کی دیده در یم خون، آیات بی شماره؟ قرآنِ سوره سوره، اوراقِ پاره پاره؟
افتاده بر روی خاک یک ماه خون گرفته خوابیده در کنارش هفتاد و دو ستاره
پاشیده اشک زهرا بر حنجر بریده گه می کند زیارت، گه می کند نظاره
سر آفتاب مطبخ، تن لاله زاری از خون کز زخم سینه دارد گل های بی شماره
از گوشِ گوشواری دو گوشواره بردند دارد به گوش خونین خون جای گوشواره
یک کودک سه ساله خفته کنار گودال ترسم که شمر آید، در قتلگه دوباره
درخیمه آب بردند، بهر رباب بردند سینه شده پر از شیر، کو طفل شیر خواره
مادرعجب دلی داشت، ذکر علی علی داشت آب فرات می زد بر حنجرش شراره
چون سینه ها نسوزند؟! چون اشک ها نریزند؟! جایی که ناله خیزد از قلبِ سنگ خاره
یاس سفید و نیلی، طفل یتیم و سیلی میثم در این مصیبت، خون گریه کن هماره
جسورترین مدیر در تاریخ انقلاب!
اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران را شامل قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضائيه دانسته كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بوده و اين قوا مستقل از يكديگرند. همچنین اصل پنجاه و هشتم همین قانون تأکید می نماید اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي شود. روشن است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به حق میثاق ملی لقب گرفته است ساختار قوا در جمهوری اسلامی به گونه ای صورتبندی نموده است که در عین پیشبرد امورد جاری، مستقل بوده و این از نقاط قوت ساختار قدرت در نظام اسلامی است. با این حال در هیاهوهای سیاسی داخل کشور و متأثر از گرایش های جناحی، گاه مشاهده می گردد که این نقطه قوت قابل توجه نادیده گرفته شده و حتی تلاشهایی برای زیرپانهادن آن انجام می پذیرد. در حالی که هم رئیس جمهور منتخب ملت بوده و حقی که به موجب قانون دریافت نموده است او را در رأس قوهی مجریه قرار داده است، نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز منتخبین ملت بوده حق قانونی تصویب نهایی قوانین، نظارت بر قوه مجریه و نیزرأی اعتماد و یا احیاناً عدم اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور به آنان واگذار شده است.
روزنامه بهار در سر مقاله روز چهارشنبه خود به قلم علیاصغر غروی با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» مدعی گردید که جزو وظایف رسولان الهی، از جمله پیامبر اسلام، تعیین جانشین یا خلیفه، که اصطلاحا نصب میگویند، برای تشکیل حکومت و اداره امور دنیای مردم نبوده است. بدین ترتیب در یک روزنامه اصلاح طلب به قلم یکی از منحرفان یروی یک روحانی نمای منحرف، ولایت سیاسی و حکومتی امیرالمؤمنین رسماً مورد انکار قرار می گیرد! این مسئله به خوبی نشان می دهد که مشکل به اصطلاح اصلاح طلبان با ولایت فقیه نیست که با اساس ولایت است. آیا وقت آن نرسیده که برخی ساده اندیشان بیدار شوند!
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»