بازخوانی و نقد یک گفتوگوی دشمنشادکن(!) افروغ
بازخوانی و نقد یک گفتوگوی دشمنشادکن(!) عماد افروغ
توضیح ضروری: گفتگوی جنجالی چند روز پیش عماد افروغ، نماینده سابق مجلس و استاد دانشگاه با یکی از برنامه های زنده صداوسیما این روزها به یکی از خبرساز ترین موضوعات رسانه ای و گفتگوهای سیاسی کشور بدل شده و لابد پیامک هایی هم با همین مضمون به دست شما هم رسیده بود. اما این مصاحبه جنجالی بار دیگر افروغ را در کانون توجهات رسانه ای قرار داد و یک بار دیگر این پرسش را برچسته کرد که اساسا افروغ به دنبال چیست؟ برای پرداختن به این موضوع بد ندیدیم نقدی که چندماه پیش به مباحث مطروحه دکتر عماد افروغ - در مصاحبه ای با یکی از رسانه ها- نوشته بودم را باردیگر بازنشر بدم. به امید آنکه در پاسخ به به سوال فوق مخاطبین محترم را یاری دهد.
یکشنبه 19 تیرماه سال جاری پایگاه اینترنتی خبرآنلاین متن کامل مصاحبهی خود را با دکتر عماد افروغ استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس هفتم منتشر نمود که برخی دیدگاههای افروغ در این مصاحبه با استقبال رسانههای ضدانقلاب همچون بی بی سی فارسی، صدای امریکا، رادیو فردا، دویچه وله و ... مواجه شده و در این رسانهها بازتاب وسیعی یافت. در این میان پرسش اصلی ان است که چرا این اظهارات جناب افروغ با استقبال وسیع سایتها و رسانههای جریان ضدانقلاب مواجه شد؟ نگاهی به برخی جملات کلیدی این مصاحبه روشنگر چرایی این مسئله خواهد بود. او در این مصاحبه بار دیگر حمایتهای مقام معظم رهبری از روی مصلحت دانست، مدعی کاهش چشمگیر مشارکت مردم و نخبگان در انتخابات آتی شد. ادعا نمود که «به تدریج ولایت فقیه را شاه میکنیم». وی از وقوع تخلفات انتخاباتی و دخالتهای دولت در انتخابات دهم خبر داد و با طرح نکاتی در مورد خواص با بصیرت و انقلاب مخملی نهایتاً مدعی شد آن چه در جریان حوادث پس از انتخابات دهم روی داده است را از اساس انقلاب مخملی نمیداند.
تکبیر فضای حسینیه رو پر کرد. اشک شوق را تو چشمای خیلی از حاضران می شد دید.این صحبت ها تقریبا همه آنهایی که ۱۹ دی ۱۳۹۰ توفیق حضور در حسینیه امام خمینی (ره) داشتند و حتی آن هایی که شب این سخنان را از تلویزیون شنیدند، به فکر فرو برد. اما بودند کسانی که آن سوی مرزها که طبق معمول تلاش کردند که این حرف ها را به سخره بگیرند و حقا ثابت کردند که نه تنها در درک معارف عمیق ناتوانند که از یک تحلیل سیاسی ساده هم عاجزند! ۳-۴ روز بعد جمله ای تیتر دوم صفحه نخست شماره روزنامه نیویورک تایمز را اشغال کرده بود که تا حدودی به عقب افتادگان ورشکستگان سیاسی کمک می کرد تا بیان ولی امر مسلمین جهان را درک کنند. 
با گذشت 2 سال از رویداد تاریخی و اثرگذار 9 دی ماه 1388 تحلیل های گوناگونی از سوی دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی در چرایی و چیستی این حادثه مهم ارائه شده است. به نظر می رسد عمده این تحلیل ها گرچه متناسب با لحن و دیدگاه گوینده و ارائه کننده آن از زاویه ای خاص به 9دی نگاه کرده اند و در پی آن به دنبال اثبات مدعا و مقصود خویش پرداخته اند اما از جهاتی نیز مبتلا به «شعارزدگی» نیز شده اند. چه آنان که با کینه از انقلاب اسلامی و ارزش های آن، در پی کم رنگ کردن اثرات این رویداد تاریخی بوده اند و چه خودی هایی که قصد بزرگداشت آن، با افراط در ظاهر بینی به تحدید آن روی آورده اند. انتقاد به حق رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با مسئولان ستاد بزرگداشت 9 دی در اکتفای برخی به جنبه های شعاری در بزرگداشت 9 دی نیز در خور توجه است. موضوعی که تلاش خواهد گردید در اثنای همین یادداشت به زوایایی از آن پرداخته شود.
چندی پیش بچه های یکی از نشریات دانشجویی آماتوری که در دانشگاه خواجه نصیر اخیرا راه افتاده درخواست مصاحبه ای در خصوص دومین سالگرد حماسه ۹ دی داشتند. با اینکه حدس می زدم باتوجه به تازه کار بودن اون بچه ها (هرچند که چندان همفکر هم نبودند!) خیلی گفتگوی جذابی از آب در نمی آید اما بهشون جواب مثبت دادم. همونطور که قبلا هم گفتم سوال ها بیشتر کلیشه ای و از جنس شبهات خیلی قدیمی (و به قول بچه ها خز!) بود و اون تا دوست مصاحبه کننده هم علی رغم داشتن قریحه و علاقه تجربه چندانی نداشتند و به خاطر همین خیلی مصاحبه جنجالی و دلچسب(!) از توش در نیامد. اما برای اینکه زحمات اون ها بی اثر نکنم و با توجه به اینکه نشریه شان هم پر مخاطب نیست، متن تنظیمی مصاحبه را در وبلاگ آوردم تا دیگران هم بخوانند. آنچه در ادامه می آید خلاصه ای از این گفتگوست:
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»