تبليغاتX
رایگاه
تارنمای دیدمان و اندیشه - محمدجواد اخوان

گوشه ای از تخلفات خاتمی در گفت و گوی تمدن ها (!)

خاتمی متخلفشنیدن عنوان  «گفت و گوي تمدن ها» یادآور نام شخصی است که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری ایرات تکیه زده. کسی که دوره ریاست جمهوری او یکی از پر چالش ترین مقاطع بعد از تاریخ انقلاب است. امروز که معاون پارلمانی و مدیر دفتر سابق او به همپیمانی خائنانه او با طراحان و تحریک کنندگان به اغتشاش اعتراف می کند، جستجوگران را به ورق زدن تاریخ و مطالعه عملکرد وی در دوره  ریاست جمهوری تشویق می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:39  توسط محمدجواد اخوان  | 

میرحسین: منطق بازاري ها زالو صفتي است

آيت الله مهدوي کني وزير کشور دولت شهيد رجايي در کتاب خاطرات خود در مورد مير حسين موسوي مي گويد:

دولت آقاي موسوي با همه خوبي هايي که داشت و امام هم ايشان را تاييد مي کرد ولي دولت سالاري را در مسائل اقتصادي عملا ترجيح مي داد و اين سياست تنها به خاطر جنگ نبود بلکه اصلا سبک تفکر ايشان اين طور بود....

بعضي ها مي گفتند که حالا موقع جنگ است و دولت بايد همه چيز را قبضه کند و از اينجا بود که کوپن و از اين چيزها به وجود آمد. بالاخره در جنگ همه مي پذيرفتند که اگر ما بخواهيم مواد غذايي به همه برسد دولت دخالت کند. اين را همه قبول داشتند اما برداشت ما اين بود که آقاي موسوي مي خواهد کلا دولت در تمام امور اقتصادي حضور داشته باشد و ما اين را قبول نداشتيم.

آنها ما را طرفدار سرمايه داران مي شمردند و اسلام ما را اسلام آمريکايي مي دانستند و اين حرف معمول همين طرز تفکر بود که با با چپ گرايي مخالف بوديم. ما مي گفتيم دولت نبايد در اقتصاد همه چيز را قبضه کند اما آقايان در مقام تحليل و تفسير مي گفتند که شما طرفدار اقتصاد سرمايه داري هستيد، اما واقعيت اين نبود که ما طرفدار سرمايه دارها باشيم بلکه ما مي گفتيم که مديريت اقتصاد بايد به دست مردم باشد و دولت نظارت کند ولي آن ها مي گفتند بايد دست سرمايه داران را کوتاه کرد.

در زماني خود بنده با آقاي مير حسين موسوي – نخست وزير وقت- همين بحث ها را مطرح کردم. ايشان گفت آقاي مهدوي! پدر من بازاري است! چاي فروش است، آدم خوبي هم هست ولي اصلا خصلت بازاري ها خصلت زالوصفتي است. (يک چنين تعبيري کرد) و من با آن ها مخالفم، اينها زالو صفت هستند، ما بايد کاري بکنيم که دست زالو صفت ها از اقتصاد کشور قطع شود. بنده مي گفتم آقاي موسوي! من هم قبول دارم بعضي ها زالوصفت هستند اما بحث اين است که عقل اقتصادي اقتضا مي کند براي اصلاح مسائل اقتصادي به گونه اي رفتار کنيم که سرمايه ها در مسير توليد و اشتغال قرار گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:57  توسط محمدجواد اخوان  | 

سال 1388 در حالي از سوي مقام معظم رهبري به سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شده است كه نگاهي به رتبه ايرانيها در مصرف انواع كالاها و حاملهاي انرژي ضرورت اين نامگذاري را بيش از پيش مشخص مي سازد.
مقام اول در مصرف نوشابه و نان در دنيا، سرانه 10 برابري در مصرف انرژي نسبت به اروپاييها، رتبه سوم مصرف گاز در جهان ، نوزدهمين كشور مصرف كننده برق در دنيا و قرار گرفتن در رتبه بيستم كشورهاي پر مصرف دارو ، همه و همه از جمله آثار الگوي نامناسب مصرف در كشور ماست كه جز به هدر دادن منابع و سرمايه هاي كشور نتيجه ديگري به دنبال ندارد.
در ايران طي سال 2007 شدت مصرف انرژي از متوسط دنيا بالاتر بوده است و در حدود 3.7 برابر آمريكاي شمالي، 9.3 برابر آمريكاي جنوبي و 2،5 برابر متوسط خاورميانه است.
مقايسه بين شدت مصرف انرژي در كشور هاي ايران و چين طي سال 1990 مشخص مي كند كه به ازاي هر 100 دلار توليد ناخالص داخلي، چيني ها 7 بشكه نفت كمتر از ايران مصرف كردند. همچنين در بخش گاز سالانه 11 درصد رشد مصرف در كشور صورت گرفته است.
طبق آمارهاي گرفته شده برخي از مشتركان ايراني تا 3 برابر الگوي مصرف، مصرف گاز دارند و براي كاهش مصرف اين مشتركان بايد راه حل پيدا كنيم.
در عين حال نشريه بين المللي بيزينس مونيتور با اشاره به زيان 35 تا 45 ميليارد دلاري يارانه هاي سوخت به دولت ايران نوشت : ايران بالاترين نرخ مصرف بنزين در خاورميانه را دارد. بر اساس آمارهاي رسمي ، طي سال مالي 2007 - 2008 ايران بيش از 5/6 ميليارد دلار صرف يارانه بنزين نموده است . عرضه سوخت يارانه اي هر سال بيش از 35 تا 45 ميليارد دلار به اقتصاد ايران هزينه تحميل مي كند.
مصرف بي رويه ايرانيها تنها به حاملهاي انرژي محدود نمي شود و ايرانيها در مصرف ساير كالاها نيز پيشتاز هستند. به عنوان مثال ايران 5 برابر سرانه مصرف جهان آب مصرف مي كند. همچنين سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيشتر است.
متوسط مصرف سرانه برق خانگي در ايران حدود 2900 كيلووات ساعت بوده و اين به معناي اين است كه اين ميزان 3 برابر متوسط مصرف جهاني است. متوسط مصرف جهاني انرژي زير 1000 كيلووات ساعت است.
اين در حالي است كه متوسط رشد مصرف برق در ايران نسبت به كشورهاي پيشرفته 5/2 برابر بيشتر و بيش از حد استاندارد است.
ايران يك كشور در حال توسعه است و صنعت برق سالانه يك ميليون مشترك جديد را مي پذيرد، افزايش نرخ رشد مصرف برق در كشور تاحدودي مورد قبول است اما تحمل اين ميزان رشد در نهايت مشكل ساز خواهد بود.
كارشناسان معتقدند اصلاح مكانيزم قيمت، فرهنگ سازي و اطلاع رساني صحيح، هدفمند كردن يارانه ها، ايجاد انضباط در بازارهاي پولي و سرمايه گذاري، ايجاد موازنه در آمدي و كاهش نرخ تورم راه حلهاي پيش رو براي اصلاح الگوي مصرف است، بدون شك راهكار هاي ديگري نيز در خصوص تغيير الگوي مصرف عمومي وجود دارد كه نياز به كارشناسي و توجه ويژه مسئولان دارد.
تصور اينكه مردم كشور ما بزرگترين مصرف كننده نان در جهان هستند يا اينكه مصرف گاز ايران به اندازه كل مصرف اتحاديه اروپاست بيش از پيش ذهن را به آن سو مي كشد كه يكي از عوامل اسراف و روش نادرست مصرف وضع يارانه بر روي برخي كالاهاي استراتژيك يا حامل هاي انرژي است كه با اجراي صحيح طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها مي توان گام موثري در مسير بلند رسيدن به فرهنگ صحيح مصرف برداشت.
بايد اذعان داشت با افزايش بهره وري نيروي كار و سرمايه و نيز برقراري ارتباطي منطقي بين تكنولوژي و نيروي كار مي توان از اتلاف منابع در بين مردم و دولت جلوگيري كرد كه اين مهم ميسر نمي شود مگر با اجراي سياستهاي هماهنگ و همكاري دو جانبه بين مردم و دولت.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ سازي پايدار است و اين خود نيازمند راهكارهايي است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمام عرصه هاي مصرف تبديل شود. همچنين اگر خواستار ايجاد الگو و اصلاحاتي در بخش هاي مختلف هستيم، ابتدا بايد در بخش تحولات اقتصادي، ساختار نظام بانكي، توزيع ناعادلانه كالا، نظام گمركي، ساختار و فرهنگ مصرف كالاها و خدمات تغييراتي را صورت دهيم.
نكته ديگر اينكه بحث هدفمند كردن يارانه ها كه هم اكنون در دستور كار مجلس قرار دارد با نامگذاري سال 88 به سال اصلاح الگوي مصرف ضروري است با سرعت بيشتري مورد بررسي قرار گيرد تا با اصلاح مصرف حاملهاي انرژي گام مهمي در اين راه برداشته شود.
برخي نمايندگان مجلس نيز در عين حال تاكيد كردند، اقدامات لازم براي تدوين قانون اصلاح الگوي مصرف را مي توان ظرف مدت دو تا سه ماه انجام داد.
مساله ديگر اين كه بايد توجه داشت اصلاح الگوي مصرف لزوما به معني كاهش مصرف نيست بلكه مهمتر از آن تغيير تركيب مصرف است به اين معني كه در بسياري از موارد كالاها و حاملهاي انرژي در مواردي كه بايد مصرف نمي شود و اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 14:44  توسط محمدجواد اخوان  | 

شاید با گذشت سال ها از فعالیت دولت اصلاحات کارنامه اقتصادی این دولت نیز در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شده باشد و مردم از آنچه که بر اقتصاد ایران طی آن سال ها رفته است، تصویر واضحی نداشته باشند، اما یقینا یاران خاتمی که آن روز در کنار او بودند، این واقعیت ها را به خاطر دارند. اگر واقعیت ها در کنار هم قرار بگیرند، آن گاه است که می توان به نقدهای پی در پی اصلاحاتیان که امروز خود را منجی اقتصاد ایران اسلامی جلوه می دهند، واقع بینانه تر نگاه کرد. نقدهای کسانی که شاید به میزان این سال ها در سال های حاکمیتشان در باب اقتصاد سخن نگفته بودند! شاید امروز در حوزه اقتصاد با کاستی هایی مواجه بوده باشیم، اما هنگامی می توان در خصوص این کاستی ها قضاوت عادلانه کرد که واقعیت های اصلاحات را نیز در نظر بگیریم. آن زمان را هم به خاطر بیاوریم که حتی صبر داعیان اصلاح طلبی هم لبریز شده بود و در برابر رسانه های عمومی از ناکارآمدی ها می گفتند.

«ما قبل از دوم خرداد اعلام کردیم که خاتمی مرد اقتصاد نیست.» جمله فوق اعترافی است که بهزاد نبوی قبل از آغاز 4 سال دوم ریاست جمهوری خاتمی بیان کرد. در بازه زمانی فعالیت دولت اصلاحات اگر چه برخی برنامه های اقتصادی پیش رفت و برنامه توسعه هم تدوین شد، اما نگرش مشخصی در خصوص اقتصاد وجود نداشت و همین عدم وجود نگرش مشخص به تناقضات در عملکرد می انجامید. کاستی های اقتصادی در دولت اصلاحات تا بدانجا بود که نه رقیبان و مخالفان که یاران خاتمی هم لب به گلایه و شکایت گشودند و از معضلات اقتصادی سخن به میان آوردند.

قضاوت در خصوص عملکرد اقتصادی اصلاحات را نخست به روزنامه کارگزاران می سپاریم. کارگزاران طی مقاله ای با عنوان "سه دهه سرگشتگی تئوریک" شرایط اقتصادی را در زمان خاتمی این گونه به تصویر می کشد:«پیروزی سید محمد خاتمی برای منتقدان تعدیل اقتصادی به معنای تصحیح آن سیاست‌ها شد، خاتمی از اردوگاه چپ سیاسی می‌آمد و از همین رو اقتصاددانان ایستاده در این اردوگاه چنین می‌پنداشتند كه وزیر ارشاد مستعفی هاشمی‌رفسنجانی در این حوزه نیز پایبند سیاست‌هایی نزدیك به چپ اقتصادی یا حداقل نهادگرایی خواهدبود.»

این روزنامه می افزاید:«خاتمی آن كرد و همان نكرد، دكتر حسین نمازی وزیر اقتصاد میرحسین موسوی به كابینه دعوت شد تا در كنار مرحوم دكتر نوربخش و دكتر محمدعلی نجفی سه ضلع اقتصادی دولت خاتمی را تشكیل دهند. نتیجه این تركیب معلوم بود،‌ دولت خاتمی اگر حاشیه‌ای داشت، اختلاف‌نظر در میان افراد تیم اقتصادی او بود كه در تمام تركیب‌های دو رئیس بانك مركزی وی، چند رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی دولت او و بالاخره سه وزیر اقتصاد دو كابینه خاتمی هیچگاه پایان نگرفت.»

آنچه گذشت ناظر به اختلافات شدید در درون تیم اقصادی خاتمی است. تیمی که کاملا شکننده بود و از افرادی با مواضع کاملا پارادوکسیکال تشکیل شده بود. در واقع گفتگوی تمدن های خاتمی به حوزه اقتصاد هم تسری پیدا کرد و این شد که بسیاری از تصمیمات و برنامه های کلان مانند طرح ساماندهی اقتصادی بدون سرانجام باقی ماند.

محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب با اشاره به این اختلافات می گوید:«تیم اقتصادی دولت خاتمی، تیم متجانسی نبود که بتواند مسائل را به طور هماهنگ پیگیری کند.» او می افزاید:«کسانی که در دولت سابق (دولت سازندگی) تفکر سیاست تعدیل اقتصادی را تعقیب می کردند، با بن بست مواجه شدند و در دولت خاتمی هم قطعا ناموفق عمل کردند و برای اقتصاد کشور ایجاد مشکل کردند.»

عدم هماهنگی بدنه دولت با طرح های کلانی که در دستور کار قرار می گرفت، مشکلاتی را ایجاد می کرد و به اجرای ناموفق و ناقص برنامه ها می انجامید. گاها دولتمردان ناچار می شدند تا با زبانی تهدید آمیز سخن بگویند. آن گونه که محمد رضا عارف در خصوص طرح ساماندهی اقتصادی و کارشکنی بدنه دولت سخن گفت:«اگر مسئولی به طرح ساماندهی اقتصادی اعتقادی ندارد باید محترمانه کنار رود. همه مسئولان باید مصوبات دولت را اجرا کنند اگر نه بروند جای دیگری خدمت کنند و اجازه دهند کسی که معتقد است، بیاید و کار کند.»

سرگشتگی تئوریک در دولت اصلاحات تبعات و پیامدهایی را هم طبعا برای کشور به دنبال داشت. شاید این همه به خاطر آن بود که اصلاح طلبان صرفا به رسیدن به قدرت فکر کرده بودند و برنامه مدون و مشخصی برای اداره کشور نداشتند. میردامادی به این واقعیت در خصوص مجلس شورای اسلامی اعتراف می کند:«اصلاح طلبان تمام توان خود را برای فتح کرسی های مجلس ششم به کار بستند و برای پس از پیروزی برنامه مشخصی نداشته اند.»

عدم آگاهی و اشراف کافی شخص رئیس جمهور گاها مشکل ایجاد می کرد. تا آنجا که هنگام اجرا گاها حتی شخص رئیس جمهور هم به یک باره دچار تردید می شد. محمد علی نجفی در این خصوص می گوید:«آقای خاتمی بعضی اوقات حتی در مورد این برنامه ها (برنامه سوم) که در سطح دولت توافق بر روی آن شده بود و با سختی و صرف وقت زیاد تنظیم شده بود، دچار تردید می شد. کسی در مورد یک یا چند ماده برنامه با ایشان صحبت می کرد و در دل ایشان تردید و نگرانی پیدا می شد که آیا این تصمیمی که گرفته شده درست است یا خیر. حتی در برخی از موارد بسیار مهم و بحث برانگیز برنامه که مورد موافقت دولت قرار گرفته بود، دچار شک و تردید شدند و خیلی بدشان نمی آمد که مجلس آن را تصویب نکند. در واقع ایشان هیچ گاه اطمینان صد در صد نسبت به برخی مواردی که در دولت تصویب شده بود، نداشتند.»

در واقع اگر چه امروز دولتمردان اصلاحات برای جلب نظر مردم و زمینه سازی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده از معضلات اقتصادی و راهکارها سخن به میان می آورند، اما خود در هنگام عمل هیچ خط مشی مشخص و درستی را نتوانستند در حوزه اقتصاد به کار بگیرند. در بازه زمانی فعالیت اصلاح طلبان، مشکلات معیشتی مردم به فراموشی سپرده شد. آنچه مطرح بود، توسعه سیاسی بود و آزادی اندیشه و حقوق بشر و جامعه مدنی و عناوینی از این دست. عناوینی که جز آشفته کردن فضای کشور هیچ دستاوردی به همراه نداشتند. این بدین معنا نیست که در دوره اصلاحات هیچ کار اقتصادی انجام نشده باشد، بلکه بدین معناست که مشکلات مردم هیچ گاه در اولویت کاری اصلاح طلبان قرار نداشته است. و دقیقا به همین خاطر است که نمی توان اینان را فرشته نجات اقتصاد ایران قلمداد کرد.

مسعود نیلی هم اشاره به عدم اطلاع درست خاتمی از مسائل اقتصادی دارد. او می گوید:«درست است که آقای تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور بود ولی در بعد سیاسی به طور کامل مورد اعتماد شخص آقای خاتمی بود و همچنان هم هست. ما نیاز داشتیم که در سازمان برنامه هم شخصی چون آقای تاج زاده در امور اقتصادی باشد. لازمه وجود چنین شخصی هم این است که آقای خاتمی خواسته های اقتصادی خود را ترسیم و سپس بررسی کنند که برآورده کردن این خواسته ها به قیافه چه کسی می خورد. اما در حوزه اقتصادی چنین اتفاقی نیفتاد. دلیل آن هم مشخص نبودن تفکر شخص رئیس جمهور از اقتصاد بود.»

باید بپذیریم ناکامی های اقتصادی در دوره اصلاحات بیشتر ناشی از تصمیم گیران کشور بود. بگذاریم حقایق را شخص سید محمد خاتمی بگوید:«بخشی از ناکامی های طرح ساماندهی اقتصادی به خاطر ناموفق بودن مدیریت هایی بوده که ما داشتیم. یعنی کار را انجام ندادند. طرح هایی که بنا بود ظرف 6 ماه تهیه شود، فراهم نشد.»

علت آنچه خاتمی بدان اعتراف می کند، همان آلیاژی بودن تیمی است که او برگزیده و عدم نگرش مشخصی که رئیس جمهور می بایست می داشت. آن چنان که عطریانفر هم تصریح می کند:«رک بگویم قابل قبول نیست که بعد از گذشت سه و نیم سال تازه شاهد بروز اختلاف میان دو نظریه اقتصادی یک کابینه مشترک باشیم. به عقیده من تیم اقتصادی آقای خاتمی آلیاژی است و آزمون و خطاهای زیادی در این دوره سه و نیم ساله داشته است. اما چون آلیاژها ذاتا ناهمگونند، نمی توان کاری کرد. الان آقای خاتمی باید یک نگاه واحد اقتصادی برای دولت در نظر بگیرد.»

خاتمی در میان این تیم شکننده اقتصادی خود نوید می داد که به زودی خبرهای خوش اقتصادی را به مردم خواهد داد. اما هیچ گاه خبری از آن خبرها نشد! و او در نهایت از روی ناچاری به نارسایی ها اعتراف کرد:«باید به نارسایی ها اعتراف کنیم... توان ما کمتر از آن بود که بتوانیم پاسخ مطالبات و توقعات صحیح جامعه را بدهیم.»

جالب آنجاست که کسانی که به ضعف و کم کاری های اقتصادی خود واقف و معترف بودند، برای آنکه نظر مردم را به خود جلب کنند، امروز از اقتصاد می گویند. کسی نیست از وعده و وعید های دوم خرداد بپرسد که به چه سرانجامی رسید. و چرا امروز یاران خاتمی هم او را مرد عمل نمی دانند. آن گونه که محسن کدیور هم اعتراف می کند:«آقای خاتمی یک حسنی دارند و آن اینکه انسان صادقی هستند و هنوز هم صادق هستند. اما در عرصه سیاست، صداقت کافی نیست، بلکه کیاست هم لازم است... شما یک مورد را نشان بدهید که سران محافظه کاران از مواضع خودشان عقب نشسته باشند و یک مورد را هم نشان دهید که آقای خاتمی در موضع خود ایستاده باشد.»

در واقع آن چه یاران خود خاتمی هم به آن اذعان داشته و دارند این است که خاتمی مرد عمل و مرد ایستادن نیست. حال پاسخ این سوال که چرا این یاران دوباره گرداگرد خاتمی حلقه زده اند را طبعا می بایست در مصالح سیاسی شان جستجو کرد. مصالحی که هر روز اقتضائی دارد و امروز این گونه اقتضاء می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 10:13  توسط محمدجواد اخوان  | 

مروري بر عملکرد اقتصادی دولت نهم

 

                            محمدجواد اخوان

 

احتمالا شما هم اين جمله‌ي معروف نفت بر سر سفره‌ي مردم را شنيده‌ايد. برخي رسانه‌ها اين جمله را به رييس جمهور نسبت مي‌دهند. در اين نوشتنار قصد داريم بدون توجه به اين كه اين جمله جزو شعارهاي دولت بوده يا نه به بررسي تحقق يا عدم تحقق اين جمله بپردازيم.

دولت نهم با شعار محوری عدالت و تبدیل کردن آن به گفتمان غالب در جامعه به جای اصلاحات، نیمی از عمر خود را پشت سر گذاشته است.گفتمان عدالت برگرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری و مطالبات عامه مردم بوده و دولت اصولگرا سعی کرده است در ابعاد مختلف آن را عملیاتی نماید.

الف)راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی

یکی از کارهای مفیدی که در دولت نهم صورت پذیرفت، تدوین راهکارهای کلان در ابعاد مختلف سیاسی، اصلاح ساختار و مدیریت، فرهنگی – اجتماعی، علمی و فن آوری، امنیتی، اطلاعاتی، قضایی، داخلی و خارجی و اقتصادی بوده است. در بعد اقتصادی دولت 58 راهکار تدوین و براساس آنها برنامه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی خود را تنظیم نموده است که مهمترین آنها عبارتند از:

1-کاهش نرخ تورم و نرخ سود بانکی با هدف افزایش قدرت خرید مردم و تقویت تولید بعنوان سیاست محوری دولت.

2- هدف‌مند کردن یارانه‌ها بنفع اقشار ضعیف.

3- اعمال مدیریت برای کاهش هزینه‌های دولت.

4- رفع موانع تولید داخلی و امکانپذیری تولید رقابتی مبتنی بر نوآوریهای فناوری.

5- ارتقاء امنیت سرمایه‌گذاری و پشتیبانی از سرمایه‌گذاریهای خطرپذیر.

6- حمایت از مراکز کارآفرینی، مراکز رشد و پارک‌های علمی و تحقیقاتی، شهرک‌ها و نواحی صنعتی.

7- افزایش تعرفه برای محصولاتی که تولید داخلی آن برای بازار مصرف کشور کافی است.

8- تنظیم روابط تجاری با کشورهای خارجی براساس سطح و کیفیت روابط سیاسی.

9- حمایت از توسعه صادرات برای تقویت تولید داخلی.

10- ترویج استفاده از محصولات داخلی در دستگاههای دولتی.

11- تقویت و حمایت از توسعه صنایع کوچک دستی بویژه فرش و صنایع تبدیلی.

12- توسعه بازار بورس بعنوان یکی از منابع اصلی تأمین و تولید سرمایه.

13- حمایت از بخش کشاورزی از طریق تسهیلات بانکی با کار مزد کم.

14- حمایت از توسعه شرکت‌های تعاونی و شرکت‌های سهامی عام فراگیر و همچنین توسعه.

15- توازن مناطق مختلف کشور با هدف تأمین عدالت.

16- جلوگیری از اسراف و تبذیر منابع دولتی و اشرافیت دولتی.

17- اختصاص درصدی از موجودی حساب ذخیره ارزی(نفت) به منظور عمران استانها.

18- مقابله با انحصارات و امتیازات ویژه.

(افزایش تولید فرآورده‌های نفتی در داخل با احداث پالایشگاه جدید.)

19- ممنوعیت فعالیت‌های اقتصادی برای کارکنان دولت بویژه مسئولین.

20- توسعه صندوقهای قرض الحسنه همراه با قانونمندی.

ب) مهمترین شاخص‌های عملکرد اقتصادی دولت در سالهای 84 و 85

1)واردات و صادرات

واردات کشور در آخرین سال دولت آقای خاتمی، یعنی سال 83، 4/35 میلیارد دلار بوده است که نسبت به سال قبل از آن 33% رشد داشته است. میزان واردات در سال 84 به 7/39 میلیارد دلار رسید که نسبت به سال 83، 3/12 درصد رشد داشته که در مقایسه با رشد سال قبل، در واقع میزان یک سوم سال قبل بوده است. این رقم در سال 85 با 1/4 درصدی به 4/41 میلیارد دلار رسید و در مقابل صادرات با رشد سریع در حال افزایش بوده است.

صادرات غیرنفتی کشور در سال 83، رقم 6/7 میلیارد دلار بوده که در سال 84 با 46% رشد به 1/11 میلیارد دلار و در سال 85، این رقم به 3/16 میلیارد دلار رسید که نشانگر جهشی سریع در صادرات غیرنفتی کشور است که بدون برنامه‌ریزی صحیح و مدبرانه دولت نهم می‌باشد.

2) سهم نفت در بودجه کشور

از موفقیت‌های اقتصادی دولت اصولگرا، کاهش چشمگیر وابستگی بودجه‌ی کشور به درآمدهای نفتی است.

سهم نفت در بودجه سال 83 حدود 63% بوده است که در سالهای 84 و 85 این رقم به 52% رسیده است. یعنی اتکای بودجه عمومی کشور به درآمدهای نفتی در دولت نهم نسبت به آخرین سال دولت اصلاحات 11% کمتر شده است کاهش وابستگی بودجه عمومی به درآمدهای نفتی از اهداف مهم چشم‌انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه کشور می‌باشد. پيش‌بيني مي‌شود در سال 86 نیز سهم نفت در بودجه عمومی با کاهش چشمگیر مواجه شود.

3) نرخ بیکاری

نرخ بیکاری در سالهای 83 تا 85 به ترتیب 3/12، 5/11 و 3/11 بوده است. گرچه بیکاری از بین نرفته، اما با توجه به اینکه دولت نهم 5/3 میلیون نفر بیکار را از دولت قبلی تحویل گرفته و هر سال حداقل یک میلیون نفر متقاضی جدید برای کار اضافه می‌شود، دولت نهم توانسته است قدمهای مثبتی در کاهش آمار بیکاری و نرخ بیکاری بردارد. به اعتقاد دولت نرخ 3/11 درصدی باز هم نرخ بالایی است و امیدوار است با توسعه کارگاههای زود بازده نرخ بیکاری در سال 86 و 87 را بشدت کاهش دهد.

4) نرخ تورم

در چندماهه‌ي اخير سحن از تورم بسيار است. علی‌رغم اینکه برخی تریبون‌های مخالف دولت، براساس چند قلم کالای مشخص مانند مسکن، آهن آلات و غیره، 23 درصد و بالاتر را اعلام می‌کنند، اما با توجه به اینکه نرخ تورم همواره براساس میانگین 310 کالای مشخص سنجیده می‌شود و متولی رسمی سنجش نرخ تورم بانک مرکزی می‌باشد و رئیس و مسئولین تراز اول بانک مرکزی همانهایی هستند که در دولت قبل بر سرکار بوده‌اند، نرخ تورم از 81 تا 85 مطابق گزارش بانک مرکزی 7/15، 2/15، 1/12 و 6/13 درصد بوده است. میانگین نرخ تورم در 8 ساله دوران خاتمی 76/15 و 8 ساله دوران هاشمی 26/25 درصد بوده است. در حالی که میانگین تورم در 2 سال عمر دولت نهم 58/12 درصد می‌باشد و این امر نشانگر موفقیت نسبی دولت اصولگرا در کاهش نرخ تورم است گرچه خود دولت به این حد راضی نبوده و درصدد است علیرغم همه کارشکنی‌ها و تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران برای کاهش بیشتر آن برنامه‌ریزی و اقدام اصولی نماید. درباره افزایش سرسام آور قیمت مسکن و آهن آلات ناگفتنی‌های زیادی است که فعلاً مصلحت نظام اقتضای آن را ندارد که مسببین واقعی آن به مردم معرفی شوند.

 

5) سرمایه‌گذاری خارجی

دولت نهم با رفع موانع سرمایه‌گذاری خارجی توانسته است تحریم‌های نظام سلطه را پشت سرگذاشته و میزان سرمایه‌گذاری خارجی که در سال 83، 2/7 میلیارد دلار بوده است را به میزان 3/10 میلیارد دلار در سال 85 برساند و در سال جاری نیز با شیب چشمگیری در حال افزایش است.

6) خدمات دولت به اقشار ضعیف در بخش مسکن

دولت به منظور ساخت مسکن برای اقشار مستضعف منابع مالی را در سال 86 به نسبت سال قبل 3 برابر نموده و در تلاش است با حذف قیمت مسکن از هزینه‌ها، قیمت مسکن را متعادل نماید.

تنها در سال 85، دولت توانست 200 هزار مسکن روستایی بسازد که برابر با مسکن ساخته شده برای روستائیان در 10 سال قبل از آن بوده است و برای ساخت 300 هزار مسکن روستایی در سال جاری برنامه‌ریزی کرده است.

7)جایگزینی خودروهای فرسوده

در حالی که در 8 سال دولت خاتمی فقط 40 هزار خودروی فرسوده آن هم با وام 5 میلیون تومانی با 21% سود تعویض شد، تنها در سال 85، 200 هزار خودرو، یعنی 5 برابر کل دوران دولت قبل، خودرو فرسوده با وام 5 میلیون تومانی و با 7% سود تعویض گردید و در سال جاری نیز 300 هزار خودروی فرسوده از رده خارج خواهد شد.

ب) گاز سوز کردن خودروها و صدور کارت هوشمند سوخت

دولت نهم برای کاهش مصرف بنزین، بیش از 400 هزار خودرو را گازسوز کرد و در سال جاری نیز 500 هزار خودرو گازسوز می‌شوند و حال آنکه مجموع خودروهای گازسوز شده قبل از سال 85، جمعاً 110 هزار خودرو بوده است با توجه به برنامه دولت برای گازسوز کردن همه خودروها دولت نهم پیش بینی کرده است که در سال 1390 دیگر نیازی به مصرف بنزین در کشور نباشد.

دولت همچنین به منظور منطقی کردن مصرف بنزین و جلوگیری از قاچاق سوخت، برای تمامی خودروها و موتور سیکلت در سال جاری کارت هوشمند سوخت صادر کرده است که به اعتقاد کارشناسان اقتصادی گامی مهم در کاهش مصرف بنزین و منطقی کردن آن محسوب می‌شود.

7) واگذاری سهام عدالت به اقشار مستضعف

بعد از برنامه‌ریزی دولت برای رفع تبعیض و کاستن از فاصله طبقاتی، در اولین سال از اجرای سهام عدالت، 2650 میلیارد تومان به مستضعفین واگذار گردید که از این رقم 2300 میلیارد تومان از سهام عدالت و 350 میلیارد هم از طریق فروش سهام در بورس انجام گرفته است و در ادامه این برنامه، در سال جاری و سال 87 رقم سهام واگذار شده به مردم به 60 هزار میلیارد تومان خواهد رسید.

8) فعالیت‌های عمرانی دولت نهم

در سال 83 مجموع کارهای عمرانی دولت 5 هزار و 750 میلیارد تومان بوده است در سال 84، دولت نهم 11 هزار و یکصد میلیارد تومان در فعالیتهای عمرانی هزینه کرد و در سال 85 به 13 هزار و 800 میلیارد تومان رسید. یعنی خدمات عمرانی دولت به مردم در سال 85، 5/2 برابر آخرین سال دولت خاتمی بوده است. برخی جزئیات فعالیت‌های عمرانی به شرح ذیل است:

-افزودن 10 میلیارد متر مکعب آب به ذخایر کشور با اتمام 20 سد در کشور.

-افزودن 5 هزار مگاوات برق در سال 85.

-افزایش بودجه عمرانی آموزش و پرورش در سال 85 به 120 میلیارد تومان یعنی 3 برابر میزان آن در سال 83.

-آسفالت کردن 10 هزار کیلومتر راه روستایی.

گفتنی است یکی از عوامل موفقیت دولت در افزایش خدمات عمرانی مبارزه با مفسدان اقتصادی، کاستن از هزینه‌های جاری دولت و سهیم کردن بخش خصوصی و جذب سرمایه‌های خارجی، تزریق 10 هزار میلیارد تومان به بنگاههای کوچک و زود بازده و پرکاری رئیس جمهور و مجموعه همکاران در هیأت دولت بوده است.

به گونه‌ای که رهبر معظم انقلاب در جمله از خدمات دولت چنین تجلیل نمود. «باید با دولت همراهی کرد و نباید دولت اصولگرای معتقد به مبانی انقلاب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم، تضعیف شود». (8/3/86 در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی)

عملکرد سال 85 نسبت به سالهای گذشته

ü    سهم نفت در بودجه در سال 83، 62.9 درصد؛ در سال 85، 52 درصد.

ü  نرخ بیکاری در سال 83، 12.3 درصد؛ در سال 85، 11.3 درصد (ظرف یک و نیم سال اخیر ایجاد نزدیک به 2 میلیون شغل).

ü  نرخ تورم در سال 83، 15.2 درصد؛ در سال 85، 13.6 درصد (میانگین 8 ساله دولتهای موسوم به اصلاحات 15.76 درصد و دولتهای موسوم به سازندگی 25.26 درصد).

ü  واردات در سال 83، 35.4 میلیارد دلار (33 درصد رشد نسبت به سال قبل از آن)؛ در سال 85، 41.4 میلیارد دلار (4.1 درصد رشد نسبت به سال قبل از آن).

ü    فاصله واردات و صادرات در سال 83، 27.5 میلیارد دلار؛ در سال 85، 25 میلیارد دلار.

ü    صادرات در سال 83، 7.6 میلیارد دلار؛ در سال 85، 16.3 میلیارد دلار.

ü    سرمایه گذاری خارجی در سال 83، 2.7 میلیارد دلار؛ در سال 85، 10.3 میلیارد دلار.

ü  تعداد مسکن روستایی ساخته شده در ده سال قبل از دولت نهم، 200 هزار مسکن؛ تعداد مسکن روستایی ساخته شده درسال 85، 200 هزار مسکن.

ü  حداکثر ساخت مسکن در سالهای قبل از دولت نهم، 690 هزار واحد درسال؛ حداکثر ساخت مسکن در سالهای 84 و 85، مجموعاً 2 میلیون واحد مسکونی (سالی یک میلیون مسکن).

ü    کل خودروهای فرسوده از رده خارج شده قبل از دولت نهم، حدود 40 هزار خودرو؛ در سال 85، 200 هزار خودرو.

ü  کل خودروهای گاز سوزشده قبل از دولت نهم، 110 هزار خودرو؛ در سال 85، بیش از 400 هزار خودرو (بعلاوه طراحی و تولید موتور ملی پایه گاز سوز).

ü  برنامه توسعه پالایشگاهی بطوری که با همین میزان مصرف کنونی، از سال 90 ایران صادر کننده بنزین خواهد بود.

ü   واگذاری سهام شرکت های دولتی به مردم، طی 15 سال قبل از دولت نهم، 3500 میلیارد تومان؛ در یک سال از دولت نهم، 2650 میلیارد تومان.

ü      رشد اقتصادی در سال 83، 5.1 درصد؛ در سال 85، 7 درصد.

ü   کل کارهای عمرانی در سال 83، 5 هزار و 750 میلیارد تومان؛ در سال 85، 13 هزار و 800 میلیارد تومان (2.4 برابر سال 83).

ü    پایان ساخت 20 سد و افزودن بیش از 5 هزار مگاوات برق در طول یک سال از عمر دولت نهم.

ü    آسفالت 10 هزار کیلومتر راه روستایی در یک سال از عمر دولت نهم.

ü  ساخت مدرسه در سال 85 بیش از دو برابر سال 83، بودجه عمرانی وزارت آموزش و پرورش در سال 86، 3 برابر سال 83.

ü               افزایش 4 برابری اعتبارات ورزش در دولت نهم


 

در پايان خود قضاوت كنيد كه نفت را بر سر سفره‌ي مردم آورده‌اند يا نه !

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 17:6  توسط محمدجواد اخوان  |