي‌كرديم فقط بحث اسراييل هم نبود اسراييل قطعا در اين مسأله ميوه سرمايه داري‌ات در عصر حاضر ، لذا آنچيزي كه در دوران رضاخان اتفاق افتاد حاصلش را ما شاهد بوديم ديگر يعني خيلي ما بايد بگوييم از تركيه در اين زمينه پيشي گرفتيم و از خيلي از نظام‌هاي غير ديني در اين قضيه پيشي گرفتيم براي اين كه بدانيم كه ما چقدر در دوران رژيم پهلوي به اسراييل خدمت كرديم خوب خود خاطرات معير عزلي ( ازلي ) كافي است يك كتاب ديگر هم هست كه آقاي سبحاني نوشته ، آقاي سبحاني كه به عنوان نخست وزير رژيم مورد نظر آمريكايي‌ها ، يك دو سال پيش مطرح كردند كه ما يك نخست وزير بخواهيم براي ايران مطرح كنيم خود همين آقاي سبحاني يك كتابي دارد كه به عنوان نخست وزير آن موقع مطرح شد ايشان در آن كتاب خيلي از پروژه‌هاي اسراييل را ذكر مي‌كند كه كليه اين پروژه‌هاي نظامي و تسليحاتي در ايران و با هزينه‌هاي ايراني‌ها صورت گرفت و هيچ حاصلش در ايران نماند موشك‌هاي فلان اصلا يكي يكي را مي‌گويد اول نام پروژه را بيان مي‌كند كه با نفت ايران هزينه‌هايش تأمين شد ولي هيچ يك از آن پروژه‌ها ، تأثيراتش در ايران باقي نماند بنابراين شما تأثيرات اين تاريخ نگاري را در نوع عملكرد دوران پهلوي كاملا به صورت مشهود مي‌بينيد . * سؤال يكي از حضار * استاد در مورد تاريخ خود يهود ، داريم كه مي‌گويند خداوند ما را به پادشاهي بر شما پذيرفت و مملكت هم ديدند كه اين در تاريخ يهود اتفاق افتاده ، يعني تاريخ يك چيزي شده كه با پيامبران خودشان طايفه ايراني را مي‌كوبيدند يعني اگر از راه تاريخ وارد شويم اين خود يك بهانه خوب براي آن‌ها مي‌شود الان هم ما يزدي‌هايي داريم كه تاريخ خودشان را به پادشاهان قديمي ربط مي‌دهند خوب ما بايد با اين وضع موجود چه كنيم ؟ * پاسخ : بله نمي‌شود كاريش كرد بخصوص اگر كساني خيلي در اين وادي احساس وظيفه هم بكنند كه خيلي از كساني كه پيامبر نيستند را هم به عنوان پيامبران يهود در ايران نام ببرند پارسال شبكه 6 يك برنامه‌اي را ارائه داد به نام پيامبران سرزمين ايران ، نمي‌دانم كدام يك از شماها ديديد حتي مردخاي را به عنوان يكي از پيامبران ايران ياد كرد مرد خاي كه خود تورات او را به عنوان پيامبر نمي‌شناسدش ، استر را به عنوان يكي از پيامبران ايران مطرح كرد كه قبرش در همدان است آن برنامه‌اي كه در شبكه 6 ارائه شد علي القاعده ميزان عنايت زيادي داشت كه اين احساس را در همه ما ايجاد بكند كه ما به هر جاي ايران كه نگاه مي‌كنيم يك پيامبر يهودي هست و چقدر سرنوشت ماها با همديگر اينقدر نزديك است . حتي فراتر از مستندات يهودي‌ها رفته بود بي عنايت نبود آن مسأله نسبت به اين ، قطعا يك عنايت ويژه‌اي براي ايجاد اين احساس در ما ايراني‌ها داشت به نظر من آن برنامه دارند روي اين مسأله كار جدي مي‌كنند خيلي از مقبره‌ها يا جاهايي كه اصلا سنديت هم ندارد را به عنوان پيامبر يهود مطرح مي‌كنند كه ظاهرا كل ايران مال پيامبران يهود است .
• سؤال يكي از دانشجويان: آن چيزي از تاريخ در حوزه فرهنگ بسيار ارزشمند مكانيسم تأثير گذاري داشته‌هاي تاريخي روي شكل دادن به هويت فرهنگي زمان ما است وقتي كه به اين مسأله توجه مي‌شود تاريخ بسيار پر اهميت مي‌شود وقتي به تاريخ هر دوره‌اي عيلامي ، هخامنشي يا هر دوره‌اي نگاه مي‌كنيم آن چيزي كه در اينجا اهميت خودش را نشان مي‌دهد ، مكانيسم تأثيرگذاري هر يك از اين دوره‌هاي تاريخي بر روي زندگي حال و آينده ما است من فكر مي‌كنم كه اين ارتباط بين تاريخ و فرهنگ يك ارتباط ديناميك باشد يعني آنچيزي كه تاريخ بر روي شكل دادن فرهنگ مؤثر است فرهنگ امروز هم مي‌تواند در حفاظت از منابع تاريخي بسيار مؤثر باشد يعني در صورتي كه اين ارتباط برقرار نشود ما دچار ضايعات يا خسارت مي‌شويم يا از جمله جريان تحريفات تاريخي در حوزه تاريخي مطرح بشود و هم بيگانگي و بي هويتي و عدم ارتباط با هويت‌هاي تاريخي ما در حوزه فرهنگ ، من فكر مي‌كنم آن چيزي كه در آنجا به عنوان رهنمود دانشگاه شيكاگو مطرح شده ، كنترل ساختاري تاريخ يك كشور و يك حوزه تمدني ، بوسيله حوزه‌هاي مؤلفه بيروني است يعني من فكر مي‌كنم كه اين جريان ادامه دار باشد و اين برمي‌گردد به توان علمي تاريخي ما و حتي سراسر دنيا ، چرا كه ما اگر رجوع كنيم به تاريخ مشروطيت حتي تا وتي كه به انقلاب داريم نزديك مي‌شويم اين ضعف‌هاي ما يعني ضعف در تسلط به اطوار تاريخيمان را حتي در دانشجويان و محققان هم مشاهده مي‌كنيم من فكر مي‌كنم كه تا موقعي كه اين كنترل ساختاري از بيرون اعمال توقع همياري داشته باشيم منتها عدم تلاش متخصصان داخلي ، اگر اسم خيانت بر رويش نگذاريم شايد اسم كمتري نتوانيم بر رويش بگذاريم . من فكر مي‌كنم كه اگر نتوانيم اين ارتباط بين حوزه تاريخ و فرهنگ را ايجاد كنيم پژوهش‌هاي پيشرفته ما به جايي نمي‌رسد چرا كه اگر ما پژوهشگران دانشگاه شيكاگو را براي شهر سوخته نياوريم باستان شناسان ما ممكن است كه دنبال پژوهشگران فرانسوي بروند دست عنايت خارجي از سر ما قطع نمي‌شود آن چيزي كه مهم است اين است كه مكانيسم بين حوزه فرهنگ و تاريخ برقرار شود .
* پاسخ : من با فرمايش شما كاملا موافقم اما ببينيد شايد آن نكته آخري كه شما فرموديد كه ما ناگزيريم اگر دانشگاه شيكاگو نباشد يك دانشگاه فرانسوي را بياوريم اگر فرانسوي نشد يك دانشگاه ديگري را بياوريم اين را من يك مقداري نسبت به آن ترديد دارم اگر فرمايش شما را كاملا وارد بدانيم يعني ما در اين مدت ، ناتوان از پژوهش در تاريخ خودمان و ناتوان از اينكه اسناد و مدارك آن زمان را بتوانيم خوب بررسي كنيم درست بدانيم اين مطلب را نمي‌توانم بپذيريم كه در مورد كساني كه اين‌ها سابقه‌شان براي من محرز شده كه سابقه روشني نيست به راحتي بپذيريم اين مطلب را كه اگر اين نشد يكي ديگر مي‌آيد كه معلوم نيست چه بكند خوب ما در مورد دانشگاه شيكاگو تخريبي كه خودشان بوجود آورده‌اند ما وقتي به عملكردشان نگاه مي‌كنيم كه عامرانه تخريب كرده‌اند چه دليلي دارد كه ما دوباره به اين‌ها امكان بدهيم كه بيايند و دوباره كاوش كنند ضمن اينكه من گفتم كه بحث فقط سر كاوشگري اين‌ها نيست بلكه اين‌ها يك جرياني را ايجاد كرده‌اند اين جريان تاريخي مي‌تواند در داخل كشور تقويت بشود مي‌تواند هم تضعيف بشود يعني مي‌تواند يك جريان ديگري راه بيفتد كه اين جريان تاريخي را زير سؤال ببرد و به تدريج جايگاهش را در داخل كشور تضعيف بكند . خب طبيعتا ورود يك عده اي و حاكم شدن اين‌ها سر مراكز و ابنيه تاريخي مي‌تواند منجر به تقويت اين جريان بشود يعني حاكميت مطلق اين‌ها كه تا به حال وجود داشته كه اين‌ها اصلا اجازه نمي‌دانند به كسي كه اولا وارد اين عرصه‌ها بشود انحصار نسبي اي را بوجود آورده بودند و الان هم تا حدي دارند كه هر كس بخواهد به آن حوزه وارد بشود يا كاملا او را با خودشان همراه مي‌كنند يا اينكه طرد مي‌كنند بنابراين ما نسبت به دانشگاه شيكاگو نبايد نگاه برابري داشته باشيم كه حالا مثلا اگر دانشگاه شيكاگو را نداشته باشيم ناگزيريم كارشناس را از يك كشور ديگري بياوريم خوب به فرض ناچار بودن يك كارشناس مي‌آوريم نه يك جريان را من چون فرصت نبود نگفتم ما تحقيق كه كرديم ديديم در سال 83 كاملا به صورت حساب شده آمدند و در ايران يك كاري كردند كه دانشگاه شيكاگو بتواند برگردد يعني اصلا كل توافق نامه‌اي كه در سال 83 بين اين‌ها و دانشگاه شيكاگو بسته شد يك كار صوري بود براي تطهير دانشگاه شيكاگو كه بتواند برگردد يعني يك تعهد ظاهري از دانشگاه شيكاگو بگيرند كه فقط و فقط با 300 تا لوح از 6000 تا لوح به ايران برگردد و جامعه توجيه بشود يا جامعه احساس بكند كه اين مشكل حل شده تا دانشگاه شيكاگو بتواند برگردد اما مشخص شده كه هدف بيشتر به جاي كاوشگري ، تقويت اين جريان فكري است چون عرض كردم كه الان يواش يواش محققين ما اين جرأت را پيدا مي‌كند كه بگويند چرا اين كتاب تاريخي ما بايد اينطوري باشد ؟ چرا كتابي كه من دارم در د انشگاه درس مي‌دهم دارد همان مطالب را تكرار مي‌كند و اين كم كم دارد يك مخالفت‌هايي را بوجود مي‌آورد طبيعتا تقويت اين رويه باعث مي‌شود كه آن‌ها كاملا اساتيد اين قضيه را كنترل كنند يعني كساني كه وارد كارشناسي ارشد يا دكترا مي‌شوند را دقت كنند كه آن‌ها افراد هم فكر خودشان باشند چون اين مسئله تأثيرات جدي دارد بنابراين دقت كنيد آن ضعفي كه شما مي‌گوييد را من قبول دارم در همه حوزه‌هاي علوم انساني ضعف داشتيم و خطاي جدي اين است كه عادت كرده بودم و عادت داريم كه ديگران براي ما كار كنند و ما همان را دوباره تكرار كنيم يعني اين ضعف هست در ارتباط با علوم انساني كه بايد خودمان منشأ توليد باشيم ما از اين به دليل سستي و كم كاري ضربات زيادي را خورديم اما قبول كنيد كه الان يك مقداري دارد همان جرأت و جسارتي كه در همه عرصه‌ها دارد در بين دانشجويان ما و محققين ما ايجاد مي‌شود در عرصه تاريخ هم دارد بوجود مي‌آيد بازگرداندن دانشگاه شيكاگو به نظر من به اين هم عنايت دارد كه به نوعي كنترل كند و نگذارد كه در تاريخي كه براي ما نوشته شده ، ترديد جدي‌اي ايجاد بشود و تقويت بكند كتاب‌هايي را كه دارد الان نوشته مي‌شود با همان منابع ، نوشته بشود خيلي در آن منابع ترديد نكند ممكن است كه من امروز يك كتابي در مورد ايران باستان بنويسم اما بروم و همه منابع قبلي را نگاه كنم بدون هيچ ترديدي از همان‌ها استفاده كنم بعدها بگويند كه ببينيد اين كتابي است كه در دوران انقلاب اسلامي نوشته شده ، مثلا توسط يك دانشگاهي كه مثلا معتبر هم هست صورت گرفته ، منابع اولين همان‌ها است خوب اينكه باعث تحول نمي‌شود كه ، تحول واقعي زماني اتفاق مي‌افتد كه توي دانشجوي دانشگاه امام صادق (ع) بگويي كه به اين دليل آن چيزي كه در فلان منبع نوشته شده غلط است اما اينكه شما دانشجوي امام صادق هم بروي و همان حرف‌ها را تكرار بكني ، اين همان چيزي است كه آن‌ها مي‌خواهند تغييري حاصل نشده توليد فكري شده اما توليد فكري كه نتوانسته آن چارچوب‌ها و آن حصارها را بشكند اين به نظر من عنايت جدي‌اي است كه از طرف آن‌هايي كه معتقدند اين جريان همچنان بايد در موضع قدرت در ايران باقي بماند.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: دوشنبه هفتم اسفند 1385 ׀ موضوع: تاریخ معاصر ایران ׀

شهرام جزايري، نماد كانونهاي مافيايي قدرت و ثروت

  شهرام جزايري، نماد كانونهاي مافيايي قدرت و ثروت


فقط چند روز مانده بود تا بعد از گذشت بيش از 5 سال تلاش و كوشش طاقت‌فرساي دستگاه قضايي در روشن نمودن ابعاد پرپيچ و خم و نقاط كور پرونده يكي از بزرگترين مفاسد اقتصادي كه به انواع و اقسام جرم‌هاي اقتصادي متهم بود، حكم صادر شود كه با اجراي چنين برنامه‌اي بار ديگر روند مبارزه با مفاسد اقتصادي در هاله‌اي از ابهام قرارگرفت.


شهرام جزايري، متهمي كه به جرم اخلال در نظام اقتصادي بيش از 5 سال در زندان به سر مي‌برد به يكباره و ناگهاني فرار مي‌كند! حتي باور اين كلمات براي خود مسئولان قضايي نيز غيرممكن است چه رسد به ملت فهيم و شريف ايران كه بازيچه كانونهاي قدرت و ثروت شده‌اند.


در يك بازخواني اجمالي پرونده همه چيز از خنده‌هاي مليحانه و سرشار از اطمينان شهرام در جلسه علني دادگاه وي شروع مي‌شود خنده‌هايي كه وجود گودالهاي اميد و پيروزي را در درون وي نويد مي‌داد. اي كاش در روند شفاف رسيدگي به اين پرونده،‌ حداقل به خنده‌هاي شهرام مشكوك مي‌شديم، لبخندهايي كه اكنون مي‌توان معناي آن را به طور كامل فهميد.


با نحوه‌ي روند رسيدگي به يكي از بزرگترين پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي كه معرفي و برخورد قاطع با عوامل آن مي‌توانست گامي مهم در جهت برقراري عدالت باشد، روزنه‌هاي اميد در دل همه‌ي ايرانيان براي ريشه كن نمودن جرائم اقتصادي در حاكميت اسلامي روز به روز بسته‌تر مي‌شود به نحوي كه اكنون بدون ترديد مي‌توان مجلس ختم مبارزه با مفاسد اقتصادي را غرورآفرين برگزار نمود.

نكته‌ي قابل تأمل رعايت عدالت در اطاله‌ي دادرسي در تمام انواع پرونده‌هاي قضايي است كه در جاي خود قابل تقدير است. حتي صدور فرمان 8 ماده‌اي مقام معظم رهبري درباره با مفاسد اقتصادي و تأكيدات فراوان ايشان در سخنراني‌هاي گوناگون حجت را بر دستگاه قضايي تمام نكرد، حداقل در رسيدگي و معرفي مفسدان اقتصادي كشور كه همچون ويروسي كشنده تنها به بدنه حاكميت ضربه مي‌زنند بلكه روح اعتماد و اطمينان مردم را نيز سلب مي‌كنند، به‌گونه‌اي ديگر رفتار شود. حتي مشي دولت نهم كه سرلوحه‌ي كار خود را برقراري عدالت و مبارزه با كانونهاي قدرت و ثروت داده، نتوانست جاني تازه و اميدوارتر نسبت به گذشته را به دستگاه قضايي بخشد. البه ناگفته نماند كه شهرام جزايري يكي از بارزترين دستاورد دولت‌هاي گذشته در زمينه‌ي خصوصي‌سازي به معناي واقعي كلمه و رعايت اصل 44 مي‌باشد كه مي‌بايست در طول اين مدت به مردم شناسانده مي‌شد.


بي‌شك امنيت اقتصادي لازمه رسيدن به اقتصادي پويا، فعال و تأثيرگذار و بالتبع آن افزايش توليد ملي، ميزان بهره‌وري وايجاد فرصت‌هاي بيشتر شغلي است. در چنين فضايي نقش دستگاه قضايي جهت ايجاد بستري مناسب براي رسيدن به اين مهمم، نقشي مؤثر و انكارنشدني است كه موجب شدن‌آن اراده‌ي دستگاه قضايي و وجود قضات عادل، شجاع و وارسته از هرگونه گرايش به كانونهاي قدرت و ثروت از حداقل ابزارهاي لازم است.


اكنون نيز كه كشور به لحاظ عملي كردن سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي در يك جهش اقتصادي قرار دارد بيش از پيش نقش دستگاه قضايي اهميت پيدا مي‌كند، لذا وقت آن است كه حضرت آيت‌ا... شاهردوي با عزمي جزم در تعيين رؤساي مراكز قضايي بازنگري نموده و همپاي دولت نهم، كشور را به سوي افق‌هاي چشم‌انداز 20 ساله رهنمون نمايد.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: دوشنبه هفتم اسفند 1385 ׀ موضوع: ׀

گزينه ها بي شمارند !

گزينه ها بي شمارند !

 

  هنگامي که توني بار نخست وزير روباه پير استعمار مردم کشورمان را مشتي نادان واحمق! ناميد که انرژي هسته اي به هيچ دردشان نمي خورد شايد گمان نمي کرد مردم ايران پاسخ کلمات سخيف وبي ادبانه ي اورا در شرکت همه پرسي ملي 22 بهمن اين قدر زود بدهند.

واقعيت اين است که آقاي بلر زماني که اين حرف ها را مي زند شايد دلش به جاي ديگري گرم است. البته نه به سلاح هاي مدرن وپيشرفته آمريکا وبريتانيا. بلکه به نواهاي مرعوبانه ي عده اي ناآگاه ( وشايد هم آگاه!) دلخوش نموده که ادعا مي کنند انرژي هسته اي به قيمت قطع شدن عيش و نوش ! آنان نمي ارزد .

ولي ناگهان چه زود دير مي شود!

22بهمن : تهران: ميدان آزادي: هنوز چند روز نگذشته بود که بلر جواب خود را گرفت ...

البته هنوز معلوم نيست که رفقايش در اين جا کي مي خواهند پاسخ قاطع ملت را درک کنند. اما من در اين جا بنا ندارم اين مطلب را به آنان بفهمانم. بلکه از آنان دعوت مي کنم که يک بار ديگر 22 بهمن 1385 را مرور کنند.

مطلبي که براي من همواره سوال بوده اين است که رفقاي آقاي بلر در اين جا چرا زماني که براي بالارفتن از نردبان قدرت به مردم نياز داشتند اين همه از دم از«مردمسالاري » و ايران براي ايرانيان و ... ميزدند و امروز که راي مردم در برابر آن هاست بر طبل پوپوليسم مي کوبند و مردمي را که همين ديروز آنها را به قدرت  رساندند و امروز از آنها روي برگردانده اند را مشتي عوام مي نامند. ( به شباهت ادبيات بلر و اين دوستان خصوصا در بحث عوام بودن دقت کنيد!)

به پندار برخي ما نيز مي توانيم همچون ليبي کل فعاليت هسته اي مان را تعطيل کنيم تا ان شاالله شايد کشور دوست و برادر انگلستان(!) برايمان فرجي حاصل کند. ( به عاقبت امروز ليبي بنگريد.!)

نمي دانم ! بهتر است دست از سر آقاي بلر و دوستانش برداريم شايد آن ها منافع کشور ما را بهتر تشخيص مي دهند!

 

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: جمعه چهارم اسفند 1385 ׀ موضوع: تحلیل و دیدمان ׀


البرادعی:شش ماه فاصله ايران با غني سازي صنعتي

مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در گفت‌وگو با يك روزنامه انگليسي گفت: ايران شش ماه با غني‌سازي اورانيوم در مقياس صنعتي فاصله دارد.

به گزارش فارس، محمد البرادعي در گفت‌وگو با روزنامه «فايننشال‌تايمز» تصريح كرد: تهران به احتمال زياد مهلت سازمان ملل در روز چهارشنبه براي تعليق غني‌سازي اورانيوم را ناديده مي‌گيرد.

وي قرار است امروز با علي لاريجاني،‌ دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران و مذاكره‌كننده ارشد هسته‌اي كشورمان ديدار كند و يك روز بعد گزارش خود را به شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ارائه دهد.

مدير كل آژانس اتمي گفت: ايران اكنون به دانش فني مهم راه‌اندازي برنامه آزمايشي هسته‌اي دست يافته و اين مسئله به عقب بازنمي‌گردد.
وي افزود: «شما نمي‌توانيد دانش را بمباران كنيد.»

البرادعي گفت، سيستم‌هاي جاسوسي آمريكا و انگليس تخمين زده بودند ايران پنج تا 10 سال با توليد سلاح هسته‌اي فاصله دارد و درباره «هوچي‌گري» عليه پيشرفت هسته‌اي ايران هشدار داد.

مدير كل آژانس اتمي گفت حتي اگر نگراني مبني بر دستيابي تهران به دانش فني غني‌سازي اورانيوم «شش ماه پيش معتبر بود، امروز ديگر معتبر نيست زيرا ايران دستكم شش ماه است كه در حال استفاده از اين سانتريفوژها است.»
وي تصريح كرد: «با اين حال بين دستيابي به دانش غني‌سازي و توليد بمب تفاوت زيادي وجود دارد.»
البرادعي اظهار داشت ايران مي‌تواند به توان نصب سه هزار سانتريفوژ در عرض چند ماه دست يابد.

وي افزود: «ممكن است شش ماه يا يك سال طول بكشد. وضعيت ايده‌آل، اطمينان از اين مسئله است كه هيچ توان صنعتي وجود نداشته باشد و اينكه بازرسي كامل (از تاسيسات هسته‌اي ايران) وجود داشته باشد.»

مدير كل آژانس اتمي اضافه كرد ايران در حال حاضر يك آبشار 164 عددي را در نطنز نصب كرده و اينكه آزمايشات ايران با دو آبشار 164 عددي ديگر در برنامه آزمايشي درست عمل كرده است.
اين در حالي است كه علي لاريجاني، مذاكره‌كننده ارشد هسته‌اي ايران امروز براي گفت‌وگو با البرادعي عازم وين شد.

البرادعي به فايننشال‌تايمز گفت: «من به تلاشهاي دقايق آخر براي متقاعد كردن آنها (ايرانيها) كه يافتن راهي براي بازگشت به مذاكرات به نفع آنها است، ادامه مي‌دهم. اگر اين مسئله رخ ندهد و اگر من رخداد اين مسئله را يك شبه شاهد نباشم، مجبور به ارائه گزارشي منفي خواهم شد.»
وي افزود: البته تا روز پنجم مارس كه شوراي حكام آژانس نشست خود را برگزار مي‌كند، چشم‌انداز موفقيت ديپلماتيك وجود دارد.

مدير كل آژانس تاكيد كرد: «تجربه ما بدون استثنا اين است كه تحريم‌ها به تنهايي نمي‌تواند كارايي داشته باشد و در بيشتر موارد حكومت را تندروتر مي‌كند و به افرادي ضربه مي‌زند كه قرار نيست ضربه بخورند.»
وي گفت: «اگر شما فضايي ايجاد كنيد كه ايران احساس انزوا كند كه در آن ايران با تحريم‌هاي بيشتر روبرو شود، آنگاه برخي از بدترين سناريوها ممكن است رخ دهند زيرا آنگاه به تندروها فرصت رهبري داده‌ايد.»

البرادعي افزود حل چنين مشكلاتي دشوارتر است زيرا كشورهاي دارنده تسليحات هسته‌اي از اجراي تعهدات خود مبني بر خلع سلاح خودداري مي‌كنند.
وي تاكيد كرد: «هنگامي كه شما در انگليس شاهد برنامه ارتقاي موشك ترايدنت هستيد كه انگليس را به سوي قرن 21 با بازدارنده هسته‌اي مي‌برد، آنگاه براي ما دشوار است كه به ديگران بگوييم بازدارنده‌هاي هسته‌اي واقعا براي شما خوب نيستند.»

به نظر البرادعي تعليق برنامه «تحقيق و توسعه» فعاليت‌هاي غني‌سازي ديگر مسئله واقعي نيست. مسئله با اهميت‌تر براي او اطمينان از اين مسئله است كه تهران به توان غني‌سازي صنعتي با سه هزار سانتريفوژ است نيابد، كار بازرسان سازمان ملل را محدود كند يا از پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي خارج شود.

وي افزود: «حتي اگر ايراني‌ها قصد توليد سلاح هسته‌اي نداشته باشند اين راهي است كه مطمئنا آن را در پيش مي‌گيرند، اگر به گزينه نظامي متوسل شويد آنگاه تكرار كره شمالي (كه به سلاح هسته‌اي دست يافت) و يا تكرار عراق را خواهيد داشت كه اينها براي ما به عنوان انسان‌هاي متمدن دستاوردهاي بزرگي نيستند.»  

مدير كل آژانس بار ديگر بر ايده خود مبني بر تعليق غني‌سازي اورانيوم از سوي ايران و همزمان توقف اعمال تحريم‌هاي سازمان ملل عليه اين كشور اشاره كرد و افزود اين ايده به دو طرف اجازه اقدام همزمان و نه درخواست از يكديگر را مي‌دهد.

وي گفت: «اين مسئله‌اي است كه چگونه در عين آبروداري دو طرف را به پاي ميز مذاكره بنشانيم. مسئله ايران تنها هنگامي حل مي‌شود كه آمريكا تصميم تعامل مستقيم با ايران را بگيرد، مسئله هسته‌اي تنها بخشي از مشكلات است

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه یکم اسفند 1385 ׀ موضوع: ׀

آمريكا: چه كسي گفت ما قصد حمله داريم؟

آمريكا: چه كسي گفت ما قصد حمله داريم؟

طي چند هفته اخير به دنبال تصويب قطعنامه 1737 عليه ايران، برخي مقامات آمريكايي با افزايش فشارهاي رواني عليه ايران، زمزمه‌هاي امكان حمله نظامي به اين كشور را مطرح نمودند. نكته قابل توجه اين بود كه افزايش جنگ رواني آمريكا عليه ايران، تصادفاً با همنوايي و همزماني معدودي از روزنامه‌ها و جريانات داخلي در كشور همراه شد.
اگرچه شخصيت‌هاي شناخته شده اكثر جريانات داخلي از جمله اصلاح‌طلبان و اصولگرايان بر وحدت در موضع‌گيري‌هاي داخلي در خصوص بحث هسته‌اي تاكيد مي‌كردند، اما برخي جريانات سعي ‌كردند با ناكارآمد جلوه دادن ديپلماسي هسته‌اي دولت و معرفي برخي شخصيت‌هاي سياسي به عنوان مسببان بحران، تنها راه برون‌رفت از بحران را تعليق دوباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اعلام كنند.
روند عمليات رواني بازيگران خارجي و داخلي از جايي شكل جالب توجهي به خود گرفت كه با شكل‌گيري ترديد‌هايي در خصوص ميزان فايده حربه تهديد عليه ايران در صحبت‌هاي مقامات آمريكايي، شاهد افزايش عمليات رواني همان جريانات داخلي در خصوص مسئله هسته‌اي بوديم.
جملاتي چون «شرايط كشور عادي نيست»، «مردم از وضع موجود نگرانند»،«چرا نگرانيم؟»، «فرصت‌سوزي سم و خيانت است»، «شرايط كشور عادي نيست»،«همه جناح‌ها نگران كشورند»، شرايط كشور عادي نيست» و «فرصت‌سوزي براي كشور سم است»، تيتر صفحات اول روزنامه‌هاي متعلق به همان جريانات بوده كه از تاريخ 4/11/85 تا تاريخ 12/11/85 به صورت مداوم و با تاكيد بر جمله «شرايط كشور عادي نيست» روز به روز در اين روزنامه‌ها درج شده است.
تعجب ناظران سياسي زماني بيشتر برانگيخته شد كه در حالي كه برخي افراد و روزنامه‌هاي مطرح در كشور طي اين دوره زماني سعي مي‌كردند با عمليات رواني القايي بحران را به فضاي ذهني مخاطبين در جامعه منتقل نمايند، مقامات آمريكايي با مشاهده عدم تاثير حربه تهديد عليه ايران، از اعلام مواضع خصمانه خودداري كردند و به سمت اعلام مواضعي با اين سرفصل كه «هنوز هم مي‌توان به ادامه ديپلماسي با ايران اميدوار بود» متمايل شدند.
اين جريانات داخلي با هدف كم‌رنگ نمودن دستاوردهاي هسته‌اي حاكميت (تجديد نظر در ارائه امتيازات بي‌هدف، پيشرفت فني قابل ملاحظه در فعاليت هسته‌اي و اصرار طرف غربي بر ادامه مذاكرات با ايران ) تلاش كردند با غيرعادي نشان دادن وضعيت كشور با تاكيد بر جمله هميشگي «تهديد جدي است»، فضاي فكري را براي فشار رواني بر تيم ديپلماسي هسته‌اي براي انجام تعليق مجدد فعاليت‌ها فراهم كنند.
نقطه عطف شكست پروژه عمليات رواني طرف غربي، سخنراني پنجشنبه هفته گذشته مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان و اعضاي نيروي هوايي ارتش با ايشان بود كه بلافاصله عكس‌العمل مقامات آمريكايي را در پي داشت.


رهبري در سخنان خود عمليات رواني دشمن را با هدف تضعيف روحيه ملت ايران و نشانه‌اي از استيصال دولتمردان آمريكايي دانستند و افزودند: تهديد و ترساندن شيوه قديمي و هميشگي سلطه‌گران براي تضعيف اراده و عزم ملت‌ها و چپاول منابع كشورها بوده است.
رهبري با اشاره به كساني كه مي‌گويند قدرت دشمن را دست كم نگيريد، افزودند: اين حرف درستي است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تاكيد است. اما آيا عاقلانه است كه دشمن را دست كم نگيريم، اما در مقابل، عظمت و توانايي ملت ايران را ناديده بگيريم؟
حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به شايعه حمله امريكا به ايران، تأكيد كردند: دشمنان خوب مي‌دانند كه هرگونه تعرض، عكس‌العمل همه جانبه ملت ايران را نسبت به متعرضان و منافع آن‌ها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت.
بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار بلافاصله واكنش حاكي از دست‌پاچگي مقامات آمريكايي را در پي داشت. به گزارش زي‌نيوز، "تام كيسي" سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در پاسخ به سؤالي در خصوص بيانات آيت‌الله خامنه‌اي رهبر ايران، بدون طرح تهديد نظامي عليه ايران اعلام كرد: «تلاش ما در واكنش به برنامه هسته‌اي ايران تمركز بر ديپلماسي است. گمان مي‌كنم ما به روشني بيان كرده‌ايم كه قصد ما پيگيري مسئله از طريق مجاري ديپلماتيك است.»
"توني اسنو" سخنگوي كاخ سفيد نيز در واكنش به بيانات رهبري تلاش كرد بحث تهاجم به ايران را كمرنگ جلوه ‌دهد و اظهار داشت: «من بارها اعلام كرده‌ام. وزير دفاع آمريكا و رئيس‌جمهور آمريكا هم بارها اعلام كرده‌اند كه قصد حمله به ايران نداريم.»
اميد است توجه مقامات آمريكايي به ناكارآمدي حربه بكارگيري تهديد و اذعان اين مقامات به ناكارآمدي اين حربه، باعث شود معدودي از جريانات داخل نيز در راستاي سياست همنوايي و همزماني با سياست‌هاي طرف غربي، به ناموثر بودن اين فاز از عمليات رواني پي ببرند و به خاطر دستيابي به منافع فردي يا جناحي، منافع ملي را بيش از اين تحت تاثير بازي‌هاي سياسي قرار ندهند.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه یکم اسفند 1385 ׀ موضوع: تحلیل و دیدمان ׀

جدال 18 ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ

      جدال 18 ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ

 ۱۸سال پيش، دقيقاً در 25 بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‌باشند.
از مسلمانان غيور مى‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »

در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيه‌اي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانه‌هاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو مي‌شود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‌خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »

در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده‌اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته‌اي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني"، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيري‌ها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.
وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه‌هاي ناشر خواست هرچه سريع‌تر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند.
14 كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانه‌هاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي‌شد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.
همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز"، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني" اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»
او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود.
اختاپوس رسانه‌اي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.

در طول 18 سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه‌اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوق‌هاي تبليغاتي، محافل مساله‌دار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي مي‌كردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي پنجاه و نه ساله بايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه یکم اسفند 1385 ׀ موضوع: تاریخ معاصر ایران ׀

نامه جنجالي 2003 دولت خاتمي به آمریکا

نامه جنجالي 2003  دولت خاتمي به آمریکا

 منابع آمريكايي اعلام كردند، سفیر سوئیس در سال 2003،  نامه ای را پس از مشورت با صادق خرازی، از جانب دولت ایران به کاخ سفید فکس کرد و کارل رو، قائم مقام بوش در کاخ سفید و مشاور عالی وی نامه را دریافت کرد. این سند "نقشه راه ایران - آمریکا" نام دارد.  

به گزارش سايت الف، تیم گیلدمن، سفیر سوئیس در تهران، از طریق باب نی نماینده جمهوری خواه کنگره این نامه را برای کارل رو ارسال کرده است.

در این نامه که بارها از جانب دولت وقت ایران و دولت کنونی ایالات متحده تکذیب شده است به موارد مختلفی همچون برنامه هسته ای، حمایت از گروه های فسطینی، برنامه تسلیحاتی، مواضع سرسختانه بوش درباره ایران و ... پرداخته شده و سعی شده است با اعطای برخی امتیازات از جانب طرفین، گونه ای از توافق میان دو طرف ایجاد شود.

در روزهای گذشته، کاندولیزا رایس و سایر مقامات سیاست خارجی آمریکا، در مقابل انتقادات دموکرات ها مبنی بر نادیده گرفته شدن این نامه از جانب بوش و تلاش برای جنگ طلبی، وجود آن را زیر سوال بردند.

 در پي انتشار نامه 2003 دستگاه سياست خارجي دولت خاتمي به آمريكا مبني بر نقشه راه براي ايجاد رابطه ميان ايران و آمريكا ، صادق خرازي سفير وقت ايران در پاريس و از نزديكان محمد خاتمي هفته گذشته در جلسه بررسي سياست خارجي دولت هشتم در بنياد باران اظهار داشته است: ما براي اعتماد سازي اقدام به نگارش اين نامه كرديم.

به گزارش رجانيوز، صادق خرازي گفته است: در سال 2003 ديوار بي اعتمادي بلندي ميان ايران و آمريكا وجود داشت و هر لحظه ممكن بود آمريكا به ما حمله كند(!)، به همين خاطر به پيشنهاد من دولت هشتم نامه اي به آمريكا نوشت و همراهي اش با برخي سياست هاي خاورميانه اي آمريكا مثل سازش در فلسطين و لزوم تبديل حزب الله لبنان به يك حزب سياسي و شفاف سازي فعاليت هاي هسته اي ايران را اعلام كرد.

وي افزوده است: اما ديوار بي اعتمادي ميان ايران و آمريكا به قدري بلند بود كه آمريكايي ها حتي نامه را بررسي نكردند.

پيش از اين محمد حسين عادلي سفير وقت ايران در لندن به BBC گفته بود: آن نامه برای آمريکايی ها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفتگو و حل معضلات هستيم. اين اقدام در راستای سياست های محمد خاتمی بود که می خواست همه راه های مسالمت آميز را بيازمايد.

گفتني است نامه جنجالي 2003 دولت خاتمي به آمريكا، به واسطه گري «تيم گولديمن» سفير وقت سوئيس در تهران و به قلم وي نوشته شد.

گلمدن در اين نامه اظهار مي دارد: پس از يك گفتگو طولاني با صادق خرازي اين نامه نوشته شده است. 

 متن نامه :

متن ترجمه فارسي بخشي از اين نامه كه به نقشه راه ايران و آمريكا معروف شده، به اين شرح است:

 

بعد از صحبت كردن درباره اين مسئله با صادق خرازی، من فهميدم كه آنها مي‌خواهند مطمئن بشوند كه اگر در مرحله اوليه همه چيز به هم خورد، قرارهايي كه  گذاشته اند، و شرايط جديدي كه گذاشته اند افشا نشود. چون نمي‌خواهند مشكل داشته باشند. به هر حال من اين موضوع را به طور شفاف فهميدم كه دولت ایران مي‌خواهد اين مسئله را به صورت جدي با آمريكا حل كند.

و اما مفاد این توافق برای مذاکره به شرح ذیل است:


اهداف آمريكا: (ايران قبول كند كه آمريكا اهداف زير را در پيشنهاد بگذارد.)
wmd (سلاح‌هاي كشتار جمعي) ايراني‌ها بايد از لحاظ امنيتي اطمينان كامل بدهند كه ايرانيان هيچ طرحي و برنامه‌اي براي ساخت wmd ندارند.
همكاري كامل با آژانس (IAEA) براساس اجازه ايراني‌ها بر تمام (2+ 93 و تمام عهده نامه‌هاي آينده آژانس)
تروريسم: برخورد قاطع عليه هر گونه عمل تروريستي در خاك ايران همكاري ايران همكاري كامل و تبادل اطلاعات مروبط به اين موضوع
عراق: هماهنگي ايراني‌ها براي برقرار كردن امنيت در عراق و تاسيس يك عراق دمكراتيك و دولت دمكراتيك كه متشكل باشد از تمام گروه‌هاي مذهبي و قبائل در عراق
خاورميانه

 1- قطع هر گونه كمك مادي به فلسطيني‌ها (حماس و جهاد و ....) از طرف خاك ايران و اجبار اين گروه‌ها كه اقدامات خونبار را قطع كنند عليه مردمي كه در مرزهاي 1967 قرار دارند.
2- كاري كنند كه حزب الله يك گروه سياسي- اجتماعي در لبنان شود.
3- قبول 2 راه آمريكا
اهداف ايرانيان:
( آمريكا اين نوع گفت‌وگو را قبول مي‌كند و قبول دارد كه ايراني‌ها اين شرايط زير را در پيشنهاداتشان قرار دهند)
- آمريكا حمايت‌هايي كه براي تغييرات سياسي به طو ر مستقيم در حال انجام هستند، ديگر انجام ندهند.
- لغو تمام تحريم‌ها تمام تحريم‌هاي تجاري، پولهاي بلوكه شده و لغو دست يافتن به WTO
-عراق: تعقيب و پيگرد منافقين حمايت از بازگرداندن اعضاي منافقين به ايران حمايت از برگرداندن ايراني‌هايي كه در عراق هستند. تركيه به شمال عراق حمله نكند.
احترام گذاشتن به آداب و رسوم ايرانيان و احترام گذاشتن به روابط مذهبي ديرينه ايران و نجف و كربلا
- دست يافتن به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي، فناوري زيست شناسي، فن‌آوري‌هاي شيميايي
- قبول كردن ايران به عنوان كسي كه حلال مسئله امنيتي منطقه است با احتساب ميزان دفاعي كه مي‌توانند از خود بكنند (منظور پيشرفتهاي نظامي كه ايران داشته است)
- تروريسم: برخورد با منافقين و قبول آنها در آمريكا (منظور شخص نيست)

مراحل:
1- برقراري ارتباطات دو جانبه براساس مراحل زير

 2- بيانيه شبيه‌سازي شده دو جانبه (يعني بيانيه‌اي كه هر دو طرف بر آن توافق نظر داشته باشند) ما هميشه آماده بوديم كه با هم به طور مستقيم صحبت كنيم با احترام دو جانبه در موردمنافع دو طرف و مسائلي كه دو طرف روي آن تاكيد دارند. اما ما هميشه اين را روشن كرده‌ايم كه اينطور صحبت تنها زماني مي‌شود انجام شود كه يك راه حل هوشمندانه براي اين مشكل داده شود تا مسائلي كه خودمان مي‌خواهيم در آن در نظر گرفته شود.
3- گفت‌وگو مستقيم در سطح خوب انجام شود، با توجه به توافقات قبلي مسائلي كه بايد در مورد‌آن در مرحله اول نتيجه گرفته شود.

عراق: تشكيل يك گروه همكاري در مورد عراق، حمايت خيلي شديد ايراني‌ها براي برقراري امنيت در عراق. كميته آمريكا مشكل منافقين را در عراق حل كند كميته آمريكا غرامت ايران درمورد ايران و عراق را متذكر شود.

تروريسم: كميته ايران با افراد القاعده در ايران برخورد قاطع كند و در مورد تبادل اطلاعات در اين باره همكاري كنند .
ايراني‌ها اين را عنوان كنند كه ما صلح خاورميانه را حمايت مي‌كنيم كه مورد حمايت فلسطينها است كه بر طبق توافقات كه در مسئله نقشه راه است خواهد بود.
آمريكا قبول كند كه ايراني‌ها به WTO دسترسي پيدا كنند، در مورد عضو شدن شروع به صحبت و گفت‌وگو كنند.
همكاري موازي در 3 گروه براي خلع سلاح، امنيت منطقه و همكاري اقتصادي.
اهداف چنين خواهد بود كه به طور موازي در اين 3 گروه نقشه راه همكاري كنند. و براي اين كه اين صحبت‌ها آغاز شود هر طرف اهدافشان اين خواهد بود (رجوع به اهداف بالا) كه در پيشنهاداتشان بگذارند.

1- خلع سلاح: نقشه راه كه اهداف دو جانبه 2 را در بر مي‌گيرد اطمينان كامل به كميته‌هاي بين‌الملي و تضمين كنيد كه از WMD دور خواهند بود. در عوض ما به ايران اجازه مي‌دهيم كه به تكنولوژي غربي دست پيدا كنند ( در 3 محدوده)

2-  تروريسم و امنيت منطقه: نقشه راه براي اهداف بالا درباره خاورميانه و تروريسم

۳- همكاري اقتصادي: نقشه راه براي برداشتن تحريم‌ها و راه حل براي كمك‌هاي فريز شده
يك بيانيه عمومي كه اين اهداف اوليه به سرانجام رسيده.

 تصویر نامه:

 

 

׀ انتشار این مطلب با ذکر منیع بلامانع است ׀ نگاشته شده توسط : محمدجواد اخوان ׀ تاریخ: سه شنبه یکم اسفند 1385 ׀ موضوع: سیاست روز ׀

در باره من

رایگاه مکانی است جهت اقتراح و تضارب آرا تاخوانندگان محترم خود بیاندیشند و انتخاب کنند.


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· رایانامه
· بایگانی مطالب


آخرین نوشته ها

· امام زدایی و قداست زدایی؛ دو پرده از یک سناریو!
· مواجهه با دشمن در جنگ نرم داخلی و منطقه ای!
· سبز اموی و محرم سبز!
· پروژه 16 آذر چگونه کلید خورد؟
· مدعيان خط امام در قبال اهانت‌ها سكوت كرده‌اند
· جنگ نرم؛ راهبرد جدید امریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران
· 16 آذر؛ همچنان روز استکبار ستیری است.
· بازخوانی پرونده فراز و فرود جنبش دانشجويي
· بسیج؛ دیروز، امروز و فردا ...
· تحلیل آبدوغ خیاری خبرنامه امیرکبیر، از تاکتیک های خواجه نصیر!!!


پیوندهای روزانه

· خبرنامه دانشجویان ایران- يك سناريوي مشابه
· بصیرت - امام زدايي و قداست زدايي ...
· فارس- امام زدايي و قداست زدايي؛ دو پرده از يك سناريو
· فارس- مواجهه با دشمن در جنگ نرم داخلي و منطقه‌اي
· جنگ نرم
· رسالت
· روزنامه رسالت- اتحاديه هاي دانشجويي ايران هتک حرمت امام(ره) توسط حاميان موسوي را محکوم کردند
· گزارش كيهان از خروش انقلابي دانشجويان در پي هتك حرمت حضرت امام (ره)
· محكوميت هتك حرمت امام(ره) توسط حاميان موسوي
· گزارش تصويري // نشست خبري اتحاديه هاي دانشجويي در اعتراض به هتك حرمت امام راحل(ره)


بایگانی موضوعی

· مقالات عربی
· مقالات انگلیسی
· فرهنگ، هنر و ادبیات
· اندیشه
· تاریخ معاصر ایران
· تحلیل و دیدمان
· سیاست روز
· اقتصاد راهبردی
· دانش و فناوری
· دانشگاه
· شخصیت ها
· مصاحبه ها


پیوندهای رایگاه

· جنگ نرم؛ نبرد خاموش
· خبرگزاري فارس
· ناقوس اندیشه
· به سوی دولت اسلامی
· 16 آذر
· دست نوشته های یک دانشجو
· پایگاه اطلاع رسانی رجا
· مازیار بیژنی
· کویر بارانی
· در جستجوی حقیقت
· سید مهدی حسینی
· تا قاف
· قالب وبلاگ


امکانات







Powered by WebGozar



طراح قالب

رایگاه