تبليغاتX
رایگاه
تارنمای دیدمان و اندیشه - محمدجواد اخوان

آتش بار؛ جنگ افزار و نقطه رهایی دشمن در جنگ نرم

جنگ نرممقطع زمانی که در آن قرار گرفته ایم از حساسیت زیاد و همه جانبه ای برخوردار است به گونه ای که مقام معظم رهبری در توصیف این زمان فرمودند: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم .» این راهبرد جنگ نرم دشمن علیه نظام اسلامی مطمئناً اهداف وابزارهای خاصی را به همراه دارد و گام اولیه مقابله با این جنگ شناخت این ابزارها واهداف است.  در این نوشتار به اهداف دشمن در این جنگ نرم که در فتنه بعد از انتخابات نشانه های بارزی از آن روشن شد اشاره می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:27  توسط محمدجواد اخوان  | 

دعای کمیل؛ نفاق جدید و مسجد ضرار!!!

نفاق جدیدنفاقيکي از مهمترين جریانهای دشمن با اسلام راستين که از زمان ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان تا به امروز دست از عداوت و دشمني بر نداشته است، جريان نفاق است. منافقين با گسترش اسلام، آرام آرام در ساختار جامعه اسلامی رسوخ کرده و بر قدرت خويش افزودند تا اینکه با شکل‌گيري اولين حکومت اسلامي در مدينه النبي، به عنوان مهمترين تهديد داخلي در برابر اسلام قد علم کردند. اخیرا که بحث دعای کمیل و سوءاستفاده جریان نفاق جدید از این مراسم مطرح است، بازخوانی شناخت نفاق خالی از فایده نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 14:33  توسط محمدجواد اخوان  | 

بصیرت؛ سلاح نخبگان در هیاهوی فتنه

بصیرتتحليل حوادث بعد از انتخابات براساس ديدگاه مقام معظم رهبري گوياي اين است كه حوادث رخ داده فتنه اي عميق عليه نظام اسلامي بود كه هر چند شعله هاي اين آتش فروكش كرد و ظرفيت بالاي نظام توانست آن را مهار كند اما هنوز كورسوهايي از آن در زير خاكستر پنهان است كه هراز چند گاهي ممكن است  فتنه اي نيمه جان بر پا كند. در اين ميان كارسازترين حربه مهار آن، بنا به توصيه هاي رهبر معظم انقلاب افزايش هوشياري و بصيرت است. معظم له در تمامي بيانات و رهنمودهاي روشنگرانه ای كه در طول اين دوران جهت غلبه بر اين فتنه ها داشتند بر لزوم هوشياري وافزايش بصيرت تأكيد كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 10:40  توسط محمدجواد اخوان  | 

جناب خاتمی! چند دقیقه دست نگه دارید...

خاتمی سوروس«جورج سوروس» كه با عنوان طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي در كشورهاي جهان شناخته شده و رياست هيئت مديره موسسه «جامعه باز» (OSI) را بر عهده دارد، طي سخناني در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غير دولتي آمريكا سخنراني كرد و متناسب با موضوع، از ديدار و گفت وگوي خود با سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري سابق ايران مطالبي را بيان داشت.
«جورج سوروس» با بياني طنز آلود درخصوص ديدارش با خاتمي مي گويد: من حدود 10 سال در انتظار ديدار آقاي خاتمي بودم و به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود كه حتي روز و ساعتش نيز در حافظه ام ثبت شده است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 10:56  توسط محمدجواد اخوان  | 

جنگ نرم و ماجرای گربه!
دشمنان خود را نادیده نگیریم!

گربهدشمنان انقلاب اسلامي روز به روز از الگوهاي پيچيده و مدرن تري در دشمني و توطئه عليه ملت ايران استفاده مي كنند. جابه جايي افكار عمومي درباره دوست و دشمن و اينكه خصم معاند را دوست و ياور تلقي كنند و دشمني هاي گذشته را به يك باره به فراموشي بسپارند، يكي از اين روشهاي فوق العاده پيچيده به حساب مي آيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:42  توسط محمدجواد اخوان  | 

جنگ نرم و لزوم مقابله دانشگاهیان!

جنگ نرمیکی از محورهای اساسی بیانات رهبر معظم انقلاب که در هر دو دیدار اخیر ایشان بر آن تاکید شد موضوع مواجه ایران با جنگ عظیمی به نام جنگ نرم است. معظم له در دیدار با دانشجویان (4/6/88) واساتید دانشگاهها(8/6/88) به این مهم اشاره فرمودند ودانشجویان را افسران جوان جبهه مقابله با این جنگ واساتید دانشگاه را فرماندهان این جبهه معرفی کردند. تاکید معظم له بر خطر جنگ نرم در بیانات گذشته ایشان نیز به گونه های مختلف بیان شده است. تاملی در باب این تاکیدات نشان دهنده اعلان خطر رهبری از جدی شدن اقدامات دشمن در جنگ نرم علیه نظام اسلامی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 14:45  توسط محمدجواد اخوان  | 

مشارکتی ها و مجاهدین به کدامین سو؟

مشارکتمشارکترخدادها و مسايل پس از انتخابات دهم رياست جمهوري جامعه اسلامي ايران را وارد مرحله اي جديد و متفاوت از قبل كرد. اكنون كه جامعه اسلامي و انقلاب و نظام اسلامي با فتنه اي عميق مواجه شده، سوال اين است كه كدام جريان و چه كساني دچار نفاق شده و با نفاق خود چنين فتنه اي را به وجود آوردند. در این میان نقش جبهه مسارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بر کسی پوشیده نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط محمدجواد اخوان  | 

بی بی سی؛ هیمه شعله های رنگین!

بی بی سی فارسیتگاهی دوباره به اغتشاشات و حوادث پس از انتخابات نقش شاخصه های مهم در نا امن سازی فضای روانی و اجتماعی جامعه را پدیدار می سازد. با اندک دقتی نقش رسانه های استعماری بیگانه در تحریک به آشوب و اغتشاش و تشدید فضای بی اعتمادی روشن می گردد. در این میان نقش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، خصوصا شبکه بی بی سی فارسی از همه چشمگیرتر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 13:0  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده تخلفات مالی کروبی در بنیاد شهید!

بنیاد شهید مهدی کروبیدر22 اسفند 1358 مهدی کروبی به سمت سرپرست بنياد شهيد انقلاب اسلامي منصوب شد. وی تا 6 مرداد 1371 مسئولیت این بنیاد برعهده‌ی وی بود. در این تاریخ وی با نظر مقام معظم رهبری از این سمت برکنار شد. مفاسد مالی بسیاری در دوران مدیریت وی در بنیاد شهید اتفاق افتاد که برخی هنوز هم لا ینحل مانده است. گفته می‌شود ثروت هنگفت وی که سال‌ها او را در پیشبرد آمال سیاسی اش از جمله تآسیس حزب اعتماد ملی و ریخت و پاش فراوان در انتخابات موثر بوده‌است یادگار آن دوران است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 13:50  توسط محمدجواد اخوان  | 

 فهرست پيشنهادی بسيج دانشجويي براي کابينه دهم

بسيج دانشجويي پنج دانشگاه تهران در نامه اي خطاب به رييس جمهور، گزينه هاي مورد نظر خود براي عضويت در کابينه دهم را مطرح کرد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 18:17  توسط محمدجواد اخوان  | 

گوشه ای از تخلفات خاتمی در گفت و گوی تمدن ها (!)

خاتمی متخلفشنیدن عنوان  «گفت و گوي تمدن ها» یادآور نام شخصی است که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری ایرات تکیه زده. کسی که دوره ریاست جمهوری او یکی از پر چالش ترین مقاطع بعد از تاریخ انقلاب است. امروز که معاون پارلمانی و مدیر دفتر سابق او به همپیمانی خائنانه او با طراحان و تحریک کنندگان به اغتشاش اعتراف می کند، جستجوگران را به ورق زدن تاریخ و مطالعه عملکرد وی در دوره  ریاست جمهوری تشویق می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:39  توسط محمدجواد اخوان  | 

رسانه ملی و سانسور نام هاشمی در اعترافات!

هاشمیابطحیهفته گذشته که فیلم اعترافات دادگاه محمدعلی ابطحی و عطریانفر و نیز جلسه کنفرانس خبری پس از دادگاه آن در از سیما پخش شد، بارزترین نکته ای توجه همه بینندگان را به خود جلب می کرد سانسور کردن نام هاشمی رفسنجانی در این اعترافات بود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:15  توسط محمدجواد اخوان  | 

سناریوی جریان نفاق جدید و فتنه انقلاب رنگین!

انقلاب رنگیفتنه را به فضايي غبار آلود تشبيه مي كنند كه در آن فضاي غبارآلود تشخيص ها با مشكل مواجه شده و افراد را به اشتباه مي اندازد. هر گاه در جامعه اي شرايطي پديدار گردد كه در آن شرايط، تشخيص حق از باطل، درست از نادرست دشوار گردد، مي توان گفت آن جامعه با فتنه مواجه شده است. در شرايط فتنه، جريان ها و افرادي كه بر مسير باطل حركت مي كنند، خود را حق معرفي كرده و جريان حق را با طرح اتهامات ناروا و دروغ هاي بزرگ باطل جلوه مي دهند. پيشينه و سوابق جريان مدعي حق نيز به گونه اي است كه امر بر توده ها و حتي خواص جامعه مشتبه شده و آنان را به بيراهه كشانده و در تشخيص دچار مشكل مي كند. در تاريخ اسلام مقاطعي وجود دارد كه مسلمانان با فتنه مواجه شده و بر اثر آن بيشترين خسارات را ديده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 12:50  توسط محمدجواد اخوان  | 

رسالت تاریخی انقلاب و رویداهای اخیر

اغتشاشپس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب،  در حالی وارد دهه چهارم شدیم که در اولین ماههای این دهه، یک بار دیگر دنیا به بهت و حیرت واداشته شد. همه آنهایی که در طول سه دهه تلاشهایی کردند و می پنداشتند و یا انتظار می کشیدند که با مرور زمان، «ملت ايران در اين راه رشيد و استوارى كه در پيش گرفته‏اند» دچار دلسردی شوند و مردم سالاری دینی که از نعمت های بزرگ و پشتوانه نظام و انقلاب بوده است، کم رنگ گردد، حضور باشکوه و حماسه 40 میلیونی مردم در انتخابات دهم، همه تلاشهای مذبوحانه آنها را عقیم ساخت و همه توهمات و پندارهای واهی را درهم ریخت و دوست و دشمن را وادار به اعتراف نمود که ملت هوشمند ایران ، با درجه بالایی از شم و بصیرت  سیاسی، اعتماد و وفاداری به انقلاب، نظام، آرمانها و دستاوردها و پایبندی به راه درستی که انتخاب کرده، با صلابت و استواری تمام، رخدادهای بی بدیل و ماندگاری را بر صفحه تاریخ ایران و جهان نقش می زند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:55  توسط محمدجواد اخوان  | 

آیا فضا بحرانی است؟

هاشمیدر چندسال گذشته اين اولين بار نيست كه اکبر هاشمی رفسنجانی وضعيت كشور را بحراني وانمود مي كند هرچند كه تأثير نامطلوب بيانات ايشان بر امورات كشور در جاي خود قابل بررسي مي باشد اما در زماني كه نظام اسلامي براي رسيدن به اهداف عاليه خود بيش از هر زمان ديگر نياز به همدلي و همراهي و آرامش دارد ايشان ضمن توجيه حوادث پيش آمده بعد از حماسه بزرگ انتخابات دهم رياست جمهوري يكبار ديگر تلاش نمود تا به مخاطبان القا نمايد كه كشور در وضعيت بحراني به سر مي برد و به زعم خود راهكارهايي را براي برون رفت از اين وضع بيان نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 12:42  توسط محمدجواد اخوان  | 

مروری بر انقلاب سبز مخملین!

انقلاب سبزاتفاقات رخ داده پس از انتخابات دهم از مو.اضع شگفت آور میر حسین موسوی گرفته تا لشکر کشی های خیابانی وی و هوادارانش از یک سو و تحرکات وسیع کشورهای غربی و گروهای ضدانقلاب خارج نشین همه و همه از نوعی رویداد تأمل برانگیز حکایت دارد.

ميرحسين موسوي با صدور اطلاعيه هايي مبني بر ضرورت ابطال انتخابات، از هواداران درخواست كرد كه با تداوم موج عقلانيت سبز به مبارزه با نتيجه ي انتخابات برخيزند. به دنبال برپايي راهپيمايي ها و تجمعات اعتراض آميز، در تهران و برخي از شهرهاي كشور موجي از اغتشاشات و آشوب هاي خياباني كه همراه با تخريب و آتش زدن اموال عمومي و شخصي بود به راه افتاد. سوال اساسي در قبال اين اعتراضات و اغتشاشات به ماهيت اين اعتراضات و اغتشاشات برمي گردد. آيا مي توان حوادث و وقايع رخ داده را براساس يك سناريوي از قبل طراحي شده در چارچوب انقلاب هاي مخملي تحليل نمود؟ اين نوشتار به اختصار به بررسي اين موضوع مي پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:7  توسط محمدجواد اخوان  | 

 و ملت کار را تمام کرد ...

انتخابات دهم عرصه حضور و تقابل جریانات سیاسی گوناگون بود. در این انتخابات جریان های سیاسی بسیاری چه داخل و خارج نظام به صورت آشکار و نهان حضور یافته بودند.بسياري از باندهاي قدرت، احزاب و تشكل هاي سياسي و نيز برخي ها با حمايت رسانه اي و سياسي برخي از قدرت هاي جهاني به ميدان آمدند تا «ايران» را تغيير دهند و نگاه ملت ايران به اسلام ناب محمدي(ص) و ارزش ها را عوض كنند و فرهنگ غرب و تفكر سكولاريزم را به بدنه ي مجموعه ي دولتي بازگردانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:43  توسط محمدجواد اخوان  | 

اخوان: ملت به قطع دست استکبار از ميهن اسلامي راي قاطع داد

عضو بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير طوسي گفت: اين جاسوسخانه و کانون فتنه در مقابله با انتخاب ملت ايران سعي در آشوب و اغتشاش دارد، اما بايد بداند امروز ملت ما انتخاب اساسي خود را انجام داده که راي بر استکبار ستيزي و کوتاه شدن دست استکبار از منافع ملت و قطع شدن دست غارت گران بيت المال است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 16:25  توسط محمدجواد اخوان  | 

نقدی تحلیلی بر بیانیه شماره ۵ میرحسین موسوی
 
اگر شوراي نگهبان را قبول نداشتيد چرا در انتخاباتي کانديدا شديد که نظارتش بر عهده اين نهاد است؟

میرحسیناگر موسوي از ابتدا ساختارهاي قانوني از جمله شوراي نگهبان را قبول نداشته است، آيا اساسا از ابتدا التزام عملي به قانون اساسي داشته ؟ بنابر نص قانون‌اساسي التزام به قانون اساسي از شرايط كانديداهاي رياست جمهوري است، با طرح اين مساله آيا نبايد در صلاحيت كانديداتوري موسوي ترديد كرد؟ از سوي ديگر اگر موسوي از ابتدا شوراي نگهبان را قبول نداشته چرا در انتخاباتي كه نظارتش بر عهده اين نهاد است وارد شده ؟ آيا فقط در صورتي به نظارت شوراي نگهبان اعتراض نمي‌شود كه ايشان پيروز انتخابات باشند؟ آيا اين مساله را جز به نفاق و رياكاري مي‌توان تعبير كرد؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 12:3  توسط محمدجواد اخوان  | 

جوان ما و 22 خرداد

انتخاباتباخودمی گویی:“بازهم انتخابات ؟!!چه قدر انتخابات؟وقت ملت راگرفته اند؟“ بعضی ها هم که معمولا از زمین وزمان ناراضی اند وبه ترک دیوار بدبین(!)،با تبختر خاصی می گویند:“بابا!نتیجه انتخابات که از قبل معلومه!این ها از قبل تصمیمشونو گرفتن“ حالا چه این جمله آخر رابگویید چه نه، نتیجه اش فرق نمی کند،چون آخرش هم می گویید:“من که رای نمی دهم!“ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 21:26  توسط محمدجواد اخوان  | 

آیا خاتمی آن ها را ایرانی نمی دانست؟

انتشار فیلم کوتاهی از جلسه‌ی محفلی که در آن سید محمد خاتمی –رئیس جمهور سابق و کاندیدای انصرافی انتخابات دهم- سخنانی بر زبان می‌آورد که در آن به یکی از قومیت‌ها اهانت می‌شود، به یکی از مسایل روز بدل شده است و عکس‌العمل‌های متفاوتی را به دنبال داشته است؛ اما این مسئله از چند زاویه قابل تأمل است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 15:43  توسط محمدجواد اخوان  | 

کلیپ: کردان های دولت خاتمی را بشناسیم

هفته گذشته در دانشگاه خواجه نصیر مناظره ای دانشجویی میان حامیان احمدی نژاد و حامیان موسوی برگزارشد.

نماینده موسوی به نکاتی در مورد دولت نهم از جمله مسئله مدرک علی کردان اشاره کرد که حقیر هم جوابی بهش دادم که فکر کنم شما هم بشنوید بد نباشه.

در این قسمت کردان های دولت خاتمی را معرفی کردم!

در ادامه هم به نکات دیگری هم اشاره کردم

کلیپ: کردان های دولت خاتمی را بشناسیم!

در ضمن فرمت های این کلیپ و کلیپ قبلی برای تلفن همراه هم موجود ان شاءلله به زودی روی وبلاگ خواهم گذاشت...

 گشت ارشاد میرحسین و احمدی نژاد ( ›› Download ‹‹)

کردان های دولت خاتمی را بشناسیم (›› Download ‹‹)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 19:12  توسط محمدجواد اخوان  | 

گشت ارشاد در زمان میرحسین و احمدی نژاد (+کلیپ)

چند وقته که میرحسین موسوی و گروهی از هوادارنش از مسئله گشت ارشاد به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده می کنند.

 مناظره انتخاباتی دانشجویی حامیان میرحسین موسوی و حامیان احمدی نژاد که هفته گذشته در دانشگاه خواجه نصیر  برگزار شد حامیان میرحسین همین مسئله رو مطرح کردند که با پاسخ قاطع حقیر روبه رو شد.

در اونجا مسئله گشت ارشاد در زمان دولت مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد را مقایسه کردم.

فکر می کنم بد نباشه کلیپ این قسمت مناظره رو ببینید تا خودتون قضاوت کنید

کلیپ:  گشت ارشاد در زمان میرحسین و احمدی نژاد

نکته ای که ذکر آن ضروری است آن است که برخی می گویند خب این مقتضای دهه شصت بوده است که در پاسخ باید گفت اولا تندروی در مقابله با منکرات که دهه ۶۰ و ۸۰ نمی شناسد و ثانیا اگر میر حسین دهه ۶۰ این گونه است میرحسین دهه ۸۰ کجا مدیریت اجرایی کرده است تا ما مطمئن شویم او برای دهه ۸۰ و ۹۰ مناسب است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:10  توسط محمدجواد اخوان  | 

 مناظره تاج‌زاده و رسايي در دانشگاه خواجه‌نصير

حميد رسايي نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي و مصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي، با حضور در جمع دانشجويان اين دانشگاه به مناظره پرداختند.

 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، مصطفي تاج‌زاده در ابتداي اين مناظره با بيان اينكه از ميرحسين موسوي دفاع و از احمدي‌نژاد كه مدعي اصولگرايي است انتقاد مي‌كنم، اظهار داشت: در دوره جديد محدوديت‌هايي در دانشگاه‌ها ايجاد شده و در حال حاضر اجازه نمي‌دهند كه ما به صورت منفرد در دانشگاه‌ها حاضر شده و حرفمان را بزنيم، بلكه اعلام مي‌كنند كه اين برنامه‌هاي انتخاباتي فقط بايد به صورت مناظره باشد در حالي كه طرف مقابل اين موضوع را رعايت نمي‌كند، چرا كه اصولگرايان به صورت منفرد در دانشگاه‌ها حاضر شده و سخنراني مي‌كنند.
وي در ادامه با اشاره به اينكه هر دو جريان اصولگرايي و اصلاح‌طلبي مدعي هستند كه به عدالت اعتقاد دارند اما در اين ميان 2 تفاوت ماهوي و 1 تفاوت شكلي بين اين دو وجود دارد، تصريح كرد:‌ تفاوت ماهوي اين است كه آنچه كه اصلاح‌طلبان به عنوان عدالت به آن معتقد هستند، تنها در بعد اقتصادي و آنهم توزيعي، صدقه‌اي و ... نيست، چرا كه اصلاً در شأن ملت ايران نيست كه ايران را سراسر كميته امداد كنند، بلكه بايد در كنار عدالت اقتصادي، عدالت سياسي، قضايي، جنسيتي، آموزشي، تحصيلي، قوميتي و ... هم باشد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينكه عدالت سياسي حكم مي‌كند كه حاكمان نماينده هر دو طيف و جريان به اندازه پايگاه اجتماعي خود در حكومت نقش و سهم داشته باشند، ادامه داد: نمي‌توان نماينده 15 درصد از جامعه، 100 درصد قدرت را داشته باشد چرا كه اين ظلم و بي‌عدالتي است.
تاج‌زاده افزود: بايد در كنار عدالت اقتصادي، مدام از انتخابات آزاد و آزادي‌هاي سياسي نيز دفاع شود تا اقليت بر اكثريت حكم نكند.
وي خاطرنشان كرد:‌ متأسفانه در جامعه ما كساني هستند كه از مصونيت آهنين برخوردارند و كساني مانند من با هر سخنراني بايد به دادگاه احضار شوند و پرونده‌اي روي پرونده‌شان بيايد.
وي در ادامه توضيح خود در خصوص ابعاد عدالت، با اشاره به عدالت اجتماعي تصريح كرد:‌ هيچ دولتي حق ندارد مانع ادامه تحصيل هيچ ايراني شود و هر كسي كه شناسنامه دارد از حق تحصيل بهره‌مند است و از طرف ديگر حكومت حق ندارد شهروندان و بخصوص شهروندان ساكن در مناطق محروم كشور را از دسترسي به دانشگاه‌هاي درجه اول كشور محروم كند.
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در خصوص عدالت جنستي نيز اظهار داشت: عدالت جنسيتي يعني اينكه براي رفع قوانين تبعيض آميز عليه زنان گام‌هاي اساسي برداشته شود.
تاج‌زاده همچنين در ادامه افزود: عدالت قوميتي نيز آن است كه هيچ شهروند ايراني اعم از ترك، كرد، لر، بلوچ و ... احساس نكند كه به دليل قوميت و يا حتي مذهب خود از دسترسي به مناصب حكومتي كشور محروم است.
وي با بيان اينكه يك پديده‌اي كه بخصوص در زمان ماركسيسم شكل گرفت آن بود كه با پررنگ كردن عدالت، آزادي را قرباني كردند و جامعه‌هاي پادگاني تشكيل دادند، افزود:‌ اما هروقت بخواهند به بهانه عدالت آزادي را ذبح كنند، يقيناً آن جامعه به عدالت نيز دست نخواهد يافت بلكه فاصله‌هاي طبقاتي و شكاف‌هاي بسياري ايجاد مي‌شود؛ لذا عدالت و قانون بايد در هر جامعه‌اي ذيل حاكميت قانون تحقق يابد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و حزب مشاركت با بيان اينكه ما از مشروطه تا كنون از نقض قانون بخصوص توسط دولت‌ها رنج برده‌ايم، اظهار داشت:‌ اين قانون‌شكني‌ها هميشه به نام خدمت آغاز شده اما هميشه در پايان اين حقوق مردم بود كه نقض شده است.

* رسائي: برخي گروه‌ها در ايام انتخابات نگاه‌هاي ابزاري به قوميت‌ها و اقليت‌هاي مذهبي دارند

به گزارش فارس، حميد رسائي نماينده اصولگراي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي پس از سخنان مصطفي تاج‌زاده، با اشاره به بخشي از سخنان وي مبني بر اينكه "ما تريبون نداريم "، اظهار داشت:‌ من بيرون از جلسه به مزاح به آقاي تاج‌زاده گفتم كه مگر شما سايت نداريد؟ كه آقاي تاج‌زاده گفت "دارم ولي خودم بستم " و من هم گفتم "خوب حالا روزنامه‌هايتان را ما مي‌بنديم، سايتتان را چرا خودتان مي‌بنديد؟ "
رسائي همچنين در پاسخ به سخنان تاج‌زاده و با بيان اينكه ما هم قبول داريم كه عدالت بايد در تمام ابعاد آن رعايت شود، خاطرنشان كرد: اما معني سخنان ما اين است كه توسعه همه جانبه كه در قالب عدالت تحقق مي‌يابد مقدم بر هر توسعه ديگري از جمله توسعه سياسي است.
وي با اشاره به اينكه تعريف تاج‌زاده از عدالت كه همان "مساوات " است، تعريف درستي از عدالت نيست، اظهار داشت:‌ عدالت يعني قرار دادن هر چيز بر سر جاي خود، نه مساوات؛ لذا معني واقعي عدالت اين است كه هر كسي به اندازه توانايي خود بهره ببرد.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي با اشاره به سخنان تاج‌زاده در مورد اقتصاد صدقه‌اي و با تأكيد بر اينكه سهام عدالت، صدقه نيست، خطاب به تاج‌زاده گفت: شما در زمان دولت آقاي رجايي بوديد و مي‌دانيد كه ايشان تصويب كردند كه به روستاهاي بالاي 60 سال مبلغي پرداخت شود.
رسائي همچنين با اشاره به آن قسمت از سخنان تاج‌زاده مبني بر اينكه در حال حاضر 100 درصد جامعه را 15 درصد مي‌گردانند، با طرح اين پرسش كه ملاك اين درصدها چيست؟ خطاب به وي خاطرنشان كرد: چرا وقتي جريان شما رأي مي‌آورد نماينده همه و حتي اموات است، اما وقتي جريان مقابلتان رأي مي‌آورد تنها نماينده 15 درصد جامعه است؟
وي با تأكيد بر اينكه هر جا قانون رعايت شود، عدالت محقق شده است، اظهار داشت: برخي به مسائل قوميتي و مذهبي نگاه ابزاري دارند، در حالي كه اين گفته كه بايد به هر قوميتي در حاكميت سهمي بدهيم غلط است؛ چرا كه هر كسي كه شرايط و لياقت داشته باشد بايد اداره كشور را به دست بگيرد و فرقي ندارد كه از كدام قوميت باشد.
اين فعال سياسي اصولگرا تأكيد كرد: معمولاً در هنگام انتخابات از سوي برخي گروه‌ها نگاه‌هاي ابزاري به قوميت‌ها و اقليت‌هاي ديني صورت مي‌گيرد.
رسائي با تأكيد بر اينكه عدالت واقعي يعني اينكه قانون حاكم باشد، با اشاره به قسمتي از سخنان تاج‌زاده مبني بر اينكه يك سري مسائلي مطرح مي‌شود اما بعدا از آن استفاده ديگري مي‌شود، اظهار داشت:‌ بله!‌ من هم شواهد متعددي در اين خصوص دارم كه يك نمونه آن سخنان مجيد انصاري است كه گفت "اساسا دوم خرداد با حربه مظلوميت‌ شكل گرفت. "
وي در ادامه سخنان خود با بيان اينكه تعريف انقلاب اسلامي مشخص است و بايد نسبت دو جريان اصلاح‌طلبي و اصولگرايي را با انقلاب اسلامي مشخص كنيم، افزود: انقلاب اسلامي ملاك و معيارهايي دارد كه همانا استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، استكبارستيزي، توجه به محرومين، ساده‌زيستي، خدمت بي‌منت به مردم، بازي نكردن با اعتقادات مردم، ترويج دين‌مداري و چيزهايي از اين دست است كه بايد ديد كدام يك از دو جريان اصلاح‌طلبي و اصول‌گرايي براي حاكميت اين ملاك‌ها و معيارها تلاش كرد.
اين نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه اصلاحات با شكل خوبي آمد و در انتقاد به جريان دولت سازندگي شكل گرفت، تصريح كرد:‌ مردم كه از سياست‌هاي اقتصادي دوران سازندگي كه نتيجه‌اش تورم 50درصدي و فاصله‌هاي زياد طبقاتي و اشرافيگري در ميان مسئولان بود، احساس كردند جرياني در مقابل آن مي‌خواهد بيايد ولي كم كم ديدند كه اصلاحات آني نبود كه فكر مي‌كردند بلكه در اين دوران برخلاف معيارهاي انقلاب اسلامي عمل شد كه نتيجه آن پائين آمدن مشاركت مردم در انتخابات‌ها بود كه ما شاهد بوديم كمترين مشاركت در انتخابات دور دوم شوراها ثبت شد.

* تاج‌زاده: خاتمي فقط 30 درصد از قدرت كشور را در اختيار داشت

مصطفي تاج‌زاده پس از پايان قسمت اول سخنان حميد رسائي با اشاره به نقل قول رسائي از مجيد انصاري و بيان اينكه دوستان خودشان اختلاف نظر دارند، اما وقتي بحث مي‌كنيم سريعاً سراغ سخنان برخي از اصلاح‌طلبان مي‌روند و مي‌گويند كه همه اصلاح‌طلبان همين‌گونه هستند، تصريح كرد:‌ حال در عوض من 7-8 نقل قول از اصولگراها در مورد احمدي‌نژاد مطرح مي‌كنم كه نشان‌دهنده اختلاف در بين آنهاست.
وي افزود: احمد توكلي در مورد دولت نهم گفته است كه "كشتي دولت نهم قطب‌نما ندارد "، سعيد ابوطالب گفته است " اشكال دولت نهم اين است كه اساسش بر دروغ و ريا و بي‌اعتمادي به مردم و فريب است "، محسن رضايي گفته است‌ "دولت نهم كشور را به لبه پرتگاه برد "، دانش جعفري وزير سابق اقتصاد در دولت نهم گفته است كه "وقتي آمريكا و شوراي امنيت داشتند ايران را تحريم مي‌كردند چند ماه بحث در دولت بر سر اين بود كه آغاز كار بانك‌ها ساعت 7:30 باشد يا 8:30 "، خوش‌چهره نيز گفته است "من در صدا و سيما از احمدي‌نژاد حمايت كردم ولي الان پشيمانم "، افروغ نيز گفته است كه "ضربه‌اي كه در اين دولت به دين خورد، در دوره اصلاحات نخورد " و خاموشي و عسگراولادي نيز گفته‌اند "ضربه‌اي كه در اين دوره به اقتصاد خود، در طول 30 سال اخير بي‌سابقه بود "؛ ضمن اينكه اخيراً در جامعه روحانيت مبارز نيز بحث شده و گفته‌اند كه "به عنوان اقل‌الشرين به احمدي‌نژاد رأي مي‌دهيم ".
تاج‌زاده در خصوص اشاره رسائي به سايتش نيز گفت:‌ من سايت دارم و فعال است اما به لطف دوستان فيلتر شده است.
وي در ادامه سخنان خود با بيان اينكه در خاتمي در دوره اول انتخابات رياست‌ 57 درصد آراي واجدين شرايط و در دوره دوم 52 درصد اين آرا را كسب كرد، گفت:‌ خاتمي در هر دو مرحله رئيس‌جمهور اكثريت كشور بود اما با اين وجود كمتر از 30 درصد قدرت كشور در اختيار او بود اما احمدي‌نژاد از 37 ميليون واجد شرايط، رأي 17 ميليون را به خود اختصاص داد كه اين به معني اختصاص 37درصد آراي واجدين شرايط است اما شاهديم كه 100 درصد قدرت در اختيار او و همفكرانش است.
عضو شوراي مركزي حزب مشاركت با دفاع از انتخابات شوراهاي دوم، اظهار داشت:‌ مفتخريم كه در انتخابات شوراهاي دوم، آزادترين انتخابات را برگزار كرديم؛ چرا كه اين انتخابات، يك انتخابات آزاد و سالم و دموكراتيك بود و پس از اعلام نتايج هم به چمران و شيباني زنگ زدم و تبريك گفتم و اگر هم تا الان يك نفر از من در مورد دور دوم شوراها نكته منفي شنيده باشد، من همه حرف‌هايم را پس مي‌گيرم.
تاج‌زاده با اين ادعا كه انتخابات مجالس هفتم و هشتم، يك كودتاي پارلماني بود، خاطرنشان كرد: در اين انتخابات‌ها همه ما را رد صلاحيت كردند و در يك مسابقه يك اسبي پيروز شدند.
وي با طرح اين پرسش كه آيا در اين سال‌ها وضع آزادي‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي بيشتر شده است يا كمتر؟ گفت: در اين دوره گفتند كه اگر زنان چكمه بپوشند، بد است اما اگر سياستمداران چكمه به پا كنند، خوب است و در دانشگاه‌ها نيز اساتيد را بازنشسته، تشكل‌هاي دانشجويي را منحل و دانشجويان را ستاره‌دار كردند، در حالي كه ستاره براي پادگان است، نه دانشگاه.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينكه در اين دوره فضاي پليسي و نظامي را در جامعه ايجاد كرده‌اند، گفت:‌ اگر قرار بود اين كارها انجام شود كه ديگر نيازي به انقلاب نبود.
تاج‌زاده با طرح اين موضوع كه برخي‌ها آزادي از دهانشان هم افتاده است، با اشاره به سخنان رسائي مبني بر عدم توجه به دين در دوره اصلاحات، اظهار داشت:‌ نمي‌دانم در اين 4 سال سوءاستفاده از دين بيشتر بوده يا در دوره اصلاحات؟
وي در خصوص معيار ساده‌زيستي براي مسئولان نيز با بيان اينكه وجود افرادي مانند محصولي كه 400 ميليارد ثروت دارند در مسئوليت‌هاي اجرايي در 30 سال گذشته بي‌سابقه بوده است، گفت: اين فرد با اين ثروت وزير كشور و رئيس پليس كشور شده است؛ هر چند كه برخي مي‌گويند درست است كه او در قصر زندگي مي‌كند اما نان و پنير مي‌خورد.

* رسائي: چرا وقتي مردم به دوم‌خردادي‌ها رأي نمي‌دهند «دلفين» مي‌شوند؟

حميد رسائي پس از پايان اين قسمت از سخنان تاج‌زاده و با اشاره به نقل‌ قول‌هاي وي از برخي اصولگرايان در نقد دولت نهم، خطاب به تاج‌زاده تأكيد كرد: تفاوت استنادات من به سخنان اصلاح‌طلبان با استنادات شما به سخنان اصولگرايان از زمين تا آسمان است چرا كه شما به سخنان برخي افرادي استناد مي‌كنيد كه از حمايت از دولت نهم پشيمانند و در كنار شما به فكر تشكيل دولت وحدت ملي هستند، در حالي كه من به جملات كساني استناد مي‌كنم كه امروز در كنار شما بوده و منتقدتان نيستد.
وي همچنين با اشاره به قسمتي از سخنان تاجزاده مبني بر اينكه در جامعه روحانيت بحث شده است كه به احمدي‌نژاد به عنوان اقل الشرين رأي بدهيم، گفت: اين اقل شر بيشتر از آنكه ظن احمدي‌نژاد باشد، ظن شماست چرا كه بدين معناست كه شر شما بيشتر از احمدي‌نژاد است، پس بهتر است عليه خودتان صحبت نكنيد.
اين فعال سياسي اصولگرا در خصوص اظهارنظر تاج‌زاده راجع به ثروت محصولي، به سادات بودن تاج‌زاده اشاره و تصريح كرد: شما سيد هستي و بايد جواب بدهي كه با چه استنادي اين مورد را مطرح مي‌كني؟
رسائي با بيان اينكه بالاترين دروغي كه پيش از اين بسته بودند، 160 ميليارد بود كه حالا تبديل به 400 ميليارد شده است، خاطرنشان كرد: دوستان تاج‌زاده در مجلس و در روز رأي اعتماد به محصولي هم اين موارد را مطرح كردند، اما به آنها گفتيم كه سند بدهيد، اما چيزي ارائه نكردند.
رسائي همچنين خطاب به تاج‌زاده گفت: چرا وقتي مردم به شما رأي مي‌دهند آنها را در عرش به جاي خداوند مي‌نشانيد اما وقتي به فرد ديگري رأي مي‌دهند مي‌شوند دلفين‌هايي كه بالا و پائين مي‌پرند؟
وي در خصوص سخنان تاج‌زاده راجع به شوراي نگهبان، ردصلاحيت و نظارت استصوابي نيز با تأكيد بر اينكه همواره بايد قانون مدنظر قرار بگيرد، گفت: آقاي تاج‌زاده كه دوره شهيد رجايي را درك كرده‌ايد بايد بدانيد كه اولين كسي كه پايه و اساس نظارت استصوابي را گذاشت، امام خميني(ره) بود كه وقتي آقاي محتشمي‌پور از امام در مورد نهضت آزادي استعلام كرد، آن جواب معروف را دادند.
اين نماينده اصولگراي مجلس و از حاميان محمود احمدي‌نژاد ادامه داد: وقتي امام در مورد نهضت آزادي اين نظر را دارند، پس چرا شما در انتخابات شوراها اجازه داديد كه نهضت آزادي وارد شود، هر چند كه مردم در دهانشان زدند و البته مردم به در زدند كه ديوار بشنود و اين يعني كه مردم به شما گفتند كه اگر شما هم اينها را به صحنه بياوريد ما به آنها بها نمي‌دهيم.
رسائي تأكيد كرد: آقاي محتشمي‌پور در آن زمان كارش را به درستي درباره نهضت آزادي انجام داد اما شما از راه درست برگشتيد و لقب چريك‌هاي پشيمان به واقع در مورد دوستان شما در سازمان مجاهدين چسبنده بود.
وي همچنين با اشاره به سخن تاجزاده مبني بر اينكه آزادي از دهان اصولگرايان افتاده است، تأكيد كرد: اگر اينگونه است، شما هم دين از دهانتان افتاده است.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي همچنين خطاب به تاجزاده گفت: شما گفتيد كه نبايد براي مذاهب مختلف براي رسيدن به حكومت مانع ايجاد كنيم در حالي كه اگر به قانون مراجعه كنيم، مي‌گويد كه رئيس‌جمهور بايد از افراد متعلق به مذهب رسمي كشور باشد كه اين را خود صاحبان مذاهب مختلف در كشور پذيرفته‌اند اما شما مي‌خواهيد حساسيت ايجاد كنيد كه به نظر مي‌رسد لطف و كرم شما به دشمنان براي ايجاد تفرقه مذهبي در كشور است و البته رهبر معظم انقلاب امروز در كردستان درباره تفرقه‌افكني‌ها تذكر دادند.
رسائي مجددا خطاب به تاجزاده تأكيد كرد:‌ شما در انتخابات شوراها بر خلاف قانون به نهضت آزادي اجازه دادي كه وارد ميدان شود، اما ملت به شما و نهضت آزادي پشت كرد.
رسائي در ادامه اين قسمت از سخنان خود با اشاره به اينكه بايد اصلاح‌طلبان تعريف خود را از اصلاحات مشخص كنند،‌ ادامه داد: آقاي خاتمي سال پيش گفت كه اگر به صحنه انتخابات بيايم، اصلاحات را تعريف مي‌كنم كه بايد خطاب به ايشان بگوييم اگر تعريف اصلاحات را نمي‌دانستيد پس 8 سال مردم را به دنبال چه چيزي دوانديد؟
وي با اشاره به اينكه همه اصلاح‌طلبان قبول كردند كه اصلاحات تعريف نشده است، تأكيد كرد:‌ اصلاحات يعني تغيير در روش‌ها و نه اصول كه اين اصول اسلام، امام،‌ انقلاب و رهبري است و بايد ديد چقدر اصلاح‌طلبان به اين اصول پايبند بوده‌اند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس،‌ مصطفي تاجزاده در ادامه مناظره خود با حميد رسائي كه در دانشگاه خواجه نصير و به دعوت بسيج دانشجويي اين دانشگاه برگزاري شد، با بيان اينكه مي‌گويند اصلاحات را تعريف كنيد اظهار داشت: خاتمي گفت من آنچه از اصلاحات مي‌فهمم را مي‌گويم تا در برابر همان پاسخگو باشم اما احمدي‌نژاد همين يك ماه پيش گفت كه بايد ببينيم اصول‌گرايي چيست و اصول‌گرا كيست؟ كه لذا خطاب به آقاي رسايي بايد گفت كه رطب خورده چون منع رطب كند؟

* تاج‌زاده: اختلاف سليقه كروبي و موسوي طبيعي است

وي با اشاره به بخشي از سخنان رسايي مبني بر اينكه اصول‌گراياني كه از احمدي‌نژاد انتقاد مي‌كنند از حمايت او پشيمان شده‌اند افزود: يعني هر كس منتقد احمدي‌نژاد شد از دائره اصول‌گرايي خارج شده است.
رسايي خطاب به تاج‌زاده تأكيد كرد: من نگفتم كه افراد منتقد احمدي‌نژاد از دائره اصول‌گرايي خارج‌ شده‌اند بلكه گفتم اينها حاميان احمدي‌نژاد نيستند و منتقد او هستند.
تاج‌زاده در ادامه گفت: برخي از همين افراد همين الان هم از ترس اصلاحات از آقاي احمدي‌نژاد دفاع مي‌كنند كه رسايي خطاب به وي گفت: پس عجب ترسناك هستند اين اصلاح‌طلبان.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين با بيان اينكه اختلاف سليقه آقاي كروبي و موسوي طبيعي است چه آنكه در طرف مقابل نيز اين اختلافات وجود دارد و براي همين بود كه محسن رضايي در انتخابات كانديدا شد اظهار داشت: اگر در اين يك ماه اخير كه آقايان كروبي و ميرحسين موسوي با هم كانديدا شده‌اند يك جمله از اين دو بر عليه يكديگر شنيده‌ايد بگوييد. اما شاهد بوديم كه محسن رضايي در اولين كنفرانس خبري خود بعد از اعلام كانديداتوري اظهار داشت كه احمدي‌نژاد كشور را به لبه پرتگاه مي‌برد. لذا اگر اختلاف سليقه طبيعي است در اصلاح‌طلبان هم طبيعي است و اگر اين اختلاف سليقه خيانت است در اصول‌گرايان هم خيانت است. لذا انصاف حكم مي‌كند كه بپذيريم جامعه متكثر است.
تاج‌زاده در ادامه سخنان خود در خصوص آن قسمت از سخنان رسايي درباره نهضت آزادي و تخلف اصلاح‌طلبان در انتخابات دور دوم شوراها به دليل تأييد صلاحيت اعضاي اين گروه خاطرنشان‌ كرد: متأسفانه بزرگ‌ترين معيارشان از خط امام اين است كه امام نهضت آزادي را طرد كرد ولي ما در انتخابات آنها را تأييد كرديم.
وي در اين باره توضيح داد: من به عنوان معاون سياسي وزير كشور رئيس انتخابات نيز بودم كه درباره تأييد صلاحيت اعضاي نهضت آزادي آقاي خاتمي تماس گرفت و گفت كه داستان تأئيد صلاحيت اعضاي نهضت آزادي چيست؟ من هم گفتم: در مجلس پنجم كه هيئت نظارت و هيئت‌هاي اجرايي در اختيار جناح راست بود و دبيري هر دو اين هيئت‌ها نيز با آقاي جنتي بود اينها برخي از اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي و ملي مذهبي را تأييد كردند كه از آن جمله مي‌توان به آقايان سحابي، بسته‌نگار، توسلي و بازرگان اشاره كرد.
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ادامه داد: در مورد اين تأييد صلاحيت‌هاي اعضاي نهضت آزادي در سال 71 و از سوي هيئت‌هاي اجراي و نظارت كه هر دو در اختيار جنتي بود نامه‌اي را به آقاي خاتمي دادم و ايشان آن نامه را خدمت رهبري ارسال كردند و غائله تمام شد.
تاج‌زاده در خصوص سخنان رسايي در مورد اعضاي نهضت آزادي ادامه داد: وقتي براي آقايان سابقه يك فرد مي‌گوييم، مي‌گويند ملاك حال فعلي افراد است ولي اعضاي نهضت آزادي را مثال مي‌زنيم مي‌گويند، ما از 30 سال پيش يك نامه از امام داريم كه آنها را طرد كرده.
وي ادامه داد: ما معتقديم هر جرياني كه بخواهد در چارچوب قانون اساسي كار كند حق دارد كه از مواهب قانوني نيز برخوردار شود.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب و حامي ميرحسين موسوي در خصوص محصولي نيز گفت: من ادعا مي‌كنم ايشان 400 ميليارد ثروت دارد. و اگر آقاي رسايي مي‌گويد اين مقدار نيست بگويد كه ثروت ايشان چه قدر است؟!
تاج‌زاده در ادامه سخنان خود با بيان اينكه با آمدن موسوي در صحنه انتخابات، اتفاقات خوبي در حال رخ دادن است افزود: وقتي اسم و چهره ميرحسين موسوي مطرح مي‌شود ياد امام و دوران دفاع مقدس مي‌افتند و يكي از محاسن آن اين است كه مردم با چهره واقعي امام روبرو مي‌شوند. تا معلوم شود موسس نظارت استصوابي امام بود و يا اينكه بعد از امام آقاي جنتي براي خود حق وتويي قائل شد بدتر از حق وتو آمريكا در شوراي امنيت.

* تاج‌زاده: سابقه مجري را دارم، هميشه وقت كم مي‌دهد
* رسائي: من هم سابقه آقاي تاج‌زاده را در كودتاي 18 تير و جلسه اين كودتا بر روي قايقي در سد كرج مي‌دانم

پس از پايان اين قسمت از سخنان تاج‌زاده، وي به كم بودن وقت، معترض شد و در پاسخ به اين گفته رسايي كه وقتي دعوت گروهي را مي‌پذيريم بايد به قواعد آن نيز تن بدهيم، اظهار داشت: من سابقه مجري را مي‌دانم و در يكي ديگر از دانشگاه‌ها نيز به نحوه وقت دادن او معترض بودم.
حجت الاسلام والمسلمين رسايي خطاب به تاج‌زاده تأكيد كرد: اگر شما اين سابقه را از مجري داريد من سابقه سد كرج و روي قايق و آن جلسه را از شما دارم.
تاج‌زاده در اين لحظه گفت: از وقت من استفاده كنيد و ماجراي سد كرج و قايق را توضيح دهيد كه رسايي خطاب به وي تأكيد كرد به وقتش توضيح خواهم داد.
رسايي در ادامه اين مناظره در خصوص قسمتي از سخنان تاج‌زاده مبني بر اينكه در مجلس چهارم و پنجم اعضاي نهضت آزادي را تأييد صلاحيت كردند، گفت: اگر شوراي نگهبان در اين دو دوره اعضاي نهضت آزادي را تأييد صلاحيت كرده اشتباه بوده و خلاف‌نظر امام و رهبري حركت كرده است.
وي خطاب به تاج‌زاده با تأكيد بر اينكه شما بايد تكليف‌تان را با خط امام مشخص كنيد، اظهار داشت: شما خط امام را عكس امام مي‌دانيد در حالي كه بعد از ارتحال امام، استمرار خط امام(ره) در ولايت فقيه است و اين مبناي قانون اساسي ما است.
رسايي همچنين با بيان اينكه آقاي تاج‌زاده و همفكران‌شان مدام در حال سيا‌ه‌نمايي هستند و مقام معظم رهبري نيز در كردستان در خصوص سياه‌نمايي‌ها تذكر دادند تأكيد كرد: مردم خودشان هم مي‌دانند كه اين سياه‌نمايي‌ها درست نيست و در 22 خرداد نشان خواهند داد كه به همه چيز آگاه هستند.
وي مجددا در خصوص ثروت محصولي با بيان اينكه من مدافع وزير كشور نيستم اما اگر قانون او را ملزم كرده كه ثروتش را بايد به شما بگويد، خوب به شما بگويد، اما اگر قانون ملزم كرده است كه به قوه قضائيه بگويد بايد به اين قوه بگويد. كمااينكه اين كار را نيز كرده است اظهار داشت: چندين بار به شما گفته شده است كه اگر سندي مبني بر تخلفات آقاي محصولي داريد ارائه كنيد كه تاكنون چنين كاري را نكرده‌ايد و سوال ما از شما اين است كه اگر واقعا راست مي‌گوييد چرا مدرك ارائه نمي‌كنيد.
اين نماينده اصول‌گرا مجلس شوراي اسلامي و حامي محمود احمدي‌نژاد در ادامه سخنان خود به قرائت قسمتي از سخنان بنيان‌گذار كبير انقلاب اسلامي در خصوص آمريكا و ضرورت ايستادگي هر چه تمام‌تر در مقابل استكبار جهاني پرداخت و افزود: در مقابل اين صحبت‌هاي بهزاد نبوي عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب است كه مي‌گويد: "كيست كه از آمريكاي تا بن دندان مسلح نترسد " بله من از آمريكا مي‌ترسم.
رسايي ادامه داد: بهزاد نبوي در جاي ديگر مي‌گويد: هيچ منطق و عقل سليمي نمي‌گويد كه هيچ كشور جهان سومي حتي اگر همه ملت پشتيبانش باشند! به جنگ آمريكا به عنوان ابرقدرت جهان برود. من به خاطر كشورم، مردمم و انقلابم از آمريكاي تا بن دندان مسلح مي‌ترسم.
اين نماينده مجلس خطاب به تاج‌زاده با تأكيد بر اينكه شماها از راه امام برگشتيد،ادامه داد: وقتي آقاي احمدي‌نژاد در اجلاس دوربان 2 با نطق خود به بوش و رژيم صهيونيستي سيلي زد شما خطاب به وي گفتيد كه چرا در اين اجلاس شركت كردي؟ تو نماد ملت ايران هستي و آبروي همه ما را بردي، و جالب اين است كه كساني اين حرف را مي‌زنند كه خودشان در تريبون‌ها و در سايت‌هايشان به رئيس جمهور اهانت مي‌كنند. كه خطاب به آقايان بايد گفت: مگر نمي‌گوييد رئيس جمهور نماد ملت ايران است؟ پس چرا به اين ملت مدام توهين مي‌كنيد؟!
حجت الاسلام والمسلمين رسايي همچنين با اشاره به حمايت‌‌هاي آمريكا از اصلاح‌طلبان در ايران گفت: مي‌دانم شما مي‌خواهيد بگوييد آمريكا مي‌خواهد ما را تضعيف كند و به خاطر همين از ما تعريف مي‌كند اما اگر اين چنين است چرا آمريكا از امام تعريف نكرد؟!
وي در ادامه با اشاره به سخنان معاون سازمان امنيت ملي آمريكا مبني بر اينكه "عامل شكست ما ولايت فقيه است اما خوشبختانه برخي احزاب در حال كشيدن اين خار از چشمان ما هستند ". ادامه داد: آقاي تاج‌زاده خوب مي‌داند كه اين احزابي كه معاون سازمان امنيت ملي آمريكا از آن ياد مي‌‌كند كدام احزاب هستند.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي همچنين با اشاره به جمله ميرحسين موسوي مبني بر اينكه "ولايت فقيه جلوي كودتا را مي‌گيرد " و با تأكيد بر اينكه اين جمله ميرحسين را بايد طلا گرفت، خاطرنشان كرد: اما سؤالم از آقاي موسوي اين است كه اين كودتاگرها الان كجا هستند؟ اين كودتاگرهايي كه در 8 سال، هر 9 روز يك كودتا درست كردند، كودتاي 18 تير را راه انداختند و در سد كرج و بر روي قايق جلسات كودتاي 18 تير را برگزار كردند .
حجت الاسلام والمسلمين رسايي در اين قسمت از سخنان خود با تمجيد از مهدي كروبي و با بيان اينكه من ايشان را شيخ غيرتمند اصلاحات و در داخل نظام مي‌دانم خطاب به تاج‌زاده گفت: من دلم براي شما مي‌سوزد و به شما توصيه مي‌كنم به دامن ملت، انقلاب و امام برگرديد و به جاي اينكه اين كار را چند سال ديگر انجام دهيد همين الان انجام داده و به خدمت‌رساني به مردم فكر كنيد.
به گزارش فارس پس از اين سخنان رسايي، تاج‌زاده خواستار توضيح بيشتر وي در خصوص جلسه 18 تير بر روي قايق در سد كرج شد كه رسايي پاسخ داد: بيشتر از اين لازم نيست توضيح دهم، چه آنكه بيشتر از اين را در دادگاه از شما خواستند و شما پاسخ نداديد و به جاي آن دستگاه قضايي را تخريب كرديد.
بنابراين گزارش تاج‌زاده در ادامه اين مراسم، در خصوص جلسه 18 تير بر روي قايق و در سد كرج سكوت كرد و هيچ توضيحي نداد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس مصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين در ادامه مناظره خود با تاج‌زاده در دانشگاه خواجه‌نصير با اشاره به آزادي ركسانا صابري، گفت: ركسانا صابري را دو هفته پيش به جرم جاسوسي گرفتند اما چون شناسنامه آمريكايي داشت: او را آزاد كردند و احتمالا فرش قرمز برايش پهن مي‌كنند و او را به خارج مي‌فرستند.

* تاج‌زاده: حضور احمدي‌نژاد در اجلاس دوربان 2 فاجعه بود

وي افزود: اگر ركسانا جاسوس نبوده، سوال ما اين است كه چرا به وي دروغ بستند اما اگر جاسوس بود به جاي اينكه همين طوري او را آزاد كنند لااقل با 5 مأمور ايراني كه در اسارت آمريكايي‌ها است عوض مي‌كردند.
عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در ادامه ضمن انتقاد به مواضع مشايي، گفت: ما از احمد توكلي، محسن رضايي، باهنر و ... ياد كرديم كه رسايي گفت: اينها منتقدان دولت هستند اما مشايي كه منتقد دولت نيست و از دولت جدا نشده است.
تاج‌زاده ادامه داد: همين مشايي گفت كه دوستي دولت نهم با آمريكا بيشتر از دوستي دولت اصلاحات است و همين مشايي بود كه اظهار داشت: ملت ايران دوست مردم! اسرائيل است در حالي كه اگر ما اين صحبت‌ها را گفته بوديم اعدام مي‌شديم.
وي افزود: آقاي احمدي‌نژاد تاكنون دو بار پاي نطق جرج‌بوش رئيس جمهور آمريكا نشسته اما هيئت آمريكايي پاي صحبت‌هاي احمدي‌نژاد نمي‌نشيند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب حضور احمدي‌نژاد در اجلاس دوربان 2 را فاجعه توصيف كرد و گفت: همه عالم پيش‌بيني مي‌كردند كه پس از جنگ غزه، در اين اجلاس يك قطعنامه قوي عليه اسرائيل صادر شود اما با ماجراجويي احمدي‌نژاد فضا كاملا برگشت و اسرائيل نجات پيدا كرد و جالب آنكه در ايران اين اقدام احمدي‌نژاد را حماسه ملي نام نهادند.
تاج‌زاده همچنين با انتقاد از احمدي‌نژاد به دليل طرح موضوع هولوكاست گفت: اسرائيل همواره در شوراي امنيت سازمان ملل دست بالا را داشته و در مجمع عمومي سازمان دست پايين را داشته است اما بعد از 60 سال و براي اولين بار به خاطر دسته گل آقاي احمدي‌نژاد يك قطعنامه به نفع اسرائيل و آن هم در مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسيد.
وي در ادامه به دفاع از كميته صيانت از آرا پرداخت و گفت: وقتي مي‌گوييم ما از صيانت آرا نگرانيم دوستان وزارت كشور و شوراي نگهبان مي‌گويند كه نگران نباشيد ما هستيم در حالي كه اتفاقا ما از خود آنها نگرانيم.
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در خصوص اتهام خود مبني بر تقلب در انتخابات در زمان تصدي‌اش بر ستاد انتخابات كل كشور اظهار داشت: گفتند ما تقلب كرديم و درپي آن بنده و آقاي جنتي از هم شكايت كرديم كه بدنبال آن من را دادگاهي و مجازات كردند اما هنوز آقاي جنتي را احضار نكرده‌اند كه يك لحظه به دادگاه تشريف بياورند و من به دادگاه گفتم كه اگر ايشان نمي‌آيند لطف كنيد دادگاه را خدمت ايشان ببريد.
وي همچنين تصريح كرد: هنگامي كه معاون سياسي وزير كشور و رئيس ستاد انتخابات بودم هر جا كه انتخاب برگزار كرديم 2 تا 7 نفر به عنوان ناظر شوراي نگهبان حضور داشتند لذا اگر در آن شرايط رئيس ستاد انتخابات كشور مي‌تواند 700 هزار رأي تقلب كند، در حال حاضر كه هيئت‌هاي اجرايي و نظارت همسو هستند، نمي‌تواند 7 ميليون رأي تقلب كند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين ضمن حمايت مجدد از كميته صيانت از آرا، افزود: اما تا بحث اين كميته را مطرح مي‌كنيم مي‌گويند كه با دشمن همسو شده است.
تاج‌زاده در بخش ديگري از سخنان خود و در خصوص پايبندي به ولايت فقيه گفت: در زمان حضرت امام (ره) و در دور دوم نخست‌وزيري آقاي موسوي، رهبري كه رئيس جمهور وقت بود مي‌خواست فرد ديگري را به عنوان نخست‌وزير معرفي كند و اكثريت مجلس نيز با اين موضوع موافق بودند اما در آن وقت امام فرمودند: مصلحت اين است كه آقاي موسوي به كار خود ادامه دهد و نهايتا نامه نوشتند كه نظرم بر روي آقاي موسوي است. و درپي اين نامه، رهبري تمكين كرده و موسوي را به مجلس معرفي كردند اما 99 نماينده مجلس از جناح راست علي‌رغم مكتوب امام و در شرايط جنگي به موسوي رأي ندادند كه البته پس از اين ماجرا سروصدا شد ولي امام از حقوق آنها دفاع كرده و گفتند وظيفه شرعي‌شان را انجام دادند.
تاج‌زاده ادامه داد: آن نمايندگان كه به موسوي رأي ندادند نه به ساختارشكني متهم شدند و نه روزنامه‌شان را بستند حال آنكه در مقابل مكتوب امام ايستاده بودند.

* كميته صيانت از آرا را مطرح مي‌كنند تا 6 تائي نشوند

در ادامه اين مناظره حميد رسايي با اشاره به سخنان تاج‌زاده در مورد ركسانا صابري گفت: در اين مورد بايد ببينيم كه قانون چه مي‌گويد ضمن اينكه ماجرا اين گونه بود كه در ابتدا وي متهم شد ولي سپس درپي نامه رئيس‌جمهور دوباره موضوع را بررسي كردند و الان هم صابري تبرئه نشده، بلكه به اندازه‌اي كه مجرم بوده حكم برايش صادر كردند.
رسايي با اشاره به سخنان تاج‌زاده در مورد حضور احمدي‌نژاد در اجلاس ژنو نيز ضمن قرائت جملاتي از امام در خصوص مبارزه با استكبار گفت: عقيده امام اين بود كه دشمنان ما طبيعي است كه به ما بخندند و يا فحش بدهند.
وي خطاب به تاج‌زاده، ادامه داد: اگر قرار بود با اقدامات دشمنان عقب‌نشيني كنيم پس بايد وقتي پيامبر را با سنگ مي‌زدند و يا به وي اهانت مي‌كردند ايشان بايد تجديدنظر مي‌كرد؟ و آيا پيامبر اسلام بايد مي‌گفت اي كاش ابولهب در مجلس من مي‌نشست و گوش مي‌داد؟
اين نماينده مجلس با اشاره به قسمت ديگري از سخنان تاج‌زاده مبني بر نشستن كلينتون پاي سخنان خاتمي گفت: اگر من هم بگويم متأسفم كه لانه جاسوسي اشغال شده 7 ساعت هم حرف بزنم، حرفم را گوش مي‌كنند و جلسه را ترك نمي‌كنند و اگر من هم شهادت را عمليات انتحاري بنامم و به آبراهام لينكون شهيد بگويم تا صبح مي‌نشينند و حرفم را گوش مي‌كنند.
رسايي ضمن قرائت آيه‌اي از قرآن با اين ترجمه كه "يهود و نصاري از شما خشنود نمي‌شوند مگر اينكه از آنها تبعيت كنيد "خطاب به تاج‌زاده تأكيد كرد: كلينتون از شما راضي نمي‌شود مگر اينكه از آنها تبعيت كنيد.
وي در خصوص قطعنامه‌هاي صادر شده عليه ايران نيز اظهار داشت: اين قطعنامه‌ها ملاك نيست چرا كه در زمان امام نيز قطعنامه‌هاي زيادي عليه ايران صادر كردند ولي آن قدر ايستادگي كرديم كه قطعنامه 598 صادر شد كه از قطعنامه‌هاي قبلي بسيار بهتر بود.
فعال سياسي اصول‌گرا ضمن مقايسه عملكرد دو دولت اصلاحات و اصول‌گرا در موضوع هسته‌اي كشورمان، به بيان نقل قولي از علي لاريجاني پرداخت و گفت: آقاي لاريجاني به نقل از البرادعي تعريف مي‌كرد كه سران 1+5 مي‌گفتند كه تيم قبلي مي‌گفت ال مي‌كنيم و بل مي‌كنيم اما بلوف بود و هيچ كاري نمي‌كردند اما مراقب باشيد كه احمدي‌نژاد هر چه بگويد انجام مي‌دهد.
رسايي با تأكيد بر اينكه همه بايد بپذيرند نقطه و ناظر نهايي ولايت و رهبري است، اظهار داشت: آقاي محتشمي‌پور مي‌گويد كه اولين كميته صيانت از آرا در دوره امام تشكيل شد كه بايد در اين‌باره گفت: آن كميته مورد رضايت ولي‌فقيه زمان بود لذا دشمن از آن سوءاستفاده نمي‌كرد، اما از اين كميته‌اي كه الان مطرح مي‌شود دشمن سوءاستفاده مي‌كند.
وي با تأكيد بر اينكه كميته صيانت از آرا يك فرار رو به جلو است خطاب به تاج‌زاده گفت: با تشكيل اين كميته،‌ اگر رأي نياوريد مي‌گوييد كه تقلب بوده، و اگر هم رأي بياوريد مي‌گوييد: ديديد گفتيم ما كميته صيانت از آرا تشكيل داديم و آرا حفظ شد.
اين نماينده اصول‌گرا مجلس ادامه داد: آقاي تاج‌زاده شايد يادشان نيايد ولي گفته‌اند كه باخت‌مان در انتخابات بايد آبرومندانه باشد و 6 تايي نشويم! و كميته صيانت از آرا نيز در همين راستا است.
رسايي در خصوص شكايت تاج‌زاده و آيت‌الله جنتي از يكديگر و سخنان تاج‌زاده در اين خصوص نيز گفت: اين ديگر تشخيص قاضي بوده است. و ممكن است آقاي تاج‌زاده بگويد كه اصلا قاضي را قبول ندارم كه اين حرف ديگري است. اما معتقدم آقاي جنتي هم اگر در اين زمينه كوتاهي كرده بايد جوابگو باشد. ولي نمي‌دانم شايد هم قاضي اشتباه كرده باشد.
وي درباره سخنان تاج‌زاده مبني بر برخي تغيير و جابجايي نيرو در وزارت كشور از سوي محصولي نيز گفت: كساني اين حرف را مي‌زنند كه 17 هزار نيروي مديريتي را عزل و نصب كردند.
اين فعال سياسي اصول‌گرا در خصوص سخنان تاج‌زاده در مورد ثروت محصولي با بيان اينكه معتقدم اگر آقاي احمدي‌نژاد اين بهانه را بدست شما نمي‌داد بهتر بود، تأكيد كرد: با اين حال براي چندمين بار مي‌گويم كه اگر سندي مبني بر تخلف محصولي داريد ارائه كنيد. ولي شاهديم كه تاكنون علي‌رغم ادعاهايي كه مي‌كنيد، هيچ سندي ارائه نمي‌كنيد.
رسايي درباره 99 نماينده‌اي كه علي‌رغم مكتوب حضرت امام به موسوي رأي ندادند، تأكيد كرد: برخلاف صحبت‌هاي تاج‌زاده آن 99 نفر همچنان زير سوال هستند، چرا كه در مقابل حضرت امام ايستادند در حالي كه طبق مبناي ما بايد به آقاي موسوي رأي مي‌دادند.
وي در خصوص نظر رهبر انقلاب بر روي كانديداها نيز، گفت: درست است كه رهبري فرمودند من نظري بر روي كانديداها ندارم اما ايشان ويژگي‌هايي را در مورد فرد اصلح برشمرده‌اند كه بايد ديد اين ويژگي‌ها در چه كسي بيشتر از بقيه وجود دارد.
اين نماينده اصول‌گراي مجلس ادامه داد: هر كدام از كانديداهايي كه شوراي نگهبان تأييد مي‌كند حداقل شرايط را دارند اما شرايط حداكثري استكبارستيزي، ساده‌زيستي، اعتقاد به وفاداري به ولايت فقيه است و هر كس برخلاف خط و فكر امام رفتار كند بايد با علامت سوال روبرو شود.

* تاج‌زاده: آبراهام لينكن شخصيت بزرگي بود

در ادامه اين مناظره تاج‌زاده با اشاره به سخنان رسايي در خصوص قطعنامه 598 گفت: حرف ما نيز همين است كه كاري كنيم در بحث هسته‌اي به جايي نرسيم كه قطعنامه‌اي مانند قطنامه 598 صادر شود.
وي مجددا در خصوص حضور احمدي‌نژاد در اجلاس دوربان در ژنو افزود: رئيس جمهور كشور نبايد در جمعي حضور يابد كه مي‌داند به او توهين مي‌كنند چه آنكه يكي از گلايه‌هاي امام از شاه اين بود كه در يكي از عكس‌ها پشت رئيس جمهور آمريكا به شاه بود و امام انتقاد داشتند كه چرا رئيس‌جمهور آمريكا با پشت كردن به شاه، بي‌احترامي كرده است. ضمن اينكه وقتي آقاي موسوي قصد داشت در سازمان ملل حضور پيدا كند بيشترين سوال امام از وي اين بود كه آيا در اين اجلاس امكان دارد به شما بي‌احترامي شود يا خير؟
تاج‌زاده در خصوص سخنان رسايي مبني بر اينكه چون خاتمي حرف‌هاي مورد تأييد آمريكا را مي‌زد كلينتون پاي صحبت‌هاي وي نشست،‌ اظهار داشت: آبراهام لينكون شخصيت بزرگي بود كه با برده‌داري مبارزه كرد و بر سر آرمان‌هايش كشته شد. و اوباما نيز درپي مبارزات او بوده كه الان با وجود اينكه سياه‌پوست است به رياست جمهوري رسيد.
وي درباره ايستادگي در برابر ابرقدرت‌ها نيز گفت: زماني كه ملوانان انگليسي را به جرم ورود به آب‌هاي ايران گرفتند، مي‌گفتند كه آنها را محاكمه مي‌كنيم اما ظرف 24 ساعت يك مرتبه با آنها كادو دادند و زيرپايشان فرش قرمز پهن كردند و به انگليس فرستادند بعد رويشان نمي‌شود كه بگويند چرا اين كار را كردند ولي من مي‌گويم كه دولت انگليس در آن زمان 48 ساعت به دولت ايران اولتيماتوم داد كه يا ملوانان را آزاد كنيد يا آنكه هر اتفاقي افتاد مسئوليتش با شما است. كه درپي اين تهديد ملوانان آزاد شدند و سوال من اين است كه آيا اين عزت است؟

* * پرسش و پاسخ دانشجويان با تاج‌زاده و رسائي

* رسائي: برخي شيره دانشجو را مي‌گيرند، تاريخ مصرفش كه تمام شد، مي‌گويند جنبش دانشجويي مرد
* تاج‌زاده: از بين انقلاب‌ها تنها انقلاب اسلامي ايران و انقلاب نيكاراگوئه به ديكتاتوري ختم نشده است

به گزارش فارس، پس از پايان سخنان تاج‌زاده به 2 نفر از دانشجويان اجازه داده شد كه سوالات خود را به صورت شفاهي از تاج‌زاده و يا رسايي بپرسند. كه بدنبال آن صادق عليرضايي از دانشجويان اين دانشگاه با قرار گرفتن در پشت تريبون به انتقاد از رسايي پرداخت و از وي پرسيد اگر به آزادي و قانون اعتقاد داريد، بگوييد كه چرا تشكل‌هاي دانشجويي‌ در دانشگاه بسته مي‌شود كه رسايي نيز پاسخ داد: اگر طبق قانون اين كار انجام گرفته عين آزادي است ولي اگر برخلاف قانون بسته شده اين خلاف است.
رسايي ادامه داد: من چندي پيش در دانشگاه زاهدان حاضر شدم و پيش از من انجمن اسلامي آن دانشگاه، سعيد رضوي فقيه را براي سخنراني دعوت كرده بود كه در اين برنامه و در زمان تنفس بر روي سن برك رقصيده بودند. كه اگر آقاي تاج‌زاده هم بود اين انجمن را مي‌بست.
صادق رضايي دانشجوي دانشگاه خواجه‌نصير در ادامه مجددا به انتقاد از رسايي و سخنان وي در خصوص 18 تير پرداخت و گفت: من ارازل و اوباش نيستم؛ اما اگر 18 تير در تهران بودم به مانند بقيه به خيابان‌ها مي‌آمدم و اعتراض مي‌كردم.
رسايي در پاسخ به رضايي گفت: جالب است كه آقايان اين اتهامات مختلفي را به نظام مي‌زنند و مي‌گويند آزادي نيست، در حاليكه ما به آزادي معتقد هستيم اما متأسفانه برخي شيره دانشجو را مي‌گيرند و وقتي تاريخ مصرفش تمام شد، مي‌گويند جنبش دانشجويي مرد.
رسايي همچنين در پاسخ به اين سوال دانشجوي مذكور مبني بر اينكه شما وكيل‌الدوله هستيد و يا وكيل‌المله؟ گفت: من نماينده مردمي هستم كه به من رأي داده‌اند تا نگاه كنم به دولتي كه همين مردم به آن رأ‌ي داده‌اند و اگر ديدم دولت خوب كار مي‌كند از آن حمايت كنم و در غيراينصورت به دولت تذكر بدهم.
اين نماينده اصول‌گراي مجلس تأكيد كرد: وكيل‌الدوله آن كسي است كه گفت: والله بالله تالله اگر هاشمي رأي نياورد من از مجلس مي‌روم بيرون. والّا بنده به دولت نگاه مي‌كنم و وقتي مي‌بينم اين دولت كارش را خوب انجام مي‌دهد و به همه روستاها و شهرهاي دور و نزديك سركشي مي‌كند و به مردم رسيدگي مي‌كند از آن حمايت مي‌كنم.
رسايي افزود: وكيل‌الدوله گفت: كسي است كه گفت: دولت اصلاحات اين خطاها را انجام داد، ولي ما در مقابلش سكوت كرديم.
وي در پاسخ به سوال دانشجويان حاضر در جلسه مبني بر اينكه چه كسي قسم خورد كه اگر هاشمي رأي نياورد از مجلس مي‌روم، اظهار داشت: اين فرد حجت‌الاسلام قدرت‌الله عليخاني بود.
در ادامه اين مراسم اخوان از ديگر دانشجويان دانشگاه خواجه نصير با قرار گرفتن در پشت تريبون با انتقاد از تاج‌زاده پرداخت و گفت: تاج‌زاده مي‌گويد كه دولت نهم به چكمه خانم‌ها هم كار دارد در حالي كه خود آقاي تاج‌زاده عضو كميته انقلاب اسلامي است كه نه‌تنها به چكمه خانم‌ها بلكه به بسياري چيزهاي ديگر هم كار داشت. كه تاج‌زاده در پاسخ به وي گفت: من عضو اين كميته نبودم ولي اصلا مهم نيست كه عضوش بوده باشم يا نه. بلكه معتقدم بعد از 30 سال جامعه به بلوغ رسيده و اين نگاه پليسي كه در جامعه در حال شكل‌گيري است نگاه بد و خطرناكي است.
تاج‌زاده ادامه داد: البته فقط ما اصلاح‌طلبان نيستيم كه با گشت ارشاد مخالفيم بلكه چند بار همين سخنگوي دولت با اين اقدامات مخالفت كرده است.
وي افزود: نبايد فضا ايجاد كنيم كه جوانان احساس كنند در دانشگاه و جامعه تحت كنترل هستند بلكه بايد به جاي فكر كردن به چكمه خانم‌ها به اين بينديشيم كه چرا در زمينه اعتياد و افسردگي جزو كشورهاي اول دنيا هستيم.
اخوان همچنين در خصوص صحبت‌هاي تاج‌زاده مبني بر عدم حضور آيت‌الله جنتي در دادگاه گفت: هر وقت سعيد حجاريان در موضوع پرونده نوارسازان حجت‌الاسلام پروازي به دادگاه رفت آقاي جنتي هم در دادگاه حاضر مي‌شود.
تاج‌زاده در پايان اين مناظره ضمن استقبال از فضاي آزادانديشي و بيان انتقادات و نظرات ديدگاه‌ها گفت: تنها انقلاب‌هايي كه به ديكتاتوري نرسيده‌اند، انقلاب اسلامي ايران و انقلاب نيكاراگوئه است و بايد اينگونه فضاهاي مناظره و مطرح شدن نظرات متفاوت را قدر بدانيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 19:10  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت ششم)

میرحسین خاتمیاخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

قتل ها یا مطبوعات زنجیره ای؟!

موج مطبوعاتي دوران دولت دوم خرداد خيلي ها را اغوا كرده بود. چه بسيار از اسرار ضمير افراد كه در اين دوران از سراپرده مطبوعات جديد رخ نمايان كرد.

مطبوعات زنجیره ای

شكستن چارچوب هاي فرهنگي موجود در مطالب مندرج در روزنامه «زن» و افراط اين روزنامه در ترويج فمينيسم و فرهنگ باستان ستايانه شبه شاهنشاهي، وقتي با چاپ پيام نوروزي همسر شاه معدوم در روزنامه دختر يك مقام برجسته جمهوري اسلامي همراه شد، به طور طبيعي براي غربي ها شگفت انگيز و در عين حال نويدبخش بود. طوري كه وقتي اين روزنامه توقيف شد همسر آخرين ديكتاتور خونريز تاريخ ايران «محدود كردن آزادي بيان در ايران» را محكوم كرد!

شبكه اي از روزنامه نگاران بيكار شده دوران غروب طالع سلطنت طلبي، راست گرايي و چپ گرايي، حالا در اين بازار پر هرج و مرج، پايي در محافل مرتبط با راديو آزادي آمريكا، بي بي سي انگليس و ... و دستي در نشريات نوظهور و دستپاچه داخلي داشتند.

تاسف آورترين شكل اين ارتباط، رابطه متملقانه نويسندگان و شاعران سلطنت طلب با پايگاه امن افرادي مثل فائزه هاشمي بود. بازگويي يك ماجراي اگر چه كم ارزش، براي يادآوري ميزان جوزدگي و خام طبعي چنين افرادي لازم به نظر مي رسد. شعرخواني «ابراهيم صهبا» شاعر تملق گوي خاندان پهلوي در حضور فائزه هاشمي و در انجمن هنرمندان و ظاهرا مورد لطف واقع شدنش، از داستان هاي چندش آور آن روزها بود:

بوي گل سرخ و عطر ياسمن آمد

فائزه هاشمي به انجمن آمد

همراه او مرعشي سخنور دانا

شاعر خوشنام با صفاي من آمد

جمع هنرمند شد قرين مباهات

فائزه چون افتخار مرد و زن آمد

هست نماينده او به مجلس شورا

بلبل شيرين زبان خوش سخن آمد

پرسش حال به لطف كرد ز صهبا

آن كه ثناگوي من ز جان و تن آمد

باد خدا يار هاشمي كه چنين گل

بهر صفاي هنر در اين چمن آمد

«صهبا» كسي بود كه حتي پس از انقراض رژيم سلطنت و در دوران آوارگي خانواده پهلوي از ايران، زماني كه ميهمان بزم مادر شاه معدوم (ملكه توران) در سانفرانسيسكو آمريكا بود، در حضور او چنين سرود. سكر اين مداهنه ها، چندي نپاييد و استفاده كنندگان از اعتبار خانوادگي امثال فائزه هاشمي در مسير اجراي برنامه منكوب كردن هر آنچه مربوط به گذشته نظام جمهوري اسلامي بود، داستان سرايي درباره نقش «عاليجنابان» در قتل هاي زنجيره اي را در مطبوعات داخل و خارج آغاز كردند. واقعيت اين است كه به جز دوره كوتاه دو و اندي ساله ابتداي استقرار نظام جمهوري اسلامي هيچ گاه توهين به مسئولان برجسته نظام در حد و اندازه اين دوره نبود. نخست اين هتاكي در قالب شعارهاي اجتماعات (و گاه در حضور رئيس جمهور) صورت مي گرفت. (و البته گاه با واكنش رئيس جمهور كه آنها را از طلبيدن مرگ براي افراد نهي مي كرد، روبه رو مي شد)

 اما به تدريج برخي از مسئولان و از جمله هاشمي رفسنجاني در نوشته هاي مطبوعات به تلويح و تصريح به ايفاي نقش در قتل مخالفان نظام متهم شدند. كار اين اتهام زني ظاهرا بين روزنامه هاي زنجيره اي داخلي و نويسندگان ضدانقلاب خارج كشور تقسيم شده بود و گفته مي شد مطالبي كه بيان صريح آن در داخل كشور مخاطره آميز است به خارج كشوري ها سپرده شده است.

 سعید اسلامیسعید امامیتصوير سعيد امامي (معاون سابق وزير اطلاعات) پيش از آن كه در مطبوعات داخل كشور منتشر شود، توسط علي رضا نوري زاده در روزنامه هاي ضدانقلاب به چاپ رسيد. در قصه هاي شبيه هزار و يك شب افرادي مثل اكبر گنجي، عماد باقي و علي رضا نوري زاده تلاش مي شد با مطرح شدن نام سعيد امامي به عنوان طراح قتل هاي مشكوك، وزير سابق اطلاعات و سپس آقاي هاشمي رفسنجاني، حلقه هاي بالاتر تصميم گيري در اين اقدامات معرفي شوند. تاجايي كه چندي بعد در آستانه نامزدي آقاي هاشمي رفسنجاني براي انتخابات مجلس ششم، يك قاضي بلژيكي با تكيه بر همين ادعاها و براساس شكايت يكي از كمونيست هاي ضدانقلاب، حكم بازداشت او را با اتهاماتي مثل آدم ربايي، شكنجه، صدمات روحي و رواني و قتل، صادر كرد.

 جالب اين كه گروه تازه تاسيس «جبهه مشاركت» كه در همان ايام روزنامه هاي وابسته به آن مشغول چاپ داستان سرايي هاي اكبر گنجي براي آقاي هاشمي رفسنجاني با تعابيري مثل «شاه كليد و عاليجناب سرخپوش» و ... بود، محمدرضا خاتمي دبيركل اين جبهه از «شهامت قابل تقدير اكبر گنجي در پيگيري بحث قتل ها» سخن به ميان مي آورد. اما يك نكته مهم در اظهارات دبيركل جبهه مشاركت از هدف واقعي اين گونه هجمه هاي تبليغاتي به آقاي هاشمي رفسنجاني پرده برمي داشت. محمدرضا خاتمي در همايش 21 دي ماه 1378 جبهه مشاركت در سمنان گفته بود: «انتظار اين است كه ايشان در اين مرحله با شفافيت، مواضع خود را مشخص نمايد. چه بسا همين اعلام مواضع بسياري از جرياناتي را كه الآن وجود دارد، تغيير دهد.»

فشار براي تسليم شخصيت هاي برجسته نظام به خواسته هاي جريان حاكم تقريبا يك شگرد ثابت در سال هاي اول دوران حاكميت جريان مدعي اصلاحات بود. فراتر از اين، آنها به صراحت از استراتژي «فشار و چانه زني» دم مي زدند. به عبارت ديگر متهم كردن گذشته نظام جمهوري اسلامي به «جنايت» با هدف پيشبرد گفت وگو براي تغيير در بسياري از مفاهيم و نهادهاي پايه اي آن صورت مي پذيرفت.

مقتولین قتل های زنجیره ای

 مديريت فضاي رواني مربوط به ماجراي قتل هاي مشكوك سال 1377 توسط مطبوعات هماهنگ دوم خردادي با همين گرايش صورت مي پذيرفت. ماجراي قتل هاي مشكوك زنجيره اي دستمايه سناريوهاي مختلفي براي پيگيري خواسته هاي جريان مخالف مباني نظام بود. نويسندگان روزنامه هاي دوم خردادي سعي داشتند با انتساب اين قتل ها به سطوح بالاي مديريت كشور، آن را به عنوان رويه جاري و چندين ساله نظام معرفي كنند. اما هيچگاه به اين سوال مكرر پاسخ نمي دادند كه افرادي مثل فروهر و همسرش، مختاري، پوينده و شريف چه خطر عمده اي براي نظام محسوب مي شده اند كه مديريت عالي امنيتي كشور درصدد قتل آنها برآيد. فروهر يك ملي گراي منفرد و سالخورده بود كه از نظر توان مديريتي و جاذبه هاي مردمي هيچ كسي در داخل و خارج كشور، او را در قامت يك عنصر تاثيرگذار بر تحولات سياسي كشور نمي ديد. علاوه بر اين كه او همچنان براي امام خميني (ره) احترام ويژه اي قائل بود. اين تعلق خاطر چيزي بود كه در مصاحبه هاي فروهر مشهور به صراحت در اعلام مواضع مشاهده مي شد. مختاري و پوينده نيز در كنار موضعگيري هاي فرهنگي مخالف با نظام، داراي گرايش هاي ضدامپرياليستي بودند و در فضاي به غايت راست گرايانه نيروهاي سياسي اپوزيسيون، افرادي نبودند كه بغض و كينه نظام را برانگيزند. «شريف» نيز تنها يك عنصر بريده از منافقين و مشغول نگارش مقالاتي براي «ملي مذهبي ها» بود و نه بيشتر. متاسفانه سير پيگيري اين ماجرا در اولين مراحل آن با فوت بسيار مشكوك سعيد امامي : كه هيچگاه نقش او در قتل هاي زنجيره اي به صورت شفاف و محكمه پسند مشخص و احراز نشد : چنان شكل معماگونه اي به خود گرفت كه جايي براي تشخيص انگيزه هاي عاملان و عوامل احيانا نامحسوس دخيل در آن باقي نمي گذاشت. به طوري كه هم اينك نيز قضاوت درباره اين ماجراي پرهزينه براي جمهوري اسلامي تقريبا امري محال است.

 زماني كه روزنامه هاي دوم خرداد با تمسك به اين موضوع براي متهم كردن رهبري نظام خيز برداشته بودند، اظهارات آقاي روح الله حسينيان درباره تمايلات متهم رديف اول اين پرونده (كاظمي مشهور به موسوي) به جناح دوم خرداد و ابراز اعتماد ويژه سيدمحمد خاتمي به او در ابتداي دوره رياست جمهوري، ميدان منازعه را تغيير داد. از اينجا بود كه حمله رسانه اي به افرادي مثل حسينيان و سپس ديگر پرورش يافتگان مكتب بهشتي، قدوسي و مصباح و مدرسه حقاني و نيز شخصيت هايي مثل حسين شريعتمداري با متهم شدن آنان به عنوان «ياران سعيد امامي» تشديد شد. البته حسينيان و شريعتمداري از حيث نحوه قضاوت درباره سعيد امامي دو ديدگاه ويژه خود را داشتند. در حالي كه حسينيان، رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي بر عدم احراز نقش سعيد امامي در اين قتل ها تاكيد مي كرد، شريعتمداري سرپرست موسسه كيهان نسبت به برخي از رفتارهاي گذشته سعيد امامي در دوران مسئوليت وزارت اطلاعات و نيز نسبت خانوادگي او با عوامل رژيم گذشته به شدت ظنين بود.

 

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت چهارم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت پنجم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:30  توسط محمدجواد اخوان  | 

خاطره ای از دولت مهندس موسوی

 از زبان رهبر معظم انقلاب

مقام معظم رهبری و میرحسین موسوی

مقام معظم رهبری در بیانات خود ضمن اشاره به چرخش برخی جریانات سیاسی و چهرها به ذکر خاطره ای از دوران نخست وزیری مهندس میرحسین موسوی می پردازند:

(( انسان اگر زندگى سياسى بعضى افراد را از اوّلِ انقلاب تا به‏حال نگاه كند، مى‏بيند ملغمه عجيبى از انواع و اقسام فكرهاست! يك روز بود كه چنين آدمهايى به اين اكتفا نمى‏كردند كه در شعارها، مردم فقط «مرگ بر امريكا و مرگ بر شوروى» بگويند. مى‏گفتند بايد بگوييم «مرگ بر شرق و غرب»! ما مى‏گفتيم شوروى سمبل يك تفكّر و يك راه غلط است؛ امريكا سمبل جنايت و ستم است؛ چه دليلى دارد شما بگوييد «مرگ بر شرق و غرب»؟! مى‏گفتند شما محافظه‏كار و سازش‏طلبيد!

از جمله همين حضرات، امروز كسانى هستند كه حاضرند بروند رسماً در مقابل امريكا و انگليس عذرخواهى كنند و بگويند ما غلط كرديم، اشتباه كرديم به شما بدگويى كرديم؛ ما را ببخشيد! بعضى از همين افراد، آن روز در اوايل انقلاب، روى تنديهاى بى‏رويّه، چنان نظرات عجيب و غريب اقتصادى‏اى مطرح مى‏كردند كه انسان شاخ درمى‏آورد! مى‏گفتيم اينها كجايش اسلامى است؟ مى‏خواستند تفكّرات بسيار تندِ چپِ سوسياليستى را به اسم اسلام تحميل و پياده كنند. بعضى از آنها كه مسؤوليت داشتند، كارهاى بدى هم در آن روز انجام دادند.

من فراموش نمى‏كنم، ما در شوراى انقلاب - سالهاى 57 و 58 - قانونى داشتيم كه سرمايه‏داران قبل از انقلاب را به چهار دسته تقسيم كرده بود: بند (الف)، بند (ب)، بند (ج)، بند (د). بند (ب) كسانى بودند كه سرمايه‏هاى آنها از طريق نامشروع و غيرقانونى به دست آمده بود؛ حكمش هم اين بود كه دولت بايد آن سرمايه‏ها را تصرّف كند. بند (ج) كسانى بودند كه سرمايه‏هاى آنها از راه نامشروع به دست نيامده بود؛ ليكن وامهاى كلانى از بانكها گرفته بودند، تقلّب كرده بودند و پول را پس نداده بودند. بنابراين آنها مى‏بايست وامهاى خود را ادا مى‏كردند. اگر ادا مى‏كردند، كارخانه‏ها مال خودشان مى‏شد؛ اما اگر پرداخت نمى‏كردند، كارخانه‏هاى آنها تصرّف مى‏شد. اوايل رياست جمهورىِ من گروهى مسؤول تشخيص بند (ب) و (ج) و اين‏طور كارها بودند. البته اين كارها دست بنده به عنوان رئيس جمهور نبود؛ دست نخست‏وزير و دستگاه هيأت دولت بود. من اطّلاع پيدا كردم يك عدّه در اين هيأت هستند و اصرار دارند كه بند (ج) را به بند (ب) تبديل كنند؛ يعنى كارخانه‏اى كه مى‏شد صاحب آن بدهكارى‏اش را به بانك بدهد، بعد كارخانه‏اش را راه بيندازد و كار كند و كارگرانش هم بى‏كار نباشند، مى‏خواستند نگذارند اين كار انجام گيرد. در آن موقع، چنين گرايش چپ ضدّ سرمايه‏دارى افراطىِ نابحق وجود داشت. همان آدمها امروز كسانى هستند كه حاضرند در مقابل كمپانى‏داران و سرمايه‏داران صهيونيستى فرش قرمز پهن كنند تا به ايران بيايند و سرمايه‏گذارى كنند! انسان از چپ‏ترين ايده ماركسيستى، به افراطى‏ترين ايده دست راستىِ اقتصادى متحوّل شود؛ اسمش را هم تجديدنظر بگذارد!

اين تجديدنظر نيست؛ اين هُرهُرى مسلكى است. آن روز افراط بود، امروز هم افراط است. وجود اين آدمهاى تجديدنظرطلب در برخى از دستگاههاى گوناگون، اسباب زحمت و خطر است. اگر در دانشگاه باشند، ضرر مى‏رسانند؛ اگر در دولت باشند، ضرر مى‏رسانند؛ اگر در مجلس باشند، ضرر مى‏رسانند؛ هرجا و در هر نقطه‏اى باشند، ضرر مى‏رسانند. ))

 از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جوانان استان اصفهان- ‏12/8/1380

دولت دوم میرحسین موسوی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:19  توسط محمدجواد اخوان  | 

چه کسانی جام زهر را به امام (ره) نوشاندند؟

یکی از ابهام آمیزترین مسائل در خصوص چرایی پایان جنگ تحمیلی، مسأله علل پذیرش قطع نامه از سوی حضرت امام (ره) است. نگاهی به دیدگاه های امام (ره) آن است که ایشان در مقطع پذیرش قطع نامه در شرایط سختی به سر می برده اند که بنا بر مصالحی بسیاری از ناگفته ها آن روزها با مردم در میان نگذارده اند.

 

محسن رضاییسیدمحمد خاتمیهاشمی رفسنجانی

میرحسین موسوی

 

 

 

 

 

ایشان در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر فرمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند:

«اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود.اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.» (1)

مطالعه پیام امام موید این نکته است که پذیرش قطع‏نامه و آتش بس، به مثابه نوشیدن جام زهر برای حضرت امام(ره) بود که او تنها به خاطر رضای خداوند، حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامی، آن را با جان و دل پذیرا شد. در پیام چنین آمده است:

«... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ‏ام».(2)

«فرزندان انقلابي ام! اي کساني که لحظه اي حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد! شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. مي دانم که به شما سخت مي گذرد ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟ مي دانم که شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست، مگر براي اين خادمتان اين گونه نيست؟ ولي تحمل گنيد که خدا با صابران است. بغض و کينه انقلابي تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد که پيروزي از آن شماست.»

به راستی چه عاملی امام راحل را (ره) – که ایشان هم بنابر مصالح آن را ذکر نمی کنند- مجبور به پذیرش قطع نامه کرد؟ به راستی چه کسانی جام زهر را به ام نوشاندند؟

در خصوص چرایی این موضوع روایت های گوناگونی از مسئواین وقت سیاسی و نظامی مطرح شده است. اما نگاه رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) -که آن روزها در کسوت رییس جمهور بودند-  از همه نقل ها دقیقتر و صحیح تر به نظر می رسد.

معظم له می فرمایند: « قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به خاطر اين فشارها[ی خارجی] نبود. [پذیرش] قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتي بود که مسؤولين آن روزِ امورِ اقتصادي کشور، مقابلِ روي او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمي‏کشد و نمي‏تواند جنگ را با اين همه هزينه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذيرفت. پذيرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهديد امريکا نبود؛ به خاطر اين نبود که امريکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امريکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مي‏کرد. وانگهي؛ اگر همه دنيا در امر جنگ دخالت مي‏کردند، امام رضوان‏اللَّه عليه، کسي نبود که رو برگرداند. بر نمي‏گشت! آن، يک مسأله داخلي بود؛ مسأله ديگري بود.» (3)

اما به راستی کدام کارشناسان و مسئولان امام را متقاعد به پایان جنگ نمودند؟

بررسی مستندات و خاطرات برخی مسئولین سیاسی نظامی وقت حکایت از نامه هایی دارد که در مقطع قبل از پذیرش قطع نامه  از سوی برخی مسئولین برای امام فرستاده شده بود.

در مهرماه 1385 متن نامه منتشر نشده ای از امام خطاب به مسئولین کشور از سوی دفتر هاشمی رفسنجانی –که در ایم پذیرش قطع نامه در مسئولیت جانشینی فرماندهی کل قوا بود- در رسانه های جمعی انتشار یافت. مطالعه این نامه بخشی از ناگفته های نوشاندن جام زهر را روشن می سازد.

حضرت امام در این نامه به طور مشخص از سه مسئول نام می برند که در نامه های خود تلاش نموده اند تا امام را به پذیرش قطع نامه متقاعد سازند.

1-      فرمانده وقت سپاه؛ محسن رضایی

2-      نخست وزیر؛ میرحسین موسوی

3-      مسئول وقت تبلیغات جنگ؛ سیدمحمد خاتمی

البته شایان ذکر است نقش اصلی انتقال این نامه ها را شخص مسئول وقت کل جنگ –هاشمی رفسنجانی-  داشته است

امام (ره) در خصوص نقش نامه محسن رضایی می فرمایند: « با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه یكی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است كه بعد از شكست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده كل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یكی از معدود فرماندهانی است كه در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسائل خنثی كننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نكاتی از نامه فرمانده سپاه كه در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می‌شود.»

رضایی هم چنین در این نامه نوشته بود: «تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسائلی كه در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های لیزر و اتم -كه از ضرورتهای جنگ در آن موقع است-، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.»

امام (ره) هم چنین آورده اند که: «وی می‌گوید قابل ذكر است كه باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا كند، او آورده است البته آمریكا را هم باید از خلیج فارس بیرون كنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست

امام در خصوص نامه میر حسین موسوی نیز می فرمایند: « آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را كه در شكستهای اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.»

هاشمی رفسنجانی نیز بعد ها در مصاحبه ای با تأیید این مسأله اعلام نمود: «دولت مهندس میرحسین موسوی در آن موقع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست»(5)

و امام البته ابه نامه مسئولات تبلیغات جنگ نیز اشاره می کند. «مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا كه مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.»

محسن رضایی در توضیح این امر به نامه سید محمد خاتمی – که در آن مقطع وزیر ارشاد و با حفظ سمت معاون فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا و مسئول تبلیغات جنگ بود- می گوید: «نامه آقای خاتمی، حكایت از آن داشت كه بسیجی‌ها و مردم به جبهه نمی‌روند و ما در جبهه نیرو كم داریم.»

والبته محسن رضایی به نقش هاشمی رفسنجانی به عنوان برنامه ریز اصلی این ماجرا اشاره می کند، که نامه خود او و  نامه میرحسین موسوی و نامه سیدمحمد خاتمی و نامه تعدادی از دیگر فرماندهان نظامی را به نزد امام برده و ایشان را به پذیرش قطع نامه متقاعد می سازد: «آقای هاشمی هم این نامه هم چند نامه دیگر از جمله آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد گفته بود كه نظامیان این گونه می‌گویند و مسؤولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گویند پول نداریم. شما تكلیف را روشن كنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت كردند».

و در نهایت سخن هاشمی هم این است که: «وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط ما جنگ را به پایان رساندیم.»

اما واقعیت ماجرا چیست؟

در این نکته مثلث سه گانه (خاتمی، میرحسین و محسن رضایی) و در با هماهنگی هاشمی رفسنجانی با ارسال نامه به امام ایشان در محذور قرار داده و مجبور به نوشیدن جام زهر نموده اند شکی وجود ندارد. اما بررسی تحلیلی تاریخ مقاطع انقلاب، نشان دهنده آن است که کشور در سال های پایانی دهه شصت در شرایط خاصی به سر می برده است که بسیاری از رویدادهای مرتبط با آن بر نتیجه جنگ اثر گذاشته است.

اختلافات داخلی حزب جمهوری اسلامی که منجر به انحلال این حزب شد، مناقشات درونی تشکل های روحانی هم چون جامعه روحانیت مبارز که در پی آن عده ای هم چون کروبی، خاتمی و... اقدام به انشعاب از آن و تشکیل مجمع روحانیون مبارز بدون تردید تأثیرات منفی شگرفی بر روحیه رزمندگان اسلام داشته است.

انتخابات دوره سوم که یکی از جنجالی ترین انتخابات دهه شصت می باشد، در مقطع سرنوشت ساز جنگ یعنی اوخر سال 66 و اوائل 67 مصادف شده بود بلواهای شخصی هم چون محتشمی پور (وزیر وقت کشور) بر ر نظارت شورای نگهبان که سرانجام با دخالت و وساطت امام به پایان رسید، این سوال را در ذهن بسیاری از رزمندگان جبهه شکل می داد که به راستی دعواهای انتخاباتی در تهران در زمانی که کشور دچار جنگ است با چه هدفی دنبال می گردد؟

در سخت ترین شرایط جنگ (نیمه دوم جنگ) که با دور دوم نخست وزیری میرحسین موسوی مصادف بود باج خواهی سیاسی نخست وزیر و اطرافیانش از رییس جمهور وقت –مقام معظم رهبری- که عمدتا به بهانه حمایت امام از دولت انجام می گرفت و پس از آن که با پایداری رییس جمهور بر مواضع اصولی مواجه می شدند به استعفاهای مکرر روی می آوردند، همه و همه جنگ را به شرایط نامعلومی سوق می داد.

از همین رو بود که امام راحل (ره) در مقابل آخرین استعفای میرحین واکنش تندی از خود نشان دادند:«جناب آقای موسوی ، نخست وزیر محترم ... نامه استعفای شما باعث تعجب شد. حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید... در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست ... همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند... مردم ما از اینگونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند ، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.»(6)

از سویی نکته ای که در خصوص ادعای نخست وزیر مبنی بر خالی بودن خزانه مطرخ است، آن است که برای مدیران دولت موسوی از ماه ها پیش از نگارش نامه به امام قابل پیش بینی بود که خزانه کشور به زودی به انتها خواهد رسید؛ این ها که امروز مدعی ماجراجو و غیر کارشناس بودن دولت نهم هستند، آن روز چرا در زمانی که فاو در دست ایران بود نامه به امام ننوشتند تا بگویند تا چند ماه آینده خزانه خالی خواهدشد؟ بدون تردید اگر ایران قع نامه در شرایطی که فاو را از دست نداده بود می پذیرفت، در مذاکرات آتش بس جایگاه محکمتر و مناسب تری می یافت.

این مسئله را می توان تنها به ماجراجویی دولت رادیکال مهندس موسوی تعبیر کرد تا آن که پس از شکست فروردین ۶۷ و از دست دان فاو، مدیران ماجراجوی دولت موسوی دریافتند که دیگر شکست صدام محال است...  

آری امام هیچ گاه تحت تأثیر ترس و واهمه برخی مسئولان و کارشناسان از موض اصولی خود که بارها تأکید کرده بود که «اگر جنگ بیست سال هم طول بکشد؛ ما مرد جنگیم» کوتاه نمی آمد و آن چه موجب شد تا امام (ره) از موضع خود کوتاه آیند و جام زهر را بنوشند، گزارش های جهت دار برخی مسئولان و کارشناسان بود.

نکته ای بارها امام و مقام معظم رهبری به مسئولان و کارگزارن نظام هشدار داده اند در خصوص برخی گزارش های غلط کارشناسی است که با هدف سیاسی تدوین می گردد. هم چنان بود که رهبر معظم انقلاب چهار سال پس از پذیرش قطع نامه در دیداری با نمایندگان مجلس بدان اشاره کردند:  «البته كارشناس را بايد بشناسيد. هر كارشناسى مورد اعتماد نيست. اى بسا كارشناسانى كه مسؤولين بالا را گمراه كردند! ما در اين چند سال، اينها را ديده‏ايم. اينها جزو تجربيّات ماست؛ كه كارشناسى، راهى را جلوِ نماينده مجلس يا مسؤول مى‏گذارد كه به وسيله آن، واقعيتى را واژگونه و غلط به او معرفى مى‏كند. اين‏طور نيست كه شما بتوانيد به هر كارشناسى اعتماد كنيد. كارشناس بايد شناخته شده باشد؛ بايد مورد اعتماد باشد؛ بايد به انگيزه و عشق اسلامى و انقلابى و ميهنى او، اطمينان حاصل شده باشد و بدخواه نباشد.»(6)

اکبر هاشمی رفسنجانی- امروزمیرحسین موسوی - امروزسیدمحمد خاتمی - امروزمحسن رضایی - امروز

 

آری! جام زهر امام نوشاندند تا جنگی که دیگر رغبتی برای ادامه آن را نداشتند، را پایان دهند، غافل از این که بسیجیان حقیقی خمینی کبیر تا آخرین قطره حاضر بودند از این راه دفاع کنند.

نکته اساسی دیگری که اشاره بدان خالی از فایده نیست، شباهت وضع فعلی ما با شرایط پایان جنگ است امروز نیز عده ای گویا با یکدیگر پیمانی پنهانی بسته اند که در مسائل سرنوشت ساز انقلاب جام زهر را به رهبر معظم انقلاب بنوشانند و ایشان را وادار به کوتاه آمدن از مواضع اصولی در قضایی آمریکا، پرونده هسته ای، مسئله فلسطین و مقاومت و... نمایند.

گویا تنها مانع آن ها شخصی است به نام احمدی نژاد که در مقابل همه زیاده خواهان دنیا می ایستد، و این مانع باید برداشته شود؛ پس در آن مقطع بهانه نگاه کارشناسی بود و این برهه مسئله رأی مردم!

و جالب آن که نام ها نیز در هر دو مسئله یکی است. گویا همان ها که در نوشاندن جام زهر به امام هم پیمان شدند، این بار نیز در انتخابات دهم، سناریوی دیگری برای جام زهر ترتیب داده اند.

مبادا که ما نیز امام خویش را تنها گذاریم...

 

پاورقی:

۱) نامه امام به مسئولان در خصوص پذیرش قطع نامه، سایت آفتاب، 7 مهر 1385

2) صحیفه امام ج ۲۱ ص۹۲

3) بيانات مقام معظم رهبرى‏در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره) ۱۳۷5/۰۳/۱۴

4) سایت آفتاب، 7 مهر 1385

5) صحیفه امام - جلد 21 - صفحات 123 و 124.

6) بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار نمايندگان دوره چهارم مجلس شوراى اسلامى20/3/1371 

پیوست:

متن نامه محرمانه امام (ره) به مسئولان در خصوص پذیرش قطع نامه + تصویر

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:15  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت پنجم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

 

پروژه تخریب جایگاه ولایت فقیه و ارزشها

مجادله هاي سياسي پس از خرداد 1376 جنس متفاوتي با موضوعات اختلاف سلايق جناح ها در سال هاي قبل داشت. درست است كه تئوري پردازي براي تغيير مباني سياسي نظام جمهوري اسلامي در برخي از محافل و مطبوعات شبه روشنفكري از چند سال قبل آغاز شده بود، اما رخداد دوم خرداد، اين توهم را براي صاحبان آن انديشه ها به وجودآورده بود كه اكنون زمان تحقق آن آرزوهاي دست نيافتني فرارسيده است!

حاج فرج لله دباغنزديك دو ماه از اين انتخابات مرحله ساز گذشته بود كه عبدالكريم سروش در مقاله اي باعنوان «صراط هاي مستقيم ؛ سخني در پلوراليسم ديني مثبت و منفي» در مجله كيان شماره 36 ، همان ادعاهايي را درباره قرآن به ميان كشيد كه ده سال بعد به صورتي آشكارتر مطرح ساخت. او با بيان اين كه « آنچه كه به ما رسيده ( كتاب و سنت) نه همه آن است كه مي توانست باشد و نه خالي از آن است كه مي بايست باشد.» مدعي شد در صورت ادامه حيات پيامبر (ص) حجم قرآن بيشتر مي شد و نيز نوشت:« اينها همه نشان مي دهد كه دين وقتي وارد تاريخ مي شود تا چه حد تاريخي و بشري مي شود و تا كجا تحت تصرفات ذهني و عملي آدميان قرارمي گيرد و چه حجاب ها و غبارها بر آن مي نشيند و چه قطعه ها از آن بريده يا بر آن افزوده مي شود.» سروش سپس چنين تكان دهنده نتيجه گيري كرده بود:« برديني اين چنين نه بار بسيار مي توان نهاد و نه به نام آن كارهاي بسيار مي توان كرد. اين فروتني و كم ادعايي است كه همنشيني و هم سخني را مطبوع و ميسر مي سازد و راه را بر تحقق پلوراليسمي انساني و ديني مي گشايد.» او در اين مقاله آب پاكي را روي دست همه ريخت:« نه تشيع و نه تسنن و نه ديگر فرق و نه مسيحيت و ديگران هيچ كدام حق محض نيستند... اين نكته بديهي و منطقي اولا حق را از رنگ وارنگ غربي و شرقي و ارتجاع و مترقي نجات مي دهد و حق جويان را براي تحصيل و التماس حق از روي آوردن به هيچ قبله ودرگاهي منع نمي كند و ثانيا حق شناسان را به موزون كردن مستمر «حق» خويش با «حق هاي » ديگر امر و دعوت مي كند.»

بدين ترتيب سروش با شليك كردن به نقطه كانوني تمام اعتقادات اسلامي پنداشته بود كه به حكم « چو صد آمد نود هم پيش ماست» طومار مباني سياسي نظام را در هم پيچيده است! وي با ادعاي تكيه محض فقيهان شيعه در اثبات ولايت فقيه به روايتي كه جمعي در ثقه بودنش شك داشته اند، اين پايان رجزگونه را براي مقاله اش رقم زده بود:« كثرت ديني اگر به ده برهان مطلوب و مقبول است كثرت فرهنگي و سياسي به صد زبان و بيان قابل تاييد و توصيه است.... هيچ گاه بانگ تاريخ رساتر از اين شنيده نشده است: كثرت ها در خانه اند براي آنها جا بگشاييد، تا صاحب خانه بمانيد و گرنه آنها جا را بر شما تنگ خواهند كرد.»

 اندكي بيش از يك سال بعد از چاپ اين مقاله، عباس عبدي عضو شوراي سردبيري روزنامه «سلام» در يك اردوي دانشجويي انجمن اسلامي دانشكده فني درباره ريشه اختلافات جناحي اين گونه به صراحت سخن گفت:« اختلاف اساسي ما اين است كه در اين مملكت يا دين حكومت مي كند يا آدم ها كه به اعتقاد من امكان ندارد كه دين حكومت كند.چون وجود خارجي ندارد مگر از خلال درك ما و اعتبار آن مي تواند  [به]  راي اكثريت باشد... من خود شخصا حاضر نيستم قوانين موجود را به اعتبار اين كه قانون مذهب است رعايت كنم چون آن را از طريق ديگري مي فهمم. من اين قوانين را به همان دليل رعايت مي كنم كه اگر به تركيه رفتم قوانين آن كشور را رعايت مي كنم و اگر به آمريكا هم بروم بايد قوانين آنجا را رعايت كنم.»

 وقتي اعتبار آنچه به عنوان دين مبين اسلام ملاك عمل جامعه اسلامي است، قرار بود اين گونه مورد خدشه واقع شود، بديهي بود كه با تكيه بر فضاي هيجان زده آن روزها، اصل مقدس ولايت مطلقه فقيه نيز آماج كينه جويانه ترين سخنان واقع شود. براي اين منظور قاعدتا بايستي افرادي با ويژگي شخصيتي پرخاشگري و زخم خوردگي از نتايج رفتارهاي افراطي گذشته خويش به ميدان فرستاده مي شدند. اكبر گنجي در اجتماعي كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم پزشكي شيراز ترتيب يافته بود با بيان اين كه «جامعه مدني ولايت مطلقه را نمي خواهد. حتي ولايت را نمي خواهد، چه رسد به مطلقه » گفت:« ما احتياج به رهبر نداريم. مگر مردم يتيم اند كه پدر بخواهند. فاشيست ها به دنبال پدر مي گردند. انبيا مي گفتند چگونه خدا را بايد رهبر كرد. نمي گفتند مطيع رهبر باشيد. فاشيست ها مي گويند بايد مطيع رهبر بود. ما از ولايت كه حرف مي زنيم مثل اين است كه بگوييم در زمين خدايان متعددي داشته باشيم...  با رهبريت مي خواهند كل جوامع بشري را از بين ببرند. اينها رهبر اسلام را به همه تحميل مي كنند. تحميل جبارانه. خدمتگزاري قدرت جباري كه در راس قدرت قرارگرفته است . همه چيز در پيشوا يعني هيتلر ذوب مي شود

اکبرگنجیاو با لحني بغض آلود نسبت به رزمندگان هشت سال دفاع مقدس اظهار داشت:« افراد فاشيست، اقتدارطلب، پرخاشگران و آدم هاي ناكام بعد از جنگ چون شكست خوردند وعده هايي كه رهبر به آنان داده بود عملي نشد ناكام ماندند سرخورده شدند، مي بينند اعلاميه هاي آنان سرشار از آه و ناله است، حاكي از نامرادي و شكست است دست به خشونت مي زنند، آدم مي كشند. از تهاجم فرهنگي حرف مي زنند. اينها و رهبران آنها قول فتح كربلا را دادند. اما ناكام ماندند.»

گنجي، مدير مسئول نشريه موسسه فرهنگي صراط بود كه بر پاي صورت جلسه هاي آن امضاي فردي به نام حسين حاج فرج الله دباغ -كه در بيرون از شناسنامه به نام عبدالكريم شناخته مي شود- به عنوان عضو اول هيئت امنا در كنار محمد تقي بانكي -عضو کابینه میرحسین موسوی- و ... نقش بسته بود. بدين ترتيب اظهارات اين دو هم محفل- گر چه يكي در لفاف لفاظي هاي مودبانه پوشيده و ديگري جامه حيا را دريده بود- نشان مي داد كه تقسيم كاري براي ستيز با اصل ولايت فقيه بين آنان صورت گرفته است. به زعم آن ها با فرو ريختن خاكريز و تابوي اعتقادات مردمي زمينه به صحنه آمدن كساني را كه سال ها پيش از استحاله فكري امثال اكبرگنجي به خاطر اعتقاد به همين نظرات از خشم مردم، كنج انزوا يا فرار را اختيار كرده بودند فراهم خواهدساخت و پر شدن فضاي افكار عمومي و خصوصا محيط هاي مستعدي مثلا دانشگاه ها و مطبوعات از اين داعيه ها به سرعت مي تواند به فروريختن پايه هاي اعتقادي نظام اسلامي در ذهن و دل مردم منجر شود. در اواخر سال 1376 « كانون » نشريه شاخه دانشجويي نهضت آزادي در دانشگاه تهران، مصاحبه اي را با يكي از فرزندان مرحوم دكتر شريعتي انجام داد كه از سال 60 به دليل همراهي با منافقين از كشور گريخته و در غرب به سر مي برد. او در اين مصاحبه مدعي شده بود :« نظريه ولايت فقيه عبارت است از مجموعه قوانين و دستورات كه از 13 قرن پيش تا به حال دست نخورده و همه بحران هايي كه اكنون شاهد آن هستيم ريشه در اين تفكر يعني در فقه دارد.» در آن زمان از ديدگاه «احسان شريعتي» حكومت طراز اسلام «حكومتي دموكراتيك و به يك معنا لائيك» بود. ( و جالب است كه حتي پدر او مرحوم دكتر شريعتي در بحث امت و امامت نظام دموكراسي را بشدت نقد كرده است.)

اگر در محافل داخلي نهضت آزادي اين موضوع با جديت پيگيري مي شد به دليل سوابق ديرينه مخالفت اين گروهك با ولايت فقيه جاي تعجبي وجود نداشت. اما وقتي همين صدا از تريبون انجمن اسلامي دانشجويان شنيده مي شد اراده اي را در مجموعه اي كه هنوز خود را خط امامي مي خواند، مي شد جست وجو كرد كه از قضا هدم اساسي ترين ميراث امام (ره) را به عنوان هدف انتخاب كرده بود. درجلسه انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد يكي از اعضاي اين انجمن گفته بود: «اگر تمامي 22 ميليون نفري كه به متفكر بزرگ جناب آقاي خاتمي راي داده اند و همچنين شخص ايشان با سرعت 120 كيلومتر هم حركت نمايند، ناگهان با سد محكمي كه در قانون اساسي است برخورد مي كنند كه بايد استپ كنند و آن سد هم اصل پنجم قانون اساسي و ولايت فقيه است كه بايد مورد بازبيني واقع شود و به راي مردم گذارده شود. اگر مردم آن را نپذيرفتند حذف شود و اگر هم پذيرفتند بايد تبعات آن را پذيرا باشند.» ممكن است گفته شود اين حد از افراط از هيجان جواني گويندگان آن، در فضاي غرورآور و اغواكننده پس از دوم خرداد ناشي شده بود. اما روزنامه سلام كه در راس آن فردي مثل آقاي سيد محمد موسوي خوئيني ها قرارداشت در يك موضعگيري رسمي و بدون واسطه در روز( 12/9/76 )اعلام كرد كه به نظر پيروان برداشتي از ولايت فقيه : كه همواره اين روزنامه از آن حمايت كرده بود- مردم مي توانند محدوديت زماني براي حكومت ولايت فقيه قرار دهند.

در آن روزها نشريات ضد انقلاب خارج كشور از جبهه ملي و كيهان سلطنت طلب و گروهك مشروطه خواهان گرفته تا فداييان خلق پر بود از طرح اين ايده كه بايستي همه نيروهاي سياسي را در داخل و خارج براي مبارزه با اصل ولايت فقيه بسيج كرد. اظهارات هنري پرشت مسئول ميز ايران در وزارت خارجه دولت حزب دموكرات ( كلينتون) حجت را بر همه كساني كه درباره منشا اصلي اين موج دچار ترديد بودند تمام مي كرد:« اگر موجي كه در مطبوعات اصلاح طلب با تز امكان ارتباط با آمريكا شروع شد و اكنون به ترديد در اساسي ترين وجوه انقلاب ايران مشغول است بتواند از حريم روحانيت عبور كند و از آن طريق، ولايت فقيه را بركشتي ترديد سوار كند بار سنگيني از دوش آمريكا برداشته خواهد شد. اين بار سنگين همان است كه امروز ايران را از غرب دور نگه داشته و امكان صلح با اسرائيل را تا حد صفر تنزل داده است.»

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت چهارم)

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:24  توسط محمدجواد اخوان  | 

اندر باب گفتمان اصولگرایی مصلحتی(!)

 

اصولگراییاصلاح طلب؛ اصولگرا، اصولگرای اصلاح طلب و اصلاح  طلب اصولگرا و... و ده ها واژه دیگر که امروزه برای معرفی و شناخت جریانات سیاسی به کار می رود، همه و همه واژه هایی هستند که در عین آنکه از نظر معنای تحت اللفظی واضح هستند، اما شناخت مفهوم حقیقی آن، نیازمند بررسی و مداقه بیشتر در رفتار جریانات سیاسی است.

در هنگامه های نزدیک تر به انتخابات، علی الخصوص انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهای انتخاباتی خود را پیروی یکی از جریانت مطرح معرفی و یا آن که ترجیح می دهند به عنوان نامزد متقل در صحنه حضور یابند.

شكل گيري آرايش و صف بندي سياسي در ايران با عنوان جريان اصولگرا و جبهه اصلاحات يا جريان اصلاح طلبي، به دهه سوم انقلاب و مشخصاً به انتخابات دوم خرداد سال 76 و حوادث سياسي بعد از آن برمي گردد. با انتخاب سيدمحمد خاتمي در خرداد 1376 به عنوان رئيس جمهور، جبهه دوم خرداد متشكل از احزاب و گروه هاي سياسي و اصلاحات، در نهايت به جبهه اصلاحات تغيير نام داده شد و جريان اصلاح طلبي اين گونه شكل گرفت. تا پيش از اين جريان هاي سياسي عمده در كشور با عناويني چون جريان ديني، اسلامي و يا مذهبي، جريان ملي گرا، جريان ليبرال، جريان چپ ماركسيست، جريان التقاط و جريان روشنفكري نامگذاري و اصول، مباني، ديدگاه ها و مواضع هر يك مورد بررسي و تحليل قرار مي گرفت. هر يك از اين جريان ها در درمان خود داراي طيف ها و جناح هاي خاص بوده و بر همين اساس جريان اسلامي پيرو خط حضرت امام (ره) در سال هاي پاياني عمر با بركت آن عزيز سفر كرده، با انشعاب مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز، رسماً به دو جناح چپ و راست تقسيم شد. از آن تاريخ به بعد و با توجه حذف جريان هاي ملي، ليبرال، چپ ماركسيست و التقاط از صحنه سياسي كشور در دوران حضرت امام (ره)، رقابت هاي انتخاباتي در كشور عمدتاً بين دو جناح اصلي از جريان ديني و مذهبي، يعني جناح چپ و جناح راست انجام مي گرفت و در همين راستا، انتخابات دوم خرداد سال 1376 در ظاهر رقابتي بود كه بين آقاي خاتمي عضو برجسته مجمع روحانيون مبارز و كانديداي جناح چپ و آقاي ناطق نوري عضو برجسته جامعه روحانيت مبارز و كانديداي جناح راست انجام گرفت. پس از دوم خرداد 1376 بود كه جبهه دوم خرداد با محوريت خاتمي شكل گرفت. نكته قابل توجه اينكه در سال 1376 جناح چپ ابتدا قصد داشت ميرحسين موسوي را به عنوان كانديداي خود به صحنه آورد، لكن موسوي نپذيرفت و در نهايت خاتمي كانديداي جناح چپ در آن انتخابات شد و پيروز گشت. موسوي در پاسخ به سوال اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين كه چرا شما در سال 76 درخواست گروه هاي چپ را براي حضور در صحنه انتخابات رد كرديد و اكنون در حالي كه خاتمي اعلام حضور كرده، شما هم كانديداي انتخابات شديد، مي گويد: «علت عدم حضور در سال 76 آن بود كه در آن سال شخصي همانند خاتمي در صحنه حاضر بود. او شخصيتي ناشناخته بود و مي دانستم كه رأي آوري بيشتري دارد و مطمئن بودم كه رأي خواهد آورد؛ ضمن آنكه مدت كوتاهي هم از فاصله گرفتن من از قدرت گذشته بود و فرصت براي خاتمي مهياتر بود...»

بنابراين مي توان گفت، جريان چپ در سال 76 نظر به موسوي داشت، لكن موسوي نگران رأي نياوردن خود بود و خاتمي را از جهت رأي آوري به دليل ناشناخته بودن بر خود ترجيح داد. با پيروزي خاتمي در ظاهر جناح چپ پيروز صحنه انتخابات شد، لكن از همان ابتدا جبهه دوم خرداد با شعارهايي با ماهیت لیبرالیستی همچون «جامعه مدني» و «توسعه سياسي» شكل گرفت و مجموعه اي از حوادث و رخدادهاي سياسي به وقوع پيوست كه نشان داد ماهيت جبهه دوم خرداد، بسيار متفاوت از ماهيت جناح چپ سابق و در زمان حيات حضرت امام (ره) مي باشد.

يكي از اين حوادث برداشته شدن و يا كم رنگ شدن خطوط و مرزهاي اعتقادي-سياسي مجموعه هاي اصلي جناح چپ مانند سازمان مجاهدين، دفتر تحكيم وحدت و كارگزاران با جريان هايي چون ملي گراها، ليبرالها و التقاطيون بود. بر همين اساس در جبهه دوم خرداد با گذشت زمان عناصر اين جريان هاي مخالف نظام ديني و ولايي و خط امام (ره) وارد شده و بسياري از رويكردها و عملكردهاي جبهه يا جريان نوظهور دوم خرداد با محوريت آقاي خاتمي در حوزه هاي مختلف و در پوشش شعارهايي چون جامعه مدني، توسعه سياسي و در نهايت اصلاحات، خبر از ورود به عصر تازه اي مي داد كه از آن عده اي با عنوان پايان انقلاب ياد كرده و افرادي چون «اكبر گاف(!)» در حاشيه كنفرانس برلين در مصاحبه با مجله اشپيگل آلمان با صراحت اصلاحات در حال انجام ايران را اينگونه تشريح كرد: «اصلاحاتي در ايران در حال انجام است... يعني از اين پس بايد [امام] خميني را درموزه تاريخ جست و جو كرد

 البته تنها این مورد نیست. صدها مطلب در روزنامه هاي دوره اصلاحات و در همايش ها، سخنراني ها و مصاحبه ها بيان گرديد كه نشان مي دهد جبهه دوم خرداد از اصول اساسي انقلاب و نظام ديني عبور كرده و در تلاش است تا اصول و مباني يك نظام غير ديني و سكولار مبتني بر انديشه هاي ليبراليسم را در كشور تئوريزه كند.

چنين رويكردي از سوي جبهه دوم خرداد با محوريت خاتمي و احزاب و گروه هايي چون سازمان مجاهدين، حزب مشاركت، كارگزاران، تحكيم وحدت، مجمع روحانيون مبارز و ... هم جريان مخالف نظام ديني در داخل كشور را براي پيوستن به اين جبهه وسوسه كرد و هم دشمنان انقلاب اسلامي و در رأس آنان آمريكايي ها را خوشحال ساخت و آنان را براي متوقف گشتن روند انقلاب اسلامي اميدوار ساخت.

در چنین شرایطی زمانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتمان عدالت خواهی را در جامعه مطرح نمودند، گروهی از تشکل های دانشجویی مسلمان با پیگیری تفکر عدالت محور خواستار بازگشت به اصول و شعارهای اصیل انقلاب شدند. به تدریج گفتمان اصولگرایی عدالتخواهانه، به گفتمان غالب جامعه تبدیل شد. این گفتمان جدید به تعبیر مقام معظم رهبری دارای شاخصهای«1-ایمان و هویت اسلامی و پایبندی به آن 2- عدالت 3- حفظ استقلال سیاسی 4- تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی 5- جهاد علمی 6- تثبیت و تأمین آزادی و آزاد اندیشی 7- اصلاح و تصحیح روش ها 8- شکوفایی اقتصادی» است. در طی چندسال  می توان نتایج اقبال مردم به گفتمان اصولگرایی را ادر انتخابات شورای دوم شهر و مجلس هفتم مشاهده کرد.به هر حال دوران هشت ساله جريان دوم خرداد يا جريان اصلاحات سپري شد و اصولگرايان با رأي مردم به قدرت رسيدند و جريان دوم خرداد به حاشيه رفت.

اکنون به نظر می رسد، اين جريان تصميم گرفته فرصت انتخابات دهم براي بازگشت به قدرت شانس خود را امتحان کند. همه طيف هاي جبهه دوم خرداد براي رسيدن به چنين پيروزي بسيج شده اند و اختلافات آن در اين است كه با چه كسي اين پيروزي حاصل مي شود. ابتدای امر مجموعه هاي افراطي و گردانندگان اصلي جريان دوم خرداد طي هشت ساله اصلاحات، يعني سازمان مجاهدين و مشاركت بر اين اعتقاد بودند كه اين پيروزي با خاتمي حاصل مي شود. اما شخص خاتمي نسبت به پيروزي در انتخابات ترديد جدي داشت. شدت و حدت این تردید را در جمله معروف «يا من مي آيم يا موسوي» می توان دید. خاتمي اعلام حضور كرد و پس از چند سفر استاني دريافت كه گفتمان رایج جامعه روی خوشی به او نشان نخواهد داد. پس خاتمی از دور رقابت ها کنار کشید و نفع موسوي انصراف داد. در سوی دیگر موسوي اعلام حضور كرده بود که با اين هدف كه برخلاف سال 1376، در شرايط كنوني امكان رأي آوري او در جريان دوم خرداد، بيش از هر كس ديگر بود. خاتمي در مورد موسوي مي گويد: «اگرچه موسوي بخشي از آراي من را ندارد، لكن آراي بخشي از جريان اصولگرا را دارد!»

دقت در مفهوم اين جمله نشانگر حقیقتی بسیار ژرف در تاکتیک نامزد جناح دوم خرداد است. موسوي چه نوع شخصيتي دارد كه از هر دو جبهه اصلاح طلبي و اصولگرايي مي تواند رأي جمع كند و بر همين اساس به پيروزي اميدوار است. موسوي بالاخره اصولگرا است يا آن که در ذیل اردوگاه دوم خرداد تعريف مي شود؟ موسوي خود با صراحت مي گويد: «اصلاح طلبي هستم كه اصول را گم نمي كنم!» آيا اصلاح طلبي به معناي مفهوم حقیقی اصلاح و اصلاحات – که حضرت سیدالشهدا (ع) داعیه دار اصلی آن بود- ، یا به معناي جريان تجدیدنظرطلب که از سال های پایانی دهه شصت و ابتدای دهه هفتاد آرام آرام تکوین یافت و  دوم خرداد سال 1376 قوه مجریه را به دست گرفت، مي تواند با اصولگرايي در يك فرد جمع گردد؟

موسوي با صراحت مي گويد به اينكه مشاور ارشد خاتمي بوده، افتخار مي كند و در دوره اصلاحات هيچ دغدغه اي نداشته است و دوران خاتمي را يك دوران درخشان ارزيابي مي كند. اين نزديكي هاي موسوي نسبت به دوران دوم خرداد -كه در آن تمامي اصول اساسي انقلاب و نظام اسلامي به چالش كشيده شد-، چگونه با رويكردهاي اصولگرايي قابل جمع است؟ آيا اين يك تناقض نيست؟ اگر هست، چرا؟ شايد بتوان گفت، اين تناقض را بايد پذيرفت تا در يك وضعيت غيرشفاف از همه طيف هاي جامعه رأي جمع آوري كرد و پيروز صحنه انتخابات شد!

البته پرسشی که مطرح است؛ آيا كسي كه دم از حضرت امام (ره) و ارزش هاي انقلاب اسلامي مي زند، با هر پيشينه و سابقه اي كه دارد، آيا اكنون در نظر و عمل كاملاً به راه و خط امام (ره) پاي بند است و الزامات حركت در مسير حضرت امام (ره) را مي پذيرد و تبعات آن را به جان مي خرد. اكنون براي همه انسان هاي با بصيرت و پيرو ولايت روشن است كه سازمان مجاهدين و مشاركت چه نسبتي را به خط امام (ره) پيدا كرده اند. سخنان آغاجري در همدان و حمايت مشاركت و مجاهدين از اين فرد، افكار و انديشه هاي حداقل چهره هاي اصلي اين گروه ها را نسبت به مسائل اساسي انقلاب مشخص مي سازد. آغاجري در همدان به مردم و مراجع تقلید اهانت كرد و به دنبال آن جامعه مدرسين حوزه علميه قم با صدور بيانيه اي، مشروعيت ديني سازمان مجاهدين را زير سوال برد. چگونه است كه موسوي خود را يك اصولگرا معرفي مي كند، لكن در ملاقات با اعضاي مركزي سازمان مجاهدين مي گويد: «انتظارم آن است كه شما همگي و به طور صريح و كاملاً شفاف حمايت خود را از من اعلام كنيد. از شما حمايت صددرصدي و نه بيانيه اي و روي كاغذ مي خواهم و از اين رو شما بايد به طور جدي براي حمايت از من وارد گود شويد چرا كه افكار و انديشه هاي من با شما كاملاً نزديك است و هدف نيز بايد پيروزي در نظر گرفته شود.» موسوي با توجه به برخي از ترديدها نسبت به خودش از اينكه در كانون اصلاح طلبي قرار دارد يا نه، خطاب به سران مجاهدين مي گويد: «اينكه برخي اعلام مي كنند با شكست ميرحسين به دليل وجود خاتمي، اصلاحات همچنان زنده خواهد ماند و براي انتخابات بعدي كار خواهيم كرد به شدت اشتباه است و با شكست من كل اصلاحات شكست خواهد خورد.»

بنا بر آنچه گفته شد، موسوي هر چند به ظاهر طي 20 سال از عرصه به دور بوده، لكن يك چهره همراه و پشت صحنه و در كنار خاتمي در دوران اصلاحات بوده و اكنون پيروزي يا شكست خود را پيروزي يا شكست كامل اصلاحات مي داند. اصرار او بر اصولگرايي به خاطر همان جمله اي است كه خاتمي مي گويد، موسوي بخشي از آراي اصولگرايان را دارد و موسوي نمي خواهد به اين برداشت برخي از نيروهاي با سابقه انقلابي از وي كه او را خط امامي مي پندارند آسيبي وارد شود. بر همين اساس موسوي ترجيح مي دهد حمايت عناصر و مجموعه هاي افراطي و ساختارشكن در جبهه دوم خرداد از وي فعلاً علني نشود. وي در همين راستا در ملاقات با عناصر سازمان مجاهدين مي گويد: «من به همراهي و رفاقت با شما افتخار مي كنم ولي در بعضي جاها بايد با تاكتيك مناسب وارد شويم، چرا كه حمايت و نزديكي بين ما، مشكلات را زيادتر مي كند، اگرچه من ابايي از همراهي با شما ندارم ولي به خاطر برخي از مشكلات موجود، فكر مي كنم كه اين حمايت ها نبايد فعلاً علني شود، البته تصميم گير نهايي خود شما خواهيد بود.»

و در نهایت خبر جلسه محرمانه موسوی با جمعی از اعضای دفتر سیاسی نهضت آزادی در 23/1/1388 همه تردید ها را برطرف کرد.

اکنون به نظر مي رسد اصولگرایی که موسوی از آن دم می زند، در چارچوب تعاریف شناخته شده از اصولگرایی نمی گنجید. از این اصولگرایی را می توان با عنوان « اصولگرایی مصلحتی» یاد کرد.  بدین معنا که اصولگرایی ای که پیروان آن، حقیقتا  پایبندی به همه اصول را ندارند، بلکه از آن جا اصولگرایی گفتمان جامعه پذیر و فراگیر شده است، چاره ای جز پذیرش آن ندارند. لذا خود را در سلک اصولگرایان میشمرند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 7:34  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت چهارم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

افراطیون در آغوش آمریکا و اسرائیل

بارها اين ادعا از سوي حاميان خاتمي مطرح شده است كه انتخاب او در دوم خرداد 76 ، ايران را از خطر حمله نظامي آمريكا نجات داد! مي توان پذيرفت آمريكايي ها در قالب تاكتيك چماق و هويج، در آن مقطع با مطرح كردن ادعاي دروغ نقش ايران در انفجار «ظهران» عربستان، تبليغات وسيعي را درباره احتمال حمله نظامي به ايران، به راه انداخته بودند. گاهي هم ديپلمات هاي غربي يا كارشناسان ايراني مراكز تحقيقاتي آمريكا نيز در سفر به ايران،با لابي هاي ديپلماتيك و يا شركت در همايش هاي تخصصي به اين فضا دامن مي زدند خصوصا كه دموكرات هاي آمريكايي با مداخله نظامي در منطقه آشفته بالكان چهره ديگري را از خود به نمايش گذاشته بودند. اما آيا واقعا بيل كلينتون حاضر به قبول يك ريسك بزرگ در قبال كشوري بود كه مناطق مختلف خاورميانه و جهان اسلام، عمق استراتژيك آن محسوب مي شدند و آيا هرگونه اقدامي از اين جنس منافع آمريكا را در كل منطقه و بلكه جهان به خطر نمي انداخت؟ از همه اينها گذشته آنچه براي آمريكايي ها اهميت داشت نه ضربه ولو محدود نظامي، بلكه خواسته اي بود كه آنها بارها اعلام كرده بودند: «تغيير رفتار سياسي جمهوري اسلامي ايران».

اين تغيير رفتار در فضاي نگراني از تهديد نظامي، بايستي از بطن تحولات سياسي داخلي ايران برون مي آمد. تغيير در نگرش جناح هاي سياسي درون حاكميت، اگر در جهت همين خواسته، رخساره عيان مي كرد، هدف آمريكايي ها تحقق يافته بود.

مجبوريم از طريق مثال هاي كوچك به جست وجوي اين تغيير نگرش برويم. روزنامه سلام درست سه ماه و نيم بعد از انتخاب آقاي خاتمي در ستون خوانندگان مطلبي را در واكنش به اين كلام رهبر معظم انقلاب به چاپ رسانده بود كه فرموده بودند: «غرب دائما به نظام اسلامي، مي گويد كه به جامعه جهاني برگرديد در حالي كه منظور اصلي آنها از اين درخواست آن است كه فرهنگ غرب را بپذيرد.» ستون الو سلام، در روز شنبه 15/6/76 متن توهين آميزي با اين مضمون را در پاسخ به اين بيانات درج كرد:« بهتر است همه در گفتار و نوشتار، طوري بگويند و بنويسند كه مورد استهزا قرار نگيرند. مثلا خواستم عرض كنم كه به جامعه جهاني برگشتن و ايجاد روابط سالم با تمام كشورهايي كه انقلاب اسلامي را قبول دارند كه شعار انتخاباتي عزيز ما هم بوده به هيچ وجه به معناي قبول فرهنگ غرب نيست. اين نوع برداشت هاي منفي از هر نوع سخني و از هر نوع حركتي يك نوع عوامفريبي است. »اين پيام كوتاه، آنقدر براي راديو رژيم صهيونيستي هيجان انگيز بود كه آن را يكي از «شديداللحن ترين انتقاد هاي آشكار محافل داخلي حكومت نسبت به آيت الله سيدعلي خامنه اي» و «به سخريه گرفتن» ايشان ناميد.

چاپ چنين مطالبي در روزنامه ارگان غيررسمي مجمع روحانيون مبارز - كه خاتمي عضو آن بود- حاوي اين پيام براي آمريكا، غرب و صهيونيست ها بود كه مجموعه جديدي كه بر قوه مجريه حاكم شده و از قضا تا چند سال قبل، دولت پيش از خود را به سبب تلاش براي بازگشت به نظام جهاني سرزنش مي كرد، قصد شورش بر مناسبات ارزشي نظام جمهوري اسلامي را دارد. اين دقيقا هدفي بود كه آمريكا و غرب از تهديدهاي نظامي و غير نظامي تعقيب مي كردند. وقتي مدير اولين روزنامه برآمده از ستاد انتخاباتي جريان پيروز انتخابات خرداد 76 (روزنامه جامعه) به خبرنگاران و نويسندگان خود تاكيد مي كرد كه ديگر از عبارت رژيم اشغالگر صهيونيستي استفاده نكنند و فقط همان كلمه اسرائيل را به كار ببرند، مي شد تشخيص داد كه حداقل بخش مهمي از اين مجموعه، پيوستن به روندسازش و خيانت به ملت فلسطين را تعقيب مي كند. اين اراده زماني آشكار شد كه عبدالله نوري برجسته ترين عضو دولت خاتمي در دفاع از مندرجات روزنامه خود (خرداد) در ميان ناباوري همگان گفت: «مخالفت با روند سازش خاورميانه چه نفعي عايد ملت ايران مي كند، جز اين كه به عنوان حامي تروريسم معرفي مي شويم؟ جز آن كه بايد هزينه هاي سنگين اتخاذ چنين مواضعي را در عرصه هاي سياسي بين المللي و اقتصادي بپردازيم؟»

عبدالله نوری- سید محمد خاتمی

او با بيان اين گفته كه «سخنان امام خميني (ره) حتي در مورد اسرائيل را نيز در يك ظرف زماني خاص با يك مورد بررسي قرار داد» سعي داشت شمول عام استراتژي تاريخي امام خميني (ره) در قبال مسائل خاورميانه را زير سوال ببرد. چنين موضعگيري هايي چنان غربي ها را نسبت به تحقق تغيير رفتار جمهوري اسلامي متقاعد كرده بود كه زماني كه آقاي خاتمي ملاقاتي با رهبران مقاومت فلسطين و لبنان داشت، مارتين ايندايك فرستاده ويژه دولت كلينتون به خاورميانه،اين ملاقات و حمايت رئيس جمهور وقت از مقاومت فلسطين را مايه «پريشان خاطري آمريكا» خواند و گفت: «خود آقاي خاتمي كسي بود كه بيانات محكمي عليه تروريسم و از جمله تروريسم ضد اسرائيل ايراد كرد. از اين رو منطقي است كه انتظار داشت دولت ايران به نحوي عمل كند كه با آن بيانات محكم سازگاري داشته باشد.» در همان زمان شبكه تلويزيوني آمريكايي سي ان ان در گزارشي از ديدار خاتمي از كشورهاي عربي گفت: « در سخنان خاتمي رئيس جمهور ايران اثري از مواضع ضدغربي كه مورد علاقه رهبران شيعه ايران بود ديده نمي شد. يك سياستمدار غربي اعلام كرد سخنان خاتمي تازه و آرماني است.» در همان ايام (يعني روز 24/2/78) راديو آمريكا ملاقات آقاي خاتمي با رهبران مقاومت اسلامي فلسطين را اين گونه تحليل كرد: «آقاي خاتمي غيرمستقيم پيامي هم به راديكال هاي داخل كشور مي دهد كه اگر به دنياي عرب رفته فقط با آنهايي كه نرمش دارند و سازشكارند، ملاقات نكرده، بلكه با رهبران تند و مخالفان صلح اعراب و اسرائيل هم گفت وگو داشته است و اين كار، او را تا حدودي از گزند مخالفان داخل كشور مصون مي دارد

در ابتداي دولت خاتمي، به مناسبتي تهران ميزبان رسانه هاي عربي بود. رسانه هاي حامي مقاومت لبنان (مثل المنار) تا مدت ها پس از آن در محافل مطبوعاتي با دل شكستگي از رفتار مسئول وقت دفتر آقاي خاتمي (سيدمحمدعلي ابطحي) در عدم تعيين وقت ملاقات با رئيس جمهور و اينكه در همان حال وي همت خود را مصروف انجام مصاحبه مطبوعات غرب گراي عرب (و از جمله برخي از مطبوعات لبناني كه هم اكنون به عنوان حامي جريان 14 مارس شناخته مي شوند) با خاتمي كرده بود، گلايه مي كردند.

گفته مي شد كه مسئول وقت دفتر خاتمي از زمان ماموريت خود در لبنان ارتباط ويژه اي با محافل روشنفكري و مطبوعات غرب گراي عربي برقرار ساخته است و شايد همين روابط بود كه باعث مي شد نويسندگان ضد انقلابي و ايراني تبار اين مطبوعات مثل علي رضا نوري زاده در سفر خاتمي به فرانسه به ديدار ابطحي بشتابد و مدتي بعد در نامه اي به وي با يادكردن از «ديداري كه همچنان منزل نشين ياد و خاطر اوست و گفت وگوي پر از لطف با سيد نازنين كه جايي ويژه در دفتر ايامش يافته است»، «استمالت و احوالپرسي» از احسان نراقي (مشاور ويژه شاه معدوم و اكنون مشاور دبير كل يونسكو) را كه به تهران سفر كرده بود، از او طلب كند.

نكته جالب در اين نامه، به كار بردن تعبير «شيخ المناضلين» براي عبدالله نوري بود كه در آن روزها مواضع جديد خود را در حمايت از روند سازش با رژيم صهيونيستي بيان مي كرد. البته اين تنها مورد در مواضع جديد عبدالله نوري نبود. او استدلال مي كرد كه روابط مستقيم ايران و آمريكا حتي در ارتباط كشورهاي همجوار با ما تاثيري مثبت مي گذارد. او مدعي بود كه عدم رابطه و مذاكره با آمريكا خريداري دشمني آمريكا و ايجاد جرات در كشورهاي ديگر براي يافتن مواضع تندتر عليه ايران است!

مواضع گذشته عبدالله نوري نشان مي داد كه موضع گيري جديد او از يك عقبه فكري خارج از چارچوب اعتقادي گذشته او و افرادي كه كوله باري از فخر به خط امامي بودن را حمل مي كردند، برخوردار است. اين عقبه فكري را نظريه پردازان سكولاري مثل «مراد فرهادپور» تشكيل مي دادند كه در نشريات نو ظهور مثل «راه نو» (به مديريت اكبر گنجي) توسعه اقتصادي را پيش شرط جامعه مدني و ادغام در بازار جهاني را پيش شرط توسعه اقتصادي معرفي مي كردند و سپس تاكيد داشتند: «تا آنجا كه مسئله ادغام در بازار جهاني مطرح است، مشكل اصلي در مرحله نخست ماهيتي ايدئولوژيك دارد و حل آن مستلزم كمي توهم زدايي است... جاي خالي فقدان رابطه با آمريكا را نه ژاپن و نه اروپا نمي تواند پر كند و كسب جايگاه بهتر براي اقتصاد ايران در بازار جهاني مشروط به برقراري رابطه و داد و ستد با آمريكاست.»

سر ملازمه «جامعه مدني» مورد نظر سكولارها با موضوع به ظاهر نامرتبطي مثل رابطه با آمريكا، در اين واقعيت نهفته بود كه هدف نهايي، دفن تمام ارزش هايي است كه با موجوديت و هويت انقلاب و جمهوري اسلامي گره خورده است.

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

بازخئانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 12:22  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب و کارگزاران از کاندیداتوری مهندس موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

وقتی دوم خردادی ها سکاندار دستگاه دیپلماسی می شوند!

در جريان دوم خرداد 1376 شايد كسي انتظار تغيير رويكرد ديپلماسي كشور را نداشت. خاتمي در تبليغات انتخاباتي خود چندان وارد اين مقوله نشد. او البته بر تنش زدايي در سياست خارجي تاكيد داشت و اين امر تازه اي نبود. گذشته از آن كه رهبر معظم انقلاب برسياست هاي كليدي در اين عرصه قاطعانه نظارت مي كردند، دستگاه ديپلماسي در زمان دولت سازندگي گرايشي راديكالي نداشت ، از قضا، دولت سازندگي در سال هاي آغازين فعاليت خود، به خاطر اتخاذ همين سياست مورد حمله ياران خاتمي در جناح موسوم به چپ و از جمله عباس عبدي در روزنامه سلام قرارداشت. اين چيزي بود كه بعدها رئيس دولت سازندگي در مصاحبه با دكتر صادق زيباكلام آن را يادآوري مي كرد.

آنچه در پرونده مواضع سياسي گذشته هسته مركزي همراهان خاتمي در حافظه تاريخي ناظران نقش بسته بود، مواضع ضدغربي و ضدآمريكايي آنان بود. بسياري از مردم هنوز ايده مشهور آقاي محتشمي ( يارديرين خاتمي در مجمع روحانيون مبارز) در جنگ اول خليج فارس را از ياد نبرده بودند. او در آن زمان معتقد بود بايستي براي مبارزه با آمريكا صدام را به عنوان خالدبن وليد زمان ياري داد. علاوه براين ياران خاتمي با «انگليسي» معرفي كردن جناح رقيب او و تبليغ اين كه آن جناح در نزديك شدن به آمريكا نيز پيشقدم خواهد بود، همچنان سعي داشتند از ذخيره سابقه گذشته ضدآمريكايي خود بهره مندباشند. بسياري تصور مي كردند پيوستگي افرادي همچون مهاجراني با سابقه پيشقراولي در پيشنهاد مذاكره با آمريكا ، ارتباطي با ديدگاه هاي خاتمي ندارد.

البته دقت نظر در جزئيات تغييرمواضع جريان موسوم به چپ و خصوصا پيوندهاي مرحله به مرحله آنان با جريان ليبراليسم بسياري را به نتيجه متفاوتي رسانده بود. زماني رسيد كه روزنامه سلام عدم اجازه به بررسي موضوع مذاكره با آمريكا را مورد انتقاد قرارمي داد و برخي ازافراد جناح موسوم به چپ در كنج جلسات بعثه حج از تجديدنظر در برگزاري مراسم برائت از مشركان سخن به ميان مي آوردند. غربي ها با جست وجو در مواضع آشكار جريان هاي سياسي و شايد كسب اطلاعات از درون محافل آنها را به دقت زير نظر داشتند. تحليلگر شبكه تلويزيوني س ان ان آمريكا چند ماه پس از آغاز رياست جمهوري خاتمي گفت: «اكثر تحليل گران اطلاعات دولت آمريكا با تحليل ديدگاه هاي آقاي خاتمي سال ها پيش از رئيس جمهور شدن وي به اين نتيجه رسيدند كه وي صادق است. آنها مي خواهند با او كار كنند و خواهان برقراري رابطه خوب و مشخص با وي هستند.» اين اظهارنظرتعجب آور به نظر مي رسيد. خاتمي موضعگيري چنداني درباره سياست خارجي نداشت. حتي در تبليغات انتخاباتي نيز موضوع سياست خارجي بسيار كمرنگ بود.

چگونه آمريكايي ها به اين نتيجه رسيده بودند؟ شايد آنها معتقد بودند كه غايت تغيير در ديدگاه هاي فرهنگي و سياسي تسامح طلب چيزي جز نزديك شدن به غرب نخواهد بود. هوشنگ اميراحمدي از اولين سفر خاتمي به نيويورك پس از رسيدن به مسئوليت رياست جمهوري خاطره جالبي را نقل كرده است. خاتمي در اين سفر اميراحمدي را درباره راهكار آينده مسائل داخلي مثل شكل گيري جامعه مدني به ارائه نظر طلبيده بود و اميراحمدي چندبار بر لزوم برقراري رابطه با آمريكا براي تحقق همين منظور تاكيدكرده بود! اين كه او پس از چند سال بررسي و بيان وضعيت و مراحل آينده تحقق جامعه مدني در ايران لازمه آن را برقراري رابطه با آمريكا بيان مي كرد رمزگشاي تحليل هايي از جنس نظر تحليلگر شبكه سي ان ان مي توانست باشد.

كنت تيمرمن يك كارشناس كاركشته سازمان سيا و محققي است كه سالها درباره مسائل جمهوري اسلامي و نقش آن در خاورميانه مطالعه كرده است. او زماني گفته بود: «برقراري روابط به معناي ختم انقلاب ايران است. زماني كه ستون مبارزه با آمريكا فرو بريزد كل انقلاب فرو خواهد ريخت.» همين سخن را پاتريك كلاوسون رئيس موسسه تحقيقات سياست هاي خاور نزديك واشنگتن به صورت ديگري بيان كرده بود:« هدف از مذاكره با ايران، گوشزد كردن نامشروع بودن و لزوم تغيير نظام حكومتي جمهوري اسلامي است.»

خاتمي در تبليغات انتخاباتي خود تاكيد كرد:«ما نبايد به تشنجات بين الملل دامن بزنيم و رفتاري داشته باشيم كه در اين مورد شبهه ايجاد كند.» اين سخن كه حاوي نوعي اتهام تلويحي نسبت به رفتارسياسي جمهوري اسلامي بود، با حساسيت خاصي مواجه نشد. اولين موضعگيري خاتمي بعد از رياست جمهوري نيز با مضاميني مثل ابراز تاسف ازبدي هاي سياستمداران آمريكا در 50 سال گذشته در حق ايران و تحميل اهداف خود بر ديگر كشورها و اين نكته همراه بود كه مسئله ما با آمريكا ريشه دارتر از آن است كه به اين سادگي ( از طريق ديپلماسي فوتبال) حل شود . خاتمي در همين مصاحبه مطبوعاتي از سخن گفتن خود با مردم آمريكا در آينده نزديك سخن گفت. اندكي بعد مصاحبه كريستين امانپور خبرنگار سي ان ان با خاتمي اين امكان را فراهم ساخت. او در مواجهه با مردم آمريكا پيوريتن هاي مسيحي موسس تمدن آمريكا را با تعابيري همچون داراي بينش و منش سازگار با جمهوريت، دموكراسي و آزادي علاوه بر پرستش خدا ستود و از آبراهام لينكلن بنيانگذاركشور ايالات متحده آمريكا به عنوان «شهيد نامدار» ياد كرد. او ايده گفت وگوي تمدنها را كه پيش از آن مطرح ساخته بود جداي از رابطه سياسي دانست و از ديوار بزرگ بي اعتمادي ميان ايران و آمريكا سخن به ميان آورد كه ريشه در رفتارهاي نادرست دولت آمريكا دارد.
به رغم تاكيد مكرر خاتمي برنقش دولت آمريكا در مشكلات به وجودآمده در روابط دو كشور و نيز انتقاد شديد او از حمايت آمريكا از رژيم صهيونيستي در اين مصاحبه ، غربي ها ابراز تاسف او از وقوع ماجراي تسخير لانه جاسوسي را مورد توجه ويژه قراردادند.« باري روزن » وابسته مطبوعاتي سفارت آمريكا در تهران خواستار دعوت گروگان هاي آمريكايي به تهران براي بررسي مسئله گروگان گيري و تسخير لانه جاسوسي در سال 1358 شد. مترينكو ديگر گروگان آمريكايي نيز از نزديك شدن خاتمي بيش از هر مسئول ايراني به عذرخواهي تلويحي از اين ماجرا سخن گفت. پاتريك كلاوسون هم اين سخنان را نشانه «درك پرداخت قيمت بالاي تندروي » از سوي ايران تلقي كرد. اما اظهارات گراهام فولر سخنگوي كاخ سفيد از اهميت بيشتري برخورداربود. او سخنان خاتمي را دلگرم كننده و نشانه تحولات جديد دانست و پيشنهاد تماس بين دانشگاهيان ، نويسندگان، روزنامه نگاران و جهانگردان را مفيد ارزيابي كرد.« مفيد» بودن اين ايده از نظر آمريكايي ها ، با اظهارات آنتوني كوردزمن عضو مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل قابل تفسير بود. او گفت:« با تضمين اين كه تندروهاي ايران ديگر نمي توانند از آمريكا تصويري به عنوان يك شيطان بزرگ ارائه كنند و فرهنگ آمريكا را ضد اسلام معرفي كنند، بسيار سود خواهيم جست. مذاكره با دشمن، راهي براي تغيير دادن ذهن و افكار دشمن است.»

ايده گفت و گوي تمدن ها در بدو مطرح شدن با استقبال غربي ها و آمريكايي ها مواجه شد. اين همان آمريكا بود كه تئوريسين هاي بزرگ و تعيين كننده آن مثل هانتينگتون از «برخورد تمدن ها» دم مي زدند. سير بعدي پيگيري اين ايده در ايران، نشان داد كه غربي ها در ارزيابي خود نسبت به آينده آن ره خطا نپيمود ه اند. اولين نخبگاني كه براي اين گفت وگوها اعزام شدند حامل انديشه اي برگرفته از ميراث فرهنگ و تمدن ايراني- اسلامي نبودند. طرف ايراني اين گفت وگو كساني بودند كه شيدايي آنان نسبت به فرهنگ غرب سال ها آنان را در آرزوي همنشيني رسمي با حاملان بلافصل اين فرهنگ و كسب رهنمود از آنان نشانده بود. آيا فمنيست ها و طرفداران الگوي ليبرال دموكراسي و انطباق مفاهيم بومي با الفباي انديشه اي غرب، نمايندگان واقعي تمدن ايران و اسلام براي گفت وگو با نمايندگان فرهنگ مغرب زمين بودند؟ پاسخ اين سوال، «گفت وگوي تمدن ها» را در ابتداي راه در مقابل يك علامت سوال بزرگ قرارداده بود. سوال اين بود آيا اين، تلاشي براي درك متقابل از علت كدورت هاي تاريخي و به كرسي نشاندن حقيقت دراذهان ملت ها است يا يك رابطه مريدي و مرادي؟

اعزام افرادي مثل شهلا شركت ، تهمينه ميلاني، نيكي كريمي به عنوان اولين سفيران گفت وگوي تمدن ها به محافل فرهنگي آمريكا و تركيب افراد شركت كننده ايراني در كنفرانس نيكوزيا نشان مي داد در اجراي ايده «گفت وگوي تمدن ها» جايي براي كساني كه اعتقادات ديني و فرهنگ ملي را با تفسير ناب آن مي پسندند، وجود ندارد.

در كنفرانس نيكوزيا كه با وساطت بازرگان ناشناخته اي به نام «عليخاني» ترتيب داده شد، مجيدمحمدي، شمس الواعظين و علي حكمت (دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي) به نمايندگي از مطبوعات جمهوري اسلامي، اساتيد سكولاري مثل شعله سعدي، حسين بشيريه و نقيب زاده به همراه علي صالح آبادي براي معرفي «فرآيندهاي اصلاح، دموكراسي و پيشرفت در ايران»، حميداحمدي ، علوي تبار، اعظم طالقاني و شهلا شركت به منظور سخن گفتن درباره «سياست و جامعه ايران و اسلام سياسي » و عمادالدين باقي ، فاضل ميبدي و علي پايا در كنار آقاي سيدمحمدموسوي بجنوردي به عنوان « متخصص در امور حوزه ، روحانيت و معارف ديني» شركت كرده بودند. افرادي كه براي سخن گفتن از سوي ملت ايران درباره روابط ايران و آمريكا برگزيده شده بودند نيز كساني نبودند جز ابراهيم يزدي ، عزت سحابي، رضا رئيسي طوسي وعباس عبدي!

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:7  توسط محمدجواد اخوان  | 

دست های خالی میر حسین!

گردونه انتخابات دهم ریاست جمهوری به حدی آکنده از پیچیدگی ها و رویدادهای بدیعی است که بسیاری از پیش بینی ها را در آن دچار خدشه کرده است. نوع  تحرکات و نیز جبهه بندی ها و مطرح شدن نام برخی گزینه ها در این عرصه ، خبر از تحرکات شگرف در رفتار جریانات سیاسی می دهد.نگاهی به رفتار سیاسی جبهه موسوم به دوم خرداد از آغاز کلید خوردن گمانه زنی های انتخاباتی تا کنون پرسش ها و چرا های فراوانی را در این معمای پیچیده در ذهن متبادر می سازد. مطرح شدن نام سید محمد خاتمی و تبلیغات وسیع حول حضور او در قالبهایی چون «پویش و کمپین»، «موج سوم» و ... این گمان را در بسیاری از اذهان تقویت می کرد که مهره اصلی جریان تجدید نظر طلب خود او خواهد بود.

از سویی قرین بودن این تحرکات با زمزمه های حضور میر حسین موسوی، سبب شده بود تا مطرح شدن نام میرحسین درنظر بسیاری از تحلیلگران به مثابه نوعی بازی سیاسی جهت فریب جریان رقیب تلقی شده و با حضور او هم چون مراحل پیشین، سرد و کم اهمیت مواجهه گردد.

همه این نگرش ها دست به دست هم داد تا کنار رفتن ناگهانی خاتمی از گردونه انتخابات در واپسین روزهای سال گذشته ، شگفت آفرین باشد.(هر چند که عده ای از هوادارانش هنوز در حسرت حضور او شعار برگشت خاتمی سر می دهند)

اما نگاهی دقیق تر به رفتار سیاسی جریان افراطی تجدید نظر طلب و نیز قرائنی همچون حمایت مشارکت و مجاهدین انقلاب از میر حسین موسوی، می تواند زوایای پنهان این طراحی سیاسی باشد. در عرصه رقابت درون گروهی که یک سوی آن خاتمی قرار دارد که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده و دوران مدیریت او هنوز از ذهن ها پاک نشده و شعارهایی از جنس گرایش به لیبرالیسم و نیز شعارهای جوان پسند(همچون آزادی، جامعه مدنی ، گفت و گوی تمدن ها و ...) سر می دهد و در بخشی دیگر کروبی که بسیاری از سیاسیون دوم خرداد و حتی برخی ازهم حزبی های او می دانند که حضور او در صحنه انتخابات نه برای رای دادن که برای آمدن و در صحنه بودن است و اما در سویی دیگر از این نمایش میر حسین موسوی حضور یافت که بیست سال سکوت را ترجیح داده است و به گفته خودش در عین ارزشی بودن به شعارهای جامعه مدنی پایبند است و از دوران نخست وزیری اش خاطرات کوتاهی آن هم از جنس صف کوپن و ... در ذهن ها باقی مانده است.

اما چرا ناگهان خاتمی کنار رفت و مشارکت و مجاهدین انقلاب از میرحسین حمایت نمود؟

اگر خاتمی نگران رای نیاوردن و یا رفتن به دور دوم بود؛ میر حسین که سالها با پرستیژسکوت وجهه مطلوبی برای خود ساخته بود، مستحق تر بود که نگران کسر شان خود باشد.

ساده اندیشانه است که تصور کنیم امثال خاتمی و میر حسین هر یک صرفا به اختیار خویش و بدون تاثیر پذیری از جریانات سیاسی ، پای به عرصه انتخابات گذاشته و یا هر کدام صرفا با نظر خویش این عرصه را ترک کنند و هر کس که این عرصه را اینچنین تحلیل کند یا قدرت پنهان و آشکار جریان تجدید نظر طلب و احزابی هم چون  مشارکت و مجاهدین انقلاب را نشناخته و یا آن که دوران تاثیر گذاری وسیع این گروه را بر دولت دوم خرداد فراموش کرده است. 

باید قبول کرد که این آمدن و رفتن ها و نیز حمایت این گونه جریانات بدون حساب و کتاب نبوده و بر اساس طراحی های هوشمندانه است.اما پرسش اصلی آن است که چه عاملی موجب شده است که جریان افراطی تجدید نظر طلب که روزگاری تهاجم به ارزش ها را در دستور کار قرار داده بود ، امروز به رفتن کاندیدای نزدیک تر به خود(خاتمی) رضایت داده و به چهره ای روی آورده که خود را پایبند به ارزش های انقلاب و خط امام می داند.پاسخ را در بررسی گفتمان های رایج در جامعه خواهیم یافت. در طول 16 سال حاکمیت تکنوکرات ها و لیبرالها بر قوه مجریه تجربه تلاش فراگیری برای رایج شدن گفتمان لیبرالیسم و تمایل به غرب و گسترش نمادهای آن انجام گرفت. اما در کمتر از یک دهه قبل (درست در آن روزهایی که مطبوعات زنجیره ای و سخن پراکنان تجدید نظر طلب با سر دادن فریادهایی چون خروج از حاکمیت، عبور از خاتمی و .... در توهم استحاله نظام،سر مست بودند) رهبر فرزانه انقلاب (مد ظله العالی) با درایت و هوشمندی خویش در دیدارهای جوانان و دانشجویان، مساله عدالت و عدالتخواهی  را تبیین فرموده و از جنبش دانشجویی خواستند تا عدالتخواهی را در سر لوحه مطالبات خویش قرار دهد.

هر چند از نظر طراحان جریان تجدید نظر طلب، فراگیر و جامعه پذیر شدن این گفتمان را در آن روزها ناممکن می نمود، اما اقداماتی همچون نامگذاری سال 1379 به نام رفتار علوی، صدور فرمان 8 ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی و تاکیدات مکرر معظم له بر لزوم مطالبه عدالت ، موجی از اشتیاق و اقبال جوانان را به این گفتمان ایجاد کرد.

آری گفتمان عدالت خواهی که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد، با پیگیری دانشجویان پیرو خط ولایت پیگیری شد و این مساله در عرض چند سال از یک مطالبه فرهنگی به گفتمان سیاسی اجتماعی غالب جامعه بدل گشت. قرینه پیشرفت این حرکت را در پیروزی نسل جدیدی از اصولگرایان عدالت محور  در انتخابات شورای شهر دوم و مجلس هفتم می توان مشاهده کرد. در چنین شرایطی اتحاد افراطیون تجدید نظر طلب و تکنوکرات ها که حاکمیت این گفتمان را به قوه مجریه تیر خلاصی بر قدرت خویش می دانست ، کوشید با ترفند های مختلف از تسلط این تفکر بر کرسی ریاست جمهوری جلوگیری کند.

اما دیگر دیر شده بود . گفتمان عدالت خواهی و ارزش مداری بدان سان در جامعه فراگیر شده بود که تا زمانی که نام دکتر احمدی نژاد در عرصه انتخابات شنیده و آوازه شعارها تو مشی ارزشی و عدالتخواهانه او در اقصی نقاط کشور پیچیده شد،موج اقبال عمومی جامعه به سمت وی مشاهده شد.آن روزها عصاره تفکر و گفتمان عدالتخواهی و اصولگرایی را در احمدی نژاد می دیدند و شعارهای فریبنده و زرق و برق دار و مادی هم نتوانست آن ها را بفریبد. پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر 84 ، زنگ خطر را برای آنان که  در رویای حاکمیت لیبرالیسم و شعارهایی چون جامعه مدنی ، آزادی بی حدومرز و... بر جامعه سر مست بودند ،به صدا درآورد.

جریان تجدید نظر طلب متوجه شد که دیگر دیر شده و باید چاره ای اندیشید . اکنون نیز خبرها حاکی از آن است که تکنوکرات ها و تجدید نظر طلبان براین عقیده اند که پیروزی مجدد دکتر احمدی نژاد در ریاست جمهوری ، تیر خلاص را بر جسد بی رمق لیبرالیسم خواهد زد. اما از سویی به خوبی می دانند که گفتمان غالب جامعه ارزش گرایی و عدالتخواهی است و احمدی نژاد مظهر راستین این گفتمان به شمار می آید. عجیب نیست جریانی که زمانی پروژه تخریب ارزشهای انقلاب و امام(ره) را در دستور کار قرار داده بود ، در چند انتخابات اخیر شعار خط امام را برگزیده است و از توهین به بیت امام اظهار نگرانی می کند و شگفت آور نیست که جریانی که خود طرح مطالبات اقتصادی را فریب سیاسی جناح رقیب خود می دانست، امروز شعارهای اقتصادی می دهد.

 این جریان امروز دریافته است که اگر بخواهد آرزوی شکست یا حداقل کاهش آرای احمدی نژاد را محقق کند ، راهی جز خلق بدل برای احمدی نژاد ندارد.از این روست که سراغ گوشه گیر ترین چهره جناح چپ سنتی می رود، او که هنوز موضع گیری هایش در بسیاری از حوزه ها مبهم است. درعین حال می داند که این بدل(برای اینکه بتواند بدل خوبی باشد) نخواهد توانست تمام امتیازاتی که خاتمی دراختیار این گروه گذاشت، بدهد. اما شکست گفتمان اصولگرایی عدالت محور و تبلور آن (یعنی احمدی نژاد) و از سوی دیگر بازگشت به قدرت آنقدر برای تجدید نظر طلبان لیبرال حیاتی است که چاره ای جز میر حسین ندارند.

اما اینها همه ماجرا نیست. دست های میرحسین اکنون خالی است؛ قرائن نشان می دهد که میر حسین نیز چاره ای جز همکاری و بهره گیری از این جریان ندارد. سالها دوری از صحنه سیاست، میر حسین را آنقدر تنها ساخته است که توان تشکیل ستاد در همه شهرستانها ندارد چه برسد به تشکیل کابینه. از اینرو برای تاسیس ستادهای انتخاباتی به شبکه وسیع این جریانات نیازمند است- و اگر فردا بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند- برای تکمیل کابینه و اداره کشور.

درنهایت باید گفت که اگر چه میرحسین درسخنانش از ارزشها و خط امام بگوید اما در عمل این مدیران مشارکتی و مجاهدینی انقلاب هستند که خط و مشی دولت او را رقم خواهند زد ، تجربه ای که در دولت دوم خرداد شاهد آن بودیم.    

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 12:27  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

 

تلاش افراطیون برای ایجاد تقابل مردم و نظام  

 

از فرداي دوم خرداد 1376 ، دو نوع تفسير از حضور كم سابقه مردم در اين انتخابات : كه بحق حماسه ناميده شد- مطرح بود. براساس يك تفسير، اين مشاركت گسترده مردم در چارچوب باورهاي ديني مردم، قواعد نظامي جمهوري اسلامي و با اقبال به فردي با گرايش تحول طلبي صورت گرفته بود. اما گروه ديگري كه از حمايت تبليغاتي رسانه هاي غربي نيز برخوردار بودند، سعي داشتند«پيام دوم خرداد» را شكستن شالوده هاي سياسي و حتي اعتقادي جامعه ايراني و نظام جمهوري اسلامي معرفي كنند!

اصحاب گرايش دوم تنها بيگانگان و ساكنان آن سوي آبها نبودند. در داخل نيز از سياسيون فرسوده و طاقت از كف داده اي كه از چندين سال مقابله با نظام سياسي مورد نظر امام و مردم طرفي نبسته بودند تا صاحبان افكار مستحيل شده، در مواجهه با رخداد دوم خرداد عجولانه به فكر انهدام سريع نهادهاي پايه اي نظام افتاده بودند. درست سه ماه پس از انتخاب خاتمي از سوي مردم، روزنامه سلام ايده سپرده شدن فرماندهي كل نيروهاي مسلح به رئيس جمهور را مطرح ساخت. اين چيزي بود كه حتي به ذائقه برخي از حاميان خاتمي در انتخابات ( مثل روزنامه جمهوري اسلامي) خوش نيامد. «جمهوري اسلامي» از مطرح كنندگان اين نظر و نيز افراد ديگري كه در ديگر روزنامه ها حكومت اسلام فقاهتي را «دست به گريبان با مسائل» خوانده بودند به عنوان همراهان ناهمراه ياد كرد.

اما شعارهاي تاويل پذير خاتمي و نيز گره خوردن او با طيف متنوعي از گروه هاي سياسي امكان اين گونه اظهار نظرها را فراهم مي ساخت. در اولين شرفيابي كابينه جديد به محضر رهبر معظم انقلاب، وزيران دولت خاتمي مخاطب اين كلام رهبري بودند كه « دولت جديد بايد رضايت توده هاي مردم را برمنافع گروه ها ترجيح دهد.» اما ياران خاتمي استمرار اقداماتي را كه براي مبارزه با پديده ثروت هاي بادآورده ( و به طور مشخص موضوع سوء استفاده ها و تخلف هاي گسترده در شهرداري تهران) صورت مي گرفت، سوژه اي براي درگيري قوه مجريه با ديگر قوا قراردادند. چند سال بود كه رهبر معظم انقلاب نسبت به وجود چنين پديده هايي هشدار مي دادند و مدت ها قبل از دوم خرداد پيگيري مفاسد و تخلفات موجود در شهرداري ها در قوه قضائيه آغاز شده بود. اما جريان پيروز انتخابات دوم خرداد دستگيري مديران خاطي شهرداري را مقابله با حماسه دوم خرداد و نشانه دريافت نكردن پيام آن قلمداد مي كردند. چرا كه شهرداري كرباسچي از عمده ترين حاميان مالي ستاد انتخاباتي پيروز انتخابات دوم خرداد بود.اين ماجرا حتي شعار قانونگرايي خاتمي را زير سوال برده بود. اما براي كساني كه از يك متخلف «اميركبير زمان» ساخته بودند و محاكمه كنندگان او را به «نخبه كشي» متهم مي ساختند، نفس درگيري بين رئيس جمهور جديد و قواي ديگر كه بعدها آنها را غير انتخابي مي ناميدند، اهميت داشت. علاوه براين شهرداري تهران همان گونه كه پيش از اين بيان شد در سال هاي قبل از آن، به پايگاهي براي افراد تجديد نظرطلب تبديل شده بود. دوم خردادي ها از طريق فضا سازي هاي مطبوعاتي و اجتماعات پراكنده موضوع محاكمه مديران متخلف را به سوژه اي براي ايجاد التهاب اجتماعي تبديل كرده بودند. وقتي شهردار تهران (يعني دبيركل حزب كارگزاران) به دليل تخلفات خود به زندان افتاد رئيس جمهور با نوشتن نامه اي به رهبر معظم انقلاب، آزادي وي را خواستار شد. ايشان نيز به طور طبيعي براي حفظ آرامش در اجتماع ملتهبي كه مطبوعات آن يكسره از مظلوميت رئيس جمهور آن دم مي زدند، خواسته خاتمي را تحقق بخشيدند. البته در ماه هاي بعد، ادعاي شكنجه شدن مديران بازداشت شده شهرداري محمل خوبي را براي تحت الشعاع قرارگرفتن رانت خواري ها و عملكردهاي رانت ساز فراهم ساخت و تحت يك فشار مطبوعاتي- دولتي جاي متخلف و بازجوعوض شد! فراتر از اين با ارائه تصويري خشن و دژخيم گونه از ضابطان قانون، قدم به قدم حلقه فشار بر نيروهاي انتظامي و نظامي تنگ تر شد. اين بخشي از همان سناريويي بود كه ساختارشكنان براي نهادهاي تحت امر ولي فقيه نوشته بودند. بي جهت نبود كه گروه هاي مطرود امام نيز در اين فشار تبليغاتي شريك شده بودند. عزت الله سحابي، آن روزها در گفت وگو با راديو فرانسه چنين گفته بود:« الان يكي از بزرگترين مشكلات رئيس جمهور مسئله قوه قضائيه است كه به صورت يك دشمن و يك مخالف شديد در مسئله محاكمه شهرداري ها و شهردار تهران دخالت در كار قوه مجريه مي كند.»

دوم خردادي ها با اين اقدامات همچنين سعي داشتند تمام تلاش هاي رهبري، در مبارزه با شكل گيري يك «طبقه جديد برخوردار از ثروت هاي بادآورده و قانوندانان قانون شكن» را در قالب تبليغاتي مثل تضعيف مديران و به خطر افتادن امنيت سرمايه خنثي كنند. اين تقابل طلبي نسبت به منويات عدالت خواهانه رهبري، چيزي بود كه ساختارشكنان، آن را فرصتي براي اجراي مرحله اي از سناريوي خود يافته بودند. متاسفانه همراهي يكي از ائمه جمعه موقت تهران با قافله حاميان مديران متخلف شرايط را پيچيده تر كرده بود. به گونه اي كه در رويدادي نادر، نماز جمعه تهران شاهد اعتراض نمازگزاران به خطيب جمعه شد.

مقاومت در برابر گفتمان عدالت خواهي رهبري تنها بخشي از برنامه ساختارستيزان بود. در فاز سياسي و فرهنگي به صحنه آوردن مخالفان ديرينه نظام سياسي و چارچوب فرهنگي منبعث از آن عمدتا از طريق دو وزارتخانه ارشاد و كشور از همان ماه هاي اول پس از دوم خرداد آغاز شد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از ابتدا، خواستار برداشته شدن عبارت ارشاد اسلامي از مجموعه تحت مديريت خود بود. اكتفا به كلمه فرهنگ با توجه به مفهومي كه در علم جامعه شناسي از آن اراده مي شود يك برنامه ليبرالي در اين عرصه را نويد مي داد. مهاجراني از ابتداي مسئوليت خود با تاكيد برحذف مميزي قبل از عرضه محصولات فرهنگي و پيشنهاد سپردن مميزي هاي پس از عرضه به دست توليد كنندگان اين گونه محصولات، عملا و دانسته يا نادانسته بي دفاع سازي جامعه در برابر تهاجم فرهنگي را برگزيده بود.

سابقه اهتمام مهاجراني به اين امر در انتشار نشريه بهمن ارگان گروه كارگزاران سبب شده بود كه مجلس پنجم حساسيت ويژه اي نسبت به انديشه ليبرالي وي در هنگام دادن راي اعتماد داشته باشد. اما در آن زمان خاتمي ، اين پاسخ تحقير آميز را به منتقدان داد: در اين جا با انواع مطالبي كه فهم آنها سال ها مطالعه مي خواهد به عنوان كوبيدن طرفي كه به هر حال او را نمي پسنديم به كار مي بريم. ليبراليسم، اباحه گري، تسامح و تساهل. يقينا جناب آقاي مهاجراني كه صاحب نظر هستند بايد مقالات متعددي در تعريف ليبراليسم بنويسند تا بنده اي كه نمي دانم ليبراليسم چيست و از آن به عنوان ابزاري براي كوبيدن طرف مقابل استفاده مي كنم.» اما عملكرد مهاجراني در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ترجمان عملي ليبراليسم شد. در اولين ماه هاي مسئوليت وي، رهبر معظم انقلاب در جريان برگزاري هفته كتاب به او متذكر شدند:« نظارت بركتاب به مفهوم ايجاد محدوديت براي دانشمندان، اصحاب فكر و آدم هاي كارآمد نيست. واقعيت موجود در بازار كتاب نشانگر اين حقيقت است. ليكن بحث، جلوگيري از رهزني انديشه و اخلاق است.»

در همان ايام وزارت ارشاد با دعوت از سيمين بهبهاني براي سخنراني در يك اجتماع رسمي اين وزارتخانه ، تريبون را در اختيار شاعره اي قرارداد كه اشعار وي و خاطره اهالي ادب و هنر كشور بر فساد شخصيتي و سياسي و وابستگي او به رژيم گذشته گواهي مي داد. او تا توانست به گذشته نظام جمهوري اسلامي تاخت و بلافاصله شرح اين عمليات شجاعانه را در راديو آمريكا بازگو كرد. در آن زمان مسئولان وزارت ارشاد در اين مورد از خود سلب مسئوليت كردند ولي مهاجراني حاضر به كمترين پاسخگويي نشد.

شايد ماجراي اين سخنراني بي ارزش در قياس با وسعت مسائل فرهنگي چندان مهم به نظر نرسد، اما مراد ما بيان نمونه اي ولو كوچك از آغاز تعويض ريل برنامه هاي فرهنگي در اولين ماه هاي حكومت وارثان دوم خرداد است و شرح اين حكايت كه چگونه سرمايه هاي دولتي در خدمت كساني درآمد كه سابقه گذشته و نيز «لاحقه» هم اكنون آنان بر دشمني آشكارشان با جمهوري اسلامي و مباني اعتقادي آن گواهي مي دهد.

سايه سياه اختناق مدرني كه بر سرمدافعان ارزش هاي ديني و انقلابي و ميراث فكري امام گسترده شده بود امكان آغاز فاز جديدي از سناريوي ساختارشكني را آن هم از درون حوزه علميه قم فراهم مي ساخت.

در آستانه برگزاري اجلاس سران كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي در تهران، آقاي حسينعلي منتظري پس از چند سال انزوا در يك سخنراني از خاتمي خواست با اتكا به راي 20 ميليوني خود در مقابل منويات رهبري انقلاب بايستد. منتظري در اين فضاسازي از همراهي فردي برخوردار بود كه در درگيري هاي جناحي دهه قبل به عنوان نقطه مركزي قطب مخالف او شناخته مي شد. مرحوم آذري قمي از چندي قبل رفت و آمدهايي به خانه منتظري داشت و خود نيز بر اركان نظام مي تاخت، به گونه اي كه جامعه مدرسين عضويت وي دراين تشكل مهم روحاني را به حالت تعليق درآورده بود. اما موضوع اين تحرك به طمع اين دو فرد ناراضي مربوط نمي شد. حوادث ماه هاي بعد كاملا روشن ساخت كه تحرك منتظري و همراهي آذري قمي با او، حلقه ديگري از سناريوي ساختارشكني بود.

درست است كه عكس العمل مردم در برابر اين تحرك حتي حاميان غيرعلني منتظري مثل سازمان مجاهدين انقلاب را به اعلام حمايت از ولي فقيه واداشت، اما حوادث ماه هاي بعد قم و اصفهان با اندكي دقت نقش مجموعه هايي از دست اندركاران دولت خاتمي خصوصا در وزارت كشور را در اين حلقه از سناريوي ساختارشكني به روشني نشان داد. گويا اراده نامباركي در پس اين حوادث درصدد بود« تفسير دوم» از پديده دوم خرداد را - كه همانا شكستن ساختارهاي نظام بود- به هر قيمتي به كرسي تحقق بنشاند.

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:29  توسط محمدجواد اخوان  | 

آقای میر حسین! حقیقت ماجرا چیست؟

"نهضت به اطلاع آزادي، طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكاست و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است... اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي‌مانده بودند، ملت‌هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما، اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي‌زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از ستمكاران مي‌خورد كه قرن‌ها سر بلند نمي‌كرد؛ و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون‌گذاري يا قضايي ندارند و ضرر آنها به اعتبار اينكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه، جوان‌هاي عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت‌هاي بي‌مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريف و تأويل‌هاي جاهلانه، موجب فساد عظيم، ممكن است شوند كه از ضرر گروهك‌هاي ديگر حتي منافقين، اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است. "

حضرت روح الله (ره)

میرحسین موسوی

 

 

 

 

 

 

 

 اخبار موثق حاکی است. در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ جمعی از اعضای دفتر سیاسی گروهک نهضت آزادی به دیدار میرحسین موسوی رفتند. ستاد انتخاباتی میرحسین تاکنون تلاش کرده است این خبر در رسانه ها منتشر نگردد، اما بخشی از محتوی مذاکرات نیز تا کنون به بیرون درزکرده است که ان شاءالله به زودی منتشر خواهدشد.

بعد از قضیه حمایت مجاهدین انقلاب و مشارکت، ارتباطات پنهانی موسوی با ملی مذهبی ها هم روشن شده است به همین بهانه چند سوال را باید از میر حسین پرسید:

جناب آقاي موسوي! خبر جلسه‌ محرمانه‌‌ اخير جنابعالي با جمعي از اعضاي گروهك نهضت به اصطلاح آزادي كه البته گويا شما و ستاد انتخاباتي‌تان، مايل به اطلاع‌رساني آن به مردم نيستيد، پرسش‌هاي جدي و اساسي در ذهن‌ها پديد آورده است!
نخست آنكه از شما بايد پرسيد چرا اعضاي گروهكي را كه امام راحل (ره) ـ همان امامي كه شما خود را پيرو خط او مي‌دانيد ـ خطر آنها را بيشتر از منافقين دانست، به حضور پذيرفتيد؟ آيا اين حركت را جز به پشت پا زدن به راه امام و خون شهداء مي‌توان تعبير كرد؟
دوم آنكه، به نظر مي‌رسد، لازم است شما به افكار عمومي ملت شهيد پرور و انقلابي ايران اسلامي، احترام گذارده و صادقانه آنچه ميان شما و اعضاي اين گروهك مطرح شده را به اطلاع مردم برسانيد؛ تا آناني كه به رأي‌شان به خود اميدواريد، هر چه بيشتر از پشت صحنه‌ حاميان شما آگاه شوند.
سوم آنكه شما بايستي پيرامون شنيده‌ها در مورد برخي توافقات پنهان گروهك نهضت به اصطلاح آزادي و ديگر گروهك‌هاي ملي مذهبي با شما كه در اين جلسه از آن سخن رفته است براي مردم كشورمان ـ همان‌ها كه دانستن را حق آنان مي‌دانيد ـ ابهام‌زدايي كنيد تا افكار عمومي ملت بيدار و انقلابي ايران با ماهيت كساني كه در سخن از خط امام (ره) دم مي‌زنند و در نهان به دنبال باز كردن پاي ليبرال‌ها به حاكميت هستند، بيشتر آشنا شوند.
البته مسأله به اينجا ختم نمي‌شود، چند روز پيش جنابعالي به ملاقات مراجع معظم تقليد شتافتيد كه اين ظاهرا نشانگر پيروي شما از خط اسلام فقاهتي و حوزه‌هاي علميه است. اما به فاصله يك روز صدور بيانيه‌ سازمان نامشروع «مجاهدين انقلاب اسلامي ايران» در حمايت از شما، صحت اين امر را با ترديد‌هاي اساسي مواجه ساخت. سازماني كه 7 سال پيش يكي از اعضاي اصلي آن در سخناني با توهين آشكار به مردم و مراجع تقليد اهانت نمود و البته سازمان مذكور نيز پس از آن رسما از اين عنصر موهن حمايت كرد.
جالب آنكه دامنه اظهارات موهن فرد مذكور حتي تا امروز نيز ادامه يافته و اخيرا اين فرد به ساحت حضرت امام نيز اسائه ادب نمود.
جناب آقاي مهندس موسوي! آيا مي‌توان باور كرد كه اين ادعا كه شما پيرو خط امام ـ كه افتخار خود را اتصال به حوزه‌هاي علميه مي‌دانست ـ هستيد، با صداقت همراه باشد و در عين‌حال،افراد و جرياناتي به صفوف حاميان شما پيوسته باشند و حتي در بسياري از اقصي‌ نقاط كشور ستادهاي شما را مديريت كنند كه سابقه‌اي روشن در توهين آشكار و نهان به امام و خط او و ارزش‌هاي انقلاب دارند؟ اين تناقضات را چگونه توجيه مي‌كنيد؟
آيا شما كه مدعي پيروي از خط امام و اصول انقلاب اسلامي هستيد اصول عمل و شعارهايتان را از ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) اخذ مي‌كنيد و يا آنكه از بستر جلسات با ليبرال‌ها ـ همان‌ها كه امام فرمود: تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دستشان بيافتد ـ و تجديدنظر طلبان ـ كه اكنون پايبند نبودن خود به راه امام را با افتخار مي‌پذيرند ـ شعارها و برنامه‌كاري خود را طراحي مي‌كنيد؟
جناب آقاي ميرحسين موسوي! آيا شأن كسي كه افتخار خود را نخست‌وزيري دولت مورد حمايت امام (ره) مي‌داند، اين است كه به دنبال كسب حمايت گروهك‌ نهضت به اصطلاح آزادي و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب و ... باشد؟

آنچه از مجموع اين رويدادها، در ذهن‌ها متبادر مي‌گردد، آن است كه آن اصول‌گرايي كه شما از آن سخن مي‌گوييد نوعي "اصول‌گرايي‌ مصلحتي " است به اين مفهوم كه امروز گفتمان اصول‌گرايي جامعه‌پذير و فراگير شده است، شما و بسياري ديگر چاره‌اي ندارند جز آنكه از اصول سخن بگويند و با آن اظهار همراهي نمايند، اما حقيقت ديدگاه شما را مي‌توان در عملتان و نيز شناخت حاميانتان فهميد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 17:51  توسط محمدجواد اخوان  | 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

میرحین-خاتمی

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

در دوم خرداد 1376 چه گذشت؟

بدون شك آنچه در دوم خرداد1376 رخ داد از وقايع مهم و تاثيرگذار در طول حيات نظام جمهوري اسلامي بود. شايد به اعتباري دوم خرداد را بتوان از عطاياي الهي براي جمهوري اسلامي برشمرد. البته و از قضا جريان پيروز در اين انتخابات نتوانست واقعيت اين نعمت را بشناسد و از آن به نحو صحيح بهره جويد. دوم خرداد زداينده غشاي تيره اي بود كه بر چشمان جريان هاي سياسي نشسته بود تا خود و واقعيت اجتماع محل زيست خويش را بهتر ببينند. روايت تلخ حرمت شكني ها و دشمن شادي هاي سال هاي پس از اين رخداد نبايد اين واقعيت را به ورطه فراموشي بكشاند كه ظرفيت ها و واقعيت جهت گيري هاي جريان سياسي جز با آنچه رخ داد آشكار نمي شد. دوم خرداد همچنين گوشزدكننده خلأهاي افكار عمومي براي همه جناح ها بود. آنچه در اين روز اتفاق افتاد نتيجه طبيعي روندي بود كه در شماره هاي قبل در حد امكان به آن پرداختيم. اما شناخت رفتار جريان هاي سياسي در آستانه هفتمين انتخابات رياست جمهوري از مباحث ضروري در جريان شناسي سياسي دوران ما است.

در اواخر دوره سازندگي برخي از اطرافيان رئيس جمهور وقت مثل عطاءالله مهاجراني، حسين مرعشي و... با اين استدلال كه لازمه استمرار مطلوب سازندگي ادامه مديريت آقاي هاشمي رفسنجاني بر دستگاه اجرايي است خواستار تغيير بخشي از قانون اساسي شدند كه رياست جمهوري يك فرد در بيش از دو دوره متوالي را برنمي تابيد. مطرح كنندگان اين پيشنهاد وقتي عكس العمل بسيار منفي افكار عمومي و محافل سياسي را دريافت كردند، در مدت كمتر از يك سال بين انتخابات مجلس پنجم و انتخابات رياست جمهوري هفتم به بررسي گزينه هاي مختلف مشغول شدند. شخصيت هايي مثل عبدالله نوري، حسن روحاني، حسن حبيبي و ميرحسين موسوي هيچ يك زمينه اي براي حضور در عرصه نامزدي رياست جمهوري نيافتند.

جريان موسوم به چپ تلاش زيادي براي متقاعدكردن ميرحسين موسوي، نخست وزير دوران دفاع مقدس به پذيرش نامزدي رياست جمهوري انجام داد. موسوي نسبت به وفادار نماندن همكاران سابق خود به الگوهاي سياسي و اقتصادي دولت دوران جنگ سخت گلايه مند و منتقد بود. اما آنچه در تبليغات آن مقطع جريان سياسي پيشنهاد كننده نامزدي وي شايع شد، اين ادعا بود كه مقام هاي عالي رتبه نظام از بازگشت مجدد موسوي به ميدان سياست ممانعت كرده اند! واقعيت اين است كه موسوي با بسياري از تغييرات به وجود آمده در ذهنيت فلسفي، سياسي و اقتصادي ياران سابق خود همراه نبود و چانه زني هاي آنان نيز ياراي بازداشتن موسوي از پافشاري بر اصول ثابت خود را نداشت. البته در مرحله اي آيت الله موسوي اردبيلي حتي تلاش كرد آيت الله مهدوي كني، دبيركل جامعه روحانيت مبارز را به حمايت از نامزدي موسوي براي اين مسئوليت متقاعد سازد. اما در آن مقطع آيت الله مهدوي كني بر روحاني بودن نامزد رياست جمهوري تاكيد داشت.

 ناطق نوري در ابتداي رياست مجلس در نقش يك حامي قوي دولت سازندگي و در مرحله بعد به صورت حمايت كننده همراه با نقادي برخي از عملكردهاي اين دولت چهره اي با رويه اعتدال گرايي شناخته شده بود. اما در فضاي تحول طلب آن ايام يك جمعيت موازي با جريان همسوي روحانيت مبارز و جامعه مدرسين، دبيركل خود را به عنوان نامزد رياست جمهوري معرفي كرده بود. آقاي ناطق نوري در خاطرات خود از گفت وگوي خويش با آقاي محمدي ري شهري ياد مي كند كه در آن، آقاي ري شهري از قصد خود براي جمع آوري آراي متفرق كه ممكن است به آقاي ناطق نوري تمايل نداشته باشند، سخن گفته بود.

همه اين مسائل در قياس با دگرگوني ذائقه ها و تغييرات در افكار عمومي نقش ناچيزي در رخداد دوم خرداد داشت. مجلسي كه آقاي ناطق نوري رياست آن را برعهده داشت در برابر بسياري از تصميم هاي دستگاه اجرايي كه باعث ايجاد فشار اقتصادي بر مردم مي شد ايستادگي كرده بود. اما افكار عمومي به آقاي ناطق نوري به عنوان نماد حفظ وضعيت موجود مي نگريست. او در تبليغات انتخاباتي خود، هيچ گاه رويه ها و عملكردهاي موجود را به صورتي صريح و قاطع تخطئه نكرد و اظهارات او ادامه روند گذشته با اندكي تغيير را نشان مي داد.

آزمون افكار عمومي در جريان تبليغات انتخاباتي فائزه هاشمي با مضمون آزادي بيشتر براي زنان، دختران و جوانان (در قالب مسائل نازلي مثل دوچرخه سواري آنان) امكان به صحنه آمدن بخش خاموشي از جامعه را گوشزد مي كرد. فائزه هاشمي از اين طريق توانسته بود نام خود را در صدر منتخبان مردم تهران در كنار آقاي ناطق نوري قرار دهد. كافي بود كه اين قشر تازه به صحنه آمده فردي را در جهت مقابل اين ايده ها بشناسد.

 سيدمحمد خاتمي، پس از آن كه اعضاي جناح موسوم به چپ از به صحنه آوردن آقاي ميرحسين موسوي مايوس شدند به عنوان گزينه بعد مطرح شد. عامه مردم سابقه ذهني چنداني از او نداشتند. اما يادآوري كنار رفتن او از وزارت ارشاد به دليل رويه هاي تسامح طلبانه فرهنگي، محمل خوبي براي كسب راي از بخشي از قشر خاكستري بود كه به آنها گفته مي شد قرار است او استفاده از شبكه هاي ماهواره اي را آزاد كند و رفتار تساهل مدارانه اي در قبال حجاب بانوان و دوستي دختران و پسران داشته باشد.

خاتمي از سويي در تبليغات تلويزيوني با بازگويي خاطره ستاره چيدن از آسمان شب هاي كوير در كودكي احساسات شاعرانه دختران و پسران جوان را برمي انگيخت و از سويي در قامت يكي از «سه سيد فاطمي» براي اقشار متدين به عنوان بديل بهشتي مظلوم مطرح مي شد. بازگويي «روايت تلخ» عملكرد خاتمي در وزارت ارشاد در روزنامه هاي منتقد او بخشي از متدينان را نسبت به مجموعه اي مسئله آفرين در دستگاه اجرايي نگران مي كرد، اما همين موضوع محملي براي جنگ رواني كساني بود كه از مظلوميت سلاله پيامبر و فردي از اقوام حضرت امام(ره) دم مي زدند، همان تبليغاتي كه اذهان بسياري را قانع ساخته بود كه نظام به ضرب تقلب انتخاباتي قصد دارد از راي آوردن خاتمي جلوگيري كند، اين ادعايي بود كه در آستانه انتخابات و با معلوم شدن اقبال شديد مردم به خاتمي، رئيس جمهور وقت نيز با ابراز نگراني از آن خواسته يا ناخواسته به آن دامن زد.

بدين ترتيب خاتمي به عنوان پديده اي جديد براي برهم زدن وضع نامراد موجود كه با مقاومت شديد حافظان اين وضعيت مواجه شده است از سوي اقشار مختلف يك انتخاب مطلوب و منجي تصور شده بود. اما در فضاي پر گردوغبار آن روزها مجالي براي طرح اين واقعيت نبود كه بزرگترين پشتيبانان او را مديراني تشكيل مي دهند كه سهم اصلي را در به وجود آوردن آن وضع داشته اند. مديراني كه براي تغيير قانون اساسي در جهت ابقاي مدير عالي قوه مجريه مصرانه پا بر زمين مي كوفتند اكنون در صدر ستاد انتخاباتي كسي نشسته بودند كه مردم او را برهم زننده وضعيت نامطلوب يافته بودند.

سید م�مد خاتمی

حمایت اپوزیسون از خاتمی

مرزبندي نيروهاي درون و برون نظام پس از انتخابات خرداد 1376 به ناگاه درهم ريخت. اين درهم ريختگي اكنون از سوي بخشي از نيروهاي پيروز آن انتخابات به «افراطي ها» نسبت داده مي شود. اما اگر آنان به زير و بم حوادث آن روزها نيك نظر كنند، سهم خويش را در اين در هم ريختگي خواهند يافت. حاميان انتخاباتي آقاي خاتمي در رقابت 1376 طيفي را به نمايش مي گذاشتند كه يك سوي آن مردان قابل تكريمي مثل آقاي كروبي و ياران او در مجمع روحانيون بودند و در سوي ديگر آن ، ياران سكولار عبدالكريم سروش و شاگردان حسين بشيريه و ... در حلقه كيان قرار داشتند.

سروش سال ها بود كه ادعاهاي حريم شكن و سكولاريستي خود را مطرح مي ساخت اما به جز مقطع كوتاهي از سال 1369 و در ماهنامه بيان به مدير مسئولي آقاي محتشمي حتي يك سخن در مخالفت با نظرات او از سوي اين مجموعه نمي توان يافت. قفلي كه بر زبان و قلم آنان نهاده شده بود از دو جنس بود. سكوت بخشي از افراد ساكت، از احساس اشتراك فكري ناشي مي شد و بخشي را قرارگرفتن در جبهه سياسي واحد با اين جمع سكولار، از همزباني با منتقدان سكولاريسم بر حذر مي داشت. از چند سال پيش از آن، رسانه هاي غربي از سروش به عنوان «مارتين لوتر ايران» ( باني نوعي پروتستانتيسم در اعتقادات اسلامي) ياد مي كردند و حتي عناصر ضد انقلاب چپ مثل ميرفطروس، كشتگر، بيژن حكمت و نهادهاي آمريكايي مثل ديده بان حقوق بشر خواستار حمايت از انديشه تقليل طلبي براي نقش دين در عرصه اجتماع عبدالكريم سروش و ماهنامه كيان مي شدند. سروش نيز مثلا در مصاحبه با يك روزنامه دانماركي خواستار رفرم وبازسازي در سيستم سياسي جمهوري اسلامي شده و ادعا كرده بود كه روحانيون كشور را بر مبناي قوانين خود ساخته اداره مي كنند. هيچ يك از اين نشانه ها باعث نشد كه حاميان موجه آقاي خاتمي در انگيزه همپيماني چنين همپيماناني، تامل كنند.

ماه هاي قبل از خرداد 1376 دوران پرتحركي براي ضد انقلاب بود. تا آن حد كه چپ و راست را به هم پيوند مي داد. در اواخر سال 1375 راديو آمريكا در مصاحبه اي از شكل گيري يك ائتلاف متشكل از دو گروه ماركسيست و يك گروه راست گراي به اصطلاح ملي خبرداد كه هدف آن «استقرار يك جمهوري غيرمذهبي براساس حقوق بشر» است. عضوي از اين ائتلاف كه راديو آمريكا با او مصاحبه مي كرد كسي نبود جز بيژن حكمت كه از مدت ها قبل به صورت يكي از نويسندگان ماهنامه كيان درآمده بود.

همكاري همه نيروهاي مخالف نظريه حكومت ديني به صورت يك ايده هيجان انگيز براي غربي ها و مخالفان داخلي و خارجي نظام درآمده بود. در حالي كه خبرگزاري آلمان «از بازگشت طيف گسترده روشنفكران به صحنه و بهبود شوك ناشي از در حاشيه قرارگرفتن آنان در انقلاب» و نيز از مبارزه سروش براي بازنگري و اصلاح آراء و اعتقادات خبر مي داد، هوشنگ اميراحمدي گرداننده بنياد آمريكايي- ايراني «سيرا» در مطبوعات داخل كشور مثل ايران فردا از به چالش كشيده شدن روحانيت و جمهوري اسلامي در نشريات داخل مثل كيان، پيام امروز، عصر ما ( ارگان مجاهدين انقلاب)، ايران فردا و زنان سخن مي گفت. بنياد سيرا اندكي قبل از آن در اجلاسي تحت عنوان ايران و نظم نوين جهاني شنونده سخنراني «فرد هاليدي» استاد روابط بين الملل دانشگاه لندن با عنوان «ايران پس از آخونديسم» بود. او در ترسيم چشم انداز آينده ، « محدود كردن نقش شبكه مساجد : پايان دادن به نقش انحصاري روحانيت و ولايت فقيه و رشد فرهنگ تساهل مذهبي » را تجويز كرده بود. در تحقق اين چشم انداز ، امير احمدي با مشاهده افزايش نقش فن سالاران در صحنه سياسي ( خصوصا پس از به صحنه آمدن گروه كارگزاران سازندگي) چنين اظهارنظر كرده بود:« چون روحانيون سياسي در اين مقطع زماني نه اعتقادي به سهيم كردن ديگران دارند و نه دراين باب تسامحي نشان خواهند داد، فن سالاران بايد طوري عمل كنند كه بتدريج بتوانند در بطن نظام قوت گيرند و امكان اصلاحات را به وجود آورند.»

اين اظهارنظرها آيا دليل كافي براي تجديد نظر در پذيرش همراهاني نمي توانست باشد كه با قراردادن تريبون هاي خود در اختيار چنين افرادي، موضع ساختارشكنانه خويش نسبت به نظام را پيشاپيش اعلام مي كردند؟ نكته جالب اين كه اميراحمدي در اين تحليل از شرايط داخلي با اشاره به دست برتر روشنفكران مذهبي نسبت به روشنفكران لائيك پيش بيني كرده بود:«ليكن رشد بيشتر جامعه مدني در جهت تنگ تر شدن فضا براي آن دسته از روشنفكران [مذهبي] و بازتر شدن عرصه براي روشنفكران لائيك است.»

رشد جامعه مدني، تسامح در عرصه فرهنگ و تبديل معاند به مخالف و مخالف به موافق از جمله موضوعات مورد توجه آقاي خاتمي بود. اين اعلام مواضع در شرايطي انجام مي شد كه برخي از عناصر ضد انقلاب با كنار گذاشتن ديدگاه هاي گذشته درباره نحوه مبارزه با جمهوري اسلامي، حتي با ادعاي پذيرش قانون اساسي، خود را به عنوان نامزد رياست جمهوري مطرح كرده بودند! برخي ديگر مثل «سازمان سوسياليست هاي ايران» با صراحت شركت خود را در انتخابات اعلام مي كردند. بخش قابل توجهي از ضد انقلاب ، مدتي بود كه تحولات داخل كشور را با حساسيت تعقيب مي كردند. يك سال قبل از انتخابات دوم خرداد، هوشنگ انصاري وزير اقتصاد رژيم ستمشاهي و سفير آن رژيم در آمريكا بانوشتن مقاله اي در واشنگتن پست تاكيد كرده بود،« اصلاحات دموكراتيك در جمهوري اسلامي بدون سرنگون كردن آن و حتي بدون بركنار كردن مسئولان مي شود.» اين اظهارات ترجمان ايده كلي نخبگان مراكز پژوهشي آمريكا بود.«پيتر رادمن» مدير مطالعات امنيت ملي در مركز نيكسون گفته بود:« آمريكا بايد همچنان ايران را تحت فشار قرار دهد تا نسل يا گروه تازه اي از رهبران در ايران بر سركارآيد كه تشخيص دهد بايد در سياست هاي اين كشور تجديدنظر شود.»

 بعدها مشخص شد كه از همان زمان حلقه كيان و خصوصا افرادي همچون محمدمحسن سازگارا ( از اعضاي ديرينه نهضت آزادي خارج كشور و همكار فعلي موسسه نومحافظه كار آمريكن اينترپرايز) نقش حلقه وصل بين گروهك ملی مذهبی ها و مجموعه ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي را ايفا مي كرده اند. بيهوده نبود كه عزت الله سحابي از رهبران جريان موسوم به ملي مذهبي در آستانه برگزاري انتخابات در محل برگزاري تعاوني مطبوعات- كه سازگارا دست اندركار اصلي آن بود- اظهار اميدواري كرد كه «خاتمي در همان دور اول به پيروزي دست يابد.» او بعدها يادآور شد: «از زمستان سال 75، حمايت و زمينه چيني براي توفيق ايشان ( آقاي خاتمي) را در برنامه كار خود قراردادم. اما در بين حمايت از آقاي خاتمي من نيز به علت اصرار و فشار دوستان از طيف هاي مختلف و متنوع خود را نامزد كردم ، تا آخرين لحظات به نفع آقاي خاتمي كنار بروم. از كساني كه خيلي اصرار به نامزد شدن من داشتند دوستان مجله كيان و روشنفكران مذهبي (پيروان دكتر سروش) بودند. لذا وقتي قرار تشكيل ستاد براي انتخابات خودمان گرديد، يك نفر از افراد آن گروه را نيز به شركت درستاد خود دعوت كرديم و اين شخص آقاي رضا تهراني بود و ايشان گفتند اگر آقاي شمس الواعظين را شركت دهند مفيدتر است و ماچنين كرديم و آقاي شمس كه آمد خودش پيشنهاد داد كه آقاي سازگارا در امور تبليغاتي و مقدمه چيني هاي ستاد مفيد است لذا پيشنهاد شركت ايشان را در ستاد داد و ما هم پذيرفتيم.

اين دو نفر در عين حال عضو ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي نيز بودند و همين آقاي شمس واسطه ملاقات بنده با آقاي خاتمي قبل از اعلام نامزدي شد.

آنچه در تبليغات انتخاباتي آقاي خاتمي بيان مي شد اگر چه رنگ و بويي از تجديدنظرطلبي داشت، اما از چنان وحدت نظر با مخالفان نظام ولايت فقيه برخوردار نبود كه اينچنين آنان را همراه سازد.

خاتمي بارها در تبليغات خود از پايبندي به ولايت فقيه و نفي سكولاريسم سخن گفت و در سياست خارجي براصول ترسيم شده از سوي رهبر معظم انقلاب يعني عزت، حكمت و مصلحت تاكيد كرد (به گونه اي كه افرادي كه براي اولين بار اين اصول را مي شنيدند خاتمي را طراح آن تصور كرده بودند!) آنچه مايه اميدواري مخالفان شده بود، تركيب نامتجانسي بود كه برگرد ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي حلقه زده بودند و يا دورا دور از آن حمايت مي كردند. تركيبي كه دركنار شخصيت هاي موجهي از حوزه هاي علميه و دانشگاه ها، افرادي داراي سابقه همراهي با باند مهدي هاشمي، جريان هاي جدا شده از منافقين ، اعضاي قديمي نهضت آزادي، جنبش مسلمانان مبارز و ... را نيز شامل مي شد و به اعتراف امروز دوستان ديرينه خاتمي، مهار اقدامات دولت خاتمي وسپس مجلس ششم را به دست گرفتند و با طرح مطالبات افراطي و ساختار شكن سبب ناكامي اين جريان سياسي شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 12:30  توسط محمدجواد اخوان  | 

سال 1388 در حالي از سوي مقام معظم رهبري به سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شده است كه نگاهي به رتبه ايرانيها در مصرف انواع كالاها و حاملهاي انرژي ضرورت اين نامگذاري را بيش از پيش مشخص مي سازد.
مقام اول در مصرف نوشابه و نان در دنيا، سرانه 10 برابري در مصرف انرژي نسبت به اروپاييها، رتبه سوم مصرف گاز در جهان ، نوزدهمين كشور مصرف كننده برق در دنيا و قرار گرفتن در رتبه بيستم كشورهاي پر مصرف دارو ، همه و همه از جمله آثار الگوي نامناسب مصرف در كشور ماست كه جز به هدر دادن منابع و سرمايه هاي كشور نتيجه ديگري به دنبال ندارد.
در ايران طي سال 2007 شدت مصرف انرژي از متوسط دنيا بالاتر بوده است و در حدود 3.7 برابر آمريكاي شمالي، 9.3 برابر آمريكاي جنوبي و 2،5 برابر متوسط خاورميانه است.
مقايسه بين شدت مصرف انرژي در كشور هاي ايران و چين طي سال 1990 مشخص مي كند كه به ازاي هر 100 دلار توليد ناخالص داخلي، چيني ها 7 بشكه نفت كمتر از ايران مصرف كردند. همچنين در بخش گاز سالانه 11 درصد رشد مصرف در كشور صورت گرفته است.
طبق آمارهاي گرفته شده برخي از مشتركان ايراني تا 3 برابر الگوي مصرف، مصرف گاز دارند و براي كاهش مصرف اين مشتركان بايد راه حل پيدا كنيم.
در عين حال نشريه بين المللي بيزينس مونيتور با اشاره به زيان 35 تا 45 ميليارد دلاري يارانه هاي سوخت به دولت ايران نوشت : ايران بالاترين نرخ مصرف بنزين در خاورميانه را دارد. بر اساس آمارهاي رسمي ، طي سال مالي 2007 - 2008 ايران بيش از 5/6 ميليارد دلار صرف يارانه بنزين نموده است . عرضه سوخت يارانه اي هر سال بيش از 35 تا 45 ميليارد دلار به اقتصاد ايران هزينه تحميل مي كند.
مصرف بي رويه ايرانيها تنها به حاملهاي انرژي محدود نمي شود و ايرانيها در مصرف ساير كالاها نيز پيشتاز هستند. به عنوان مثال ايران 5 برابر سرانه مصرف جهان آب مصرف مي كند. همچنين سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيشتر است.
متوسط مصرف سرانه برق خانگي در ايران حدود 2900 كيلووات ساعت بوده و اين به معناي اين است كه اين ميزان 3 برابر متوسط مصرف جهاني است. متوسط مصرف جهاني انرژي زير 1000 كيلووات ساعت است.
اين در حالي است كه متوسط رشد مصرف برق در ايران نسبت به كشورهاي پيشرفته 5/2 برابر بيشتر و بيش از حد استاندارد است.
ايران يك كشور در حال توسعه است و صنعت برق سالانه يك ميليون مشترك جديد را مي پذيرد، افزايش نرخ رشد مصرف برق در كشور تاحدودي مورد قبول است اما تحمل اين ميزان رشد در نهايت مشكل ساز خواهد بود.
كارشناسان معتقدند اصلاح مكانيزم قيمت، فرهنگ سازي و اطلاع رساني صحيح، هدفمند كردن يارانه ها، ايجاد انضباط در بازارهاي پولي و سرمايه گذاري، ايجاد موازنه در آمدي و كاهش نرخ تورم راه حلهاي پيش رو براي اصلاح الگوي مصرف است، بدون شك راهكار هاي ديگري نيز در خصوص تغيير الگوي مصرف عمومي وجود دارد كه نياز به كارشناسي و توجه ويژه مسئولان دارد.
تصور اينكه مردم كشور ما بزرگترين مصرف كننده نان در جهان هستند يا اينكه مصرف گاز ايران به اندازه كل مصرف اتحاديه اروپاست بيش از پيش ذهن را به آن سو مي كشد كه يكي از عوامل اسراف و روش نادرست مصرف وضع يارانه بر روي برخي كالاهاي استراتژيك يا حامل هاي انرژي است كه با اجراي صحيح طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها مي توان گام موثري در مسير بلند رسيدن به فرهنگ صحيح مصرف برداشت.
بايد اذعان داشت با افزايش بهره وري نيروي كار و سرمايه و نيز برقراري ارتباطي منطقي بين تكنولوژي و نيروي كار مي توان از اتلاف منابع در بين مردم و دولت جلوگيري كرد كه اين مهم ميسر نمي شود مگر با اجراي سياستهاي هماهنگ و همكاري دو جانبه بين مردم و دولت.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ سازي پايدار است و اين خود نيازمند راهكارهايي است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمام عرصه هاي مصرف تبديل شود. همچنين اگر خواستار ايجاد الگو و اصلاحاتي در بخش هاي مختلف هستيم، ابتدا بايد در بخش تحولات اقتصادي، ساختار نظام بانكي، توزيع ناعادلانه كالا، نظام گمركي، ساختار و فرهنگ مصرف كالاها و خدمات تغييراتي را صورت دهيم.
نكته ديگر اينكه بحث هدفمند كردن يارانه ها كه هم اكنون در دستور كار مجلس قرار دارد با نامگذاري سال 88 به سال اصلاح الگوي مصرف ضروري است با سرعت بيشتري مورد بررسي قرار گيرد تا با اصلاح مصرف حاملهاي انرژي گام مهمي در اين راه برداشته شود.
برخي نمايندگان مجلس نيز در عين حال تاكيد كردند، اقدامات لازم براي تدوين قانون اصلاح الگوي مصرف را مي توان ظرف مدت دو تا سه ماه انجام داد.
مساله ديگر اين كه بايد توجه داشت اصلاح الگوي مصرف لزوما به معني كاهش مصرف نيست بلكه مهمتر از آن تغيير تركيب مصرف است به اين معني كه در بسياري از موارد كالاها و حاملهاي انرژي در مواردي كه بايد مصرف نمي شود و اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 14:44  توسط محمدجواد اخوان  | 

کل بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال 84 در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال 85 در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال 8۶ در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال ۸۷ در حمایت از دولت نهم

مقایسه انتقادی دولت های قبل با دولت نهم در بیانات رهبر انقلاب

تعاریف رهبری از دولت نهم به صورت موضوعی و تعداد تاکید بر آن

بیانات رهبر معظم انقلاب درباره سفرهای استانی

طرح تحول اقتصادی در بیانات رهبر انقلاب

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:27  توسط محمدجواد اخوان  | 

"جریان دوم خرداد" از "چپ سنتی" تا "سراب اصلاحات"

اقدامات انحرافی عناصر طیفهای مختلف جریان دوم خرداد، به ویژه در سالهای پایانی و دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی سبب شد که گام به گام اعتماد عمومی را از دست داده و با ادبار اجتماعی مواجه شوند که انتخاب شورای دوم شهر نماد بارز آن بود. عناصر شاخص جریان دوم خرداد در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز، نتوانستند اقبال اجتماعی کسب کرده و حداقلی از آرا را به نفع نامزد مطلوب خود جذب کنند.

انتخاب نام «دوم خرداد» برای یک جریان سیاسی شاید نام مناسبی به لحاظ محتوایی نباشد چرا که معمولاً نام یک جریان سیاسی باید تبلور محتوای فکری و سیاسی آن جریان باشد نه زمان پیدایی آن، اما در مورد جریان «دوم خرداد» در میان عناوین مطرح مقطع پیدایی در نامگذاری آن نقشی اساسی دارد. زیرا به لحاظ تکثر نحله‌های فکری موثر در شکل‌گیری آن جریان، نتوان نام مناسبتری برای آن انتخاب کرد. اگر چه برخی از فعالان سیاسی، عنوان «اصلاحات» را برای آن برگزیده‌اند.

منشأ پیدایی:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام شاهنشاهی به دلیل ایجاد فضای باز سیاسی در کشور و رشد قارچ گونه گروهها و احزاب سیاسی و ورود برخی از آنها به فاز مقابله مسلحانه علیه نظام اسلامی، بخش عمده‌ای از تلاش مسئولین و نیروهای وفادار به نظام اسلامی مصروف مبارزه با این گروهها شده به گونه‌ای که طی سالهای 62-57 بسیاری از تحولات کشور تحت تأثیر حرکت گروههای معاند و مخالف نظام دینی بود. این روند با ورود سازمان منافقین به فاز مسلحانه در 30 تیر 1360 به اوج خود رسید.

اما به رغم ضعف سیستم اطلاعاتی کشور که امری طبیعی در یک نظام جدید سیاسی بود، با تلاش نیروهای جان بر کف انقلاب، توطئه‌های مختلف دشمنان از این ناحیه مهار و در شرایطی که کشور درگیر جنگی طولانی با متجاوزین بعثی بود، فضای سیاسی داخلی به آرامش رسید و البته پیروزی سالهای اول دفاع مقدس و فتح خرمشهر نیز مرهون همین آرامش و انسجام در فضای سیاسی داخلی بود.

با کاهش تدریجی تهدیدات گروهها و جریانهای سیاسی معاند و مخالف و آغاز تلاش جدی دولتمردان برای حل مشکلات کشور و شکل‌دهی به نظام جمهوری اسلامی، بروز برخی اختلاف سلیقه میان دولتمردان و فعالان سیاسی معتقد به نظام اسلامی، زمینه شکل‌گیری دسته‌بندی جدیدی در فضای سیاسی کشور فراهم شد که با گروه‌بندی و طیف‌بندی‌های گذشته تفاوت داشته است.

این دو نگرش عبارت بودند از:

1- نگرش تاکید بر حدود شرعی و راه حلهای فقهی با شاخصه‌های اقتصاد اسلامی بر اساس فقه اسلامی.

2- نگرش متکی بر شاخصه‌های اقتصاد دولتی و اختیارات مبسوط الیه ولی فقیه.

طیف اول که به راست سنتی مشهور بودند در برخی دیگر از مسائل نظیر قانون کار و ... با طیف دوم که به چپ سنتی نامیده شدند اختلاف نظر داشتند. تداوم این اختلاف نظرها در هنگام انتخاب نخست وزیر در دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به اوج رسید و پس از آن در آستانه انتخابات مجلس سوم به انشعاب در جامعه روحانیت مبارز انجامید و مجمع روحانیون به عنوان یک گروه روحانی طرفدار چپ سنتی اعلام موجودیت کرد. آنچه که مهم است وجه اشتراک سران و اکثریت نیروهای این دو طیف در اعتقاد به مبانی نظام دینی و تبعیت از حضرت امام (ره) بود.

البته دامنه این اختلافات در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (سازمان اول) ریشه‌ای عمیق‌تر و بنیادی‌تر داشت و به همین دلیل تداوم حیات آن دشوار شده بود به گونه‌ای که در سالهای میانی دهه 60 اختلافات میان طیفهای این سازمان تشدید شده به گونه‌ای که در سال 66 این سازمان منحل گردید.

علاوه بر دو طیف مذکور، برخی از فعالان سیاسی دیگر تلاش کردند که در این مقطع تحت عنوان جریان سوم وارد عرصه شوند که توفیق چندانی نداشتند.

اکثریت مجلس اول و دوم به این دو طیف اختصاص داشت و در مجلس سوم جریان موسوم به چپ اکثریت یافت و در مجلس چهارم و پنجم اکثریت با طیف موسوم به راست بود.

زمینه‌های شکل گیری جریان دوم خرداد

بعد از پایان جنگ و ارتحال حضرت امام و انتخاب مقام معظم رهبری کشور وارد دور جدیدی شد که ورود در عرصه سازندگی و اصلاح زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور از ویژگیهای شاخص آن بود. اما در این دوران حلقه‌های جدید فکری و سیاسی ایجاد شدند که ضمن یارگیری از میان فعالان چپ سیاسی کشور، خصوصیات بارز آنها عبور از مبانی و خطوط اساسی نظام دینی بود. به گونه‌ای که مدعیان مبسوط‌الید بودن ولی فقیه در دوران گذشته، در این مرحله اختیارات حداقلی را نیز برای ولایت فقیه قائل نبودند. در میان این حلقه‌ها می‌توان به حلقه کیان، حلقه سلام، حلقه ایران فردا که بعداً تحت عنوان شورای فعالان ملی مذهبی اعلام موجودیت کرد و همچنین شکل‌گیری مجدد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با محوریت عناصر چپ سازمان اول اشاره کرد، البته حلقه کارگزاران نیز به عنوان حلقه واسط آنها با طیفی از راست سنتی عمل می‌کرد شاخصه‌های فکری دو حلقه محوری در این طیف (حلقه کیان و سلام) بر نکات زیر استوار بود.

حلقه کیان با محوریت سروش بر نفی دخالت دین در حکومت، پلورالیسم معرفتی و دولت حداقلی تأکید داشت و پایه‌های معرفت شناسانه آنها به شرح زیر بود.

- تفکیک و جدایی بین ماهیت دین و معارف بشری

- معرفت دینی حاصل تجربه افراد در شرایط زمانی و مکانی مختلف است.

- هیچ معرفتی حقیقی و آسمانی نیست.

- هیچ تفاوتی میان ادیان الهی و وحیانی و غیروحیانی نیست.

و حلقه سلام با محوریت آقای موسوی خوئینی شاخصه‌های فکری خود را به مرور در روزنامه سلام اینگونه نشر می‌داد.

- نفی تکلیف گرایی و اینکه حکومت از زمره حقوق مردم است.

- مشروعیت امر و نهی و دخالت مجتهد منوط به رأی مردم است

- تدبیر سیاسی و اجتماعی جامعه امر عقلایی است و نه دینی

- مشروعیت حکومت به رأی مردم وابسته است و ...

تأثیر عمل این حلقه ها در حوزه نخبگان، و اشتباهات دولتمردان و فعالان مرتبط با جریان مقابل در توجیه عملکرد دولت وقت باعث تغییر تدریجی در فضای سیاسی کشور گردید که شاخصه اصلی آن، تغییر گفتمان جریانهای دانشجویی و نخبگان کشور بود.

شاخصه‌های اصلی در این حوزه نیز علاوه بر تأثیر حلقه‌های فکری مورد اشاره در قبل در تحول گفتمانی، در ابعاد فکری و فرهنگی موثر بود.

1- فاصله گرفتن از ارزشهای دوران دفاع مقدس و تفکر بسیجی

2- تشویق به تجملگرایی و فاصله گیری از ساده زیستی

3- وادادگی و انفعال نسبت به تغییر راهبرد دشمن بیرونی از تهاجم نظامی به تهاجم فرهنگی و حتی تسهیل آن توسط بعضی از مسئولین وقت فرهنگی کشور

4- تاثیر سیاستهای اقتصادی تیم اقتصادی حاکم در افزایش نجومی نرخ تورم و گسترش فاصله طبقاتی و یأس توده‌های اجتماعی

5- تندرویها و اقدامات واکنشی دلسوزان نظام

6- تمایل به حل مشکلات کشور در اطاقهای دربسته و بی‌توجهی به تحولات اجتماعی

7- تغییر نسبی گروههای مرجع

این روند در کنار شعارهای خاص نامزد مشترک ریاست جمهوری این حلقه‌ها منجر به تحول در عرصه سیاسی کشور و انتخاب نامزد آنها در دوم خرداد 76 گردید.

آنچه که پس از دوم خرداد به وقوع پیوست تلاش برنامه ریزی شده فعالان این جریان برای ایجاد تغییر بنیادین در مبانی نظام دینی و تغییر قانون اساسی و قوانین موضوعه با استفاده از اختیارات کسب شده در قوه مجریه و سپس در قوه مقننه تحت عنوان «اصلاحات» بود. این تلاشها در سه حوزه صورت می‌گرفت.

الف: اتاقهای فکر

ب: عرصه مطبوعات و نشریات

ج: عرصه دانشگاهها

الف) اتاقهای فکر

در حالی که حضور 30 میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی در دوم خرداد 76، رأی بر نظام اسلامی و تجلی حضور مردم در عرصه دفاع از نظام بود، اما افراطیون حلقه‌های مورد اشاره این حضور را اقبال توده‌های اجتماعی به مبانی فکری انحرافی خود قلمداد و تلاش کردند گفتمان «اصلاحات» را مبتنی بر همان محورها در عرصه اجتماع و به ویژه در حکومت نهادینه کنند.

کارگاههای توسعه سیاسی وزارت کشور یکی از مجموعه‌های فکری بود که در سالهای 76 و 77 در این وزارتخانه شکل گرفت. این کارگروهها که عناصر اصلی آن را اعضاء حلقه‌های مذکور شکل می‌دادند نقطه کانونی نظریه پردازی جریان دوم خرداد و خط دهی به مطبوعات زنجیره‌ای و تشکلهای افراطی این جریان در دانشگاهها بودند.

در مقدمه طرح کارگاه اول «توسعه سیاسی، مفاهیم و شاخصها» با زیر سوال بردن اقدامات بیست سال گذشته نظام اسلامی در مقابله با مظاهر استبداد و استعمار، آمده است:

«ایران در طی یک قرن گذشته در مسیر پرپیچ و خم و پرفراز و نشیب دمکراسی راه پیموده و برخی از دستاوردهای نسبی را حاصل کرده، اما از جهات مهمی، با توجه به شاخصهای دمکراسی، توسعه نیافته است. تحولات اخیر ایران از انتخابات سال 1376 به وضوح نشان می‌دهد که توسل به مفهوم رایج دمکراسی راه حل نهایی بسیاری از معضلات تاریخی توسعه سیاسی ایران است. نکات زیر به عنوان مهمترین شاخصه‌های توسعه سیاسی دمکراتیک در ایران مطرح می‌گردد. اهم مشکلات عمده بر سر راه توسعه سیاسی ایران نیز به همین شاخصها مربوط می‌شود.»

مبانی فکری و سیاسی با شاخصهای اصلی شد، زندگی دمکراتیک و توسعه سیاسی عبارتند از:

1- اصالت برابری: یعنی عدم برتری افراد نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت بر دیگری

2- اصالت رضایت: به این معنی که مشروعیت قدرت به رضایت مردم در پیروی از آن بستگی دارد.

3- اصالت قانون: انسانها از قوانینی که خود وضع کرده‌اند تبعیت می‌کنند و لاغیر. یعنی آزادی و اطاعت وحدت می‌یابد.

4- اصالت حاکمیت مردم، تنها منبع مشروعیت قدرت، اراده مردم است که می‌توانند رضایت یا عدم رضایت خود را از عملکرد حکومتها اعلام دارند.

در کارگاه دوم که تحت عنوان «الگوی توسعه سیاسی در ایران» تشکیل می‌شد، پس از ارائه سه الگوی متناقض از گذشته الگوی برتر را الگوی ‌پسااسلامیست‌ها معرفی کرده و می‌نویسد:

«الگوی چهارم الگوی پسا اسلامیست‌هاست. این الگو در حقیقت حاصل تردیدهایی است که نسبت به قرائت اندیشه دینی مسلط و تئو دمکراسی در جامعه ایران ایجاد شده است. پسا اسلامیستها جدایی دین از حکومت، ایمان به لزوم نوسازی معنوی و مادی جامعه، فاصله گرفتن از ایدئولوژی، آموختن روشهای تحمل را به عنوان مهمترین زیربنای دمکراسی: تأسیس و استقرار جامعه مدنی و سرانجام تجدید نظر در مفاهیم سنتی واژگان سیاسی از جمله "استقلال هویت فرهنگی" را در دستور کار خود قرار داده‌اند.»

محصول تلاش این کارگاهها و کمیته‌های عملیات روانی جریان حاکم در سالهای بعد به اینجا منجر شد که به جای یک مفهوم پذیرفته شد، منطقی برای نوسازی و ایجاد تغییرات ضروری در مسیر حرکت یک نظام که به «اصلاحات» تعبیر می‌شود، تغییر بنیادین نظام و سست کردن زیربنا، تخریب مبانی و ساختارها و ارزشها تعبیر و تمامی اهداف و برنامه‌های جریان حاکم در این مقطع از تاریخ سیاسی، در آن جهت سامان می‌گیرد و در این راستا امکانات دولت جمهوری اسلامی در راستای تقابل با نظام دینی و در جهت سکولار کردن آن سوق می‌یابد.

ب) مطبوعات زنجیره‌ای

در این مرحله نشریات متعدد با کمکهای وزارت ارشاد به سرعت مجوز گرفته و منتشر می‌شود. نشریاتی که به عنوان پیاده نظام اتاقهای فکر برای تخریب و سیاه‌نمایی ارزشها در ابعاد زیر ماموریت یافته، تا ضرورت تغییر آنها برای نخبگان و توده‌های اجتماعی در پوشش شعار اصلاحات، توجیه پذیر باشد.

الف) هجمه به دین و اعتقادات دینی

ب) حمله به فقه و احکام شریعت

ج) تهاجم به ارزشها (نهضت عاشورا، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و ...)

د) ترویج ابتذال و اباحه گری

ه) تخریب چهره نهادهای مؤثر نظام اسلامی (سپاه و بسیج و ...)

و) هجمه به ولایت فقیه و تخریب چهره حضرت امام (ره)

ز) زیر سوال بردن قانون اساسی

برنامه‌ریزان این تهاجمات، جهت تسهیل، اقدامات خود را در تضعیف مبانی و ارزشهای دینی با طرح قانون مطبوعات سعی در قانونمند کردن این هجمه‌ها را داشتند که با هوشیاری مقام معظم رهبری در مقابله با این روند و استفاده از حکم حکومتی برای جلوگیری از تصویب این قانون، حرکت آنان کند شد.

ج) تشکلهای دانشجویی:

در ادامه مطبوعات، ظرفیت دانشجویی و تشکلهای دانشجویی مرتبط با این جریان به صحنه کشانده می‌شود و ماجرای 18 تیر 78 و پس از آن ماجرای نشست تحکیم در دانشگاه خرم آباد تکرار می‌شود.

مقام معظم رهبری در زمستان سال 1386 در دیدار با مردم و مسئولین استان یزد، با اشاره به این روند حرکت آنان در طول 10 ساله پس از ارتحال امام (ره) را اینگونه تشریح می‌کنند.

«دشمن به خیال خود تصور می‌کرد بعد از اجرای این محورها، در مدت ده سال، با یک جرقه می‌تواند قشرهایی از مردم را بر ضد انقلاب بشوراند و ماجرای تیر ماه 1378 در همین چارچوب قابل تحلیل است.»

معظم‌له همچنین خاطرنشان کردند:

«دشمن در طراحی خود حتی تلاش کرد افرادی از عناصر فعال در عرصه فکری کشور و برخی از کسانی را که در بعضی مسئولیتها بودند به سوی خود بکشاند، اما در مجموع به دلیل بنیه بسیار قوی انقلاب اسلامی و هوشیاری مردم و مسئولان در طراحی خود موفق نشد.»

سوء استفاده این جریان از تشکلهای دانشجویی سبب گردیده بود که تریبونهای مختلف محافل دانشگاهی به نقطه آغازی جهت تحرکات افراطی این طیف تبدیل شودو کمتر روزی بود که در آن دوران دانشگاهها شرایط آرامی را پشت سر بگذارد. اما نکته تأسف‌بار در این عرصه عملکرد وزارت علوم و مجموعه‌های وابسته به عنوان ستاد مرکزی این تحرکات بود. این روند سبب شد جنبش دانشجویی کشور به انحرافی اساسی دچار شود که آثار آن هنوز تحولات دانشجویی کشور را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

طیف بندیهای سه گانه

به رغم تکثر طیفها و گروههای مختلف در این جریان، در آن مقطع سه طیف اصلی و یا سه گفتمان در این جریان دیده می‌شد.

طیف اول: مدافعان گفتمان جمهوری اسلامی

شاخصه‌های فکری

1- معتقد به نظام جمهوری اسلامی و حکومت دینی بودند.

2- قانون اساسی را قبول داشتند.

3- اصل ولایت فقیه را پذیرفته بودند.

4- اطاعت و تبعیت مطلق از ولایت فقیه نداشتند و صرفاً به اختیارات مندرج در قانون اساسی صرف نظر از ولایت مطلقه فقیه مصرح در قانون اساسی تاکید داشتند، این در حالی بود که سران این طیف در دوران حضرت امام بر اطاعت محض و مطلق از ولایت فقیه تاکید می‌کردند زیر سوال بردن شورای نگهبان، حمله به صدا و سیما و ... بخشی از دیدگاههای آنها بود.

در مباحث درون طیفی نیز مخالف نظریه عبور از خاتمی بوده و وی را گرانیگاه اصلاحات می‌دانستند.

طیف دوم: مدافعان گفتمان مشروطه اسلامی

1- این طیف در پی کاهش تدریجی اختیارات ولایت فقیه و سپردن آن به رئیس جمهور و مجلس بودند. به همین دلیل ادعای اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی داشته اما جمهوریت آن را مقدم بر اسلامیت آن می‌دانستند.

2- در پی تغییر قانون اساسی بودند.

3- با نظرات ولی فقیه علناً مخالفت می‌کردند و سعی در تضعیف ایشان داشتند.

4- با نظریه عبور از خاتمی مصلحت اندیشانه مخالفت می‌کردند، زیرا به حمایت از وی در آن مقطع اعتقاد داشتند.

5- در پی تغییر ساختار نظام بودند.

6- طرفدار رابطه با آمریکا بودند.

محسن آرمین عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب هدف از اصلاحات را اینگونه بیان می‌کند.

«اصلاح طلبی» یعنی تغییر و تحول در ساختار نظام از طریق راهکارهای قانونی که ابزار آن حفظ آرامش و حرکت تدریجی و آهسته آهسته است.

محسن کدیور نیز هدف از اصلاحات را اینگونه بیان می‌کند:

ما اصلاحات خودمان را که تغییرات در نظام و رهبری است، از طریق نمایندگان عزیز مجلس انجام خواهیم داد این طیف که اکثریت نیروها و تشکلهای دوم خرداد را تشکیل می‌دادند برای نفوذ معتقد به فتح سنگر به سنگر بودند و برای مراکزی که امکان تسخیر آن را نداشتند، تئوری فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا را پی گرفتند.

طیف سوم: مدافعان گفتمان جمهوری

دیدگاههای این طیف که تندروترین بخش جریان دوم خرداد را شکل می‌دادند عبارت بود از:

1- عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی

2- اعتقاد به جدایی دین از سیاست

3- حکومت دینی و اصل ولایت فقیه را قبول نداشته و حکومت مورد نظر آنان جمهوری بدون اسلامیت بود.

4- تغییر قانون اساسی از اعتقادات جدی آنها بود.

5- نظریه پرداز عبور از خاتمی بوده و معتقد به تغییر گرانیگاه، اصلاحات از خاتمی به نیروهای ملی- مذهبی بودند.

این طیف محوریت بسیاری از اقدامات افراطی در جریان دوم خرداد را بر عهده داشته و با طرح تاکتیک مقاومت مدنی به جای تاکتیک آرامش فعال (تاکتیک طیف مشروطه اسلامی) در صدد قبضه فضای سیاسی بودند.

اقدامات انحرافی عناصر طیفهای مختلف جریان دوم خرداد، به ویژه در سالهای پایانی و دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی سبب شد که گام به گام اعتماد عمومی را از دست داده و با ادبار اجتماعی مواجه شوند که انتخاب شورای دوم شهر نماد بارز آن بود. عناصر شاخص جریان دوم خرداد در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز به رغم تمرکز در حول شعار دمکراسی خواهی و حقوق بشر، نتوانستند اقبال اجتماعی کسب کرده و حداقلی از آرا را به نفع نامزد مطلوب خود جذب کنند.

بعد از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز اختلافات و تنشهای درون‌گروهی این جریان اوج گرفت. از یک سو عناصر اصلی طیف افراطی این جریان نظیر علی افشاری، اکبر گنجی به دامن آمریکا پناه بردند و در داخل نیز نقد اصلاحات نیز به گفتگوی روزمره آنها تبدیل شده بود.

اگر چه انتظار این بود که تجربه گذشته باعث تغییر گفتمان در این جریان شود اما اصرار عناصر افراطی و احزاب پدرخوانده سبب تاکید بر همان اصول و مبانی گذشته گردیده منتهی این بار با ادعای دفاع از خط و راه امام (ره) اهداف خود را پی می‌گیرند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:7  توسط محمدجواد اخوان  | 

تبلور شخصيت فائزه هاشمي با فتواي جديد !

فائزه هاشمي دختر دوم آقاي هاشمي رفسنجاني چهارم اسفند امسال در مصاحبه با پايگاه اينترنتي الشروق الجزاير  خواستار اختياري شدن حجاب در ايران شده است . در اين مصاحبه که بازتاب چنداني هم در رسانه ها نداشت فائزه خانم تاکيد کرده است که " به عقيده من حجاب همچنانکه در ديگر کشورهاي اسلامي معمول است بايد در ايران هم اختياري باشد نه اجباري و من در سفرهايم به الجزاير ‌،مصر و مغرب شاهد اين مساله بودم، اينکه زن مجبور به پوشيدن حجاب شود اين مساله مي تواند منجر به سرکشي بيشتر زن شود و زن را به جاي اينکه به حجاب به عنوان پوشش شرعي پايبند کند ، از حجاب متنفر کند. " فائزه همچنين در اين مصاحبه در پاسخ به اين سئوال که ايا پدرتان - رئيس جمهوري پيشين - در تبلور شخصيت شما نقش داشته است؟ گفته که : " طبعا وي نقش داشته و بر من و برادرانم تاثير گذار بوده است. وي به ما در برعهده گرفتن مسوليتهاي برخي مراکز و مقابله با مشکلاتي که با ان مواجه بوديم کمک کرده است و من وارد عرصه ورزش شدم و بحمد الله موفقيتهايي نيز کسب کرده ام. "

image

فائزه هاشمي در این مصاحبه همچنين با دفاع از عقايد شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل ( همان جايزه اي که برخي از سران رژيم صهيونيستي هم آنرا دريافت کرده اند ) گفته که" يک دوره اي ما روابط زيادي با يکديگر داشتيم چرا که وي از حقوق بشر و زن دفاع مي کند و من بطور کلي با افکار وي موافق هستم. " نکته اي که فائزه در اين مصاحبه اشاره کرده که حجاب باعث سرکشي زن و تنفر وي مي شود نشان از عقايد واقعي اوست که قبلا هم آن را در حمايت از دوچرخه سواري زنان بروز داده است. بحث من درباره اختیاری شدن و يا اجباري بودن آن نيست بحث بيشتر درباره اينست که چطور ايشان کشف کرده که حجاب باعث تنفر و سرکشي زنان مي شود . فائزه اصلا اشاره نکرده که چگونه کشف کرده است که حجاب باعث تنفر و سرکشي زن مي شود . فائزه اصلا نگفته که قران کريم در آيه " ذالک ادني ان يعرفن فلا يوذين " حکمت حجاب را عدم آزار و اذيت زنان بيان کرده است موضوعي که استاد شهيد مطهري آنرا با عبارت مشهور " حجاب مصونيت است نه محدوديت " بيان کرده است . فائزه همچنين با تائيد اين موضوع که پدرش در تبلور شخصيتش نقش داشته غيرمستقيم القاء کرده که لابد اين عقايد / عقايد پدرش نيز هست!

فائزه همچنين با اعلام موافقت با عقايد شيرين عبادي " بطور کلي " به نوعي تائيد کرده که احتمالا هر آنچه شيرين خانوم بيان کرده برايش شيرين است و فرقي نمي کند بحث تساوي در ارث زن و مرد و يا ديه و نظير آن باشد موضوعاتي که خلاف نص صريح قران کريم است. چرا که شيرين عبادي معتقد به تساوي کامل حقوق زن و مرد است و مي گويد : "براساس قانون جمهوري اسلامي، ارزش قانوني زن نصف مرد است. يعني اگر يک زن و مرد در تصادفي ‏جان بسپارند هر مبلغي به بازماندگان مرد داده شود، نيمي از آن به بازماندگان زن داده خواهد شد.در محاکم نيز شهادت دو ‏زن به اندازه شهادت يک مرد است.همچنين براساس قوانين يک مرد مي تواند همزمان چهار زن داشته باشد و هر گاه ‏بخواهد همسر خود را طلاق بدهد اما زنان حتي اگر دلايل موجه داشته باشند، نمي توانند از همسرشان جدا شوند."‏ عقايد فمينيستي که پاسخهاي آنها اظهر من الشمس است . حال اگر بگوئيم که  چرا بايد مرد مهريه و نفقه بپردازد و زن نپردازد چرا مرد بايد به سربازي برود و زن نرود چرا مرد بايد جهاد کند و زن نه پاسخي ندارند . چطور بايد تفهيم کرد که قبول نکردن شهادت زن در دادگاه براي حفظ جان اوست چرا که کسي که شاهد مي شود احتمال تعرض به او هست . اين قانون به نفع زن است يا  مرد ؟ اين موضوعات چه ربطي به تساوي دارد درحالي که ما قائل به تساوي و عدم تشابه حقوق زن و مرد هستيم. اما نکته اي که مي خواهم به فائزه بگويم اينست که اگر اعتقادات شما اينطور بود چه نيازي بود که ما انقلاب اسلامي داشته باشيم ؟ اگر قرار بود احکام اسلام اجرا نشود پس براي چه انقلاب کرديم ؟ زمان شاه هم حجاب اختياري بود. آيا عقيده امام ره هم همين بود ؟ پس بحث اجراي احکام اجتماعي اسلام چه مي شود ؟ آيا جز اينست که از دستاوردهاي انقلاب بهره مند شده ايد! اما از راه امام و انقلاب دور شده ايد؟ البته بروز اين عقايد مذموم چندان هم جاي تعجب ندارد چرا که در روايات ما " ورود زنان به حکومت و سياست" و " سوار شدن زنان بر زين ها ( مصداق : دوچرخه سواري زن ) و " غلبه زنان بر مردان " از نشانه هاي مذموم قبل از ظهور اعلام شده است. ( ۱ )  اما اعلام اين عقايد از سوي کسي که پدرش شخصيتي است که در انقلاب نقش داشته مذمومتر نيست . اين عقايد قبل از انقلاب در کشور وجود داشته و در کشورهاي غربي هم رايج بوده و هم اکنون هم هست . به نظر مي رسد حضرت والا که بيشتر در کشورهاي غربي عمر مي گذرانيد کمي هم به خود بيائيد -  و بعضي وقتها هم به ايران بيائيد - و بفهميد ما براي رسيدن به اين حرفهاي به اصطلاح روشنفکرانه انقلاب نکرده ايم.

---

۱ ) روايت حمران ابن اعين از امام صادق عليه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 17:21  توسط محمدجواد اخوان  | 

دانشجويان تهراني به سفارت ترکيه تاج گل اهدا کردند

تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران در مراسمي براي تجليل از واکنش شجاعانه رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه در برابر شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي در اجلاس داووس،به سفارتخانه ترکيه تاج گل اهدا نمودند.

به گزارش خبرنگار سرويس دانشگاه برنا عصر امروز شنبه تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران به دعوت بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان،اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل، دفتر تحكيم وحدت و جنبش عدالت‌خواه دانشجويي در مراسمي نمادين براي تجليل از واکنش شجاعانه رجب طيب اردغان نخست وزير ترکيه در برابر شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي در اجلاس داووس،به سفارتخانه ترکيه تاج گل اهدا نمودند.
دانشجويان که مقابل سفارت ترکيه براي تجليل از عملکرد شجاعانه اردغان تجمع کرده بودند با شعارهايي "اردوغان اردوغان حمايتت مي کنيم"، "اردوغان اردوغان تشکر تشکر" درمراسم تشکر خود را از رئيس جمهور ترکيه اعلام کردند.
در ابتداي مراسم مجمد جواد اخوان عضو بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير طوسي با بيان اين مطلب که امروز فرياد اسلام امام ره که سالهاست طنين انداز شده و عمق آن فراسوي جهان اسلام را در برگرفته است افزود: آرمان اسلامي امام ره درسراسر جهان و اسراسر اسلام پيچيده است و خواب را بر مستکبران و امپراليسم در کشورهاي مختلف پريشان کرده است.
وي تصريح کرد: امروز دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي تهران مقابل سفارت ترکيه جمع شده اند تا مراتب قدرداني خود را از اقدام شجاعانه رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه اعلام کنند که در يک اقدام شجاعانه پاسخ دندان شکني به رئيس جمهور رژيم غير قانوني و جعلي صهيونيست داد.
عضو بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي اعلام کرد:اين حرکت اردوغان مورد تشويق تمام آزادگان جهان قرار گرفت و ما اينجا جمع شده ايم تا همبستگي خود را با تمام کساني که آرمان هاي فلسطين و کشورهاي مستضعف را در سر مي پرورانند، اعلام کنيم.
وي ادامه داد: آن زماني که استکبار جهاني سعي مي کرد با تمام توان خود و با نفوذ و سلطه نظامي بر کشورهاي اسلامي جلوي فرياد بيداري اسلامي را بگيرد، گذشته است.
اخوان خاطر نشان کرد: آن روزي که اينان با دخالت و غير مستقيم خود جلوي هرگونه اقدام آزادي بخش توسط دولت هاي مستقل و اسلامي گرا را در مناطق مختلف جهان مي گرفتند، گذشته است.
وي  ادامه داد: امروز حيف آزادي خواهي و اسلام گرايي همه جهان را در برگرفته و فرياد دادخواهي اسلام به گوش تمام جهانيان مي رسد. امروز بايد به حال حکومت هايي( مرتجعين عرب) تاسف خورد که در خواب وابستگي به صهيونيست و امريکا هستند.
وي ادامه داد: اقدام تحسين برانگيز اردغان در مقابل رژيم صهيونيستي نشانه خوبي از بيداري اسلام است که تمام منطقه را فراگرفته است.
امروز همه آزادي خواهان جهان برسر اين آرمان مي کوشند. ما دانشجويان دانشگاه هاي تهران بزرگ جمع شده ايم تا حمايت و قدرداني خود را از اقدام تحسين برانگيز نخست وزير ترکيه اعلام کنيم و بر تمام سران کشورهاي اسلامي بگوييم بياييد راه بيداري اسلامي را از راه يوق استکبار جهاني برگزينيم و نگذاريم سرمايه جهان اسلام تحت سلطه صهيونيست از بين برود.
پس از سخنراني محمد جواد اخوان، يکي از اعضاي ستاد بازسازي غزه گفت:اردوغان با اين حرکت باعث سرافرازي ملت هاي اسلامي شد.
وي ادامه داد: سران کشورهاي عربي بايد بدانند ديپلماسي پائين  سران کشورها جواب نمي دهد، سران کشورهاي عربي بايدمتوجه باشند ديپلماسي در سطح پائين فايده ندارد.
عضو ستاد بازسازي غزه تصريح کرد: ما دانشجويان اسلامي پيوسته فشارخود را برتمام دولت ها مي آوريم تا آنها نيز در سطوح بالاتر فشارخود را به رژيم صهيونيستي وارد کنند.
وي در ادامه با اعلام شعارهاي "هيهات من ذلة"،" لبيک يا حسين لبيک يا خامنه اي لبيک يا خامنه اي لبيک يا حسين است" پرچم اسرائيل و امريکا را برزمين پهن کردند و دانشجويان اقدام به لگد کوب کردن پرچم ها کردند.
در ادامه مراسم يکي از دانشجويان بيانيه اي به زبان ترکيه اي از اقدام اردغان تشکر کرده و از وي دعوت کرد براي سخنراني در يکي از دانشگاه هاي تهران بيايد.
سپس يکي از دانشجويان دانشگاه صنعتي مالک اشتر اصفهان بيانيه اي در تجليل از حرکت اردوغان قرائت کرد که دربخشي از اين بيانيه آمده است: پيروزي 33 روزه حزب الله و پيروزي 22 روزه حماس و ناتواني امريکا در شرکت نظامي در عراق و افغانستان نشان داد که خاور ميانه اي بدون اسرائيل در حال تحقق است.
درپايان مراسم دانشجويان با آتش کشيدن پرچم اسرائيل و قرائت بيانيه پاياني و تقديم گل به سفارت ترکيه تجمع تشکر آميز خود را با شعار اردغان تشکر تشکر، رجب طيب اردغان الگوي آزادگان و تجمع خود را به پايان رساندند.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 2:31  توسط محمدجواد اخوان  | 

مجلس شورای اسلامی

 معروف است که شیخ انصاری - از مراجع بزرگ- به رغم برخورداری از وجوهات فراوانی که مقلدین در اختیارش قرار می دادند، بسیار ساده زندگی می کرد و هنگامی که با اعتراض همسر خود روبرو شد در پاسخش فرمود: پول کافی برای دستگیری از بینوایان و محرومان در اختیار ندارم. پس چه بهتر که همچون آنان زندگی کنم تا آن ها با دیدن وضع زندگی من امیدوار شوند و به جای حسرت خوردن ، بگویند زندگی مرجعمان هم مثل خود ما است.

مقام معظم رهبری در پیام خویش به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم فرمودند:« نماینده ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهای رفیع و خاندان های اشرافی، كه از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه،‌ و از میدان‌های كار به مجلس گسیل شده‌اید. این رابطه و این منش را پاس بدارید و برای خود نگاه دارید. خوی اشرافی و گرایش به اسراف و طعمه انگاشتن این مسئولیت، بلای بزرگی است كه گاه مردمِ سابقاً نجیب و پارسا هم ممكن است نتوانند خود را از آن برحذر بدارند. همه باید به شدّت مراقب خویش باشیم و دوره‌‌ مسئولیت خود را، حسنه‌ای ماندگار، و نه سیئه‌ای دامنگیر، بسازیم.»

نماینده ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهای رفیع و خاندان های اشرافی، كه از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه،‌ و از میدان‌های كار به مجلس گسیل شده‌اید.

در بین نمایندگان مجلس، انسان های شریف و گمنامی نیز هستند که به عهد خود با ملت وفادار مانده و با ساده زیستی مثال زدنی به خدمتگزاری مشغولند. جانباز شیمیایی حجت‌الاسلام سید جلال یحیی‌زاده (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس) نمونه ای از این خدمتگزاران صادق و بی ادعا است؛

همو که در بدو ورودش به پارلمان گفته بود: در تهران، دغدغه سرپناه ندارم. نه مرا حاجتی به آپارتمان‌های سعادت آباد است و نه نیازی به مقرری چند صد هزار تومانی و ودیعه چند میلیونی برای اجاره خانه در تهران؛ طلبه‌ام و لابد برای شاگرد مکتب امام صادق علیه‌السلام جایی در یک مدرسه علمیه پیدا می‌شود... و چنین بود که در حجره‌ای از مدرسه مروی تهران اقامت گزید.

مجلس شورای اسلامی

او از جمله نمایندگانی است که هر هفته یکی دو روز را در میان موکلان خود سپری می‌کند، بی‌آنکه برای هر آمد و شد، هزینه سنگین سفر را بر دوش بیت‌المال نهد، کنار جاده می‌ایستد، جلوی اتوبوس‌های عبوری دست بلند می‌کند. سوارش می‌کنند و چون می‌شناسندش، فرصت را غنیمت شمرده، هر کس در دل ناگفته‌ای دارد، با وکیل خود در میان می‌گذارد و او از این سفر کم‌هزینه خود، تحفه بسیار در سفره ملت و دولت به جا می‌نهد. او گفته است اگر بخواهم با هواپیما به تهران بیایم، صرف نظر از هزینه هر سفر، زمان پروازها چنان است که از رسیدن در ساعت مقرر به مجلس باز می‌مانم اما با اتوبوس شب در راهم و صبح اول وقت در مجلس حاضر. جالب این که وی در حوزه انتخابیه خود نیز از حداقل امکانات استفاده می کند و همچون دوران پیش از تصدی نمایندگی ، با مرکبی بسیار ساده تردد می کند. مرکبی ساده و ارزان به نام موتورسیکلت!

در بین نمایندگان مجلس، انسان های شریف و گمنامی نیز هستند که به عهد خود با ملت وفادار مانده و با ساده زیستی مثال زدنی به خدمتگزاری مشغولند.

همچنین می توان از یکی از نمایندگان تهران یاد کرد. مرتضی آقاتهرانی از نمایندگان تهران كه در قم ساكن بود، پس از رای آوردن از حوزه انتخابیه تهران در انتخابات مجلس هشتم، در یك سوئیت 50 متری در یكی از ساختمان های ستاد راهیان نور در تهران ساكن شد.

در حالی كه این روزها بحث دریافت مبلغ 100 میلیون تومانی توسط برخی از نمایندگان مطرح شده و عده‌ای نیز این مبلغ را لازمه تهیه امكانات برای خود می دانند، وی چهار عضو دیگر خانواده خود را نیز در همین سوئیت ساكن كرده است. گفته می‌شود این نماینده از دریافت مبلغ 100 میلیون تومانی نیز امتناع كرده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:9  توسط محمدجواد اخوان  | 

محمدجواد اخوان در جمع تجمع كنندگان معترض به جنايات غزه:

جنبش دانشجويي نسبت به جنايات اسرائيل در غزه سكوت نخواهد كرد

مسئول سابق واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير با تاكيد بر اينكه در نهايت قدس و فلسطين توسط همين جمع ها آزاد خواهد شد، گفت: جنبش دانشجويي نسبت به جنايات اسرائيل در غزه سكوت نخواهد كرد.

به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، محمدجواد اخوان ظهر امروز در تجمع و تريبون آزاد دانشجويي دانشگاه خواجه نصير كه در اعتراض به جنايات غزه برگزار شد، با اشاره به شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر اظهار داشت: در اين اعلاميه قيد شده كه بايد ملت هاي مظلوم در همه كشورها با همه نژادها بتوانند به حقوق خود دست پيدا كنند اما آيا كساني كه اين اعلاميه را نوشتند خود به آن پايبند هستند؟!

وي با اشاره به جنايات اسرائيل در نوار غزه و نسل كشي آمريكا در افغانستان، عراق و پاكستان اذعان داشت: از همان ابتدا كه امام راحل آرمان فلسطين را در جهان اعلام كرد از حمايت سران مرتجع عرب از آمريكا و اسرائيل آگاه بود و اكنون نيز نه از اين سران و نه از مجامع بين المللي هيچ اميدي در حمايت از غزه نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:29  توسط محمدجواد اخوان  | 

تقابل مردم و حاكميت اسلامي راهبرد اصلي دشمنان انقلاب در غائله 18 تير بود

دبير سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي خواجه نصير الدين طوسي گفت: هدف بازيگران اصلي اغتشاشات 18 تير، تضعيف و براندازي نظام از طريق ايجاد نارضايتي دانشجويي و كشاندن اين ناآرامي ها به سمت متن اصلي جامعه بود.

محمد جواد اخوان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: غائله 18 تير داراي يك فضاي غبار آلود تاريخي است كه هنوز بخش هايي از ابهامات برطرف نشده و چرايي و چگونگي آن در برخي ابعاد روشن نشده است.

وي افزود: بعد از روي كار آمدن دولت دوم خرداد شدند تحليلي كه در آن سوي مرزها و برخي وابستگان فكري غرب از داخل كردند باعث شد مردم از آرمان هاي انقلاب فاصله گرفتند.

وي تصريح كرد: دراستراتژي مقابله با نظام اسلامي در مقابل هم قرار دادن مردم و حاكميت اسلامي بعنوان راهبرد اصلي دشمنان انقلاب قرار گرفت و بر اين موضوع بايد بصورتي جلوه گر مي شد.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه از اواسط دهه 70 جريان استحاله در فضاي تشكل ها مشاهده شد اظهار داشت: اين جريان اصلي ترين تشكل ها از جمله انجمن اسلامي را در استحاله و پيشبرد به سمت سكولاريزم و عدم موافقت با نظام و ارزش هاي اسلامي قرار داد.

وي گفت: در اين بازي چند مرحله اي كه غرب و در راس آن امريكا براي تضعيف و براندازي نظام طراحي كرده بودند يكسري نارضايتي دانشجويان و اغتشاشات و كشاندن آن به سمت متن اصلي جامعه طراحي مي شد.

دبير سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي با اشاره به اينكه بازيگر اصلي اين ميدان عوامل غرب و بطور مشخص جريانات ملي و مذهبي بوده اند تصريح كرد: زماني كه برخي سران اين جريانات به اتهام براندازي بازداشت شدند اعتراف كردند كه چه نقشي در تحريك و شعله ورتر كردن اين حادثه و حوادث بعد از آن ايفا مي كردند.

وي جريان نفوذ يافته به دولت را از ديگر مولفه هاي نقش آفرين در بوجود آوردن غائله 18 تير عنوان كرد و تاكيد كرد: جرياني بواسطه نفوذ بر دولت راه يافت و در حقيقت نگرش درستي به ارزش هاي انقلاب نداشت شاهد بوديم درون دولت و جريان هاي دولتي جرياناتي با اين موضوع همكاري كردند و دامنه اغتشاشات را گسترش دادند.

اخوان به استعفاي وزير علوم وقت به عنوان يكي از اقدامات تحريك آميز اشاره كرد و گفت:‌ استعفاي وزير علوم در آن زمان يك اقدام سياسي و باهدف تحريك دانشجو ارزيابي شد ضمن اينكه دستور وزير كشور و معاونين اش در عدم برخورد با اغتشاش گران هم يك دستور خلاف قانون بود.

وي با بيان اينكه انتشار نامه محرمانه كه طبقه بندي فوق سري در روزنامه سلام و توقيف آن بهانه بروز اين غائله شد تصريح كرد:‌ از صحبت هاي مقامات امريكايي و همچنين بحث هاي رسانه اي در روزهاي قبل از حادثه بخوبي مشهود بود كه دست هايي در كار است كه آتش اغتشاش و ناآرامي را ايجاد كند و دانشگاه را بعنوان اصلي ترين پايگاه ايجاد موج نارضايتي تعريف كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:33  توسط محمدجواد اخوان  | 

غائله 18 تير سناريويي از پيش طراحي شده براي صدمه به نظام بود

محمدجواد اخوان، مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه بررسي رسانه‌ها و روزنامه‌هاي آن زمان نشان مي‌دهد كه غائله 18 تير سناريويي از پيش طراحي شده براي صدمه و لطمه زدن به اساس و اركان نظام بوده است، گفت: واكاوي حادثه 18 تير از وظايف جريان دانشجويي است.

اخوان با بيان اينكه هنوز غبارهاي ابهام حادثه 18 تير برطرف نشده است، اظهار داشت: تلاش جريان رسانه‌ اي، شبكه‌هاي ماهواره اي و روزنامه‌هاي زنجيره اي بر فعاليت تخريبي حادثه 18 تير نمونه اي از هجمه‌هاي رسانه اي در تضعيف جريان اسلامي و تعريف حكومت اسلامي بود.

اين فعال دانشجويي با اشاره به اينكه حادثه 18 تير ماه سال 78 نماد مظلوميت جريان و جنبش دانشجويي در ايران است، تصريح كرد: در آن زمان عده اي كه به نوعي در حاكميت حضور داشتند، با استفاده از لجستيك آهنين و امكانات سخت افزاري و نرم افزاري از حيثيت و نام جريان دانشجويي سوءاستفاده كرده و شعارهاي خروج از حاكميت و رفراندوم سر دادند.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي ادامه داد: اگر به نوع فعاليت، موضع گيري و جنگ رواني روزنامه‌هاي زنجيره اي و لايه‌هاي راديكال اصلاح طلب از طريق ارتباط گيري با سران دفتر تحكيم وحدت در آن زمان توجه كنيم، مي بينيم كه پشت پرده غائله 18 تير نه تنها مطالبات دانشجويي نبود، بلكه اين واقعه با يكسري مقاصد خاص سياسي صورت گرفته بود.

وي با اشاره به اينكه جريان اپوزيسيون با عنوان گروه‌هاي ملي – مذهبي به خاطر بهره برداري سياسي خود در حادثه 18 تير نقش اساسي داشتند، بيان داشت: در افشاگري هاي برخي از سران، بعدها مشخص شد كه متاسفانه بخش‌هايي از دولت وقت و وزارت علوم در اين موضوع همكاري كرده اند؛ به طور مثال همسويي وزارت كشور و ابلاغ بخشنامه اي براي ممنوعيت برخورد با اغتشاشگران و تجاوز به جان و مال مردم نمونه اي از اين همكاري بود.

 

اخوان به حماسه مردم، بويژه مردم تهران در 23 تير اشاره كرد و اظهار داشت: بعد از اينكه مردم از طريق رسانه‌ها مطلع شدند كه اراذل و اوباش در نقاط مختلف شهر به بهانه وضعيت ملتهب اطراف دانشگاه تهران جرياني شبيه 18 مرداد سال 1332 را راه اندازي مي‌كنند، در قالب دسته هاي مردمي و با حركت‌هاي خودجوش در نقاط مختلف شهر وارد عرصه شدند و پاكسازي در نقاط مركزي شهر را شروع كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:31  توسط محمدجواد اخوان  | 

محمد جواد اخوان:

مجلس هشتم بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي‌تر عمل كند

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي تصريح كرد: مجلس هشتم بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي‌تر عمل كند.

محمد جواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به فرا رسيدن سالگرد صدور فرمان هشت ماده اي رهبر معظم انقلاب در مبارزه با مفاسد اقتصادي اظهار داشت: هرچند كه سالگرد صدور اين فرمان تلنگري به مسئولان خوهد بود اما باز هم نوع عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي و نظارتي كشور در حوزه عمل به اين فرمان مورد سوال است.

وي با بيان اينكه فعاليت شاخص و قابل توجهي در طول سال گذشته در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی از سوي مجلس هفتم شاهد نبوديم، تصريح كرد: البته فعاليت‌هاي جزئي و مقطعي توسط مجلس انجام گرفت اما از مجلس هفتم انتظار داشتيم كه در خصوص برخي قوانين كشور و گلوگاه‌هاي فرار از قانون چاره اي بينديشد.

اين فعال دانشجويي افزود: با وجود آنكه دستگاه‌هاي نظارتي مجلس از جمله ديوان محاسبات و كميسيون اصل 90 گزارش‌هايي در مورد برخي تخلفات به رياست جمهوري ارجاع دادند اما به دليل عدم پيگيري و صرفاً موارد جزئي ما شاهد درمان عاجلانه نسبت به اين موضوع نبوده ايم.

اخوان در خصوص عملكرد سه قوا به خصوص قوه قضائيه در برخورد با مفسدان اقتصادي گفت: قوه قضائيه در مقايسه با ديگر قوا نقش بيشتري در مبارزه با مفاسد اقتصادي دارد اما متاسفانه فقط شاهد معرفی برخي پرونده اقتصادي بوديم و اين در حالي است كه از اين قوه برخورد قاطع تري عليه متخلفان انتظار داشتيم.

وی با اشاره به اينكه مجلس هشتم شوراي اسلامي بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي تر عمل كند، افزود: تعامل مجلس با دولت و به خصوص قوه قضائيه مي‌تواند به عنوان مهم ترين راهكار براي حل مشكل اقتصادي كشور باشد.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه آرمان گرايي شاكله اصلي حركت دانشجويي است به نقش مهم جنبش دانشجويي در مبارزه با مفاسد اقتصادي اشاره و خاطرنشان كرد: جنبش دانشجويي در حوزه عدالتخواهي و مبارزه با فساد پيشرو همه جريانات بوده و در فراگير كردن گفتمان عدالتخواهي در جامعه نقش مهمي ايفا كرده است.

اخوان با تاكيد بر اينكه آرمان خواهي نسبت به موضوع عدالت بايد سر لوحه كار جنبش دانشجويي قرار گيرد، گفت: جنبش دانشجويي بايد نسبت به موانع بازدارنده از حركت، هوشيار باشد و براي روشنگري اقشار جامعه بيشتر تلاش كند

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:15  توسط محمدجواد اخوان  | 

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي:

موضع گيري جديد انگليس درباره برنامه هسته اي ايران اهميت ندارد

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه شايد موضع گيري جديد انگليس عليه فعاليت‌هاي هسته اي ايران به خاطر صدور قطعنامه جديد باشد، خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه در حوزه هسته اي ما حق اظهار نظر داريم، بنابراين نبايد مواضع برخي كشورها براي ما اهميت داشته باشد.

محمدجواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، در خصوص موضع گيري جديد انگليس درباره برنامه هسته اي ايران اظهار داشت: در خصوص رفتارهاي دوگانه غرب به ويژه انگليس مي‌توان نگاهي كلي به سابقه رفتاري آنان در مورد حقوق ملت ايران داشت؛ چرا كه قبل از انقلاب رژيم حاكم بر كشور ما يك رژيم وابسته و همسو با منافع غرب بود اما با پيروزي انقلاب اسلامي تمام معادلات غرب به هم ريخت و موضع كشورهاي اروپايي نيز با ايران متفاوت شد.

وي با اشاره به ادعاي مسئولان غرب مبني بر اينكه ايران در فناوري هسته اي بايد اعتماد سازي و گاه شفاف سازي كند، تصريح كرد: ما در مقطعي با تمام كشورهاي اروپايي براي خارج کردن هر بهانه اي اتمام حجت كرديم حتي فعاليت‌هاي هسته اي خود را به صورت داوطلبانه به حالت تعليق در آورديم اما اين كشورها نه تنها به حرف خود عمل نكردند بلكه به دنبال زير پا گذاشتن حق قانوني ما و حتي نابودي مراكز هسته اي شدند.

اين فعال دانشجويي با تاكيد بر اينكه كشورهاي اروپايي به خاطر سياست‌هاي مستقل و عدم وابستگي نظام جمهوري اسلامي به صورت مطلق با فعاليت‌هاي هسته اي ايران مخالف هستند، افزود: اين كشورها براي اينكه وجهه بين المللي خود را حفظ كنند در مقاطعي با شعار قصد داشتند تا ديگر كشورها را با خود همسو كنند تا بتوانند موضعي يكپارچه در شوراي امنيت و نهادهاي بين المللي بر ضد تصميم ايران در فناوري هسته اي بگيرند.

اخوان با بيان اينكه در حال حاضر سوخت هسته اي در دنيا به لحاظ راهبردي و استراتژي بودن به يك موضوع سياسي – امنيتي تبديل شده است، اذعان داشت: از آنجايي كه كشورهايي كه فناوري توليد سوخت هسته اي را دارند بسيار محدود هستند و همچنين سوخت هسته اي غير از كاربردهاي صلح آميز مي‌تواند در قسمت كلاهك‌هاي هسته اي مورد استفاده قرار گيرد، اين انرژي امروزه به يك موضوع سياسي تبديل شده است.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي ادامه داد: بسياري از كارشناسان معتقدند كه بحران آينده جهان بحران انرژي است بنابراين با توجه به اتمام منابع فسيلي، روي آوردن به منابع نو راهي است كه بسياري از كشورها به سمت آن حركت مي‌كنند.

 اخوان يادآور شد: تمام كشورهايي كه ايران را به برنامه نظامي و تسليحات هسته ای متهم مي‌كنند خود دارندگان بزرگترين ضرادخانه هسته اي در جهان هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 2:13  توسط محمدجواد اخوان  | 

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير:

پيروزي هسته‌اي دستاورد همكاري مجلس هفتم و دولت نهم بود

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي گفت: موفقیت نهایی در پیروزی های اخیر مربوط به فناوري هسته اي، دستاورد همكاري مجلس هفتم و دولت نهم بود.

محمد جواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به اينکه سياست نظام اسلامي ايران همواره بر پايه خودكفايي و استقلال استوار بوده است، گفت: با توجه به پايان پذيري سوخت های فسیلی، باید به فكر استفاده از جایگزین مناسب باشيم تا بتوانیم استقلال خود را حفظ کنیم؛ به همین خاطر از ابتداي انقلاب تاكنون به دنبال استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي بوده‌ايم.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي افزود: آغاز جنگ تحميلي و تحريم‌ها علیه ایران، سرعت حركت در اين عرصه را در ابتداي انقلاب كاهش داد، اما پس از آن دوباره اين روند به جريان افتاد و مسئولان درصدد دسترسی به فناوری صلح آمیز هسته ای بودند.

وي تصريح كرد: هنگامي كه كشور به نقطه مطلوبي در سير هسته‌اي خود رسيد، شاهد هجوم رسانه‌اي- تبليغاتي غرب و برخي افراد داخلي كه با اهداف غرب تطابق داشتند، بوديم؛ به طوری که در این میان متاسفانه به دليل همسويي بخش‌هايي از حاكميت از جمله برخي نمايندگان مجلس ششم، پروتكل الحاقي و تعليق را پذيرفتيم.

اخوان با اشاره به اينكه در تمام دوران فرآیند این پیروزی، مطالبه مردم، استفاده و بهره مندي از انرژي صلح آميز هسته‌اي بود، ادامه داد: با روی كار آمدن مجلس هفتم كه مدافع گفتمان اصولگرایی است و همچنين سياست‌هاي خارجي دولت نهم، گام‌هاي موثري در جهت رفع تعليق و پيشبرد اهداف هسته‌اي برداشته شد.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي در پايان گفت: در حقيقت روز ملي فناوري هسته‌اي، روز خودباوري مردم ايران است كه توانستند با ايمان به خدا و شجاعت در برابر دشمنان، به حق خود دست يابند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 2:12  توسط محمدجواد اخوان  | 

تنها راه خنثي كردن توطئه هاي استكبار، مقابله به مثل با آنهاست

 

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير تنها راه خنثي كردن توطئه هاي استكبار را مقابله به مثل با آنها دانست و گفت: دانشجويان با شناساندن چهره پليد و ناشناخته دست اندركاران توطئه هاي ضداسلامي به مردم جهان، زمينه فروپاشي شاكله تمدن غرب را فراهم كنند.

محمد جواد اخوان در گفتگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، اظهار داشت: با نگاهي به سير تاريخي رفتار غرب به خوبي مي توان دريافت كه پس از فروپاشي ماركسيسم، غربي ها با تجهيز نظامي و رسانه اي به دنبال دستيابي به گام هاي بلندتري بودند كه امام راحل تا حدود زيادي توانست فتنه هاي آنها را سركوب كند.

وي افزود: پس از مطرح شدن جنگ تمدن ها و حادثه 11 سپتامبر، بوش با طرح جنگ هاي صليبي، اقدامات جديدي براي اسلام ستيزي ايجاد كرد كه از جمله آنها مي توان به نمايش كاريكاتورهاي موهن به دين اسلام و پيامبر اعظم(ص) بود و توليد فيلم فتنه از سوي يكي از نمايندگان كشور هلند نيز توطئه استكبار در پي گيري پروژه اسلام هراسي در جهان است.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير خاطرنشان ساخت: با توجه به اينكه به جز دين اسلام ساير مكاتب ديگر قدرت گسترش جهاني و مبارزه با تفكر ليبرال غربي ها را ندارند و از سوي ديگر اسلام به مبارزه با قدرت مداري و زورگويي در جهان مي پردازد و انسان هاي گزيزان از تمدن غرب را هر روز بيش از پيش شيفته خود مي كند، به همين جهت جهان غرب در صدد نابودي آن از راه هاي مختلف است.

اخوان تصريح كرد: امروز دشمنان اسلام كه از جنگ نظامي سودي نبردند، سعي دارند تا از طريق ابزارهاي فرهنگي هنري و جنگ نرم به مبارزه با دين اسلام بپردازند و لذا هر روز شاهد اهانت هاي ضد اسلامي توسط ابزارهاي فرهنگي هنري هستيم و تنها راه خنثي كردن توطئه هاي استكبار، مقابله به مثل با آنها است.

وي بيان داشت: تشكل هاي دانشجويي به عنوان اقشار نخبه و مرتبط با فرهنگ و هنر و مراكز دانشگاهي امروز وظيفه سنگين تري از ساير اقشار دارند و بايد با ارتباط مدون با جهان اسلام و استفاده از ابزارهاي فرهنگي و هنري در درجه اول به تبيين چهره صحيح از اسلام پرداخته و از سوي ديگر با شناساندن چهره پليد و ناشناخته دست اندركاران توطئه هاي ضداسلامي به مردم جهان، زمينه فروپاشي شاكله تمدن غرب را فراهم كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 2:11  توسط محمدجواد اخوان  | 

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير:

كشورهاي 1+5 دچار آپارتايد هسته‌اي هستند

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير با تاكيد بر اينكه گزارش آژانس سندي ديگر بر مدعاي ايران بر صلح آميز بودن فعاليت هسته‌اي بود، افزود: متاسفانه كشورهاي 1+5 در حقيقت به نوعي دچار آپارتايد هسته‌اي هستند و اصولاً دوست ندارند كشورهاي ديگر به اين فناوري دست يابد.

محمد جوان اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به احتمال صدور قطعنامه سوم عليه ايران اظهار داشت: صدور قطعنامه احتمالي غيرواقعي و ظالمانه عليه ملت ايران قابل پذيرش نيست و مسئولان هم نبايد آن را بپذيرند.

وي با اشاره به اينكه همكاري مستمر ايران با آژانس بهانه كشورهاي ابرقدرت را براي فشار به كشورمان به وجود آورد، تصريح كرد: اين كشورها مساله هسته‌اي را بهانه قرار دادند و با هر گونه تلاش ايران نيز براي دستيابي به فناوري پيشرفته مخالفت كردند.

اخوان ادامه داد: صدور قطعنامه احتمالي سوم فقط به اين علت است كه آنان همكاري ايران و آژانس را بي اثر نشان دهند و در حال حاض نيز موضع گيري برخي از كشورهاي عدم تعهد و مستقل نيز گوياي اين مدعا است.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با اشاره به نقش آژانس در معادلات بين المللي اضافه كرد: آژانس از نظر حقوقي يكي از نهادهاي بين المللي است كه به نوعي زير نظر سازمان ملل متحد قرار دارد و سازمان ملل متحد و شوراي امنيت نيز به راحتي بازيچه تصميمات سياسي كشورهاي ابرقدرت هستند.

اخوان در پاسخ به اين سئوال مبني بر اينكه آيا ايران تحت فشار شوراي امنيت خواهد رفت يا خير، خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه كشور ما نزديك 28 سال در تحريم قرار گرفته است و بسياري از شركت‌هاي دنيا كه مبادلات تجاري با آمريكا دارند تحت تاثير قوانين تجاري، روابط خود را با ما محدود كرده‌اند، اما ايران با اتكا به خودباوري توانسته در پيشرفته ترين فناوري هسته‌اي، نانو و زيستي بدون استفاده از كمك هيچ كشوري به نتايج قابل توجهي برسد./

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:2  توسط محمدجواد اخوان  | 

واكنش دانشجويان به عدم جمع آوري تبليغات شركت «نستله»

اخوان: بازتعريف سياست‌هاي تبليغي وزارت فرهنگ و ارشاد ضروري است

 مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير با بيان اينكه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد سياست‌هاي تبليغي را طوري تعريف كند كه در حقيقت جلوي فعاليت اين شركت ها در ايران گرفته شود، اذعان داشت: هرچند كه دولت نهم چند مصوبه در مورد برخي از كالاهاي آمريكايي داشته است اما متاسفانه هنوز اجراي خوبي از آنان نديده ايم. 

محمد جواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به نصب تبليغات شركت‌هاي صهيونيستي در مترو توسط برخي مسئولان شهرداري اظهار داشت: متاسفانه در 10 سال اخير در پي سياست‌هاي آزادسازي توسعه اقتصادي و همچنين افزايش بي رويه كالاهاي لوكس، شاهد هجوم شركت‌هاي فرا مليتي و چند مليتي هستيم.

وي با اشاره به اينكه برخي از تشكل‌هاي مردمي و ارزشي در سال‌هاي اخير در مقابل ورود شركت‌هايي كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم حامي اسرائيل بودند، موضع مي‌گرفتند، تصريح كرد: متاسفانه دولت اصلاحات در اين زمينه موضع گيري خوبي نكرده و آن را به فراموشي سپرد.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه موضوع تحريم كالاي صهيونيستي فقط مختص به ايران نيست، افزود: ملت‌هاي اسلامي و برخي دولت‌ها كه سياست‌هاي مستقلي در مقابل سياست آمريكا و رژيم صهيونيستي دارند نيز در پي ضربه زدن به اقتصاد اسرائيل هستند.

اخوان با اشاره به تناقض آشكار بين برخي شعارها و حمايت مالي از اين شركت‌ها خاطرنشان كرد: اين موضوع ناشي از تفكر نادرستي است كه در برخي بدنه مديريتي كشور شاهد آن هستيم.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه پيروزي انقلاب زير بناي ارزش‌هاي انقلابي بود، گفت: متاسفانه در دوران سازندگي برخي مديران كشور با تفكرات اجتماعي تلاش كردند تا اقتصاد را زير بنا قرار دهند، بنابراين وقتي اقتصاد ليبراليستي زير بناي برنامه ريزي مديريت كشور قرار گيرد، به طور قطع شاهد بروز چنين آفت‌هايي هم خواهيم بود./

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 1:55  توسط محمدجواد اخوان  |