|
از سوالات مهم در زمینه عملکرد مالى دانشگاه آزاد آن است که منابع درآمد این دانشگاه کجاست و درآمدهاى حاصله در چه زمینههایى هزینه مىشود.
در پاسخ به این پرسش ابتدا باید دانشگاه آزاد را به دو بخش تقسیم نمود:
الف) سازمان مرکزى دانشگاه آزاد
ب) واحدهاى دانشگاهى
الف) سازمان مرکزى دانشگاه آزاد
منابع اصلى و عمده درآمد سازمان مرکزى دانشگاه آزاد عبارت است از:
1- درآمد حاصل از دریافت هزینه ثبت نام کنکور در مقاطع مختلف
در سال گذشته مبلغ حاصل از این محل بیش از هشتاد میلیارد ریال بوده، در حالى که هزینههاى صورت گرفته کمتر از سى میلیارد ریال بوده است. مسوولان دانشگاه آزاد بایستى پاسخگوى این پرسش مهم باشند که دریافت وجه نقد بابت ثبت نام در کنکور به میزان سه برابر مبلغ هزینهها با چه منطقى به مردم تحمیل مىشود و چه مرجعى آن را تصویب نموده است؟
2- دریافت مبالغى با عنوان هزینه خدمات آموزشى
این مبلغ از هر دانشجوى جدیدالورود در بدو ثبتنام اخذ مىشود و میزان آن در سال تحصیلى جدید (84-85) پانصد هزار ریال تعیین شده است. ابهاماتى که در این زمینه وجود دارد به قرار زیر است:
2-الف) کدام مرجع ذیصلاح میزان مبلغ مذکور را تصویب نموده است؟
2-ب) مبلغ مذکور براساس چه منطقى تعیین شده است؟
2-ج) در ازاى دریافت این مبلغ چه خدمات آموزشىاى براى دانشجویان پیشبینى شده است که سازمان مرکزى آن را اجرا مىکند؟
2-د) چرا تاکنون سازمان مرکزى در ازاى دریافت این مبلغ هیچگونه خدمات آموزشى ویژهاى به دانشجویان ارائه نکرده است؟
در دستورالعمل ثبت نام پذیرفته شدگان آزمون سراسرى سال 1384 دانشگاه آزاد آمده است که هر پذیرفته شده جدیدالورودى که بخواهد ثبت نام کند باید مبلغ پانصد هزار ریال بابت هزینه خدمات آموزشى به حساب شماره 1595 بانک ملى شعبه زبر جد که به سازمان مرکزى دانشگاه آزاد مربوط است واریز نماید و از همه پذیرفته شدگان در همه مقاطع دریافت مىکنند، که اگر تعداد ثبت نام شدگان هر سال تحصیلى را حدود دویست و پنجاه هزار نفر در نظر بگیریم جمع آن به یکصد و بیست و پنج میلیارد ریال مىرسد. در دستورالعمل مذکور هزینه خدمات آموزشى را داخل پرانتز توضیح داده است که عبارت است از: هزینه برگزارى مسابقه وزرشى، سمینارهاى منطقهاى، دبیرخانه مناطق، تهیه کارت دانشجویى و کمک به صندوق رفاه دانشجویى؛ اما از آقاى جاسبى باید پرسید:
از کى تا حالا هزینه برگزارى مسابقات ورزشى، دبیرخانه مناطق، تهیه کارت دانشجویى و کمک به صندوق رفاه دانشجویى به عنوان خدمات آموزشى محسوب مىشود؟!!
جالب این است که تمام هزینههاى مسابقاتى که در سطح واحدها برگزار مىشود و اغلب هزینههاى مسابقاتى که در مناطق دهگانه دانشگاه آزاد برگزار مىشود، به وسیله واحدها و با استفاده از شهریه دانشجویان تامین مىگردد. علاوه بر این چرا پذیرفتهشدگان و دانشجویان دانشگاه آزاد باید متکفل هزینه خرید باشگاههایى مثل باشگاه فوتبال دسته اولى شهاب زنجان و تشکیل تیمهاى متعدد از ورزشکاران حرفهاى و قهرمانى کشور که منابع بسیار گزاف به هریک پرداخت مىشود، باشند؟! مگر رسالت دانشگاه باشگاهدارى است؟
مگر نه این است که دبیرخانه مناطق دهگانه دانشگاه آزاد با پرداخت سرانهاى که هر ترم توسط واحدها به حساب منطقه واریز مىگردد، اداره مىشود؛ پس آوردن این بخش چه مفهومى دارد؟
مگر شما براى ثبت نام داوطلبان در آزمون دانشگاه آزاد از هر داوطلب مبلغى بین شش تا دوازده هزار تومان نمىگیرید؛ به طورى که سالانه بیش از هشت میلیارد تومان مىشود و این در حالى است که سازمان مرکزى حدود سه میلیارد تومان براى برگزارى آزمون هزینه مىکند، پس چرا براى صدور کارت دانشجویى که هزینه بسیار اندکى هم دارد، از همان دریافتى استفاده نمىشود؟
چه شگفتانگیز است کمک به صندوق رفاه دانشجویى با استفاده از پول دانشجویان!!! این چه هنرى است که سازمان مرکزى و در راس آن دکتر جاسبى دارد!!! از خودشان نقد بگیرد و فقط وعده کمک به آنان را بدهد!!
فقط مىماند سمینارهاى منطقهاى. از آقاى جاسبى باید پرسید تاکنون چند سمینار منطقهاى برگزار کردهاند که سازمان مرکزى (نه واحدها) هزینه آن را پرداخت کرده باشد؟ توضیح آنکه براى هر نوع خدمات آموزشى که سازمان مرکزى در طول تحصیل و یا بعد از فراغت از تحصیل به دانشجویان ارائه مىدهد، نظیر طرح نامه آنان در کمیسیون موارد خاص، صدور ریز نمرات و صدور گواهینامه موقت و دانشنامه فارغالتحصیلى، هزینه جداگانه دریافت مىکنند.
3- درآمد حاصل از برگشت بودجه پژوهشى واحدها به سازمان مرکزى
واحدهاى دانشگاهى موظفند هر سال پنج درصد از کل درآمد خود را به انجام امور پژوهشى نظیر طرحهاى پژوهشى اختصاص دهند در حالى که بسیارى از واحدها به ویژه واحدهاى دوردست به دلیل نداشتن آزمایشگاه، کارگاه، تجهیزات لازم ، کتابخانه و اساتید مجرب توان انجام آن را ندارند. مبلغ خاصى از این محل بایستى تا پایان هر سال تحصیلى هزینه شود و در پایان هر سال تحصیلى هر میزان از این بودجه که هزینه نشده باشد بایستى به حساب سازمان مرکزى واریز شود!!! در این زمینه نیز ابهاماتى به شرح زیر وجود دارد:
3-الف) با چه منطقى بودجه پژوهشى واحدها که میزان آن معادل با پنج درصد درآمد هر واحد در سال است در صورت عدم استفاده در پایان سال بایستى به حساب سازمان مرکزى واریز شود؟
3-ب) واحدهایى که به دلیل داشتن شرایط خاص فاقد زمینه لازم براى صرف این مقدار هزینه در امر پژوهش هستند و اساساً در این واحدها، حتى آموزش مفهوم واقعى خود را نیافته است تا چه رسد به پژوهش، چرا بایستى تابع این قاعده ناعادلانه باشند؟
3-ج) چرا واحدهایى که براساس گزارشهاى راست یا دروغى که به سازمان مرکزى ارائه و اعلام مىکنند بیش از بودجه مذکور در بخش پژوهش هزینه کردهاند، از مازاد بودجه پژوهشى که واحدهاى دیگر به حساب سازمان مرکزى واریز مىکنند برخوردار نمىشوند؟
4- دریافت هزینههاى نقل و انتقال دانشجویان
مطابق آییننامههاى اجرایى نقل و انتقالات در دانشگاه آزاد، هزینه نقل و انتقالات که از دانشجویان متقاضى دریافت مىشود، بدین ترتیب تقسیم شده است: سى درصد متعلق به واحد مبدأ، سى درصد متعلق به واحد مقصد و چهل درصد متعلق به سازمان مرکزى. حال این سوال مطرح است که:
4-الف) با چه منطقى از این هزینه براى سازمان مرکزى سهمى در نظر گرفته شده بود؟ مگر سازمان مرکزى در نقل و انتقالات دانشجویان هزینهاى را متحمل مىشد که در ازاى آن سهمى را به خود اختصاص داده بود؟
4-ب) چرا سهم سازمان مرکزى دانشگاه آزاد باید ده درصد بیشتر از سهم واحدهاى مبدأ و مقصد باشد؛ در حالى که واحد مبدأ از نظر مالى در نقل و انتقالات دانشجویان متحمل هزینههاى بیشترى مىشود؟
4-ج) چرا برخلاف همین آییننامه ناعادلانه تاکنون هیچ واحدى از سهم سى درصدى مذکور حتى یک ریال دریافت نکرده است؟ اگر مسوولان دانشگاه آزاد منکر این واقعیت هستند فهرست مطالبات واحدها و مبالغ واریزى به حساب آنها از این محل را اعلام کنند.
لازم به ذکر است که هزینه نقل و انتقال از ابتداى سال تحصیلى جارى (84-85) طى بخشنامهاى حذف شده است، اما باید دانست که این هزینه از بدوتاسیس دانشگاه تا ابتداى مهر 84 به مدت 23 سال دریافت مىشده است و مسوولان دانشگاه آزاد با حذف این هزینه نمىتوانند از پاسخگویى نسبت به هزینههاى دریافت شده در سالهاى گذشته شانه خالى کنند.
آنچه گذشت مرورى اجمالى بر منابع درآمد سازمان مرکزى دانشگاه آزاد و اشکالات وارد بر هر کدام از آنها بود. اگر تمام اشکالات مذکور را نادیده انگاریم باز این پرسش اساسى باقى خواهد ماند که درآمد سازمان مرکزى در چه زمینههایى هزینه مىشود. پرداخت حقوق و مزایاى پرسنل و پرداخت هزینههاى جارى از محل درآمدهاى مذکور امرى طبیعى و اجتنابناپذیر است و ما را با آن کارى نیست، اما مىتوان از کنار هزینههاى کلانى که با اهداف عمدتاً سیاسى و غیر مرتبط با عملکرد دانشگاه در زمینههاى مختلف صورت مىگیرد به آسانى گذشت و آنها را نادیده گرفت؟ آیا مردمى که با هزاران خون دل و با عرق جبین هزینه تحصیل فرزندانشان در دانشگاه آزاد را پرداخت مىکنند بایستى تاوان این هزینههاى سرسامآور را بپردازند؟ اهم این زمینهها به قرار زیر است:
1- تاسیس و اداره دفتر نظرسنجى
این دفتر که با هزینههاى بسیار اداره مىشود صرفاً با هدف تامین منافع سیاسى و باندى در مسیر انتخابات مجلس و ریاست جمهورى فعالیت مىکند و هیچ ارتباطى با عملکرد دانشگاه آزاد به عنوان نهادى علمى و آموزشى ندارد.
2- ایجاد تربیت بدنى حرفهاى
خرید تیمهاى ورزشى، انعقاد قراردادهاى کلان با قهرمانان صاحبنام در رشتههاى مختلف ورزشى، شرکت در مسابقات فراوان داخلى و خارجى که هر یک در بردارنده هزینههاى بسیار است و حیف و میلهاى فراوانى که در راستاى حضور در ورزش حرفهاى کشور صورت مىگیرد از مظاهر بارز سوءمدیریت مالى در دانشگاه آزاد است. آیا تامین این هزینهها از شهریه دانشجویان منطقى است؟ خرید یک تیم کامل ورزشى با قیمتى نزدیدک به پنج میلیارد ریال با کدام یک از وظایف دانشگاه آزاد همخوانى دارد؟ آیا کسانى که اینگونه پنجه در بیتالمال مىزنند از خشم الهى نمىترسند؟ البته ماجراى ریخت و پاشها و حیف و میل وسیع بیتالمال در تربیت بدنى دانشگاه آزاد بسیار مفصلتر از آن است که در این مختصر بگنجد و ما براى اختصار از تفصیل آن صرفنظر مىکنیم.
3- تشکیل خبرگزارى «آنا» و «اسکاى نیوز»
بىهیچ تردیدى تاسیس این خبرگزارىها صرفا با اهداف سیاسى و با قصد بسط دامنه نفوذ و کسب قدرت براى تامین منافع باندى و جناحى صورت گرفته است و به هیچ وجه عملکرد آنها با وظایف دانشگاهى قابل تطبیق نیست.
4- تاسیس واحدهاى خارج از کشور
از مسوولان دانشگاه آزاد بایستى پرسید که هزینه تاسیس واحدهاى آکسفورد (بالغ بر چهل میلیارد ریال)، لبنان (بالغ بر ده میلیارد ریال) و اخیرا تاسیس واحد زنگبار، از چه محلى تامین شده است؟ واحدهاى مذکور که دانشجویان معدودى دارند و شهریه دریافتى از آنها حتى هزینههاى جارى را نیز تامین نمىکند، به هیچ وجه بدون پشتیبانى مالى و ادارى سازمان مرکزى امکان موجودیت و ادامه کار ندارند. آیا منطقى است که دانشجویان داخل کشور هزینه تاسیس واحدهایى در خارج از کشور را پرداخت کنند؟!
5- کمکهاى غیر موجه به واحدهاى علوم و تحقیقات تهران و پرند
سازمان مرکزى از محل درآمدهاى خود (هزینههاى خدمات آموزشى، هزینه نقل و انتقالات، هزینه برگزارى کنکور و مازاد بودجه پژوهشى واحدها) تا به حال مبلغى بالغ بر هزار میلیارد ریال در واحد علوم و تحقیقات و بیست میلیارد ریال در واحد پرند هزینه کرده است. مضاف بر آنکه اقساط تسهیلات بانکى استفاده شده در واحد علوم و تحقیقات نیز از محل اعتبارات سازمان مرکزى پرداخت مىشود.حال باید پرسید چرا دانشجویان اقصى نقاط کشور موظف به پرداخت هزینههایى اینچنینى هستند؟ آیا این است مفهوم عدالتى که از ارکان اعتقادى آیین اسلام است؟
علاوه بر موارد مذکور که اساس هرگونه هزینهاى در آنها غیر منطقى و غیرقانونى است عملکرد مالى دانشگاه آزاد در زمینههایى که ظاهرا منطقى و قانونى به نظر مىرسد نیز دچار اشکالات و تخلفات بسیارى است به عنوان نمونه موارد زیر را مىتوان ذکر کرد:
1- هزینههاى بسیار سنگین در احداث مدارس غیر انتفاعى
آگاهان به مسائل دانشگاه آزاد بخوبى مىدانند که در اغلب شهرهایى که واحد دانشگاه آزاد در آنها وجود دارد، مدارس غیر انتفاعى در مقاطع مختلف با هزینههاى بسیار تاسیس شده است و هر یک از این مدارس بابت احداث و تجهیز ساختمانهاى خود، بدهىهاى بسیارى به واحدهاى دانشگاهى دارند. حال این سوال مطرح است که با کدام منطق مىتوان این هزینهها را توجیه کرد؟ چرا بایستى دانشجویان دانشگاه آزاد هزینه تاسیس مدارسى را بپردازند که در برخى موارد حتى حاضر به ثبت نام بستگان آنها و یا ایجاد زمینهاى براى اشتغال آنها نمىباشد؟
2- راهاندازى دفتر هیات امناى دانشگاه
اخیراً تحت فشارهاى مختلف، به عنوان حرکتى پیشگیرانه، مسوولان دانشگاه آزاد اقدام به دایر کردن دفتر هیات امنا به ریاست فرزند آقاى هاشمى رفسنجانى نمودهاند. دفترى که در بدو امر مبلغى در حدود سیصد میلیون ریال هزینه تجهیز و دکوراسیون آن شده است. از بانیان این کار باید پرسید تاکنون که قریب بیست و سه سال از عمر دانشگاه آزاد مىگذرد و دفتر هیات امناى آن وجود خارجى نداشته است، چه خللى به وجود آمده است که براى پیشگیرى از آن لازم شده است دفترى با این هزینههاى گزاف راهاندازى شود؟
3- تاسیس دفتر استراتژیک
این دفتر با هدف تصمیمگیرى براى مسائل کلان دانشگاه آزاد با مخارجى بسیار سنگین تاسیس شد و تا امروز ذرهاى بازدهى و کارآیى نداشته است.
4- مکانیزه کردن سیستم اطلاعات دانشگاه
این طرح نیز همچون طرح پیشین با هزینهاى بسیار گزاف (حدود چهار میلیارد ریال) انجام و در نهایت بدون آنکه مورد استفادهاى داشته باشد به فراموشى سپرده شد.
5- طراحى سیستم وکس
این طرح نیز همچون طرحهاى قبلى با هزینه هنگفتى آغاز و در نهایت بدون کمترین بازدهى به حال خود رها شد. البته مشهور است که شرکت اجرا کننده این طرح با یکى از معاونان وقت دانشگاه (آقاى دکتر عباسپور) ارتباط داشته است و از این رهگذر آقاى عباسپور هم به نوایى رسیدهاند!
در اینجا با ذکر چند نکته این گزارش اجمالى را به پایان مىبریم و به روند گزارش مالى واحدهاى دانشگاه آزاد مىپردازیم.
الف) آنچه امروزه از زبان مسوولان دانشگاه آزاد در محافل عمومى و رسانههاى جمعى مبنى بر عدم همکارى دولت در تامین هزینههاى این دانشگاه شنیده مىشود، یقیناً نادرست و غیر منصفانه است. ساختمانهاى متعدد دولتى که در سراسر کشور به دانشگاه آزاد واگذار شده است، وامهاى کلان با کارمزدهاى اندک و زمینهاى فراوانى که در نقاط مختلف کشور از طریق دولت به این دانشگاه واگذار شده است و...همگى دلالت بر آن دارد که بخش عمدهاى از زیرساختهاى دانشگاه آزاد با حمایت دولت شکل گرفته است.
ب) با بررسى تراز مالى دانشگاه آزاد در سالهاى مختلف مىتوان دریافت که در افزایش شهریههاى این دانشگاه حتى مصوبات هیات امنا نیز نادیده گرفته شده است و میزان افزایش شهریهها در سالهاى مختلف به مراتب بیشتر از این مصوبات بوده است.
ج) ادعاى مسوولان دانشگاه آزاد مبنى بر اینکه میزان هزینههاى جارى در این دانشگاه بیشتر از میزان درآمد آن مىباشد نادرست است. موید این مطلب آن است که طبق بررسى صورت گرفته در دیماه سال گذشته (1383) رسوب پول فقط در حساب پنجاه واحد دانشگاهى مبلغى بیش از هزار میلیارد ریال بوده است. از این مبلغ فقط پرداخت یک ماه حقوق و مزایاى کارکنان و استادان تمام وقت و حقالتدریس یک نیمسال و هزینههاى جارى در تعهد آنان بوده است و مجموع این هزینهها روى هم رفته سى درصد مبلغ مذکور را نیز شامل نمىشود.
ب) واحدهاى دانشگاهى:
صرف نظر از آنکه کمکهاى مردمى در آغاز تاسیس واحدهاى دانشگاهى تامین کننده بخشى از درآمدهاى آنها بوده است و در حال حاضر قراردادهاى پژوهشى واحدها با مراکز و موسسات دولتى و غیر دولتى بخش ناچیزى از درآمد واحدها را تشکیل مىدهد، باید گفت تقریباً منبع تمامى درآمدهاى واحدهاى دانشگاه آزاد شهریهاى است که در آغاز هر نیم سال از دانشجویان دریافت مىشود .اما چگونگى و محل هزینه درآمدها داراى ابهامات و اشکالاتى اساسى است که به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- واحدهاى دانشگاهى موظفند حداقل بین 25 تا 30 درصد از درآمد خود را صرف ساختمان سازى کنند. این رقم متاسفانه در برخى از واحدها به هفتاد درصد نیز مىرسد. سوالى که در اینجا مطرح است آن است که چرا دانشجویان بایستى تا این حد تاوان توسعه فیزیکى دانشگاه را پرداخت کنند؟
کدام مرجع ذیصلاح تصویب کننده طرحهاى توسعه در دانشگاه آزاد است؟ و در تصویب این طرحها چه ملاک و معیارى مورد توجه قرار گرفته است؟ چرا واحدهایى که به حد توسعه مطلوب از نظر ساخت و ساز رسیدهاند همچنان با اخذ شهریههاى کلان در فکر توسعه بیشتر و بیشترند؟ نهایت طرح توسعه واحدهاى دانشگاه آزاد کجاست؟ چرا در واحدهایى که به حد مطلوب رسیدهاند شهریهها تقلیل داده نمىشود؟ البته توسعه دانشگاه قابل چشم پوشى و انکار نیست، اما حدود و ثغور آن نیاز به تعیین دارد. آیا منطقى است که در مناطق کوچک و دورافتاده واحدهاى دانشگاه آزاد آن قدر گسترش یابند که در برخى موارد جمعیت دانشجویى از جمعیت ساکنان آن منطقه بیشتر شوند و باعث بروز نابسامانى در بافت اجتماعى، سیاسى و فرهنگى آن مناطق گردد؟ از طرف دیگر با یک بررسى ساده مىتوان به این نتیجه رسید که اگر به میزان ده درصد از درآمد واحدها صرف توسعه فیزیکى آنها شود، ظرف ده سال هر یک از واحدها مىتوانند تا دو برابر و نیم توسعه یابند. آیا این توسعه کم است؟ در صورت عملى شدن این پیشنهاد هر سال حداقل پانزده درصد از شهریه دانشگاه قابل تقلیل خواهد بود.
حال اگر از طریق حذف هزینههاى زائد و جلوگیرى از ریخت و پاشها و حیف و میلهاى فراوان نیز فقط به میزان ده درصد از درآمد واحدها صرفهجویى شود به راحتى مىتوان بیست و پنج درصد از مبلغ شهریه دانشجویان را کاهش داد. بنابر این ادعاى مسوولان دانشگاه آزاد در مطالبه سى میلیارد ریال وام براى کاستن از شهریه دانشجویان کاملا بىربط و غیر منطقى است. البته باید خاطرنشان کرد که اختصاص وام به دانشجویان براى پرداخت شهریه و بازپرداخت آن از سوى دانشجویان پس از اتمام تحصیل کارى منطقى و لازم است؛اماباید دانست که به روند کاهش شهریه از طریق برنامهریزىهاى دانشگاه آزاد ربطى ندارد و مسوولان دانشگاه آزاد نباید کاهش مبلغ شهریه را منوط به اخذ این وام نمایند.
2- گردش مالى در واحدهاى دانشگاه آزاد به دلیل عدم نظارت و پیگیرى لازم توأم با ریخت و پاشها و حیف و میلهاى فراوان است.براى اثبات این نقیصه کافى است اسناد بازرسىهاى مالى واحدها از طریق سه مرجع بازرسى دانشگاه، حسابرسى دانشگاه و حوزه ادارى مالى دانشگاه مورد بازنگرى و بررسى قرار گیرد و گزارشى از پیگیرىهاى صورت گرفته در جهت رفع تخلفات مالى دانشگاه تنظیم گردد، در این صورت مشاهده خواهد شد که گزارشهاى مراجع سهگانه مذکور که دربردارنده تخلفات فراوان و کاستىهاى بسیار است هیچگاه پیگیرى نشده است و با هیچ متخلفى برخوردى صورت نگرفته است. آیا این شیوه نظارت و بازرسى باعث جرأت یافتن خطاکاران و متخلفان در ارتکاب تخلفات بیشتر نمىشود؟ البته باید دانست که گزارشهاى مذکور تماماً به صورت درون سازمانى تنظیم یافته است و در آنها بسیارى از مسائل چشم پوشى شده است. یقیناً اگر مرجعى مستقل از دانشگاه آزاد به تحقیق و تفحص از عملکرد مالى این دانشگاه بپردازد حجم تخلفات چند برابر گزارشهاى درون سازمانى خواهد شد. البته اگر مسوولان دانشگاه آزاد مدعى پیگیرى تخلفات و برخورد با متخلفان هستند مىتوان اسنادى را که حاکى از عدم رسیدگى به تخلفات میلیاردى واحدهاى دانشگاه آزاد است منتشر ساخت و قضاوت را به عهده خوانندگان نهاد.
3- برگزارى انتخابات مرحله هشتم و نهم ریاست جمهورى و عملکرد واحدهاى دانشگاه آزاد در ارتباط با آن از مسائل مهمى است که در تبیین عملکرد مالى این واحدهانقش بسزایى دارد.
البته افکار عمومى و آشنایان به مسائل دانشگاه آزاد بخوبى بر چگونگى این عملکرد وقوف دارند، اما مسوولان دانشگاه آزاد بایستى به طور روشن و شفاف هزینههاى صورت گرفته در این زمینه را اعلام کنند و مثلا مشخص کنند که وقتى روساى واحدها از سوى آقاى جاسبى موظف به تشکیل ستاد براى حمایت از کاندیدایى خاص مىشوند، هزینههاى آن را چگونه پرداخت مىکنند؟ از اموال شخصى خود یا از اعتبارات دانشگاه و به بیان روشنتر از محل شهریههاى دانشجویان؟ در این زمینه نیز شواهد و اسنادى در دست است که به موقع لزوم قابل ارائه به افکار عمومى است.
در پایان شاید یادآورى نکتهاى خالى از فایده نباشد و آن این است که تبعات گردش مالى دانشگاه آزاد متوجه بخش عظیمى از اقشار مختلف مردم و به تبع آن کل نظام است در حالى که تصمیمگیرىها در این دانشگاه توسط افرادى معدود بدون هیچگونه هماهنگى با سیاستهاى کلى نظام و منافع ملى و عمومى و مصالح کشور صورت مىگیرد. بىگمان تاثیرات مخرب این امر بر منافع ملى و مصالح نظام بسیار زیاد و غیر قابل چشمپوشى است |