|
|
|
|
|
کدام انجمن اسلامی و تحکیم کدام وحدت؟ سخن از انجمن اسلامی دانشجویان است و آشوب گری های اخیرشان. می پرسم کدام انجمن اسلامی و تحکیم کدام وحدت؟ آیا منظور همان دفتر انجمن اسلامی دانشجویان است که زمانی کعبه آمال جوانان دانشجوی متعهد واهل فکر بود. آیا منظور همان انجمنی است که سالها از طلایه داران مبارزه با بی دینی و الحاد، بی عفتی و ولنگاری، بی تفاوتی و وطن فروشی و در راس همه اینها مبارزه با رژیم شاهنشاهی بود؟ آیا سخن از انجمنی است که در داخل وخارج کشور همیشه زبانزد مبارزین واقعی پوچ گرایی و مارکسیسم و بی دینی بود؟ انجمنی که آنقدر در مبارزه و روشنگری و حفظ هویت دینی مصمم و راسخ بود که هر کجا راهش را می بستند، در جای دیگری به فعالیت می پرداخت. انجمنی که نه تنها در ایران به روشنگری پرداخت بلکه به ایجاد شعباتی برای دانشجویان خارج از کشور همت گماشت تا برای مسلمان و با ایمان ماندن آنها و تعمیق پایه های دینی دانشجویان و معرفی اسلام به جهانیان از چیزی فروگذاری نکرده باشد. در خاطرات یکی از موسسین و اولین اعضای فعال انجمن اسلامی می خواندم که در رابطه با علت تاسیس انجمن گفته بود: << ما در دوره ای دانشجو شدیم که از دو گروه فشار بر بچه های مسلمان وارد می شد. گروه اول دانشجویانی بودند که جذب تفکرات مارکسیستی شده بودند و به لحاظ تعداد در دانشگاه حرف اول را میزدند. با داستان و فرضیات مارکسیستی و دو سه تا کلمه قلمبه سلمبه توانسته بودند خودشان را در همه جا نفوذ بدهند. در دانشکده ها و خوابگاه ها جمع هایی تشکیل میدادند و اسلام را زیر سوال می بردند و آن را ساخته دست سرمایه داران معرفی می کردند. تمام تلاششان این بود که دانشجویان ناآگاه ولی ستم کشیده را جذب شعار های زیبا و ظاهر فریبشان کنند و چه بسیار بچه مسلمان هایی که اسلام کنار گذاشتند و در دامن حزب توده و کمونیست ها افتادند. گروه دوم دانشجویانی بودند که با حمایت رژیم به فساد و عیاشی و ترویج روابط نزدیک دختر و پسر در دانشگاه می پرداختند و مدیران دانشگاه هم به اینها میدان می دادند و در این میان تو می ماندی و این دو گروه که هرروز در کلاس و خوابگاه با آنها روبرو می شدی و شاهد توهین و زیر سوال بردن مبانی اسلام و جذب یکی از دوستانت به یکی از دو گروه میشدی وچاره ای نداشتی جز آنکه یا به سمت آنها گرایش پیدا کنی یا اینکه بر چسب امل، متحجر، مرتجع و خرده بورژوا و سیل توهین ها وتهمت ها را تحمل کنی و از جرگه دین داران باشی. در این فضا بود که به فکرمان رسید که ما نیز جمعی برای بچه هایی که دغدغه حفظ ایمانشان را دارند و می خواهند ازاسلام دفاع کنند، درست کنیم چون حداقل در جمع خودمان غریب نبودیم و میتوانستیم از هم دفاع کنیم. در جمع هایمان به تفسیر قرآن و نهج البلاغه و پاسخ به شبهات مارکسیست ها می پرداختیم و به تعمیق پایه های اعتقادیمان در برابر هجوم بی بند و باری دخترها و پسرهای دانشجو روی آوردیم. بر این اساس انجمن اسلامی دانشجویان تاسیس شد. این فکر در بین دانشجویان مسلمان داخل کشور گسترش یافت و کم کم دایره آن به دانشجویان مقیم خارج از ایران نیز رسید و بعدها فعالیت های مبارزاتی در کنار حضرت امام نیز به آن اضافه شد .>> جالب است بدانید بسیاری از سخنرانی های استاد مطهری و دکتر شریعتی و شهید مفتح و بسیاری از بزرگان در جمع بچه های انجمن اسلامی بوده است. نشست هایی که دغدغه تشکیلشان حفظ ایمان جمعی و پاسخ گویی به شبهات گروه های ضد دینی بود. چه بسیار جلسات اخلاق اسلامی که در پی همراه شدن اخلاق با مبارزه و سیاست بود و انسان آرمانی اش، مبارزی آگاه و با اخلاق بود. چمران، نیک نژادی و بسیاری از شهدای قبل و بعد از انقلاب از بچه های انجمن اسلامی بودن و به فعالیت در آن افتخار می کردند. همه اینها را مقایسه اش کنید با انجمن اسلامی امروز. از دفتر انجمن اسلامی دانشجویان چه مانده است جز نامی که لقب اسلامی بودن را یدک می کشد؟ گواه صادقم گفتار و رفتار سالهای اخیر بچه های انجمن است. از خود بچه های انجمن می پرسم و وجدان آنها را به قضاوت می کشم که در چند سال اخیر کدام جلسه را برای تعمیق پایه های فکری اعضایتان گذاشته اید؟ چقدر مسلمان ماندن آنها وعمل به دستورات دین برایتان اهمیت داشته؟ آیا بچه های مسلمان بیشتر نزد شما ارج و قرب داشته اند یا برعکس، هر کسی که بوی مخالفت با دین از او به مشام می رسید؟ چقدر از فضای بی تفاوتی و ولنگاری در دانشگاه ها ناراحت شده و برای بهبود آن تلاش نموده اید؟ به صراحت می گویم وبر گفته هایم دلیل می آورم که از انجمن اسلامی و آنهمه سابقه مبارزه و دینداری چیزی نمانده جز هوچی گری و پوچی و محمل دوستی دختر و پسر و علافی و بین خودمان باشد، تازگی ها تفکرات پوسیده مارکسیستی. از انجمن چیزی نمانده جز پوستینی وارونه که لقب اسلامی بودن را یدک می کشد و باور کنید هیچ یک از بچه هایی که دغدغه حفظ ایمان دارند، هیچگاه در مخیله شان ورود به انجمن را مجاز نمیدانند. سرنوشت مجموعه ای که از اهداف و آرمانهایش انصراف داده باشد جز این نیست. بگذارید راحت بگویم، انجمن از اهداف و ایده آل هایش دور شده و بازی خورده است. ابزاری در دست عده ای ورشکسته سیاسی که نه دین سرشان می شود و نه شرف و مردانگی. و در دوره ای که مردان این سرزمین برای حفظ شرف واستقلال این ملت میجنگیدند آنها در خیابان های لاس وگاس در لس انجلس آروق سگی می زدند وامروز آمده اند وشعار آزادی از همه چیز می دهند. خدا نکند که انجمن هم مانند سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده باشد و از اسلام به سمت مارکسسیم و پوچی گرایش پیدا کرده باشد. کاش حافظه تاریخی و چشم عبرت بینمان خوب کار کند و به خاطر آوریم که سازمان مجاهدین خلق نیز با دغدغه مبارزات اسلامی تشکیل شد و مؤسسانش صمدیه، لباف و شریف واقفی و دیگرانی بودند که اسلام را روش زندگی میدانستند ولی جانشینانشان کسانی شدند چون تقی شهرام که به بهانه اینکه اسلام دین مبارزه نیست و تنها مارکسیسم است که علم مبارزه است، به تغییر ایدئولوژی و تصفیه سازمانی و قتل بچه های مسلمان درون سازمان دست زدند. نمی دانم تا چه حد گفته ام صحیح است ولی دوست دارم هشدار و انذاری باشد برای بچه های انجمن اسلامی که "هنوز سازمان مجاهدین دیروز و منافقین و مزدوران بازیچه های دست آمریکا و اسراییل امروز، در برابر آیینه تاریخ و عبرت ما قرار دارند." کدام دانشجوی مسلمان و کدام انجمن اسلامی؟ هنوز موج اعتراضات به توهین به پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) که از حلقوم انجمن خارج شد فروکش نکرده است. زیر سوال بردن عصمت و علم امامت جز از پای درس محسن کدیور و سروش و یوسفی اشکوری که شبهات پوسیده تاریخی را غبار گیری می کنند از کجا نشات می گیرد؟ بچه های انجمن اسلامی امیرکبیر و حتی دانشگاه خودمان فریادشان برآمد که لوگوی نشریات انجمن را دزدیده اند و به نام ما مطلب زده اند. بگذریم از این رشته که سر دراز دارد و حکایت خود زنی های گذشته را تداعی می کند و مرا به یاد ضرب المثل: کی بود، کی بود، من نبودم انداخت. ای کاش به جای داد و بی داد غیر واقعی، سر سوزنی ابراز تاسفی یا آه حسرتی از توهین به مقدسات اسلامی و پیامبر رحمت می کردید. کاش جلسه ای می گذاشتید و برای رفع این توهین ها و در رد این شبهات کوششی می نمودید. آه از اسلام که تکیه اش بر کدام دانشجوی مسلمان است و آه از لقب دانشجو که نه در طلب دانش است و نه قدرت و ارزش آن را می داند. کاش بچه های انجمن به اصلشان رجوع کنند. کاش بازیچه دست سیاست گران بی دین و ایمان که جز چپاول این ملت و از بین بردن شرافت و غیرت ما چیزی نمیخواهند، قرار نگیرند. کاش به روزگاری برگردند که سبک و سیاق و عیار فعالیت های دانشجویی را انجمن اسلامی نشان می داد. کاش محملی باشد برای دختران و پسرانی که سربلندی این آب و خاک و گسترش اسلام را آرزو دارند و کاش اسلامی باشد " انجمن اسلامی ". کاش من هم عضو انجمن اسلامی می شدم و کاش... کلمه انجمن را به تنهایی به کار نمیبرم و بر اسلامی بودنش تاکید می ورزم برای آنکه انجمن بدون اسلام و ریشه های عمیق فکر دینی می شود، همان "سازمان مجاهدین خلق". بغض های کال من، چرا چنین؟ سلام خدا ودرود او بر محمد (ص)، خاتم رسولان الهی و خاندان پاکش |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:41 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
تولد رادیو زمانه در حال حاضر یکی از مسائل سیاسی ایران التهابات بی پایه بعضی گروه های مدنی و افزایش رسانه های فارسی زبان ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی است؛ در چنین موقعیتی یکی از سوژه های جالب و لازم برای بررسی پروژه ی «رادیو زمانه» است، که بررسی این موضوع لایه های تاریک بعضی موضوعات دیگر که مانند پازل به یک دیگر مرتبطند را نیز روشن خواهد کرد؛ این باب از سری مطالب ناتوی فرهنگی، با عنوان رادیو زمانه، در سه بخش ارائه خواهد شد؛ در بخش اول با عنوان «تولد رادیو زمانه» حامیان مالی این پروژه را مورد بررسی قرار خواهیم داد؛ در بخش دوم، «نیروهای انسانی و پشتوانه ی فکری»، فعالان این پروژه و جهت فکری آنها را خواهیم شناخت؛ و در نهایت بخش سوم، «سیاست رادیو زمانه»، فعالیت های رادیو-وب سایت فوق را بررسی خواهیم کرد. ***** همواره در بررسی فعالیت ها، جستجوی منابع مالی فعالیت از جهت شناخت سریع اهداف پروژه اهمیت و الویت بالایی دارد، به همین دلیل است که ابتدا می بایست به بررسی تامین هزینه های رادیو زمانه بپردازیم؛ جمله ای که در بند دوم معرفی رادیو زمانه در پایگاه آن نوشته شده است بدین شرح است: «در سال 2004 و با همت ايرانيانی مانند فرح کريمی، نمايندهی پارلمان هلند، بودجهای در اين پارلمان به تصويب رسيد تا رسانهای فارسیزبان، با هدف تعامل فرهنگها و پيشبردِ آرمان حقوق بشر، در آمستردام بنيادگذاشته شود. منبع مالی اصلی راديو زمانه، بودجهی مصوب پارلمان هلند است که در اختيار يک نهادِ رسانهای مستقل با عنوان Press Now قرار گرفته است.» اولا؛ جدایی از مشهور بودن حزب سبزها در تمام اروپا به صهیونیستی بودن، فرح کریمی نماینده ی حزب سبزها در پارلمان، یکی از اعضای سابق سازمان تروریستی مجاهدین خلق است، که این رویکرد با رفتار لطیف رادیو زمانه با موضوع سازمان منافقین روشن تر می شود؛ در ضمن قابل توجه این که نمایندگی آلمانی حزب سبزها برگزار کننده ی کنفرانس برلین بوده است؛ در عین حال فرح کریمی با استفاده از این بودجه از مسیری دیگر به تقویت گروه های غیر دولتی فمنیست های سکولار چون «کانون زنان ایرانی» می پردازد، به همین دلیل در بهمن ماه گذشته که یک تیم از فمنیست های سکولار از جمله فرناز سیفی (تندروترین فمنیست وبلاگستان) با کمک های مالی جریان فرح کریمی برای کارگاهی در دهلی قصد سفر به هند را داشتند، در فرودگاه مهرآباد دستگیر شدند و پس از مدتی آزاد شدند. دوما؛ باید بدانیم یکی از مهمترین نظریه پردازان حزب VVD، فریتس بُلکِستَین Frits Bolkestein، مسئول صادر کردن مواد لازم برای تولید سلاح های شیمیایی به عراق بوده است، که استفاده وی و هم حزبی هایش از لابی ها و قدرت های خود برای حذف موارد فوق از لیست سیاه صادرات به عراق بعدها موجب رسوایی حزب فوق الذکر شد؛ این صادرات در سال 1984 در حالی با حمایت وزارت خارجه هلند و با استفاده از لابی های VVD انجام می شد که استفاده از این سلاح ها از سال 1925 به کل ممنوع شده و جنایت جنگی محسوب می شود. در کنار این توجه به این که حزب VVD حزبی است که دولت هلند را به پشتیبانی از حمله ی آمریکا به عراق واداشت؛ و تمایلات فکری این حزب مسیحی-یونانی، و ضد اسلامگرایی و فرهنگ شرقی است، و ایشان بارها این نفرت خود از مسلمانان را به صورت عمومی اعلام کرده اند؛ در این مورد می توان به خانم ايان هيرسي علي عضو سومالیایی VVD و نمایندگی این حزب در پارلمان در سه سال قبل اشاره کرد که نویسنده فیلم نامه «تسلیم» است که توسط ون گوگ کارگردان معدوم هلندی ساخته شد و فیلمی سراسر توهین به اسلام بود، که کارگردان آن توسط یک جوان مسلمان اعدام شد. ***** به دلیل عدم اطمینان پارلمان به ثمر بخشی طرح رسانه ای فوق ابتدا پروژه روزنامه الکترونیک «روز آنلاین» تعریف شد که اکثریت تیم آن با تیم رادیو زمانه مشترک است؛ و پس از موفقیت نسبی روز آنلاین امکان در اختیار گرفتن بودجه رادیو زمانه نیز بوجود آمد؛ و روز آنلاین نیز به حیات خود به دلیل موفقیت نسبی اش ادامه داد. قابل توجه این که مدیر پروژه رادیو زمانه، مهدی جامی، مدیر سابق رادیو-وب سایت بی بی سی فارسی است، که از اعضای اصلی حلقه وبلاگی ملکوت است؛ و در مورد پشتوانه ی فکری این فرد و اعضای رادیو زمانه در باب های بعدی مطلب سخن خواهیم گفت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:36 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
حاشيه هايي از مراسم سالگرد ارتحال امام (ره)
ميهمانان خارجي مراسم هجدهمين سالگرد رحلت امام خميني وقتي شدت ابراز احساسات و عشق مردم به امام راحل و مقام معظم رهبري را ديدند كاملا بهت زده شده بودند و با حالتي خاص به جمعيت نگاه مي كردند. مراسم گراميداشت هجدهمين سالگرد رحلت امام خميني (ره) در حرم مطهر حواشي زيادي داشت كه برخي از آنها در ذيل از نظر خوانندگان ميگذرد. * اگر چه عموم زائران شهرستاني از روز گذشته در اطراف حرم مطهر مستقر شده بودند اما از ساعات اوليه صبح امروز خيل جمعيت سواره و پياده از نقاط مختلف به سوي يك نقطه سرازير شده بودند؛ نقطه پرگار عصر ما؛ حرم حضرت روحالله. * در حالي كه جايگاه عمومي در نظر گرفته شده براي مردم عادي در فضاي حرم مطهر از ساعت هفت صبح امروز كاملا پر بود تا ساعت حدود 9 صبح كمتر از انگشتان دو دست از مسئولان و صاحبمنصبان دولتي در جايگاههاي چهارگانه در نظر گرفته شده براي ايشان حضور يافته بودند. تنها ميهمانان خارجي از ابتداي برنامه در جايگاه خود مستقر شده بودند. *پيش از آغاز مراسم، مردم با نظم و ترتيب خاصي در حمايت از ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي و محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شعارهايي سر دادند. مردم شعار مي دادند: "احمدي نژاد دلاوره مطيع امر رهبره". * نحوه مواجهه مسئولان برگزار كننده مراسم كه به تبعيت از فضاي كلي شكل گرفته در تعامل بخش دولتي كشورمان با مردم به وجود آمده بود خيلي مناسب نبود. عليرغم تاكيدات هميشگي و بسيار حضرت امام خميني بر پرهيز مسئولان از جدا شدن و فاصله گرفتن از بدنه و بطن مردم، امروز به سياق هر ساله مسئولان و صاحبمنصبان دولتي در مراسم بزرگداشت سالگرد رحلت ايشان با چهار رديف داربست به ترتيب مقام و جايگاه خود از مردم عادي و حتي مسئولان ردهپايينتر از خود جدا شده بودند. * بين جمعيت انبوه شعار دهنده كه فرياد ميزدند «ما همه سرباز توايم خامنهاي گوش به فرمان توايم خامنهاي» و «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند» فاصله زيادي افتاده بود. مشخص نبود كه آيا صداي بلند مردم است كه مانع از شنيدن صداي شعارهاي مسئولان ميشد يا عامل ديگري وجود داشت كه كسي صدايي از شعار دادن مسئولان نميشنيد. *پيش از آغاز مراسم دو تن از مداحان اهل بيت در رساي حضرت امام و حضرت زهرا به مداحي و مرثيه خواني پرداختند كه مردم نيز براي سينه زني در حالت ايستاده به آرمانهاي امام راحل اداي احترام كردند. * رهبر معظم انقلاب راي ساعت 10 صبح وارد جايگاه سخنراني شدند كه با شور و اشتياق بي مثال عاشقان ولايت و شعارهاي آنان مواجه شدند. مردم در طول 10 دقيقه اين دو شعار را بيش از ساير شعارها سر مي دادند: "اي رهبر آزاده آماده ايم آماده" و "حزب فقط حزب علي رهبر فقط سيد علي". مردم در ميان سخنان رهبري نيز بارها با سردادن تكبير و شعار مرگ بر آمريكا آمادگي خود را براي اجراي فرامين رهبري و ايستادگي در مقابل استكبار جهاني اعلام كردند. * از جمله برخي مسئولاني كه با لب خواني ميشد فهميد كه به همراه مردم جملات تكبير را تكرار مي كنند محمود احمدي نژاد بود. ضمن آنكه در دقايق مختلف سيد حسن خميني و رئيس جمهور كه در كنار هم نشسته بودند، با يكديگر گفتگو ميكردند. * فريادهاي پرشور و شعور خيل عظيم مردم كه با فاصلهاي غير موجه از ولي خود شعار ميدادند «اي رهبر آزاده آمادهايم آماده» باعث بهت ميهمانان نسبتا پرتعداد خارجي مراسم شده بود كه با حيرت ابراز ارادت مردم به رهبر فقيد خود و جانشين خلفش را نظاره ميكردند. * از جمله مسئولاني كه در جايگاه مخصوص خود در رديف اول كه معمولا وزرا و مسئولان طراز اول در آن مستقر مي شوند، حاضر نشده بودند ميتوان به پورمحمدي وزير كشور، حسينيان رئيس مركز اسناد، سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق، محسني اژه اي وزير اطلاعات و سردار نقدي دبير ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز اشاره كرد. ضمن آنكه برخي مسئولان ديگر نيز قصد عدم حضور در رديف اول را داشتند كه برگزار كنندگان آنها را از ميان سايرين جدا كرده و به سمت رديف اول هدايت مي كردند. * بلافاصله بعد از پايان سخنان رهبري و خروج ايشان از جايگاه، صادق آهنگران با فرياد "يا حسين" مداحي خود را آغاز كرد و در حالي كه مردم به همراه آهنگران زمرمه مي كردند "رفتي از دنيا جانب زهرا اي خميني جان اي خميني جان" مسئولان جايگاه را ترك كردند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:29 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||
|
|
|
|
|
نمايش عمق عقايد يك اصولگراي منتقد!
يك نماينده مجلس كه طي دو سال گذشته و پس از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري، به دليل برخي ملاحظات و منافع شخصي، تخريب يكسويه دولت نهم را وجهه همت قرار داده و به دليل حمايت هاي بي دريغ رهبر انقلاب از دولت و شخص رئيس جمهور، مطرود اصولگرايان ونمايندگان واقع شده است، در مصاحبه اي به مناسبت سالروز رحلت امام (ره)، پرده نفاق را كنار زد و منويات دروني خود را آشكار ساخت. عماد افروغ در گفتگو با فارس، ابتدا به بيان تمايزات مصلحت گرايي و حقيقت گرايي از ديدگاه خود اشاره كرده و افزود: "امام حقيقت گرايي است كه تحت هيچ شرايطي حاضر نيست حق و حقيقت پيش پاي مصلحت ذبح شود. هيچ مصلحتي بالاتر از حقيقت در نزد امام جلوهگري نميكند و همانند مولايش حضرت علي(ع) كه وقتي به تصميمات تاريخي مولا توجه ميكنيم كه چگونه در برابر معاويه كه دستش بسته بود، او هم ميتوانست دست به نيرنگ ببرد اما اين كار را نكرد و پيروزي دو روزه دنيا را كنار گذاشت و يك پيامي براي ابديت براي بشر بجا گذاشت، خميني نيز آنجايي كه قرار بود جام زهر بنوشد آن را تبديل به جام شيرين نكرد بلكه به عينه و آشكارا گفت اين جام زهر است. وي پس از آنكه مصلحت گرايي را در مقابل حقيقت گرايي و به معناي نيرنگ معرفي كرد، در اظهاراتي گستاخانه و بدون ارائه هيچگونه مصداق عيني مدعي گرديد: " به نظر من مقام معظم رهبري مصلحت گراتر از امام راحل هستند و امام حقيقتگراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت ميكردند(!) وي در ادامه به بيان توقعات(!) خود از رهبري پرداخته و افزود: " توقع ما اين است كه رهبر انقلاب اسلامي با توجه به جامعهنگري و ابعاد شخصيتي و قابليتهاي دروني و ابزارهاي اداره كشور بتوانند موضوع شناس خوبي باشند و بتوانند شرايط زماني، مكاني، اقتصادي و سياسي حال و آينده را خوب فهم كنند و نه تنها به اين شرايط تن دهند، بلكه اين شرايط را با موضعگيري خوب و دقيق خودشان متحول كنند." افروغ در بخش ديگري از اين مصاحبه با اشاره به جملهاي از حضرت امام « هر فرد از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانعكننده بدهد، در غير اين صورت اگر بر خلاف وظايف اسلامي خود عمل كرده باشد و خودبخود ازمقام زمامداري معزول است و ضوابط ديگري وجود دارد كه اين مشكل را حل كند» گفت: ما نبايد به سمتي برويم كه جاي نقد و سوال بسته و جاي نصيحت امام محدود شود.، ما نبايد فكر كنيم حال اگر رهبري جايگاه خطير را از آن خود كرده است، اين جايگاه او را عاري از هرگونه نقد، داوري، نظركارشناسي مي كند. ما نبايد به هيچ وجه به اين سمت و سو حركت كنيم و نبايد جايگاه متعالي معصوم مقدس را به او اطلاق كنيم كه جاي هيچ اعتراضي ولو اعتراض دلسوزانه نباشد. گفتني است عماد افروغ، تا سال 77 مقالات خود را در نشريه عصرما، ارگان مطبوعاتي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي منتشر مي كرد و طي سالهاي 72-73، مديريت گروه اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري را برعهده داشت. اين در حاليست كه در آن برهه، رياست مركز برعهده محمد موسوي خوئيني ها قرار داشت و افرادي نظير سعيد حجاريان، مجيد محمدي و عليرضا علوي تبار، گردانندگان و سياستگذاران اصلي مركز بودند. افروغ پس از انتخاب دكتر احمدي نژاد به رياست جمهوري در سال 84 تا معرفي نهايي كابينه، چهره آرامي از خود نماياند اما درحاليكه شايعاتي مبني بر تمايل وي براي عهده دار شدن مسئوليت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مطرح بود، رئيس جمهور ترجيح داد از وي در كابينه دولت نهم استفاده نكند. افروغ بلافاصله پس از معرفي رسمي كابينه، به انتقادات تندي عليه دولت و شخص رئيس جمهور پرداخت تاآنجاكه دولت منتخب ملت را به دليل آنچه كه مورد پسند وي نبود، به ديكتاتوري متهم كرد و هشدار داد که حکومت رضاخانی(!) ممکن است دوباره شکل بگیرد. با قوت گرفتن شائبه مطالبات شخصي و انتقادات نامتوازن و يكجانبه وي عليه دولت، به تدريج افروغ از سوي اصولگرايان درون و بيرون مجلس مورد طرد قرار گرفت و وي اخيراً براي حفظ حيات سياسي خود ناچار دست به تشكيل فراكسيوني به نام فراكسيون اصولگرايان مستقل زد. فراكسيوني كه وي ابتدا از آن به عنوان "فراكسيون اصولگرايان خلاق و انتقادي" نام برده بود. با وجود اينكه شمار اعضاء اين فراكسيون محدود ارزيابي مي شود، سيد جلال يحيي زاده و الهام امين زاده، دو تن از افرادي كه سعيد ابوطالب، ديگر عضو اين فراكسيون، از آنها به عنوان اعضاء فراكسيون اصولگرايان مستقل ياد كرده بود، اين ادعا را تكذيب كردند و حاضر نشدند نامشان کنار نام افروغ قرار گیرد. اظهارات گستاخانه افروغ در حالي بيان مي شود كه هفته گذشته، رهبر انقلاب به مناسبت آغاز چهارمين سال فعاليت مجلس هفتم در ديدار با نمايندگان مجلس تأكيد كردند:« البته ارتباطات مجلس و دولت خوب است و من مىدانم كه ارتباطات مجلس و دولت چهطور است. الحمدللَّه جهتگيرىهاى كلى، جهتگيرىهاى يكسانى است؛ اگرچه اختلاف سلائقى وجود دارد. در موارد اختلاف سليقه، بالاخره هر طرف بايستى يك مقدارى كوتاه بيايد تا بتوانند مسائل را جمع كنند. اين را به عنوان يك نگاه مصلحتانديشانهى اساسى من عرض مىكنم: با دولت بايستى همراهى بشود. دولت در ادارهى كشور و در مديريت كشور، جهتگيرى درستى دارد. در همهى برنامهها، دولتها ممكن است با مجالس، با بعضى از نخبگان يا با بعضى از افراد ديگر اختلافنظرهايى داشته باشند؛ در اين اختلافنظرها هم هيچ كس نمىتواند ادعا كند كه قطعاً و در همه جا، حق با اين طرف است يا با آن طرف؛ ممكن است گاهى حق با اين طرف باشد، گاهى هم حق با آن طرف ديگر باشد. اما اين نبايد موجب بشود كه دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرك و خدمت و زحمتكشى، تضعيف بشود؛ اين را توجه داشته باشيد. نه اينكه بگوئيم انتقاد نكنند؛ انتقاد دو گونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد اين است كه وقتى انسان انتقاد را بيان مىكند، نقطهى قوّت را هم در كنار او بيان كند تا معلوم بشود كه بناى نظر شخصى، بناى انتقامگيرى و بناى اذيت كردن ندارد؛ والّا اگر ما يك مجموعهاى داشته باشيم كه نقاط قوّت و نقاط ضعفى هم دارد، آن وقت در بيان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلاً در نظر نگيريم و به زبان نياوريم، بعد يك يا دو يا دهتا از نقاط ضعف را همين طور بنا كنيم گفتن؛ معلوم است كه تضعيف خواهد شد. علامت اين كه نمىخواهيم تضعيف كنيم، اين است كه نقاط قوت را هم بيان كنيم. حالا اگر يك وقت در موردى انتقادى هم داريم، بگوئيم؛ اشكالى ندارد و كسى با آن مخالفتى ندارد.» افروغ كه طي دو سال گذشته به هيچ يك از نقاط مثبت عملكرد دولت اشاره نكرده و تنها به سياه نمايي با ژست روشنفكرانه دست زده است، يك روز پس از فرمايشات هفته گذشته رهبر انقلاب و تبيين چگونگي انتقاد از دولت از سوي ايشان، در گفتگو با سايت اينترنتي وابسته به مركز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت، همچنان بر ادامه روند تخريبگرايانه خود تأكيد كرده بود: « ما نقدهایمان را دنبال میکنیم، به آنها اعتقاد داریم و بر آنها اصرار میورزیم، نقد ما نقد شبانه و نقد یکی – دو روزه نبود، نقد ما مبنایی است. ما معتقدیم نباید تعامل مجلس با دولت یکسویه باشد باشد. نباید شاهد «دولتگرایی پارلمانی» باشیم...» |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:27 توسط محمدجواد اخوان
|
|
||