نسبت تکلیف و نتیجه در مکتب سیاسی اسلام

تبیین بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان

نسبت تکلیف و نتیجه در مکتب سیاسی اسلام

تکلیف‌گرایی و عمل به تکلیف یکی از محوری‌ترین ابعاد رفتار فردی و اجتماعی معتقدان به یک آیین است و در این میان، در اندیشه‌ی اسلامی نیز با توجه به چارچوب تربیتی دین مبین اسلام، به این مسئله توجه ویژه‌ای شده است. در فقه امامیه، تکلیف را خواست شارع برای انجام دادن یا انجام ندادن امری دانسته‌اند که برآوردن آن خواست، مستلزم سختی و مشقتی است. این خواست شارع به صورتحکمبیان می‌شود و خطابی است که متعلق آن افعال مکلَّفین است. تکلیف‌مداری یکی از اصلی‌ترین محورهای عمل مؤمنان در طول تاریخ بوده است و البته با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، مسئله‌ی تکالیف اجتماعی دینی نیز بسیار پررنگ‌تر شده است. در عین حال، یکی از پرسش‌های جدی که حول مسئله‌ی تکلیف و خصوصاً تکلیف اجتماعی مطرح است، حدود و ثغور آن و نسبت آن با مقوله‌ی نتیجه است. به عبارت دیگر، آیا در عمل به تکلیف، توجه به نتیجه‌بخش بودن یا نبودن و کم و کیف آن لازم است؟ از جهاتی این بحث را می‌توان با دوگانه‌ی «هدف و وسیله»، که بحث بسیاری از متفکرین بوده است، نیز تطبیق داد.

ادامه نوشته

در میدان جهاد و حماسه دست دشمن را قبلاً باید خواند ...!

تبیین نکته ای در بیانات نوروزی مقام معظم رهبری

در میدان جهاد و حماسه دست دشمن را قبلاً باید خواند ...!

بیانات و پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب را می‌توان به مثابه‌ی رهنامه‌‌ی سالیانه نظام اسلامی دانست که جهت‌گیری یک‌ساله‌ی کشور و جامعه را روشن می‌سازد و مهم‌ترین مسائل نظام و انقلاب را اولویت‌بندی می‌نمایند. در ذیل عناوین مورد تأکید ایشان، مسئله‌‌ی سناریوخوانی از نقشه‌ی دشمن بسیار حائز اهمیت است.
 مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی، با اشاره به اهمیت نگاه به آینده، فرمودند: «ما در برنامه‌ریزی‌ها همیشه باید جلوتر از دشمن حرکت کنیم. در مقابل فعالیت دشمن، کشور نباید در حال انفعال به سر ببرد. هوشمندانه باید نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخیص داد و جلوتر از دشمن عمل کرد.»
ادامه نوشته

خواب آشفته ای که غرب برای نظام اسلامی دیده است ...

بررسی آخرین سناریوی غرب در هجمه به رهبری؛

خواب آشفته ای که غرب برای نظام اسلامی دیده است ...
 
ماهیت منحصر به فرد نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی که هم از پشتوانه‌ی مردمی قابل توجهی برخوردار است و هم می‌کوشد در چارچوب اعتقادات دینی حرکت کند، همواره یکی از مهم‌ترین چالش‌ها را برای مخالفان و دشمنان این نظام به همراه داشته است. فراتر از آن، وجود رکن رکینی همچون ولایت فقیه در رأس نظام نیز خود به مانعی مهم‌تر در مقابل دشمنان بدل شده است. از سویی عدم فهم صحیح از معنا و مفهوم این جایگاه در نگاه غربی ‌ـ‌که به دلیل ناتوانی در درک بنیان‌های بومی و دینی است‌ـ‌ و از سوی دیگر، ناشناخته ماندن شخصیت ولی فقیه برای دشمن ‌ـ‌علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های فراگیر مراکز مطالعاتی آن‌ها‌ـ‌ موجب شده است این مسئله روز به روز به عنوان چالشی جدی‌تر در نظر طرف غربی جلوه کند. در عین حال، با گذشت بیش از 3 دهه از عمر انقلاب اسلامی و خصوصاً پس از ارتحال امام (رحمت الله علیه) که منازعه‌ی غرب با انقلاب اسلامی وارد مرحله‌ای جدید شده است، این مطلب روز به روز برای دشمن مسجل‌تر شده است که رکن ولایت فقیه و نیز شخص رهبری مهم‌ترین مانع در برابر سناریوهای غربی برای مهار، تغییر رفتار و تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران بوده است.
 
ادامه نوشته

چرا اصلاح‌طلبان علی مطهری را اصول‌گرای آرمانی می‌خوانند؟

چرا اصلاح‌طلبان علی مطهری را اصول‌گرای آرمانی می‌خوانند؟
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال جاری، تیتر یک روزنامه‌ی اعتماد با عنوان «تقابل دو گفتمان؛ مطهری - آیت الله مصباح» به مطلبی اختصاص داده شده بود که نگارنده‌ی آن می‌کوشید ضمن طرح ادعاهایی در خصوص عملکرد اصول‌گرایان، «مطهری» را به عنوان یکی از قطب‌های اصول‌گرایی در مقابل قطب دیگر که شامل «آیت‌الله مصباح یزدی» و اطرافیان ایشان می‌شود، معرفی نماید. در این سوی ماجرا هم مطهری بیکار ننشست و به طرز عجیبی خبرساز شد. نطق میان دستور وی در صحن علنی مجلس در آخرین روز اردیبهشت ماه سال جاری چنان جنجالی بود که در تیتر یک رسانه‌های بیگانه جای گرفت. البته او به هیچ عنوان اشاره نکرد که اگر حقیقتاً به زعم وی سپاه در انتخابات دخالت نموده است، چگونه وی که خود را منتقد سپاه می‌داند، توانسته به مجلس راه یابد! بی‌شک نمی‌توان این گونه روند مواضع و اقدامات را کاملاً تصادفی تلقی کرد. به نظر می‌رسد در ورای این تحولات، تحرکاتی وجود دارد که شاید در آینده‌ای نزدیک کار ویژه‌ی اصلی خود را بیابد. در این یادداشت تلاش خواهد شد بخش‌هایی از این مسئله رمزگشایی گردد.

ادامه نوشته

چه کسانی از حمله به سپاه سود می برند؟!

تبارشناسی جنگ روانی علیه انقلابی ترین نهاد کشور

چه کسانی از حمله به سپاه سود می برند؟!

پس از پایان انتخابات حماسی مجلس نهم، که به خنثی شدن توطئه دشمنان انجامید، نطق ميان دستور علی مطهری نماینده تهران و برادر همسرِ علی لاریجانی، در صحن علني مجلس در آخرین روز اردیبهشت ماه سال جاری چنان جنجالی بود که در تیتر یک رسانه های بیگانه جای گرفت. بیش ترین جملاتی که مورد بهره برداری رسانه های بیگانه قرارگرفت به حملات او علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر می گشت. او در جملاتی که نشان از ناراحتی بیش از حد او از رویکرد این نهاد انقلابی بود بدون هیچ گونه ارائه سندی سپاه را متهم نمود. البته او به هیچ عنوان اشاره ننمود که اگر حقیقتاً به زعم وی سپاه در انتخابات دخالت نموده است، چگونه وی که خود را منتقد سپاه می داند، توانسته به مجلس راه یابد! این ها در حالی است که رهبر فرزانه انقلاب می فرمایند: «عمل سپاه صرفاً نظامی نیست، عمل سپاه نظامی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی است.» حال باید پرسید به راستی چه کسانی از جنگ روانی علیه این نهاد انقلابی و تخریب سپاه سود می برند؟!

ادامه نوشته

حقایق را از ورای خطوط سیاسی ببینید

حقایق را از ورای خطوط سیاسی ببینید

۵ سال پیش (۳۱اردیبهشت ۱۳۸۶) به همراه جمعی از فعالان بسیج دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور توفیق یافتیم تا به محضر رهبرمعظم انقلاب رسیده و توصیه های مهم و راهبردی ایشان به دانشجویان بسیجی را به طور مستقیم استماع کنیم. اتفاقاً نکته جالبی که وحود داشت و دارد این است که آن دیدار، آخرین دیدار اختصاصی تشکل بسیج دانشجویی با حضرت آقا تا این لحظه بوده و به نظر می رسد برخی تأکیدات معظم له به فعالان این عرصه هنوز جای کار بسیاری دارد. القصه اینکه با مروری بر رویدادهای اخبر خصوصاً رقابت های انتخابات مجلس نهم و برخی حواشی که حول ان در بدنه نیروهای ارزشی شکا گرفت و نیز تحلیل هایی که روزهای پسا انتخاباتی ارائه می شود مروری دوباره بر برخی نکات کلیدی مورد اشاره معظم له در ان دیدار را لازم دیدم:

ادامه نوشته

فتنه‌ی 88 در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی

فتنه‌ی 88 در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی؛

آنگاه که دشمن امیــــدوار شد ...
 
فتنه‌ی 88 را می‌توان یکی از پیچیده‌ترین چالش‌هایی دانست که در طول عمر سی و چند ساله‌ی نظام اسلامی در مقابل انقلاب اسلامی ملت ایران طراحی و اجرا شده است.  در طول 8 ماه نبرد نرم ملت ایران در مقابل نظام سلطه و اذناب داخلی آن (که شعله‌ی فتنه در حال فروکش کردن بود) و نیز ایام پس از آن تا کنون، تحلیل‌های بسیاری از ماهیت، ریشه‌ها و چرایی فتنه‌ی 88 ارایه گردیده که هر کدام از زاویه‌ای به این امر پرداخته و البته حایز نقاط ضعف و قوتی نیز است اما گمان می‌رود دقیق‌ترین شناخت فتنه‌ی 88 از آنِ کسی است که آن را پیش از وقوع و زمانی که فتنه در نطفه بود، شناخت و در موقع بروزش نیز به عنوان مهم‌ترین مانع بر سر رشد و گسترش آن ایستاد و در آخر نیز با همراهی ملت این توطئه را ناکام گذارد. این شخص کسی نبود جز مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی). با این نگاه در این یادداشت کوشیده شده است تا برخی از زوایای فتنه‌ی88 در نگاه رهبر فرزانه‌ی انقلاب تبیین و تحلیل گردد.
ادامه نوشته

گفتگویی به مناسبت سالگرد حماسه 9دی

گفتگوی دانشجوئی/ از فتنه ۸۸ تا خروش عاشورائی

در ۹ دی مسئله اصلی اسلام، ولایت فقیه و خون شهدا بود

چندی پیش بچه های یکی از نشریات دانشجویی آماتوری که در دانشگاه خواجه نصیر اخیرا راه افتاده درخواست مصاحبه ای در خصوص دومین سالگرد حماسه ۹ دی داشتند. با اینکه حدس می زدم باتوجه به تازه کار بودن اون بچه ها (هرچند که چندان همفکر هم نبودند!) خیلی گفتگوی جذابی از آب در نمی آید اما بهشون جواب مثبت دادم. همونطور که قبلا هم گفتم سوال ها بیشتر کلیشه ای و از جنس شبهات خیلی قدیمی (و به قول بچه ها خز!) بود و اون تا دوست مصاحبه کننده هم علی رغم داشتن قریحه و علاقه تجربه چندانی نداشتند و به خاطر همین خیلی مصاحبه جنجالی و دلچسب(!) از توش در نیامد. اما برای اینکه زحمات اون ها بی اثر نکنم و با توجه به اینکه نشریه شان هم پر مخاطب نیست، متن تنظیمی مصاحبه را در وبلاگ آوردم تا دیگران هم بخوانند. آنچه در ادامه می آید خلاصه ای از این گفتگوست:

ادامه نوشته

مطرح کردن ایران در برابر اسلام خیانتی بزرگ است

«تضعیف ارزش اسلام با مطرح کردن عناوینی همچون ایران، آن هم در زمانی که بیداری اسلامی در منطقه موج گرفته و همه صراحتا از الگو شدن انقلاب اسلامی سخن می‌گویند، خیانت است. حالا ما به شخص که کاری نداریم چه گفته و از کجا نشات گرفته. مهم این است که ما باید خدمت و خیانت را بشناسیم. تحلیل درباره نیت آن فرد یک بحث دیگری است که آیا از عمد گفته یا از جهل اما تفاوتی در اصل ماجرا که خیانت بزرگ در حق انقلاب و اسلام است، نمی‌کند؛ حالا می‌خواهد از روی درایت باشد یا جهالت. مطمئن باشید اگر شهید مطهری هم زنده بود، بیشترین اهتمام را در راه تقابل با این جریان انحرافی ترتیب می‌داد

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، ۱۳/۲/۱۳۹۰

حاشیه سازی برای امنیت حاشیه سازان

رمزگشایی از ابعاد پیدا و پنهان چالش اخیر

حاشیه سازی برای امنیت حاشیه سازان

تأملی بر رویدادهای سیاسی کشور در دو هفته اخیر و نیز تأکیدات بیش از پیش رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم آرامش روانی مردم، پرهیز از به صحنه کشانده اختلافات سلیقه‌ای و نیز هشدار در خصوص القای دوگانگی در ساختار نظام اسلامی می‌تواند از واقعیت آن چه می‌گذرد و نیز وظیفه فعالان و مؤثرین سیاسی و رسانه‌ای ارزشی و اصولگرا رمزگشایی نماید.

ادامه نوشته

عاشورای 88؛ آن گاه که فتنه گران دست به خودکشی می زنند ... (+ فیلم)

بازخوانی فتنه گری در عاشورا و حماسه ۹ دی ۱۳۸۸+ فیلم

عاشورای 88؛ آن گاه که فتنه گران دست به خودکشی می زنند ...

آغازین روزهای زمستان 1388، یعنی زمانی که بیش از شش ماه از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری گذشته بود، به خوبی علائم اضمحلال فتنه پس از انتخابات نمایان شده بود. دیگر از راهپیماییهای پرشور روزهای بعد از انتخابات خبری بود و نه تلاشهای «شومن» های خارج نشین فتنه گران برای سردادن الله اکبر شبانه اثربخش می نمود. بعد از شکست اقدامات فتنه گران در «طرح شعارهاي انحرافي در روز قدس» و «به خيابان کشاندن هواداران در 13 آبان»، روز 16 آذر نيز با حضور قاطع دانشجويان انقلابي و تسخير دانشگاه، به روز شکست فتنه گران سبزپوش تبديل شد و مشخص شد که تنها پايگاه به ظاهر باقي مانده براي فتنه گران(دانشگاه) نيز مدتهاست توسط حاميان انقلاب اسلامي فتح گرديده است.

ادامه نوشته

از اصحاب فتنه بیاموزیم ...!

از اصحاب فتنه بیاموزیم ...!

- دموکراسی را از سعید حجاریان یاد بگیریم که گفت هرکس پیام دوم خرداد را درک نکرده است، برکنار شود و در پی آن بیش از 5 هزار مدیر را از مناصب دولتی برکنار شدند!

- گفتگو و زنده باد مخالف من! را از محمد خاتمی یاد بگیریم که دانشجویان معترض را تهدید به اخراج از سالن همایش می‌کرد!

- صداقت را از مهدی کروبی یاد بگیریم که گفت از جزایری پول گرفته و باز هم می‌گیرد!

- وفاداری و ولایتپذیری را از محمد موسوی خوئینی ها یاد بگیریم که می گوید ما زمان امام(ره) هم ولايت مطلقه را قبول نداشتیم اما رويمان نمي‌شد، ولي حالا مي‌گويم كه از ابتدا هم اين مسئله را قبول نداشته‌ام!

- ساده زیستی را از ...

ادامه نوشته

نخبه پروري سياسي؛ بایسته جنگ نرم، کارویژه جنبش دانشجویی

نخبه پروري سياسي؛ بایسته جنگ نرم، کارویژه جنبش دانشجویی

جنبش دانشجويي به عنوان مجموعه اي كه خارج از صحنه مناسبات سياسي ناظري هوشمند و بازويي توانمند در تحليل و ارايه راهكارهاي كارشناسانه براي رخدادها و جريان هاي فعال سياسي كشور محسوب مي شود، نقش مهم و جايگاه ويژه اي در عرصه سياسي ايران اسلامي برعهده دارد. بر همين اساس لازم و ضروري به نظر مي رسد تا در روزگار كنوني ما جنبش هاي دانشجويي پخته تر و منسجم تر از گذشته ايفاگر نقش هاي محوري و كليدي مباحث سياسي در ابعاد داخلي و خارجي باشند.مقام معظم رهبري در ديدار خود با جمعي از دانشجويان نخبه و برتران كنكور وفعالان تشكل هاي سياسي و فرهنگي دانشگاه در سال ۱۳۸۷ برنخبه پروري سياسي در دانشگاه هاي كشور تأكيد فرمودند:«من حالا نخبه پروري سياسي را توصيه مي كنم و تأكيد مي كنم كه در بخش هاي تبليغات و صدا و سيما نخبه هاي سياسي و نخبه هاي اجتماعي بايد مطرح بشوند، ...»

ادامه نوشته

ماندن یا نماندن؛ مسئله این است ...!

 ماندن یا نماندن؛ مسئله این است ...!

جریان موسوم به دوم خرداد (که ترجیح می دهد خود را با نام اصلاحات بشناسد) تا پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری، شامل گرروهی از احزاب و گروههای رسمی کشور بود که برای تصاحب کرسی های انتخاباتی تلاش می نمود. اما در جریان این انتخابات و فتنه پس از آن گروهها و شخصیتهای شناخته شده این جریان تلاش نمودند تا برای بازگشت به قدرت بازی جدیدی تعریف کرده و روش های غیرقانونی و غیر مردمسالارانه را برگزیدند و بدین سان کشور را دچار فتنه ای عمیق نمودند. تا آن زمان که آتش فتنه شعله ور و بارقه های امید در دل اصحاب فتنه برای موفقیت این سناریو روشن بود، در میانه آنان کسی راهی جز نافرمانی مدنی را دنبال نمی کرد. اما با نمایان شدن اضمحلال فتنه در نیمه دوم سال 1388، زمزمه های دست یازیدن به راههای جایگزین شنیده شد. در این نوشتار خواهیم کوشید تا برخی راهبردهای جریان مدعی اصلاح طلبی را برای بازگشت به قدرت بررسی نماییم:

ادامه نوشته

متن کامل کتاب 3 جلدی «عبور از فتنه»

متن کامل کتاب 3 جلدی «عبور از فتنه»

اگر در خاطرتان باشد حدود ۲ ماه پیش، در سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری، كتاب «عبور از فتنه» كه به بازخواني يك سال جنگ نرم مي پردازد،  با حضور سردار نقدي، رئيس سازمان بسيج مستضعفين و حجت الاسلام و المسلمین محمدیان مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، در نشست مسئولان بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي كشور رونمايي شد. شایان ذکر است، نويسنده آن محمدجواد اخوان است و در 3 جلد توسط مركز مطالعات و پژوهش‌هاي سازمان بسيج دانشجويي انتشار يافته است.

از آنجایی که بسیاری از دوستان نتوانستند کتاب را تهیه کنند متن کامل اش را اینجا گذاشتم تا استفاده نمایند و البته این حقیر را از دعای خیر فراموش نکنند.

ادامه نوشته

جمهوری اسلامی ایران؛ قلب تپنده دنیای معاصر

جمهوری اسلامی ایران؛ قلب تپنده دنیای معاصر

بررسی مولفه ها و شاخصه های شکل دهنده مناسبات بین المللی در سده بیستم و بیست و یکم از مهمترین مسائل مورد بحث و مناقشه نظریه پردازان این حوزه بوده است. تلاش برای کسب و بسط قدرت پایدار در جهان معاصر از اصلی ترین اولویت نظام های سیاسی حاکم بر دنیا بوده است و بر این اساس نظریه پردازان و راهبردشناسان نیز به این حوزه ورود پیدا کرده و ایده ها گوناگونی را مطرح نموده اند. امروز جدیدترین و جامع ترین نظریه در حوزه قدرت، «قدرت هوشمند» است که ترکیبی متوازن از قدرت سخت، نرم نیمه سخت (اقتصادی) است. بر این مبنا کشوری که دارای قدرت هوشمند باشد می تواند از ویژگی هژمونیک (رهبری و برتری) برخوردار گردد. نظام جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به مطالب مطرح شده و نیز بسترهای سرزمینی و فرهنگی، پتانسیل دستیابی به جایگاه اول قدرت هوشمند را داراست. بر این اساس است که نظام سلطه برای جلوگیری از تعالی جایگاه و بسط قدرت ج.ا.ا. در طول سه دهه از انقلاب اسلامی از ابزارهای گوناگونی در مقابل نظام اسلامی بهره گرفته است.

ادامه نوشته

وقتی تروریست ها لطیف ترین انسان ها می شوند!

 وقتی تروریست ها لطیف ترین انسان ها می شوند!

به دنبال اعدام چند تن از تروريست ها كه در جنايات تروريستي هموطنان بی گناهمان را به خاک و خون کشیده بودند، ابعاد ديگري از ارتباط گروهكهاي معاند مسلح و جريانهاي فتنه گر داخلي افشاء شد. انتشار خبر اجراي حكم قصاص براي 5 مجرمي كه اقدام مسلحانه عليه جمهوري اسلامي از جمله بمب گذاري در مجامع عمومي را در پرونده خود داشته و به عضويت در گروهك هاي معاند اعتراف كرده بودند، فرصتي بود تا محافل ضدانقلاب تهاجم عليه نظام اسلامي را در دستور كار خود قرار دهند. البته  اين بار در محكوميت اجراي قانون قصاص سران فتنه سبز در كنار ضدانقلاب قرار گرفتند.

ادامه نوشته

كتاب «افسون اشباح» منتشر شد

كتاب «افسون اشباح» منتشر شد

كتاب «افسون اشباح» با موضوع «واكاوي روند تکوین جريان تجديدنظرطلب در پروژه جنگ نرم» منتشر شد. با توجه به منویات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی به دانشجویان در خصوص وظایف اساسی آنان به عنوان «افسران جوان جنگ نرم» لازم می نماید تا دانشجویان با کسب و ارتقاء بصیرت خویش خود را برای حضور در پیکار نرم آماده تر سازند. اين كتاب به بررسي چگونگي تكوين و رشد جريان تجديدنظرطلب در سال‌هاي پاياني دهه شصت و آغازين دهه هفتاد و مباني نظري ديدگاه‌هاي اين جريان و شناخت چهره‌هاي شاخص آن پرداخته است به افسران جوان جنگ نرم یاری خواهد نمود تا مصادیقی روشن از جبهه جنگ نرم از در سطوح مختلف آن بازشناسی کنند و برای مقابله با آن به تدبیر و طراحی بپردازند.

ادامه نوشته

نقشه جامع مقابله با جنگ نرم ج.ا.ا.

نقشه جامع مقابله با جنگ نرم ج.ا.ا.

فایل نقشه جامع و نمودار درختی تبیین مقابله جنگ نرم توسط رهبر معظمانقلاب اسلامی که توسط اندیشکده راهبردی امنیت نرم طراحی و منتشر آماده است را می توانید از لینک زیر دانلود کنید.

 

نقشه جامع مقابله با جنگ نرم

بايسته هاي «نخبه پروري سياسي»

بايسته هاي «نخبه پروري سياسي»

محمد جواد اخوان

دانشجو به عنوان قشر پيشرو و آرمانگرا نقش موثري در پيشبرد تحولات اجتماعي دارد. با نگاهي به بيانات امام راحل(ره) پيرامون دانشگاه و دانشجو و توجه به فرمايش معظم له كه «دانشگاه مبدأ همه تحولات است» مي توان تا حدودي به اهميت اين جايگاه پي برد. از سويي جايگاه ويژه ديگري كه براي دانشجو مترتب است، جايگاه ويژه اي است كه در آينده سياسي اجتماعي فرهنگي علمي كشور خواهد داشت، با گذشت نسل ها، مديران و نخبگان جامعه، تغيير خواهند كرد و دانشجويان و دانش آموختگان امروز در جايگاه آنان قرار خواهند گرفت.

ادامه نوشته

امام زدایی و قداست زدایی؛ دو پرده از یک سناریو!

امام زدایی و قداست زدایی؛ دو پرده از یک سناریو!

[امام+خمينيدر اين روزها تمامي جهانيان نظاره گر خشم و انزجار ملت ايران نسبت به اهانت كنندگان به ساحت مقدس حضرت امام خميني قدس الله نفسه الزكيه بودند. ملت ايران بار ديگر شگفتي آفريد و با خلق حماسه اي ماندگار، به همگان نشان داد كه با روح خدا، خميني كبير پيوندي ناگسستني دارد و بر وصيت او كه فرمود: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيب نرسد.» ثابت قدم و استوار خواهد ماند.

 

ادامه نوشته

پروژه 16 آذر چگونه کلید خورد؟

پروژه 16 آذر چگونه کلید خورد؟

از فرداي بازگشايي دانشگاهها, آنگاه که ايجاد آشوب و بلوا به بهانه سالروز تولد سران فتنه سبز (موسوي، کروبي و خاتمي) با آشکار شدن دروغ بودن سالروز تولد آنها در ماه مهر بي ثمر ماند, همه نگاههاي فتنه گران براي همراه سازي دانشگاه و جنبش دانشجويي به روز 13 آبان دوخته شده بود. اما علي رغم تبليغات فراوان, فتنه گران با چشماني متعجب شاهد ناتواني عناصر نفوذي اين جريان در ساماندهي حداقلي بخشي از بدنه دانشگاه در روز 13 آبان بودند. حضور باشکوه ملت در اين روز حداقل فرصت را براي عرض اندام اين جريان گرفت و جز جمع چند ده نفره اي متفرق در برخي خيابانهاي منتهي به ميدان هفت تير تهران که اتفاقا اغلب آنها هم دانشجو نبودند, روز 13 آبان به روز ياس فتنه سبز مبدل گرديد.در چنين شرايط بغرنجي بود که تلاش همه جانبه سران داخلي و خارجي فتنه سبز براي ايجاد بلوا در دانشگاه در روز دانشجو در دستور کار کودتاگران قرار گرفت. مروري بر حجم تبليغاتي و ترفندهاي آنها مي‌تواند ميزان تلاش اين جريان براي به آشوب کشاندن دانشگاهها را براي مخاطبين ترسيم نمايد. فتنه‌اي که مي‌توانست کالبد مغزمرگي شده فتنه سبز را براي مدتي ديگر زنده نگه دارد.

ادامه نوشته

تحلیل آبدوغ خیاری خبرنامه امیرکبیر، از تاکتیک های خواجه نصیر!!!

تحلیل آبدوغ خیاری خبرنامه امیرکبیر، از تاکتیک های خواجه نصیر!!!

آبدوغ خیار امیرکبیرخواجه نصیریکشنبه همین هفته اتفاقی در دانشکده عمران دانشگاه ما (خواجه نصیر) روی داد که بازخوردهای جالبی در برخی سایت های به اصطلاح اپوزیسیون داشت. البته بر دانشجویان دانشگاه خودمان ماجرا پوشیده نیست که عده ای به بهانه بازداشت دو نفر از دانشجوهای دانشگاه البته در بیرون دانشگاه چند هفته ای است که آرامش دانشگاه را بر هم زده اند. این عده مدعی هستند که به بازداشت این دو نفر توسط دستگاه های امنیتی ، آن هم در خونه هاشون معترض اند، اما هیچ وقت نمی گویند که چرا بایستی محیط دانشگاه را برهم می زنند؟؟!

ادامه نوشته

فریب از نوع آمریکایی!!!

فریب از نوع آمریکایی!!!

آمریکامدتی است افکار عمومی جهان بویژه ایران وآمریکا تحت تاثیر قدرت رسانه ای در یک حالت تناقض ناشی از رفتارهای دوگانه مقامات کاخ سفید در قبال ایران قرار گرفته است؛ اتخاذ سیاست های چند وجهی (تهدید و مذاکره) همراه با جنگ روانی از سوی کارگردانان دیپلماسی کاخ سفید، باعث ایجاد این وضعیت مبهم شده است.

ادامه نوشته

فراز و فرود رسانه های تجدیدنظرطلب

فراز و فرود رسانه های تجدیدنظرطلب

بخش اول

رسانهمطالعه جریان رسانه ای تجدیدنظرطلب نشان می دهد این جریان در دهه دوم انقلاب رشد کرده و در دهه سوم انقلاب بسیاری از نیات خود را اجرایی می سازد. پیشینه حرکت رسانه ای تجدیدنظر طلبان به سال های پایانی دهه شصت باز می گردد.

مقاله ای می خوانید را هفته پیش نوشتم که در روزنامه ایران (ویژه نامه ایران زمین) به چاپ رسید. از ان جا که این ویژه نامه در همه نقاط کشور در دسترس نیست بخش اول این مقاله را برای خوانندگان در این جا قراردادم:

ادامه نوشته

بصیرت؛ سلاح نخبگان در هیاهوی فتنه

بصیرت؛ سلاح نخبگان در هیاهوی فتنه

بصیرتتحليل حوادث بعد از انتخابات براساس ديدگاه مقام معظم رهبري گوياي اين است كه حوادث رخ داده فتنه اي عميق عليه نظام اسلامي بود كه هر چند شعله هاي اين آتش فروكش كرد و ظرفيت بالاي نظام توانست آن را مهار كند اما هنوز كورسوهايي از آن در زير خاكستر پنهان است كه هراز چند گاهي ممكن است  فتنه اي نيمه جان بر پا كند. در اين ميان كارسازترين حربه مهار آن، بنا به توصيه هاي رهبر معظم انقلاب افزايش هوشياري و بصيرت است. معظم له در تمامي بيانات و رهنمودهاي روشنگرانه ای كه در طول اين دوران جهت غلبه بر اين فتنه ها داشتند بر لزوم هوشياري وافزايش بصيرت تأكيد كردند.

ادامه نوشته

جنگ نرم و ماجرای گربه!

جنگ نرم و ماجرای گربه!
دشمنان خود را نادیده نگیریم!

گربهدشمنان انقلاب اسلامي روز به روز از الگوهاي پيچيده و مدرن تري در دشمني و توطئه عليه ملت ايران استفاده مي كنند. جابه جايي افكار عمومي درباره دوست و دشمن و اينكه خصم معاند را دوست و ياور تلقي كنند و دشمني هاي گذشته را به يك باره به فراموشي بسپارند، يكي از اين روشهاي فوق العاده پيچيده به حساب مي آيد.

ادامه نوشته

جنگ نرم و لزوم مقابله دانشگاهیان!

جنگ نرم و لزوم مقابله دانشگاهیان!

یکی از محورهای اساسی بیانات رهبر معظم انقلاب که در هر دو دیدار اخیر ایشان بر آن تاکید شد موضوع مواجه ایران با جنگ عظیمی به نام جنگ نرم است. معظم له در دیدار با دانشجویان (4/6/88) واساتید دانشگاهها(8/6/88) به این مهم اشاره فرمودند ودانشجویان را افسران جوان جبهه مقابله با این جنگ واساتید دانشگاه را فرماندهان این جبهه معرفی کردند. تاکید معظم له بر خطر جنگ نرم در بیانات گذشته ایشان نیز به گونه های مختلف بیان شده است. تاملی در باب این تاکیدات نشان دهنده اعلان خطر رهبری از جدی شدن اقدامات دشمن در جنگ نرم علیه نظام اسلامی است.

ادامه نوشته

بی بی سی؛ هیمه شعله های رنگین!

بی بی سی؛ هیمه شعله های رنگین!

بی بی سی فارسیتگاهی دوباره به اغتشاشات و حوادث پس از انتخابات نقش شاخصه های مهم در نا امن سازی فضای روانی و اجتماعی جامعه را پدیدار می سازد. با اندک دقتی نقش رسانه های استعماری بیگانه در تحریک به آشوب و اغتشاش و تشدید فضای بی اعتمادی روشن می گردد. در این میان نقش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، خصوصا شبکه بی بی سی فارسی از همه چشمگیرتر است.

ادامه نوشته

رسانه ملی و سانسور نام هاشمی در اعترافات !

رسانه ملی و سانسور نام هاشمی در اعترافات!

هاشمیابطحیهفته گذشته که فیلم اعترافات دادگاه محمدعلی ابطحی و عطریانفر و نیز جلسه کنفرانس خبری پس از دادگاه آن در از سیما پخش شد، بارزترین نکته ای توجه همه بینندگان را به خود جلب می کرد سانسور کردن نام هاشمی رفسنجانی در این اعترافات بود.


ادامه نوشته

ملت به قطع دست استکبار از ميهن اسلامي راي قاطع داد

اخوان: ملت به قطع دست استکبار از ميهن اسلامي راي قاطع داد

عضو بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير طوسي گفت: اين جاسوسخانه و کانون فتنه در مقابله با انتخاب ملت ايران سعي در آشوب و اغتشاش دارد، اما بايد بداند امروز ملت ما انتخاب اساسي خود را انجام داده که راي بر استکبار ستيزي و کوتاه شدن دست استکبار از منافع ملت و قطع شدن دست غارت گران بيت المال است.

ادامه نوشته

نقدی تحلیلی بر بیانیه شماره ۵ میرحسین موسوی

نقدی تحلیلی بر بیانیه شماره ۵ میرحسین موسوی
 
اگر شوراي نگهبان را قبول نداشتيد چرا در انتخاباتي کانديدا شديد که نظارتش بر عهده اين نهاد است؟

میرحسیناگر موسوي از ابتدا ساختارهاي قانوني از جمله شوراي نگهبان را قبول نداشته است، آيا اساسا از ابتدا التزام عملي به قانون اساسي داشته ؟ بنابر نص قانون‌اساسي التزام به قانون اساسي از شرايط كانديداهاي رياست جمهوري است، با طرح اين مساله آيا نبايد در صلاحيت كانديداتوري موسوي ترديد كرد؟ از سوي ديگر اگر موسوي از ابتدا شوراي نگهبان را قبول نداشته چرا در انتخاباتي كه نظارتش بر عهده اين نهاد است وارد شده ؟ آيا فقط در صورتي به نظارت شوراي نگهبان اعتراض نمي‌شود كه ايشان پيروز انتخابات باشند؟ آيا اين مساله را جز به نفاق و رياكاري مي‌توان تعبير كرد؟
ادامه نوشته

جوان ایرانی و 22 خرداد

جوان ایرانی و 22 خرداد

باخودمی گویی:“بازهم انتخابات ؟!!چه قدر انتخابات؟وقت ملت راگرفته اند؟“ بعضی ها هم که معمولا از زمین وزمان ناراضی اند وبه ترک دیوار بدبین(!)،با تبختر خاصی می گویند:“بابا!نتیجه انتخابات که از قبل معلومه!این ها از قبل تصمیمشونو گرفتن“ حالا چه این جمله آخر رابگویید چه نه، نتیجه اش فرق نمی کند،چون آخرش هم می گویید:“من که رای نمی دهم!“ 

ادامه نوشته

كتاب «افسون اشباح» منتشر شد

كتاب «افسون اشباح» منتشر شد
با موضوع «واكاوي روند فراز و فرود جريان تجديدنظرطلب در ايران»؛
 

كتاب «افسون اشباح» با موضوع «واكاوي روند فراز و فرود جريان تجديدنظرطلب در ايران» منتشر شد.


 
 
 
 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين كتاب كه توسط حميدرضا شاه نظري و محمدجواد اخوان به تأليف رسيده است، توسط مركز مطالعات و اطلاع رساني شجره طيبه وابسته به بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي در خردادماه سال جاري منتشر شد.
اين كتاب كه از منابع مطالعاتي پيشنهادي اين مركز به دانشجويان است، به بررسي چگونگي تكوين و رشد جريان تجديدنظرطلب در سال‌هاي پاياني دهه شصت و آغازين دهه هفتاد و مباني نظري ديدگاه‌هاي اين جريان و شناخت چهره‌هاي شاخص آن پرداخته است.
اين كتاب در 307 صفحه و در قطع وزيري به چاپ رسيده است.
مركز مطالعات و اطلاع رساني شجره طيبه وابسته به بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي از حدود يك سال قبل تأسيس شده و در جهت گسترش فعاليت هاي مطالعاتي و تئوريك دانشجويان بسيجي فعاليت مي‌كند.

شوالیه ناتوی فرهنگی در فرهنگستان (!) مهندس چه می کرد؟

 شوالیه ناتوی فرهنگی در فرهنگستان (!) مهندس چه می کرد؟

رامین جهانبگلو را که می شناسید!

 

ادامه نوشته

فاجعه در دو جمعه!

 

فاجعه در دو جمعه!

بازخوانی نهمین انتخابات ریاست جمهوری

چگونه انتخاب يك رئيس جمهور مي‌تواند اين همه فاجعه به دنبال داشته باشد؟

ادامه نوشته

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت ششم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت ششم)

میرحسین خاتمیاخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

قتل ها یا مطبوعات زنجیره ای؟!

موج مطبوعاتي دوران دولت دوم خرداد خيلي ها را اغوا كرده بود. چه بسيار از اسرار ضمير افراد كه در اين دوران از سراپرده مطبوعات جديد رخ نمايان كرد.

مطبوعات زنجیره ای

شكستن چارچوب هاي فرهنگي موجود در مطالب مندرج در روزنامه «زن» و افراط اين روزنامه در ترويج فمينيسم و فرهنگ باستان ستايانه شبه شاهنشاهي، وقتي با چاپ پيام نوروزي همسر شاه معدوم در روزنامه دختر يك مقام برجسته جمهوري اسلامي همراه شد، به طور طبيعي براي غربي ها شگفت انگيز و در عين حال نويدبخش بود. طوري كه وقتي اين روزنامه توقيف شد همسر آخرين ديكتاتور خونريز تاريخ ايران «محدود كردن آزادي بيان در ايران» را محكوم كرد!

شبكه اي از روزنامه نگاران بيكار شده دوران غروب طالع سلطنت طلبي، راست گرايي و چپ گرايي، حالا در اين بازار پر هرج و مرج، پايي در محافل مرتبط با راديو آزادي آمريكا، بي بي سي انگليس و ... و دستي در نشريات نوظهور و دستپاچه داخلي داشتند.

تاسف آورترين شكل اين ارتباط، رابطه متملقانه نويسندگان و شاعران سلطنت طلب با پايگاه امن افرادي مثل فائزه هاشمي بود. بازگويي يك ماجراي اگر چه كم ارزش، براي يادآوري ميزان جوزدگي و خام طبعي چنين افرادي لازم به نظر مي رسد. شعرخواني «ابراهيم صهبا» شاعر تملق گوي خاندان پهلوي در حضور فائزه هاشمي و در انجمن هنرمندان و ظاهرا مورد لطف واقع شدنش، از داستان هاي چندش آور آن روزها بود:

بوي گل سرخ و عطر ياسمن آمد

فائزه هاشمي به انجمن آمد

همراه او مرعشي سخنور دانا

شاعر خوشنام با صفاي من آمد

جمع هنرمند شد قرين مباهات

فائزه چون افتخار مرد و زن آمد

هست نماينده او به مجلس شورا

بلبل شيرين زبان خوش سخن آمد

پرسش حال به لطف كرد ز صهبا

آن كه ثناگوي من ز جان و تن آمد

باد خدا يار هاشمي كه چنين گل

بهر صفاي هنر در اين چمن آمد

«صهبا» كسي بود كه حتي پس از انقراض رژيم سلطنت و در دوران آوارگي خانواده پهلوي از ايران، زماني كه ميهمان بزم مادر شاه معدوم (ملكه توران) در سانفرانسيسكو آمريكا بود، در حضور او چنين سرود. سكر اين مداهنه ها، چندي نپاييد و استفاده كنندگان از اعتبار خانوادگي امثال فائزه هاشمي در مسير اجراي برنامه منكوب كردن هر آنچه مربوط به گذشته نظام جمهوري اسلامي بود، داستان سرايي درباره نقش «عاليجنابان» در قتل هاي زنجيره اي را در مطبوعات داخل و خارج آغاز كردند. واقعيت اين است كه به جز دوره كوتاه دو و اندي ساله ابتداي استقرار نظام جمهوري اسلامي هيچ گاه توهين به مسئولان برجسته نظام در حد و اندازه اين دوره نبود. نخست اين هتاكي در قالب شعارهاي اجتماعات (و گاه در حضور رئيس جمهور) صورت مي گرفت. (و البته گاه با واكنش رئيس جمهور كه آنها را از طلبيدن مرگ براي افراد نهي مي كرد، روبه رو مي شد)

 اما به تدريج برخي از مسئولان و از جمله هاشمي رفسنجاني در نوشته هاي مطبوعات به تلويح و تصريح به ايفاي نقش در قتل مخالفان نظام متهم شدند. كار اين اتهام زني ظاهرا بين روزنامه هاي زنجيره اي داخلي و نويسندگان ضدانقلاب خارج كشور تقسيم شده بود و گفته مي شد مطالبي كه بيان صريح آن در داخل كشور مخاطره آميز است به خارج كشوري ها سپرده شده است.

 سعید اسلامیسعید امامیتصوير سعيد امامي (معاون سابق وزير اطلاعات) پيش از آن كه در مطبوعات داخل كشور منتشر شود، توسط علي رضا نوري زاده در روزنامه هاي ضدانقلاب به چاپ رسيد. در قصه هاي شبيه هزار و يك شب افرادي مثل اكبر گنجي، عماد باقي و علي رضا نوري زاده تلاش مي شد با مطرح شدن نام سعيد امامي به عنوان طراح قتل هاي مشكوك، وزير سابق اطلاعات و سپس آقاي هاشمي رفسنجاني، حلقه هاي بالاتر تصميم گيري در اين اقدامات معرفي شوند. تاجايي كه چندي بعد در آستانه نامزدي آقاي هاشمي رفسنجاني براي انتخابات مجلس ششم، يك قاضي بلژيكي با تكيه بر همين ادعاها و براساس شكايت يكي از كمونيست هاي ضدانقلاب، حكم بازداشت او را با اتهاماتي مثل آدم ربايي، شكنجه، صدمات روحي و رواني و قتل، صادر كرد.

 جالب اين كه گروه تازه تاسيس «جبهه مشاركت» كه در همان ايام روزنامه هاي وابسته به آن مشغول چاپ داستان سرايي هاي اكبر گنجي براي آقاي هاشمي رفسنجاني با تعابيري مثل «شاه كليد و عاليجناب سرخپوش» و ... بود، محمدرضا خاتمي دبيركل اين جبهه از «شهامت قابل تقدير اكبر گنجي در پيگيري بحث قتل ها» سخن به ميان مي آورد. اما يك نكته مهم در اظهارات دبيركل جبهه مشاركت از هدف واقعي اين گونه هجمه هاي تبليغاتي به آقاي هاشمي رفسنجاني پرده برمي داشت. محمدرضا خاتمي در همايش 21 دي ماه 1378 جبهه مشاركت در سمنان گفته بود: «انتظار اين است كه ايشان در اين مرحله با شفافيت، مواضع خود را مشخص نمايد. چه بسا همين اعلام مواضع بسياري از جرياناتي را كه الآن وجود دارد، تغيير دهد.»

فشار براي تسليم شخصيت هاي برجسته نظام به خواسته هاي جريان حاكم تقريبا يك شگرد ثابت در سال هاي اول دوران حاكميت جريان مدعي اصلاحات بود. فراتر از اين، آنها به صراحت از استراتژي «فشار و چانه زني» دم مي زدند. به عبارت ديگر متهم كردن گذشته نظام جمهوري اسلامي به «جنايت» با هدف پيشبرد گفت وگو براي تغيير در بسياري از مفاهيم و نهادهاي پايه اي آن صورت مي پذيرفت.

مقتولین قتل های زنجیره ای

 مديريت فضاي رواني مربوط به ماجراي قتل هاي مشكوك سال 1377 توسط مطبوعات هماهنگ دوم خردادي با همين گرايش صورت مي پذيرفت. ماجراي قتل هاي مشكوك زنجيره اي دستمايه سناريوهاي مختلفي براي پيگيري خواسته هاي جريان مخالف مباني نظام بود. نويسندگان روزنامه هاي دوم خردادي سعي داشتند با انتساب اين قتل ها به سطوح بالاي مديريت كشور، آن را به عنوان رويه جاري و چندين ساله نظام معرفي كنند. اما هيچگاه به اين سوال مكرر پاسخ نمي دادند كه افرادي مثل فروهر و همسرش، مختاري، پوينده و شريف چه خطر عمده اي براي نظام محسوب مي شده اند كه مديريت عالي امنيتي كشور درصدد قتل آنها برآيد. فروهر يك ملي گراي منفرد و سالخورده بود كه از نظر توان مديريتي و جاذبه هاي مردمي هيچ كسي در داخل و خارج كشور، او را در قامت يك عنصر تاثيرگذار بر تحولات سياسي كشور نمي ديد. علاوه بر اين كه او همچنان براي امام خميني (ره) احترام ويژه اي قائل بود. اين تعلق خاطر چيزي بود كه در مصاحبه هاي فروهر مشهور به صراحت در اعلام مواضع مشاهده مي شد. مختاري و پوينده نيز در كنار موضعگيري هاي فرهنگي مخالف با نظام، داراي گرايش هاي ضدامپرياليستي بودند و در فضاي به غايت راست گرايانه نيروهاي سياسي اپوزيسيون، افرادي نبودند كه بغض و كينه نظام را برانگيزند. «شريف» نيز تنها يك عنصر بريده از منافقين و مشغول نگارش مقالاتي براي «ملي مذهبي ها» بود و نه بيشتر. متاسفانه سير پيگيري اين ماجرا در اولين مراحل آن با فوت بسيار مشكوك سعيد امامي : كه هيچگاه نقش او در قتل هاي زنجيره اي به صورت شفاف و محكمه پسند مشخص و احراز نشد : چنان شكل معماگونه اي به خود گرفت كه جايي براي تشخيص انگيزه هاي عاملان و عوامل احيانا نامحسوس دخيل در آن باقي نمي گذاشت. به طوري كه هم اينك نيز قضاوت درباره اين ماجراي پرهزينه براي جمهوري اسلامي تقريبا امري محال است.

 زماني كه روزنامه هاي دوم خرداد با تمسك به اين موضوع براي متهم كردن رهبري نظام خيز برداشته بودند، اظهارات آقاي روح الله حسينيان درباره تمايلات متهم رديف اول اين پرونده (كاظمي مشهور به موسوي) به جناح دوم خرداد و ابراز اعتماد ويژه سيدمحمد خاتمي به او در ابتداي دوره رياست جمهوري، ميدان منازعه را تغيير داد. از اينجا بود كه حمله رسانه اي به افرادي مثل حسينيان و سپس ديگر پرورش يافتگان مكتب بهشتي، قدوسي و مصباح و مدرسه حقاني و نيز شخصيت هايي مثل حسين شريعتمداري با متهم شدن آنان به عنوان «ياران سعيد امامي» تشديد شد. البته حسينيان و شريعتمداري از حيث نحوه قضاوت درباره سعيد امامي دو ديدگاه ويژه خود را داشتند. در حالي كه حسينيان، رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي بر عدم احراز نقش سعيد امامي در اين قتل ها تاكيد مي كرد، شريعتمداري سرپرست موسسه كيهان نسبت به برخي از رفتارهاي گذشته سعيد امامي در دوران مسئوليت وزارت اطلاعات و نيز نسبت خانوادگي او با عوامل رژيم گذشته به شدت ظنين بود.

 

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت چهارم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت پنجم)

چه کسانی جام زهر را به امام (ره) نوشاندند؟

چه کسانی جام زهر را به امام (ره) نوشاندند؟

امام جام زهر قطع نامهیکی از ابهام آمیزترین مسائل در خصوص چرایی پایان جنگ تحمیلی، مسأله علل پذیرش قطع نامه از سوی حضرت امام (ره) است. نگاهی به دیدگاه های امام (ره) آن است که ایشان در مقطع پذیرش قطع نامه در شرایط سختی به سر می برده اند که بنا بر مصالحی بسیاری از ناگفته ها آن روزها با مردم در میان نگذارده اند. ایشان در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر فرمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند: «اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد»

ادامه نوشته

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت پنجم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت پنجم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب  و کارگزاران از کاندیداتوری موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

 

پروژه تخریب جایگاه ولایت فقیه و ارزشها

مجادله هاي سياسي پس از خرداد 1376 جنس متفاوتي با موضوعات اختلاف سلايق جناح ها در سال هاي قبل داشت. درست است كه تئوري پردازي براي تغيير مباني سياسي نظام جمهوري اسلامي در برخي از محافل و مطبوعات شبه روشنفكري از چند سال قبل آغاز شده بود، اما رخداد دوم خرداد، اين توهم را براي صاحبان آن انديشه ها به وجودآورده بود كه اكنون زمان تحقق آن آرزوهاي دست نيافتني فرارسيده است!

حاج فرج لله دباغنزديك دو ماه از اين انتخابات مرحله ساز گذشته بود كه عبدالكريم سروش در مقاله اي باعنوان «صراط هاي مستقيم ؛ سخني در پلوراليسم ديني مثبت و منفي» در مجله كيان شماره 36 ، همان ادعاهايي را درباره قرآن به ميان كشيد كه ده سال بعد به صورتي آشكارتر مطرح ساخت. او با بيان اين كه « آنچه كه به ما رسيده ( كتاب و سنت) نه همه آن است كه مي توانست باشد و نه خالي از آن است كه مي بايست باشد.» مدعي شد در صورت ادامه حيات پيامبر (ص) حجم قرآن بيشتر مي شد و نيز نوشت:« اينها همه نشان مي دهد كه دين وقتي وارد تاريخ مي شود تا چه حد تاريخي و بشري مي شود و تا كجا تحت تصرفات ذهني و عملي آدميان قرارمي گيرد و چه حجاب ها و غبارها بر آن مي نشيند و چه قطعه ها از آن بريده يا بر آن افزوده مي شود.» سروش سپس چنين تكان دهنده نتيجه گيري كرده بود:« برديني اين چنين نه بار بسيار مي توان نهاد و نه به نام آن كارهاي بسيار مي توان كرد. اين فروتني و كم ادعايي است كه همنشيني و هم سخني را مطبوع و ميسر مي سازد و راه را بر تحقق پلوراليسمي انساني و ديني مي گشايد.» او در اين مقاله آب پاكي را روي دست همه ريخت:« نه تشيع و نه تسنن و نه ديگر فرق و نه مسيحيت و ديگران هيچ كدام حق محض نيستند... اين نكته بديهي و منطقي اولا حق را از رنگ وارنگ غربي و شرقي و ارتجاع و مترقي نجات مي دهد و حق جويان را براي تحصيل و التماس حق از روي آوردن به هيچ قبله ودرگاهي منع نمي كند و ثانيا حق شناسان را به موزون كردن مستمر «حق» خويش با «حق هاي » ديگر امر و دعوت مي كند.»

بدين ترتيب سروش با شليك كردن به نقطه كانوني تمام اعتقادات اسلامي پنداشته بود كه به حكم « چو صد آمد نود هم پيش ماست» طومار مباني سياسي نظام را در هم پيچيده است! وي با ادعاي تكيه محض فقيهان شيعه در اثبات ولايت فقيه به روايتي كه جمعي در ثقه بودنش شك داشته اند، اين پايان رجزگونه را براي مقاله اش رقم زده بود:« كثرت ديني اگر به ده برهان مطلوب و مقبول است كثرت فرهنگي و سياسي به صد زبان و بيان قابل تاييد و توصيه است.... هيچ گاه بانگ تاريخ رساتر از اين شنيده نشده است: كثرت ها در خانه اند براي آنها جا بگشاييد، تا صاحب خانه بمانيد و گرنه آنها جا را بر شما تنگ خواهند كرد.»

 اندكي بيش از يك سال بعد از چاپ اين مقاله، عباس عبدي عضو شوراي سردبيري روزنامه «سلام» در يك اردوي دانشجويي انجمن اسلامي دانشكده فني درباره ريشه اختلافات جناحي اين گونه به صراحت سخن گفت:« اختلاف اساسي ما اين است كه در اين مملكت يا دين حكومت مي كند يا آدم ها كه به اعتقاد من امكان ندارد كه دين حكومت كند.چون وجود خارجي ندارد مگر از خلال درك ما و اعتبار آن مي تواند  [به]  راي اكثريت باشد... من خود شخصا حاضر نيستم قوانين موجود را به اعتبار اين كه قانون مذهب است رعايت كنم چون آن را از طريق ديگري مي فهمم. من اين قوانين را به همان دليل رعايت مي كنم كه اگر به تركيه رفتم قوانين آن كشور را رعايت مي كنم و اگر به آمريكا هم بروم بايد قوانين آنجا را رعايت كنم.»

 وقتي اعتبار آنچه به عنوان دين مبين اسلام ملاك عمل جامعه اسلامي است، قرار بود اين گونه مورد خدشه واقع شود، بديهي بود كه با تكيه بر فضاي هيجان زده آن روزها، اصل مقدس ولايت مطلقه فقيه نيز آماج كينه جويانه ترين سخنان واقع شود. براي اين منظور قاعدتا بايستي افرادي با ويژگي شخصيتي پرخاشگري و زخم خوردگي از نتايج رفتارهاي افراطي گذشته خويش به ميدان فرستاده مي شدند. اكبر گنجي در اجتماعي كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم پزشكي شيراز ترتيب يافته بود با بيان اين كه «جامعه مدني ولايت مطلقه را نمي خواهد. حتي ولايت را نمي خواهد، چه رسد به مطلقه » گفت:« ما احتياج به رهبر نداريم. مگر مردم يتيم اند كه پدر بخواهند. فاشيست ها به دنبال پدر مي گردند. انبيا مي گفتند چگونه خدا را بايد رهبر كرد. نمي گفتند مطيع رهبر باشيد. فاشيست ها مي گويند بايد مطيع رهبر بود. ما از ولايت كه حرف مي زنيم مثل اين است كه بگوييم در زمين خدايان متعددي داشته باشيم...  با رهبريت مي خواهند كل جوامع بشري را از بين ببرند. اينها رهبر اسلام را به همه تحميل مي كنند. تحميل جبارانه. خدمتگزاري قدرت جباري كه در راس قدرت قرارگرفته است . همه چيز در پيشوا يعني هيتلر ذوب مي شود

اکبرگنجیاو با لحني بغض آلود نسبت به رزمندگان هشت سال دفاع مقدس اظهار داشت:« افراد فاشيست، اقتدارطلب، پرخاشگران و آدم هاي ناكام بعد از جنگ چون شكست خوردند وعده هايي كه رهبر به آنان داده بود عملي نشد ناكام ماندند سرخورده شدند، مي بينند اعلاميه هاي آنان سرشار از آه و ناله است، حاكي از نامرادي و شكست است دست به خشونت مي زنند، آدم مي كشند. از تهاجم فرهنگي حرف مي زنند. اينها و رهبران آنها قول فتح كربلا را دادند. اما ناكام ماندند.»

گنجي، مدير مسئول نشريه موسسه فرهنگي صراط بود كه بر پاي صورت جلسه هاي آن امضاي فردي به نام حسين حاج فرج الله دباغ -كه در بيرون از شناسنامه به نام عبدالكريم شناخته مي شود- به عنوان عضو اول هيئت امنا در كنار محمد تقي بانكي -عضو کابینه میرحسین موسوی- و ... نقش بسته بود. بدين ترتيب اظهارات اين دو هم محفل- گر چه يكي در لفاف لفاظي هاي مودبانه پوشيده و ديگري جامه حيا را دريده بود- نشان مي داد كه تقسيم كاري براي ستيز با اصل ولايت فقيه بين آنان صورت گرفته است. به زعم آن ها با فرو ريختن خاكريز و تابوي اعتقادات مردمي زمينه به صحنه آمدن كساني را كه سال ها پيش از استحاله فكري امثال اكبرگنجي به خاطر اعتقاد به همين نظرات از خشم مردم، كنج انزوا يا فرار را اختيار كرده بودند فراهم خواهدساخت و پر شدن فضاي افكار عمومي و خصوصا محيط هاي مستعدي مثلا دانشگاه ها و مطبوعات از اين داعيه ها به سرعت مي تواند به فروريختن پايه هاي اعتقادي نظام اسلامي در ذهن و دل مردم منجر شود. در اواخر سال 1376 « كانون » نشريه شاخه دانشجويي نهضت آزادي در دانشگاه تهران، مصاحبه اي را با يكي از فرزندان مرحوم دكتر شريعتي انجام داد كه از سال 60 به دليل همراهي با منافقين از كشور گريخته و در غرب به سر مي برد. او در اين مصاحبه مدعي شده بود :« نظريه ولايت فقيه عبارت است از مجموعه قوانين و دستورات كه از 13 قرن پيش تا به حال دست نخورده و همه بحران هايي كه اكنون شاهد آن هستيم ريشه در اين تفكر يعني در فقه دارد.» در آن زمان از ديدگاه «احسان شريعتي» حكومت طراز اسلام «حكومتي دموكراتيك و به يك معنا لائيك» بود. ( و جالب است كه حتي پدر او مرحوم دكتر شريعتي در بحث امت و امامت نظام دموكراسي را بشدت نقد كرده است.)

اگر در محافل داخلي نهضت آزادي اين موضوع با جديت پيگيري مي شد به دليل سوابق ديرينه مخالفت اين گروهك با ولايت فقيه جاي تعجبي وجود نداشت. اما وقتي همين صدا از تريبون انجمن اسلامي دانشجويان شنيده مي شد اراده اي را در مجموعه اي كه هنوز خود را خط امامي مي خواند، مي شد جست وجو كرد كه از قضا هدم اساسي ترين ميراث امام (ره) را به عنوان هدف انتخاب كرده بود. درجلسه انجمن اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد يكي از اعضاي اين انجمن گفته بود: «اگر تمامي 22 ميليون نفري كه به متفكر بزرگ جناب آقاي خاتمي راي داده اند و همچنين شخص ايشان با سرعت 120 كيلومتر هم حركت نمايند، ناگهان با سد محكمي كه در قانون اساسي است برخورد مي كنند كه بايد استپ كنند و آن سد هم اصل پنجم قانون اساسي و ولايت فقيه است كه بايد مورد بازبيني واقع شود و به راي مردم گذارده شود. اگر مردم آن را نپذيرفتند حذف شود و اگر هم پذيرفتند بايد تبعات آن را پذيرا باشند.» ممكن است گفته شود اين حد از افراط از هيجان جواني گويندگان آن، در فضاي غرورآور و اغواكننده پس از دوم خرداد ناشي شده بود. اما روزنامه سلام كه در راس آن فردي مثل آقاي سيد محمد موسوي خوئيني ها قرارداشت در يك موضعگيري رسمي و بدون واسطه در روز( 12/9/76 )اعلام كرد كه به نظر پيروان برداشتي از ولايت فقيه : كه همواره اين روزنامه از آن حمايت كرده بود- مردم مي توانند محدوديت زماني براي حكومت ولايت فقيه قرار دهند.

در آن روزها نشريات ضد انقلاب خارج كشور از جبهه ملي و كيهان سلطنت طلب و گروهك مشروطه خواهان گرفته تا فداييان خلق پر بود از طرح اين ايده كه بايستي همه نيروهاي سياسي را در داخل و خارج براي مبارزه با اصل ولايت فقيه بسيج كرد. اظهارات هنري پرشت مسئول ميز ايران در وزارت خارجه دولت حزب دموكرات ( كلينتون) حجت را بر همه كساني كه درباره منشا اصلي اين موج دچار ترديد بودند تمام مي كرد:« اگر موجي كه در مطبوعات اصلاح طلب با تز امكان ارتباط با آمريكا شروع شد و اكنون به ترديد در اساسي ترين وجوه انقلاب ايران مشغول است بتواند از حريم روحانيت عبور كند و از آن طريق، ولايت فقيه را بركشتي ترديد سوار كند بار سنگيني از دوش آمريكا برداشته خواهد شد. اين بار سنگين همان است كه امروز ايران را از غرب دور نگه داشته و امكان صلح با اسرائيل را تا حد صفر تنزل داده است.»

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت چهارم)

 

اندر باب گفتمان اصولگرایی مصلحتی(!)

اندر باب گفتمان اصولگرایی مصلحتی(!)

 

اصولگراییاصلاح طلب؛ اصولگرا، اصولگرای اصلاح طلب و اصلاح  طلب اصولگرا و... و ده ها واژه دیگر که امروزه برای معرفی و شناخت جریانات سیاسی به کار می رود، همه و همه واژه هایی هستند که در عین آنکه از نظر معنای تحت اللفظی واضح هستند، اما شناخت مفهوم حقیقی آن، نیازمند بررسی و مداقه بیشتر در رفتار جریانات سیاسی است.

در هنگامه های نزدیک تر به انتخابات، علی الخصوص انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهای انتخاباتی خود را پیروی یکی از جریانت مطرح معرفی و یا آن که ترجیح می دهند به عنوان نامزد متقل در صحنه حضور یابند.

شكل گيري آرايش و صف بندي سياسي در ايران با عنوان جريان اصولگرا و جبهه اصلاحات يا جريان اصلاح طلبي، به دهه سوم انقلاب و مشخصاً به انتخابات دوم خرداد سال 76 و حوادث سياسي بعد از آن برمي گردد. با انتخاب سيدمحمد خاتمي در خرداد 1376 به عنوان رئيس جمهور، جبهه دوم خرداد متشكل از احزاب و گروه هاي سياسي و اصلاحات، در نهايت به جبهه اصلاحات تغيير نام داده شد و جريان اصلاح طلبي اين گونه شكل گرفت. تا پيش از اين جريان هاي سياسي عمده در كشور با عناويني چون جريان ديني، اسلامي و يا مذهبي، جريان ملي گرا، جريان ليبرال، جريان چپ ماركسيست، جريان التقاط و جريان روشنفكري نامگذاري و اصول، مباني، ديدگاه ها و مواضع هر يك مورد بررسي و تحليل قرار مي گرفت. هر يك از اين جريان ها در درمان خود داراي طيف ها و جناح هاي خاص بوده و بر همين اساس جريان اسلامي پيرو خط حضرت امام (ره) در سال هاي پاياني عمر با بركت آن عزيز سفر كرده، با انشعاب مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز، رسماً به دو جناح چپ و راست تقسيم شد. از آن تاريخ به بعد و با توجه حذف جريان هاي ملي، ليبرال، چپ ماركسيست و التقاط از صحنه سياسي كشور در دوران حضرت امام (ره)، رقابت هاي انتخاباتي در كشور عمدتاً بين دو جناح اصلي از جريان ديني و مذهبي، يعني جناح چپ و جناح راست انجام مي گرفت و در همين راستا، انتخابات دوم خرداد سال 1376 در ظاهر رقابتي بود كه بين آقاي خاتمي عضو برجسته مجمع روحانيون مبارز و كانديداي جناح چپ و آقاي ناطق نوري عضو برجسته جامعه روحانيت مبارز و كانديداي جناح راست انجام گرفت. پس از دوم خرداد 1376 بود كه جبهه دوم خرداد با محوريت خاتمي شكل گرفت. نكته قابل توجه اينكه در سال 1376 جناح چپ ابتدا قصد داشت ميرحسين موسوي را به عنوان كانديداي خود به صحنه آورد، لكن موسوي نپذيرفت و در نهايت خاتمي كانديداي جناح چپ در آن انتخابات شد و پيروز گشت. موسوي در پاسخ به سوال اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين كه چرا شما در سال 76 درخواست گروه هاي چپ را براي حضور در صحنه انتخابات رد كرديد و اكنون در حالي كه خاتمي اعلام حضور كرده، شما هم كانديداي انتخابات شديد، مي گويد: «علت عدم حضور در سال 76 آن بود كه در آن سال شخصي همانند خاتمي در صحنه حاضر بود. او شخصيتي ناشناخته بود و مي دانستم كه رأي آوري بيشتري دارد و مطمئن بودم كه رأي خواهد آورد؛ ضمن آنكه مدت كوتاهي هم از فاصله گرفتن من از قدرت گذشته بود و فرصت براي خاتمي مهياتر بود...»

بنابراين مي توان گفت، جريان چپ در سال 76 نظر به موسوي داشت، لكن موسوي نگران رأي نياوردن خود بود و خاتمي را از جهت رأي آوري به دليل ناشناخته بودن بر خود ترجيح داد. با پيروزي خاتمي در ظاهر جناح چپ پيروز صحنه انتخابات شد، لكن از همان ابتدا جبهه دوم خرداد با شعارهايي با ماهیت لیبرالیستی همچون «جامعه مدني» و «توسعه سياسي» شكل گرفت و مجموعه اي از حوادث و رخدادهاي سياسي به وقوع پيوست كه نشان داد ماهيت جبهه دوم خرداد، بسيار متفاوت از ماهيت جناح چپ سابق و در زمان حيات حضرت امام (ره) مي باشد.

يكي از اين حوادث برداشته شدن و يا كم رنگ شدن خطوط و مرزهاي اعتقادي-سياسي مجموعه هاي اصلي جناح چپ مانند سازمان مجاهدين، دفتر تحكيم وحدت و كارگزاران با جريان هايي چون ملي گراها، ليبرالها و التقاطيون بود. بر همين اساس در جبهه دوم خرداد با گذشت زمان عناصر اين جريان هاي مخالف نظام ديني و ولايي و خط امام (ره) وارد شده و بسياري از رويكردها و عملكردهاي جبهه يا جريان نوظهور دوم خرداد با محوريت آقاي خاتمي در حوزه هاي مختلف و در پوشش شعارهايي چون جامعه مدني، توسعه سياسي و در نهايت اصلاحات، خبر از ورود به عصر تازه اي مي داد كه از آن عده اي با عنوان پايان انقلاب ياد كرده و افرادي چون «اكبر گاف(!)» در حاشيه كنفرانس برلين در مصاحبه با مجله اشپيگل آلمان با صراحت اصلاحات در حال انجام ايران را اينگونه تشريح كرد: «اصلاحاتي در ايران در حال انجام است... يعني از اين پس بايد [امام] خميني را درموزه تاريخ جست و جو كرد

 البته تنها این مورد نیست. صدها مطلب در روزنامه هاي دوره اصلاحات و در همايش ها، سخنراني ها و مصاحبه ها بيان گرديد كه نشان مي دهد جبهه دوم خرداد از اصول اساسي انقلاب و نظام ديني عبور كرده و در تلاش است تا اصول و مباني يك نظام غير ديني و سكولار مبتني بر انديشه هاي ليبراليسم را در كشور تئوريزه كند.

چنين رويكردي از سوي جبهه دوم خرداد با محوريت خاتمي و احزاب و گروه هايي چون سازمان مجاهدين، حزب مشاركت، كارگزاران، تحكيم وحدت، مجمع روحانيون مبارز و ... هم جريان مخالف نظام ديني در داخل كشور را براي پيوستن به اين جبهه وسوسه كرد و هم دشمنان انقلاب اسلامي و در رأس آنان آمريكايي ها را خوشحال ساخت و آنان را براي متوقف گشتن روند انقلاب اسلامي اميدوار ساخت.

در چنین شرایطی زمانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتمان عدالت خواهی را در جامعه مطرح نمودند، گروهی از تشکل های دانشجویی مسلمان با پیگیری تفکر عدالت محور خواستار بازگشت به اصول و شعارهای اصیل انقلاب شدند. به تدریج گفتمان اصولگرایی عدالتخواهانه، به گفتمان غالب جامعه تبدیل شد. این گفتمان جدید به تعبیر مقام معظم رهبری دارای شاخصهای«1-ایمان و هویت اسلامی و پایبندی به آن 2- عدالت 3- حفظ استقلال سیاسی 4- تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی 5- جهاد علمی 6- تثبیت و تأمین آزادی و آزاد اندیشی 7- اصلاح و تصحیح روش ها 8- شکوفایی اقتصادی» است. در طی چندسال  می توان نتایج اقبال مردم به گفتمان اصولگرایی را ادر انتخابات شورای دوم شهر و مجلس هفتم مشاهده کرد.به هر حال دوران هشت ساله جريان دوم خرداد يا جريان اصلاحات سپري شد و اصولگرايان با رأي مردم به قدرت رسيدند و جريان دوم خرداد به حاشيه رفت.

اکنون به نظر می رسد، اين جريان تصميم گرفته فرصت انتخابات دهم براي بازگشت به قدرت شانس خود را امتحان کند. همه طيف هاي جبهه دوم خرداد براي رسيدن به چنين پيروزي بسيج شده اند و اختلافات آن در اين است كه با چه كسي اين پيروزي حاصل مي شود. ابتدای امر مجموعه هاي افراطي و گردانندگان اصلي جريان دوم خرداد طي هشت ساله اصلاحات، يعني سازمان مجاهدين و مشاركت بر اين اعتقاد بودند كه اين پيروزي با خاتمي حاصل مي شود. اما شخص خاتمي نسبت به پيروزي در انتخابات ترديد جدي داشت. شدت و حدت این تردید را در جمله معروف «يا من مي آيم يا موسوي» می توان دید. خاتمي اعلام حضور كرد و پس از چند سفر استاني دريافت كه گفتمان رایج جامعه روی خوشی به او نشان نخواهد داد. پس خاتمی از دور رقابت ها کنار کشید و نفع موسوي انصراف داد. در سوی دیگر موسوي اعلام حضور كرده بود که با اين هدف كه برخلاف سال 1376، در شرايط كنوني امكان رأي آوري او در جريان دوم خرداد، بيش از هر كس ديگر بود. خاتمي در مورد موسوي مي گويد: «اگرچه موسوي بخشي از آراي من را ندارد، لكن آراي بخشي از جريان اصولگرا را دارد!»

دقت در مفهوم اين جمله نشانگر حقیقتی بسیار ژرف در تاکتیک نامزد جناح دوم خرداد است. موسوي چه نوع شخصيتي دارد كه از هر دو جبهه اصلاح طلبي و اصولگرايي مي تواند رأي جمع كند و بر همين اساس به پيروزي اميدوار است. موسوي بالاخره اصولگرا است يا آن که در ذیل اردوگاه دوم خرداد تعريف مي شود؟ موسوي خود با صراحت مي گويد: «اصلاح طلبي هستم كه اصول را گم نمي كنم!» آيا اصلاح طلبي به معناي مفهوم حقیقی اصلاح و اصلاحات – که حضرت سیدالشهدا (ع) داعیه دار اصلی آن بود- ، یا به معناي جريان تجدیدنظرطلب که از سال های پایانی دهه شصت و ابتدای دهه هفتاد آرام آرام تکوین یافت و  دوم خرداد سال 1376 قوه مجریه را به دست گرفت، مي تواند با اصولگرايي در يك فرد جمع گردد؟

موسوي با صراحت مي گويد به اينكه مشاور ارشد خاتمي بوده، افتخار مي كند و در دوره اصلاحات هيچ دغدغه اي نداشته است و دوران خاتمي را يك دوران درخشان ارزيابي مي كند. اين نزديكي هاي موسوي نسبت به دوران دوم خرداد -كه در آن تمامي اصول اساسي انقلاب و نظام اسلامي به چالش كشيده شد-، چگونه با رويكردهاي اصولگرايي قابل جمع است؟ آيا اين يك تناقض نيست؟ اگر هست، چرا؟ شايد بتوان گفت، اين تناقض را بايد پذيرفت تا در يك وضعيت غيرشفاف از همه طيف هاي جامعه رأي جمع آوري كرد و پيروز صحنه انتخابات شد!

البته پرسشی که مطرح است؛ آيا كسي كه دم از حضرت امام (ره) و ارزش هاي انقلاب اسلامي مي زند، با هر پيشينه و سابقه اي كه دارد، آيا اكنون در نظر و عمل كاملاً به راه و خط امام (ره) پاي بند است و الزامات حركت در مسير حضرت امام (ره) را مي پذيرد و تبعات آن را به جان مي خرد. اكنون براي همه انسان هاي با بصيرت و پيرو ولايت روشن است كه سازمان مجاهدين و مشاركت چه نسبتي را به خط امام (ره) پيدا كرده اند. سخنان آغاجري در همدان و حمايت مشاركت و مجاهدين از اين فرد، افكار و انديشه هاي حداقل چهره هاي اصلي اين گروه ها را نسبت به مسائل اساسي انقلاب مشخص مي سازد. آغاجري در همدان به مردم و مراجع تقلید اهانت كرد و به دنبال آن جامعه مدرسين حوزه علميه قم با صدور بيانيه اي، مشروعيت ديني سازمان مجاهدين را زير سوال برد. چگونه است كه موسوي خود را يك اصولگرا معرفي مي كند، لكن در ملاقات با اعضاي مركزي سازمان مجاهدين مي گويد: «انتظارم آن است كه شما همگي و به طور صريح و كاملاً شفاف حمايت خود را از من اعلام كنيد. از شما حمايت صددرصدي و نه بيانيه اي و روي كاغذ مي خواهم و از اين رو شما بايد به طور جدي براي حمايت از من وارد گود شويد چرا كه افكار و انديشه هاي من با شما كاملاً نزديك است و هدف نيز بايد پيروزي در نظر گرفته شود.» موسوي با توجه به برخي از ترديدها نسبت به خودش از اينكه در كانون اصلاح طلبي قرار دارد يا نه، خطاب به سران مجاهدين مي گويد: «اينكه برخي اعلام مي كنند با شكست ميرحسين به دليل وجود خاتمي، اصلاحات همچنان زنده خواهد ماند و براي انتخابات بعدي كار خواهيم كرد به شدت اشتباه است و با شكست من كل اصلاحات شكست خواهد خورد.»

بنا بر آنچه گفته شد، موسوي هر چند به ظاهر طي 20 سال از عرصه به دور بوده، لكن يك چهره همراه و پشت صحنه و در كنار خاتمي در دوران اصلاحات بوده و اكنون پيروزي يا شكست خود را پيروزي يا شكست كامل اصلاحات مي داند. اصرار او بر اصولگرايي به خاطر همان جمله اي است كه خاتمي مي گويد، موسوي بخشي از آراي اصولگرايان را دارد و موسوي نمي خواهد به اين برداشت برخي از نيروهاي با سابقه انقلابي از وي كه او را خط امامي مي پندارند آسيبي وارد شود. بر همين اساس موسوي ترجيح مي دهد حمايت عناصر و مجموعه هاي افراطي و ساختارشكن در جبهه دوم خرداد از وي فعلاً علني نشود. وي در همين راستا در ملاقات با عناصر سازمان مجاهدين مي گويد: «من به همراهي و رفاقت با شما افتخار مي كنم ولي در بعضي جاها بايد با تاكتيك مناسب وارد شويم، چرا كه حمايت و نزديكي بين ما، مشكلات را زيادتر مي كند، اگرچه من ابايي از همراهي با شما ندارم ولي به خاطر برخي از مشكلات موجود، فكر مي كنم كه اين حمايت ها نبايد فعلاً علني شود، البته تصميم گير نهايي خود شما خواهيد بود.»

و در نهایت خبر جلسه محرمانه موسوی با جمعی از اعضای دفتر سیاسی نهضت آزادی در 23/1/1388 همه تردید ها را برطرف کرد.

اکنون به نظر مي رسد اصولگرایی که موسوی از آن دم می زند، در چارچوب تعاریف شناخته شده از اصولگرایی نمی گنجید. از این اصولگرایی را می توان با عنوان « اصولگرایی مصلحتی» یاد کرد.  بدین معنا که اصولگرایی ای که پیروان آن، حقیقتا  پایبندی به همه اصول را ندارند، بلکه از آن جا اصولگرایی گفتمان جامعه پذیر و فراگیر شده است، چاره ای جز پذیرش آن ندارند. لذا خود را در سلک اصولگرایان میشمرند.

 

 

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت سوم)

اخباری که این روزها از حمایت برخی احزاب و جریانات هم چون مشارکت، مجاهدین انقلاب و کارگزاران از کاندیداتوری مهندس موسوی منتشر می شود و قرائنی که نشان دهنده قدرت عناصر این گروه ها در ستاد میر حسین است، ناخودآگاه ما را به یاد تجربه دوم خرداد1376 و بعد از آن می اندازد. به امید آن که یادآوری این تجربه بتواند ما را در انتخاب صحیح یاری کند در چند نوشتار آتی پرونده افراطیونی که امروز از موسوی حمایت می کنند را ورق خواهیم زد. 

 

وقتی دوم خردادی ها سکاندار دستگاه دیپلماسی می شوند!

در جريان دوم خرداد 1376 شايد كسي انتظار تغيير رويكرد ديپلماسي كشور را نداشت. خاتمي در تبليغات انتخاباتي خود چندان وارد اين مقوله نشد. او البته بر تنش زدايي در سياست خارجي تاكيد داشت و اين امر تازه اي نبود. گذشته از آن كه رهبر معظم انقلاب برسياست هاي كليدي در اين عرصه قاطعانه نظارت مي كردند، دستگاه ديپلماسي در زمان دولت سازندگي گرايشي راديكالي نداشت ، از قضا، دولت سازندگي در سال هاي آغازين فعاليت خود، به خاطر اتخاذ همين سياست مورد حمله ياران خاتمي در جناح موسوم به چپ و از جمله عباس عبدي در روزنامه سلام قرارداشت. اين چيزي بود كه بعدها رئيس دولت سازندگي در مصاحبه با دكتر صادق زيباكلام آن را يادآوري مي كرد.

آنچه در پرونده مواضع سياسي گذشته هسته مركزي همراهان خاتمي در حافظه تاريخي ناظران نقش بسته بود، مواضع ضدغربي و ضدآمريكايي آنان بود. بسياري از مردم هنوز ايده مشهور آقاي محتشمي ( يارديرين خاتمي در مجمع روحانيون مبارز) در جنگ اول خليج فارس را از ياد نبرده بودند. او در آن زمان معتقد بود بايستي براي مبارزه با آمريكا صدام را به عنوان خالدبن وليد زمان ياري داد. علاوه براين ياران خاتمي با «انگليسي» معرفي كردن جناح رقيب او و تبليغ اين كه آن جناح در نزديك شدن به آمريكا نيز پيشقدم خواهد بود، همچنان سعي داشتند از ذخيره سابقه گذشته ضدآمريكايي خود بهره مندباشند. بسياري تصور مي كردند پيوستگي افرادي همچون مهاجراني با سابقه پيشقراولي در پيشنهاد مذاكره با آمريكا ، ارتباطي با ديدگاه هاي خاتمي ندارد.

البته دقت نظر در جزئيات تغييرمواضع جريان موسوم به چپ و خصوصا پيوندهاي مرحله به مرحله آنان با جريان ليبراليسم بسياري را به نتيجه متفاوتي رسانده بود. زماني رسيد كه روزنامه سلام عدم اجازه به بررسي موضوع مذاكره با آمريكا را مورد انتقاد قرارمي داد و برخي ازافراد جناح موسوم به چپ در كنج جلسات بعثه حج از تجديدنظر در برگزاري مراسم برائت از مشركان سخن به ميان مي آوردند. غربي ها با جست وجو در مواضع آشكار جريان هاي سياسي و شايد كسب اطلاعات از درون محافل آنها را به دقت زير نظر داشتند. تحليلگر شبكه تلويزيوني س ان ان آمريكا چند ماه پس از آغاز رياست جمهوري خاتمي گفت: «اكثر تحليل گران اطلاعات دولت آمريكا با تحليل ديدگاه هاي آقاي خاتمي سال ها پيش از رئيس جمهور شدن وي به اين نتيجه رسيدند كه وي صادق است. آنها مي خواهند با او كار كنند و خواهان برقراري رابطه خوب و مشخص با وي هستند.» اين اظهارنظرتعجب آور به نظر مي رسيد. خاتمي موضعگيري چنداني درباره سياست خارجي نداشت. حتي در تبليغات انتخاباتي نيز موضوع سياست خارجي بسيار كمرنگ بود.

چگونه آمريكايي ها به اين نتيجه رسيده بودند؟ شايد آنها معتقد بودند كه غايت تغيير در ديدگاه هاي فرهنگي و سياسي تسامح طلب چيزي جز نزديك شدن به غرب نخواهد بود. هوشنگ اميراحمدي از اولين سفر خاتمي به نيويورك پس از رسيدن به مسئوليت رياست جمهوري خاطره جالبي را نقل كرده است. خاتمي در اين سفر اميراحمدي را درباره راهكار آينده مسائل داخلي مثل شكل گيري جامعه مدني به ارائه نظر طلبيده بود و اميراحمدي چندبار بر لزوم برقراري رابطه با آمريكا براي تحقق همين منظور تاكيدكرده بود! اين كه او پس از چند سال بررسي و بيان وضعيت و مراحل آينده تحقق جامعه مدني در ايران لازمه آن را برقراري رابطه با آمريكا بيان مي كرد رمزگشاي تحليل هايي از جنس نظر تحليلگر شبكه سي ان ان مي توانست باشد.

كنت تيمرمن يك كارشناس كاركشته سازمان سيا و محققي است كه سالها درباره مسائل جمهوري اسلامي و نقش آن در خاورميانه مطالعه كرده است. او زماني گفته بود: «برقراري روابط به معناي ختم انقلاب ايران است. زماني كه ستون مبارزه با آمريكا فرو بريزد كل انقلاب فرو خواهد ريخت.» همين سخن را پاتريك كلاوسون رئيس موسسه تحقيقات سياست هاي خاور نزديك واشنگتن به صورت ديگري بيان كرده بود:« هدف از مذاكره با ايران، گوشزد كردن نامشروع بودن و لزوم تغيير نظام حكومتي جمهوري اسلامي است.»

خاتمي در تبليغات انتخاباتي خود تاكيد كرد:«ما نبايد به تشنجات بين الملل دامن بزنيم و رفتاري داشته باشيم كه در اين مورد شبهه ايجاد كند.» اين سخن كه حاوي نوعي اتهام تلويحي نسبت به رفتارسياسي جمهوري اسلامي بود، با حساسيت خاصي مواجه نشد. اولين موضعگيري خاتمي بعد از رياست جمهوري نيز با مضاميني مثل ابراز تاسف ازبدي هاي سياستمداران آمريكا در 50 سال گذشته در حق ايران و تحميل اهداف خود بر ديگر كشورها و اين نكته همراه بود كه مسئله ما با آمريكا ريشه دارتر از آن است كه به اين سادگي ( از طريق ديپلماسي فوتبال) حل شود . خاتمي در همين مصاحبه مطبوعاتي از سخن گفتن خود با مردم آمريكا در آينده نزديك سخن گفت. اندكي بعد مصاحبه كريستين امانپور خبرنگار سي ان ان با خاتمي اين امكان را فراهم ساخت. او در مواجهه با مردم آمريكا پيوريتن هاي مسيحي موسس تمدن آمريكا را با تعابيري همچون داراي بينش و منش سازگار با جمهوريت، دموكراسي و آزادي علاوه بر پرستش خدا ستود و از آبراهام لينكلن بنيانگذاركشور ايالات متحده آمريكا به عنوان «شهيد نامدار» ياد كرد. او ايده گفت وگوي تمدنها را كه پيش از آن مطرح ساخته بود جداي از رابطه سياسي دانست و از ديوار بزرگ بي اعتمادي ميان ايران و آمريكا سخن به ميان آورد كه ريشه در رفتارهاي نادرست دولت آمريكا دارد.
به رغم تاكيد مكرر خاتمي برنقش دولت آمريكا در مشكلات به وجودآمده در روابط دو كشور و نيز انتقاد شديد او از حمايت آمريكا از رژيم صهيونيستي در اين مصاحبه ، غربي ها ابراز تاسف او از وقوع ماجراي تسخير لانه جاسوسي را مورد توجه ويژه قراردادند.« باري روزن » وابسته مطبوعاتي سفارت آمريكا در تهران خواستار دعوت گروگان هاي آمريكايي به تهران براي بررسي مسئله گروگان گيري و تسخير لانه جاسوسي در سال 1358 شد. مترينكو ديگر گروگان آمريكايي نيز از نزديك شدن خاتمي بيش از هر مسئول ايراني به عذرخواهي تلويحي از اين ماجرا سخن گفت. پاتريك كلاوسون هم اين سخنان را نشانه «درك پرداخت قيمت بالاي تندروي » از سوي ايران تلقي كرد. اما اظهارات گراهام فولر سخنگوي كاخ سفيد از اهميت بيشتري برخورداربود. او سخنان خاتمي را دلگرم كننده و نشانه تحولات جديد دانست و پيشنهاد تماس بين دانشگاهيان ، نويسندگان، روزنامه نگاران و جهانگردان را مفيد ارزيابي كرد.« مفيد» بودن اين ايده از نظر آمريكايي ها ، با اظهارات آنتوني كوردزمن عضو مركز مطالعات استراتژيك و بين الملل قابل تفسير بود. او گفت:« با تضمين اين كه تندروهاي ايران ديگر نمي توانند از آمريكا تصويري به عنوان يك شيطان بزرگ ارائه كنند و فرهنگ آمريكا را ضد اسلام معرفي كنند، بسيار سود خواهيم جست. مذاكره با دشمن، راهي براي تغيير دادن ذهن و افكار دشمن است.»

ايده گفت و گوي تمدن ها در بدو مطرح شدن با استقبال غربي ها و آمريكايي ها مواجه شد. اين همان آمريكا بود كه تئوريسين هاي بزرگ و تعيين كننده آن مثل هانتينگتون از «برخورد تمدن ها» دم مي زدند. سير بعدي پيگيري اين ايده در ايران، نشان داد كه غربي ها در ارزيابي خود نسبت به آينده آن ره خطا نپيمود ه اند. اولين نخبگاني كه براي اين گفت وگوها اعزام شدند حامل انديشه اي برگرفته از ميراث فرهنگ و تمدن ايراني- اسلامي نبودند. طرف ايراني اين گفت وگو كساني بودند كه شيدايي آنان نسبت به فرهنگ غرب سال ها آنان را در آرزوي همنشيني رسمي با حاملان بلافصل اين فرهنگ و كسب رهنمود از آنان نشانده بود. آيا فمنيست ها و طرفداران الگوي ليبرال دموكراسي و انطباق مفاهيم بومي با الفباي انديشه اي غرب، نمايندگان واقعي تمدن ايران و اسلام براي گفت وگو با نمايندگان فرهنگ مغرب زمين بودند؟ پاسخ اين سوال، «گفت وگوي تمدن ها» را در ابتداي راه در مقابل يك علامت سوال بزرگ قرارداده بود. سوال اين بود آيا اين، تلاشي براي درك متقابل از علت كدورت هاي تاريخي و به كرسي نشاندن حقيقت دراذهان ملت ها است يا يك رابطه مريدي و مرادي؟

اعزام افرادي مثل شهلا شركت ، تهمينه ميلاني، نيكي كريمي به عنوان اولين سفيران گفت وگوي تمدن ها به محافل فرهنگي آمريكا و تركيب افراد شركت كننده ايراني در كنفرانس نيكوزيا نشان مي داد در اجراي ايده «گفت وگوي تمدن ها» جايي براي كساني كه اعتقادات ديني و فرهنگ ملي را با تفسير ناب آن مي پسندند، وجود ندارد.

در كنفرانس نيكوزيا كه با وساطت بازرگان ناشناخته اي به نام «عليخاني» ترتيب داده شد، مجيدمحمدي، شمس الواعظين و علي حكمت (دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي) به نمايندگي از مطبوعات جمهوري اسلامي، اساتيد سكولاري مثل شعله سعدي، حسين بشيريه و نقيب زاده به همراه علي صالح آبادي براي معرفي «فرآيندهاي اصلاح، دموكراسي و پيشرفت در ايران»، حميداحمدي ، علوي تبار، اعظم طالقاني و شهلا شركت به منظور سخن گفتن درباره «سياست و جامعه ايران و اسلام سياسي » و عمادالدين باقي ، فاضل ميبدي و علي پايا در كنار آقاي سيدمحمدموسوي بجنوردي به عنوان « متخصص در امور حوزه ، روحانيت و معارف ديني» شركت كرده بودند. افرادي كه براي سخن گفتن از سوي ملت ايران درباره روابط ايران و آمريكا برگزيده شده بودند نيز كساني نبودند جز ابراهيم يزدي ، عزت سحابي، رضا رئيسي طوسي وعباس عبدي!

ادامه دارد...

قسمت های پیشین:

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت اول)

بازخوانی پرونده حامیان یک کاندیدا (قسمت دوم)

دست های خالی میر حسین!

دست های خالی میر حسین!

گردونه انتخابات دهم ریاست جمهوری به حدی آکنده از پیچیدگی ها و رویدادهای بدیعی است که بسیاری از پیش بینی ها را در آن دچار خدشه کرده است. نوع  تحرکات و نیز جبهه بندی ها و مطرح شدن نام برخی گزینه ها در این عرصه ، خبر از تحرکات شگرف در رفتار جریانات سیاسی می دهد.نگاهی به رفتار سیاسی جبهه موسوم به دوم خرداد از آغاز کلید خوردن گمانه زنی های انتخاباتی تا کنون پرسش ها و چرا های فراوانی را در این معمای پیچیده در ذهن متبادر می سازد. مطرح شدن نام سید محمد خاتمی و تبلیغات وسیع حول حضور او در قالبهایی چون «پویش و کمپین»، «موج سوم» و ... این گمان را در بسیاری از اذهان تقویت می کرد که مهره اصلی جریان تجدید نظر طلب خود او خواهد بود.

از سویی قرین بودن این تحرکات با زمزمه های حضور میر حسین موسوی، سبب شده بود تا مطرح شدن نام میرحسین درنظر بسیاری از تحلیلگران به مثابه نوعی بازی سیاسی جهت فریب جریان رقیب تلقی شده و با حضور او هم چون مراحل پیشین، سرد و کم اهمیت مواجهه گردد.

همه این نگرش ها دست به دست هم داد تا کنار رفتن ناگهانی خاتمی از گردونه انتخابات در واپسین روزهای سال گذشته ، شگفت آفرین باشد.(هر چند که عده ای از هوادارانش هنوز در حسرت حضور او شعار برگشت خاتمی سر می دهند)

اما نگاهی دقیق تر به رفتار سیاسی جریان افراطی تجدید نظر طلب و نیز قرائنی همچون حمایت مشارکت و مجاهدین انقلاب از میر حسین موسوی، می تواند زوایای پنهان این طراحی سیاسی باشد. در عرصه رقابت درون گروهی که یک سوی آن خاتمی قرار دارد که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده و دوران مدیریت او هنوز از ذهن ها پاک نشده و شعارهایی از جنس گرایش به لیبرالیسم و نیز شعارهای جوان پسند(همچون آزادی، جامعه مدنی ، گفت و گوی تمدن ها و ...) سر می دهد و در بخشی دیگر کروبی که بسیاری از سیاسیون دوم خرداد و حتی برخی ازهم حزبی های او می دانند که حضور او در صحنه انتخابات نه برای رای دادن که برای آمدن و در صحنه بودن است و اما در سویی دیگر از این نمایش میر حسین موسوی حضور یافت که بیست سال سکوت را ترجیح داده است و به گفته خودش در عین ارزشی بودن به شعارهای جامعه مدنی پایبند است و از دوران نخست وزیری اش خاطرات کوتاهی آن هم از جنس صف کوپن و ... در ذهن ها باقی مانده است.

اما چرا ناگهان خاتمی کنار رفت و مشارکت و مجاهدین انقلاب از میرحسین حمایت نمود؟

اگر خاتمی نگران رای نیاوردن و یا رفتن به دور دوم بود؛ میر حسین که سالها با پرستیژسکوت وجهه مطلوبی برای خود ساخته بود، مستحق تر بود که نگران کسر شان خود باشد.

ساده اندیشانه است که تصور کنیم امثال خاتمی و میر حسین هر یک صرفا به اختیار خویش و بدون تاثیر پذیری از جریانات سیاسی ، پای به عرصه انتخابات گذاشته و یا هر کدام صرفا با نظر خویش این عرصه را ترک کنند و هر کس که این عرصه را اینچنین تحلیل کند یا قدرت پنهان و آشکار جریان تجدید نظر طلب و احزابی هم چون  مشارکت و مجاهدین انقلاب را نشناخته و یا آن که دوران تاثیر گذاری وسیع این گروه را بر دولت دوم خرداد فراموش کرده است. 

باید قبول کرد که این آمدن و رفتن ها و نیز حمایت این گونه جریانات بدون حساب و کتاب نبوده و بر اساس طراحی های هوشمندانه است.اما پرسش اصلی آن است که چه عاملی موجب شده است که جریان افراطی تجدید نظر طلب که روزگاری تهاجم به ارزش ها را در دستور کار قرار داده بود ، امروز به رفتن کاندیدای نزدیک تر به خود(خاتمی) رضایت داده و به چهره ای روی آورده که خود را پایبند به ارزش های انقلاب و خط امام می داند.پاسخ را در بررسی گفتمان های رایج در جامعه خواهیم یافت. در طول 16 سال حاکمیت تکنوکرات ها و لیبرالها بر قوه مجریه تجربه تلاش فراگیری برای رایج شدن گفتمان لیبرالیسم و تمایل به غرب و گسترش نمادهای آن انجام گرفت. اما در کمتر از یک دهه قبل (درست در آن روزهایی که مطبوعات زنجیره ای و سخن پراکنان تجدید نظر طلب با سر دادن فریادهایی چون خروج از حاکمیت، عبور از خاتمی و .... در توهم استحاله نظام،سر مست بودند) رهبر فرزانه انقلاب (مد ظله العالی) با درایت و هوشمندی خویش در دیدارهای جوانان و دانشجویان، مساله عدالت و عدالتخواهی  را تبیین فرموده و از جنبش دانشجویی خواستند تا عدالتخواهی را در سر لوحه مطالبات خویش قرار دهد.

هر چند از نظر طراحان جریان تجدید نظر طلب، فراگیر و جامعه پذیر شدن این گفتمان را در آن روزها ناممکن می نمود، اما اقداماتی همچون نامگذاری سال 1379 به نام رفتار علوی، صدور فرمان 8 ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی و تاکیدات مکرر معظم له بر لزوم مطالبه عدالت ، موجی از اشتیاق و اقبال جوانان را به این گفتمان ایجاد کرد.

آری گفتمان عدالت خواهی که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد، با پیگیری دانشجویان پیرو خط ولایت پیگیری شد و این مساله در عرض چند سال از یک مطالبه فرهنگی به گفتمان سیاسی اجتماعی غالب جامعه بدل گشت. قرینه پیشرفت این حرکت را در پیروزی نسل جدیدی از اصولگرایان عدالت محور  در انتخابات شورای شهر دوم و مجلس هفتم می توان مشاهده کرد. در چنین شرایطی اتحاد افراطیون تجدید نظر طلب و تکنوکرات ها که حاکمیت این گفتمان را به قوه مجریه تیر خلاصی بر قدرت خویش می دانست ، کوشید با ترفند های مختلف از تسلط این تفکر بر کرسی ریاست جمهوری جلوگیری کند.

اما دیگر دیر شده بود . گفتمان عدالت خواهی و ارزش مداری بدان سان در جامعه فراگیر شده بود که تا زمانی که نام دکتر احمدی نژاد در عرصه انتخابات شنیده و آوازه شعارها تو مشی ارزشی و عدالتخواهانه او در اقصی نقاط کشور پیچیده شد،موج اقبال عمومی جامعه به سمت وی مشاهده شد.آن روزها عصاره تفکر و گفتمان عدالتخواهی و اصولگرایی را در احمدی نژاد می دیدند و شعارهای فریبنده و زرق و برق دار و مادی هم نتوانست آن ها را بفریبد. پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر 84 ، زنگ خطر را برای آنان که  در رویای حاکمیت لیبرالیسم و شعارهایی چون جامعه مدنی ، آزادی بی حدومرز و... بر جامعه سر مست بودند ،به صدا درآورد.

جریان تجدید نظر طلب متوجه شد که دیگر دیر شده و باید چاره ای اندیشید . اکنون نیز خبرها حاکی از آن است که تکنوکرات ها و تجدید نظر طلبان براین عقیده اند که پیروزی مجدد دکتر احمدی نژاد در ریاست جمهوری ، تیر خلاص را بر جسد بی رمق لیبرالیسم خواهد زد. اما از سویی به خوبی می دانند که گفتمان غالب جامعه ارزش گرایی و عدالتخواهی است و احمدی نژاد مظهر راستین این گفتمان به شمار می آید. عجیب نیست جریانی که زمانی پروژه تخریب ارزشهای انقلاب و امام(ره) را در دستور کار قرار داده بود ، در چند انتخابات اخیر شعار خط امام را برگزیده است و از توهین به بیت امام اظهار نگرانی می کند و شگفت آور نیست که جریانی که خود طرح مطالبات اقتصادی را فریب سیاسی جناح رقیب خود می دانست، امروز شعارهای اقتصادی می دهد.

 این جریان امروز دریافته است که اگر بخواهد آرزوی شکست یا حداقل کاهش آرای احمدی نژاد را محقق کند ، راهی جز خلق بدل برای احمدی نژاد ندارد.از این روست که سراغ گوشه گیر ترین چهره جناح چپ سنتی می رود، او که هنوز موضع گیری هایش در بسیاری از حوزه ها مبهم است. درعین حال می داند که این بدل(برای اینکه بتواند بدل خوبی باشد) نخواهد توانست تمام امتیازاتی که خاتمی دراختیار این گروه گذاشت، بدهد. اما شکست گفتمان اصولگرایی عدالت محور و تبلور آن (یعنی احمدی نژاد) و از سوی دیگر بازگشت به قدرت آنقدر برای تجدید نظر طلبان لیبرال حیاتی است که چاره ای جز میر حسین ندارند.

اما اینها همه ماجرا نیست. دست های میرحسین اکنون خالی است؛ قرائن نشان می دهد که میر حسین نیز چاره ای جز همکاری و بهره گیری از این جریان ندارد. سالها دوری از صحنه سیاست، میر حسین را آنقدر تنها ساخته است که توان تشکیل ستاد در همه شهرستانها ندارد چه برسد به تشکیل کابینه. از اینرو برای تاسیس ستادهای انتخاباتی به شبکه وسیع این جریانات نیازمند است- و اگر فردا بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند- برای تکمیل کابینه و اداره کشور.

درنهایت باید گفت که اگر چه میرحسین درسخنانش از ارزشها و خط امام بگوید اما در عمل این مدیران مشارکتی و مجاهدینی انقلاب هستند که خط و مشی دولت او را رقم خواهند زد ، تجربه ای که در دولت دوم خرداد شاهد آن بودیم.    

آقای میر حسین! حقیقت ماجرا چیست؟

آقای میر حسین! حقیقت ماجرا چیست؟

"نهضت به اطلاع آزادي، طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكاست و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است... اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي‌مانده بودند، ملت‌هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما، اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي‌زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از ستمكاران مي‌خورد كه قرن‌ها سر بلند نمي‌كرد؛ و به حسب امور بسيار ديگر نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون‌گذاري يا قضايي ندارند و ضرر آنها به اعتبار اينكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه، جوان‌هاي عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت‌هاي بي‌مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريف و تأويل‌هاي جاهلانه، موجب فساد عظيم، ممكن است شوند كه از ضرر گروهك‌هاي ديگر حتي منافقين، اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است. "

حضرت روح الله (ره)

میرحسین موسوی

 

 

 

 

 

 

 

 اخبار موثق حاکی است. در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ جمعی از اعضای دفتر سیاسی گروهک نهضت آزادی به دیدار میرحسین موسوی رفتند. ستاد انتخاباتی میرحسین تاکنون تلاش کرده است این خبر در رسانه ها منتشر نگردد، اما بخشی از محتوی مذاکرات نیز تا کنون به بیرون درزکرده است که ان شاءالله به زودی منتشر خواهدشد.

بعد از قضیه حمایت مجاهدین انقلاب و مشارکت، ارتباطات پنهانی موسوی با ملی مذهبی ها هم روشن شده است به همین بهانه چند سوال را باید از میر حسین پرسید:

جناب آقاي موسوي! خبر جلسه‌ محرمانه‌‌ اخير جنابعالي با جمعي از اعضاي گروهك نهضت به اصطلاح آزادي كه البته گويا شما و ستاد انتخاباتي‌تان، مايل به اطلاع‌رساني آن به مردم نيستيد، پرسش‌هاي جدي و اساسي در ذهن‌ها پديد آورده است!
نخست آنكه از شما بايد پرسيد چرا اعضاي گروهكي را كه امام راحل (ره) ـ همان امامي كه شما خود را پيرو خط او مي‌دانيد ـ خطر آنها را بيشتر از منافقين دانست، به حضور پذيرفتيد؟ آيا اين حركت را جز به پشت پا زدن به راه امام و خون شهداء مي‌توان تعبير كرد؟
دوم آنكه، به نظر مي‌رسد، لازم است شما به افكار عمومي ملت شهيد پرور و انقلابي ايران اسلامي، احترام گذارده و صادقانه آنچه ميان شما و اعضاي اين گروهك مطرح شده را به اطلاع مردم برسانيد؛ تا آناني كه به رأي‌شان به خود اميدواريد، هر چه بيشتر از پشت صحنه‌ حاميان شما آگاه شوند.
سوم آنكه شما بايستي پيرامون شنيده‌ها در مورد برخي توافقات پنهان گروهك نهضت به اصطلاح آزادي و ديگر گروهك‌هاي ملي مذهبي با شما كه در اين جلسه از آن سخن رفته است براي مردم كشورمان ـ همان‌ها كه دانستن را حق آنان مي‌دانيد ـ ابهام‌زدايي كنيد تا افكار عمومي ملت بيدار و انقلابي ايران با ماهيت كساني كه در سخن از خط امام (ره) دم مي‌زنند و در نهان به دنبال باز كردن پاي ليبرال‌ها به حاكميت هستند، بيشتر آشنا شوند.
البته مسأله به اينجا ختم نمي‌شود، چند روز پيش جنابعالي به ملاقات مراجع معظم تقليد شتافتيد كه اين ظاهرا نشانگر پيروي شما از خط اسلام فقاهتي و حوزه‌هاي علميه است. اما به فاصله يك روز صدور بيانيه‌ سازمان نامشروع «مجاهدين انقلاب اسلامي ايران» در حمايت از شما، صحت اين امر را با ترديد‌هاي اساسي مواجه ساخت. سازماني كه 7 سال پيش يكي از اعضاي اصلي آن در سخناني با توهين آشكار به مردم و مراجع تقليد اهانت نمود و البته سازمان مذكور نيز پس از آن رسما از اين عنصر موهن حمايت كرد.
جالب آنكه دامنه اظهارات موهن فرد مذكور حتي تا امروز نيز ادامه يافته و اخيرا اين فرد به ساحت حضرت امام نيز اسائه ادب نمود.
جناب آقاي مهندس موسوي! آيا مي‌توان باور كرد كه اين ادعا كه شما پيرو خط امام ـ كه افتخار خود را اتصال به حوزه‌هاي علميه مي‌دانست ـ هستيد، با صداقت همراه باشد و در عين‌حال،افراد و جرياناتي به صفوف حاميان شما پيوسته باشند و حتي در بسياري از اقصي‌ نقاط كشور ستادهاي شما را مديريت كنند كه سابقه‌اي روشن در توهين آشكار و نهان به امام و خط او و ارزش‌هاي انقلاب دارند؟ اين تناقضات را چگونه توجيه مي‌كنيد؟
آيا شما كه مدعي پيروي از خط امام و اصول انقلاب اسلامي هستيد اصول عمل و شعارهايتان را از ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) اخذ مي‌كنيد و يا آنكه از بستر جلسات با ليبرال‌ها ـ همان‌ها كه امام فرمود: تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دستشان بيافتد ـ و تجديدنظر طلبان ـ كه اكنون پايبند نبودن خود به راه امام را با افتخار مي‌پذيرند ـ شعارها و برنامه‌كاري خود را طراحي مي‌كنيد؟
جناب آقاي ميرحسين موسوي! آيا شأن كسي كه افتخار خود را نخست‌وزيري دولت مورد حمايت امام (ره) مي‌داند، اين است كه به دنبال كسب حمايت گروهك‌ نهضت به اصطلاح آزادي و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب و ... باشد؟

آنچه از مجموع اين رويدادها، در ذهن‌ها متبادر مي‌گردد، آن است كه آن اصول‌گرايي كه شما از آن سخن مي‌گوييد نوعي "اصول‌گرايي‌ مصلحتي " است به اين مفهوم كه امروز گفتمان اصول‌گرايي جامعه‌پذير و فراگير شده است، شما و بسياري ديگر چاره‌اي ندارند جز آنكه از اصول سخن بگويند و با آن اظهار همراهي نمايند، اما حقيقت ديدگاه شما را مي‌توان در عملتان و نيز شناخت حاميانتان فهميد.

 

جریان شناسی انتخابات دهم ریاست جمهوری

"جریان دوم خرداد" از "چپ سنتی" تا "سراب اصلاحات"

اقدامات انحرافی عناصر طیفهای مختلف جریان دوم خرداد، به ویژه در سالهای پایانی و دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی سبب شد که گام به گام اعتماد عمومی را از دست داده و با ادبار اجتماعی مواجه شوند که انتخاب شورای دوم شهر نماد بارز آن بود. عناصر شاخص جریان دوم خرداد در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز، نتوانستند اقبال اجتماعی کسب کرده و حداقلی از آرا را به نفع نامزد مطلوب خود جذب کنند.

انتخاب نام «دوم خرداد» برای یک جریان سیاسی شاید نام مناسبی به لحاظ محتوایی نباشد چرا که معمولاً نام یک جریان سیاسی باید تبلور محتوای فکری و سیاسی آن جریان باشد نه زمان پیدایی آن، اما در مورد جریان «دوم خرداد» در میان عناوین مطرح مقطع پیدایی در نامگذاری آن نقشی اساسی دارد. زیرا به لحاظ تکثر نحله‌های فکری موثر در شکل‌گیری آن جریان، نتوان نام مناسبتری برای آن انتخاب کرد. اگر چه برخی از فعالان سیاسی، عنوان «اصلاحات» را برای آن برگزیده‌اند.

منشأ پیدایی:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام شاهنشاهی به دلیل ایجاد فضای باز سیاسی در کشور و رشد قارچ گونه گروهها و احزاب سیاسی و ورود برخی از آنها به فاز مقابله مسلحانه علیه نظام اسلامی، بخش عمده‌ای از تلاش مسئولین و نیروهای وفادار به نظام اسلامی مصروف مبارزه با این گروهها شده به گونه‌ای که طی سالهای 62-57 بسیاری از تحولات کشور تحت تأثیر حرکت گروههای معاند و مخالف نظام دینی بود. این روند با ورود سازمان منافقین به فاز مسلحانه در 30 تیر 1360 به اوج خود رسید.

اما به رغم ضعف سیستم اطلاعاتی کشور که امری طبیعی در یک نظام جدید سیاسی بود، با تلاش نیروهای جان بر کف انقلاب، توطئه‌های مختلف دشمنان از این ناحیه مهار و در شرایطی که کشور درگیر جنگی طولانی با متجاوزین بعثی بود، فضای سیاسی داخلی به آرامش رسید و البته پیروزی سالهای اول دفاع مقدس و فتح خرمشهر نیز مرهون همین آرامش و انسجام در فضای سیاسی داخلی بود.

با کاهش تدریجی تهدیدات گروهها و جریانهای سیاسی معاند و مخالف و آغاز تلاش جدی دولتمردان برای حل مشکلات کشور و شکل‌دهی به نظام جمهوری اسلامی، بروز برخی اختلاف سلیقه میان دولتمردان و فعالان سیاسی معتقد به نظام اسلامی، زمینه شکل‌گیری دسته‌بندی جدیدی در فضای سیاسی کشور فراهم شد که با گروه‌بندی و طیف‌بندی‌های گذشته تفاوت داشته است.

این دو نگرش عبارت بودند از:

1- نگرش تاکید بر حدود شرعی و راه حلهای فقهی با شاخصه‌های اقتصاد اسلامی بر اساس فقه اسلامی.

2- نگرش متکی بر شاخصه‌های اقتصاد دولتی و اختیارات مبسوط الیه ولی فقیه.

طیف اول که به راست سنتی مشهور بودند در برخی دیگر از مسائل نظیر قانون کار و ... با طیف دوم که به چپ سنتی نامیده شدند اختلاف نظر داشتند. تداوم این اختلاف نظرها در هنگام انتخاب نخست وزیر در دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به اوج رسید و پس از آن در آستانه انتخابات مجلس سوم به انشعاب در جامعه روحانیت مبارز انجامید و مجمع روحانیون به عنوان یک گروه روحانی طرفدار چپ سنتی اعلام موجودیت کرد. آنچه که مهم است وجه اشتراک سران و اکثریت نیروهای این دو طیف در اعتقاد به مبانی نظام دینی و تبعیت از حضرت امام (ره) بود.

البته دامنه این اختلافات در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (سازمان اول) ریشه‌ای عمیق‌تر و بنیادی‌تر داشت و به همین دلیل تداوم حیات آن دشوار شده بود به گونه‌ای که در سالهای میانی دهه 60 اختلافات میان طیفهای این سازمان تشدید شده به گونه‌ای که در سال 66 این سازمان منحل گردید.

علاوه بر دو طیف مذکور، برخی از فعالان سیاسی دیگر تلاش کردند که در این مقطع تحت عنوان جریان سوم وارد عرصه شوند که توفیق چندانی نداشتند.

اکثریت مجلس اول و دوم به این دو طیف اختصاص داشت و در مجلس سوم جریان موسوم به چپ اکثریت یافت و در مجلس چهارم و پنجم اکثریت با طیف موسوم به راست بود.

زمینه‌های شکل گیری جریان دوم خرداد

بعد از پایان جنگ و ارتحال حضرت امام و انتخاب مقام معظم رهبری کشور وارد دور جدیدی شد که ورود در عرصه سازندگی و اصلاح زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور از ویژگیهای شاخص آن بود. اما در این دوران حلقه‌های جدید فکری و سیاسی ایجاد شدند که ضمن یارگیری از میان فعالان چپ سیاسی کشور، خصوصیات بارز آنها عبور از مبانی و خطوط اساسی نظام دینی بود. به گونه‌ای که مدعیان مبسوط‌الید بودن ولی فقیه در دوران گذشته، در این مرحله اختیارات حداقلی را نیز برای ولایت فقیه قائل نبودند. در میان این حلقه‌ها می‌توان به حلقه کیان، حلقه سلام، حلقه ایران فردا که بعداً تحت عنوان شورای فعالان ملی مذهبی اعلام موجودیت کرد و همچنین شکل‌گیری مجدد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با محوریت عناصر چپ سازمان اول اشاره کرد، البته حلقه کارگزاران نیز به عنوان حلقه واسط آنها با طیفی از راست سنتی عمل می‌کرد شاخصه‌های فکری دو حلقه محوری در این طیف (حلقه کیان و سلام) بر نکات زیر استوار بود.

حلقه کیان با محوریت سروش بر نفی دخالت دین در حکومت، پلورالیسم معرفتی و دولت حداقلی تأکید داشت و پایه‌های معرفت شناسانه آنها به شرح زیر بود.

- تفکیک و جدایی بین ماهیت دین و معارف بشری

- معرفت دینی حاصل تجربه افراد در شرایط زمانی و مکانی مختلف است.

- هیچ معرفتی حقیقی و آسمانی نیست.

- هیچ تفاوتی میان ادیان الهی و وحیانی و غیروحیانی نیست.

و حلقه سلام با محوریت آقای موسوی خوئینی شاخصه‌های فکری خود را به مرور در روزنامه سلام اینگونه نشر می‌داد.

- نفی تکلیف گرایی و اینکه حکومت از زمره حقوق مردم است.

- مشروعیت امر و نهی و دخالت مجتهد منوط به رأی مردم است

- تدبیر سیاسی و اجتماعی جامعه امر عقلایی است و نه دینی

- مشروعیت حکومت به رأی مردم وابسته است و ...

تأثیر عمل این حلقه ها در حوزه نخبگان، و اشتباهات دولتمردان و فعالان مرتبط با جریان مقابل در توجیه عملکرد دولت وقت باعث تغییر تدریجی در فضای سیاسی کشور گردید که شاخصه اصلی آن، تغییر گفتمان جریانهای دانشجویی و نخبگان کشور بود.

شاخصه‌های اصلی در این حوزه نیز علاوه بر تأثیر حلقه‌های فکری مورد اشاره در قبل در تحول گفتمانی، در ابعاد فکری و فرهنگی موثر بود.

1- فاصله گرفتن از ارزشهای دوران دفاع مقدس و تفکر بسیجی

2- تشویق به تجملگرایی و فاصله گیری از ساده زیستی

3- وادادگی و انفعال نسبت به تغییر راهبرد دشمن بیرونی از تهاجم نظامی به تهاجم فرهنگی و حتی تسهیل آن توسط بعضی از مسئولین وقت فرهنگی کشور

4- تاثیر سیاستهای اقتصادی تیم اقتصادی حاکم در افزایش نجومی نرخ تورم و گسترش فاصله طبقاتی و یأس توده‌های اجتماعی

5- تندرویها و اقدامات واکنشی دلسوزان نظام

6- تمایل به حل مشکلات کشور در اطاقهای دربسته و بی‌توجهی به تحولات اجتماعی

7- تغییر نسبی گروههای مرجع

این روند در کنار شعارهای خاص نامزد مشترک ریاست جمهوری این حلقه‌ها منجر به تحول در عرصه سیاسی کشور و انتخاب نامزد آنها در دوم خرداد 76 گردید.

آنچه که پس از دوم خرداد به وقوع پیوست تلاش برنامه ریزی شده فعالان این جریان برای ایجاد تغییر بنیادین در مبانی نظام دینی و تغییر قانون اساسی و قوانین موضوعه با استفاده از اختیارات کسب شده در قوه مجریه و سپس در قوه مقننه تحت عنوان «اصلاحات» بود. این تلاشها در سه حوزه صورت می‌گرفت.

الف: اتاقهای فکر

ب: عرصه مطبوعات و نشریات

ج: عرصه دانشگاهها

الف) اتاقهای فکر

در حالی که حضور 30 میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی در دوم خرداد 76، رأی بر نظام اسلامی و تجلی حضور مردم در عرصه دفاع از نظام بود، اما افراطیون حلقه‌های مورد اشاره این حضور را اقبال توده‌های اجتماعی به مبانی فکری انحرافی خود قلمداد و تلاش کردند گفتمان «اصلاحات» را مبتنی بر همان محورها در عرصه اجتماع و به ویژه در حکومت نهادینه کنند.

کارگاههای توسعه سیاسی وزارت کشور یکی از مجموعه‌های فکری بود که در سالهای 76 و 77 در این وزارتخانه شکل گرفت. این کارگروهها که عناصر اصلی آن را اعضاء حلقه‌های مذکور شکل می‌دادند نقطه کانونی نظریه پردازی جریان دوم خرداد و خط دهی به مطبوعات زنجیره‌ای و تشکلهای افراطی این جریان در دانشگاهها بودند.

در مقدمه طرح کارگاه اول «توسعه سیاسی، مفاهیم و شاخصها» با زیر سوال بردن اقدامات بیست سال گذشته نظام اسلامی در مقابله با مظاهر استبداد و استعمار، آمده است:

«ایران در طی یک قرن گذشته در مسیر پرپیچ و خم و پرفراز و نشیب دمکراسی راه پیموده و برخی از دستاوردهای نسبی را حاصل کرده، اما از جهات مهمی، با توجه به شاخصهای دمکراسی، توسعه نیافته است. تحولات اخیر ایران از انتخابات سال 1376 به وضوح نشان می‌دهد که توسل به مفهوم رایج دمکراسی راه حل نهایی بسیاری از معضلات تاریخی توسعه سیاسی ایران است. نکات زیر به عنوان مهمترین شاخصه‌های توسعه سیاسی دمکراتیک در ایران مطرح می‌گردد. اهم مشکلات عمده بر سر راه توسعه سیاسی ایران نیز به همین شاخصها مربوط می‌شود.»

مبانی فکری و سیاسی با شاخصهای اصلی شد، زندگی دمکراتیک و توسعه سیاسی عبارتند از:

1- اصالت برابری: یعنی عدم برتری افراد نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت بر دیگری

2- اصالت رضایت: به این معنی که مشروعیت قدرت به رضایت مردم در پیروی از آن بستگی دارد.

3- اصالت قانون: انسانها از قوانینی که خود وضع کرده‌اند تبعیت می‌کنند و لاغیر. یعنی آزادی و اطاعت وحدت می‌یابد.

4- اصالت حاکمیت مردم، تنها منبع مشروعیت قدرت، اراده مردم است که می‌توانند رضایت یا عدم رضایت خود را از عملکرد حکومتها اعلام دارند.

در کارگاه دوم که تحت عنوان «الگوی توسعه سیاسی در ایران» تشکیل می‌شد، پس از ارائه سه الگوی متناقض از گذشته الگوی برتر را الگوی ‌پسااسلامیست‌ها معرفی کرده و می‌نویسد:

«الگوی چهارم الگوی پسا اسلامیست‌هاست. این الگو در حقیقت حاصل تردیدهایی است که نسبت به قرائت اندیشه دینی مسلط و تئو دمکراسی در جامعه ایران ایجاد شده است. پسا اسلامیستها جدایی دین از حکومت، ایمان به لزوم نوسازی معنوی و مادی جامعه، فاصله گرفتن از ایدئولوژی، آموختن روشهای تحمل را به عنوان مهمترین زیربنای دمکراسی: تأسیس و استقرار جامعه مدنی و سرانجام تجدید نظر در مفاهیم سنتی واژگان سیاسی از جمله "استقلال هویت فرهنگی" را در دستور کار خود قرار داده‌اند.»

محصول تلاش این کارگاهها و کمیته‌های عملیات روانی جریان حاکم در سالهای بعد به اینجا منجر شد که به جای یک مفهوم پذیرفته شد، منطقی برای نوسازی و ایجاد تغییرات ضروری در مسیر حرکت یک نظام که به «اصلاحات» تعبیر می‌شود، تغییر بنیادین نظام و سست کردن زیربنا، تخریب مبانی و ساختارها و ارزشها تعبیر و تمامی اهداف و برنامه‌های جریان حاکم در این مقطع از تاریخ سیاسی، در آن جهت سامان می‌گیرد و در این راستا امکانات دولت جمهوری اسلامی در راستای تقابل با نظام دینی و در جهت سکولار کردن آن سوق می‌یابد.

ب) مطبوعات زنجیره‌ای

در این مرحله نشریات متعدد با کمکهای وزارت ارشاد به سرعت مجوز گرفته و منتشر می‌شود. نشریاتی که به عنوان پیاده نظام اتاقهای فکر برای تخریب و سیاه‌نمایی ارزشها در ابعاد زیر ماموریت یافته، تا ضرورت تغییر آنها برای نخبگان و توده‌های اجتماعی در پوشش شعار اصلاحات، توجیه پذیر باشد.

الف) هجمه به دین و اعتقادات دینی

ب) حمله به فقه و احکام شریعت

ج) تهاجم به ارزشها (نهضت عاشورا، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و ...)

د) ترویج ابتذال و اباحه گری

ه) تخریب چهره نهادهای مؤثر نظام اسلامی (سپاه و بسیج و ...)

و) هجمه به ولایت فقیه و تخریب چهره حضرت امام (ره)

ز) زیر سوال بردن قانون اساسی

برنامه‌ریزان این تهاجمات، جهت تسهیل، اقدامات خود را در تضعیف مبانی و ارزشهای دینی با طرح قانون مطبوعات سعی در قانونمند کردن این هجمه‌ها را داشتند که با هوشیاری مقام معظم رهبری در مقابله با این روند و استفاده از حکم حکومتی برای جلوگیری از تصویب این قانون، حرکت آنان کند شد.

ج) تشکلهای دانشجویی:

در ادامه مطبوعات، ظرفیت دانشجویی و تشکلهای دانشجویی مرتبط با این جریان به صحنه کشانده می‌شود و ماجرای 18 تیر 78 و پس از آن ماجرای نشست تحکیم در دانشگاه خرم آباد تکرار می‌شود.

مقام معظم رهبری در زمستان سال 1386 در دیدار با مردم و مسئولین استان یزد، با اشاره به این روند حرکت آنان در طول 10 ساله پس از ارتحال امام (ره) را اینگونه تشریح می‌کنند.

«دشمن به خیال خود تصور می‌کرد بعد از اجرای این محورها، در مدت ده سال، با یک جرقه می‌تواند قشرهایی از مردم را بر ضد انقلاب بشوراند و ماجرای تیر ماه 1378 در همین چارچوب قابل تحلیل است.»

معظم‌له همچنین خاطرنشان کردند:

«دشمن در طراحی خود حتی تلاش کرد افرادی از عناصر فعال در عرصه فکری کشور و برخی از کسانی را که در بعضی مسئولیتها بودند به سوی خود بکشاند، اما در مجموع به دلیل بنیه بسیار قوی انقلاب اسلامی و هوشیاری مردم و مسئولان در طراحی خود موفق نشد.»

سوء استفاده این جریان از تشکلهای دانشجویی سبب گردیده بود که تریبونهای مختلف محافل دانشگاهی به نقطه آغازی جهت تحرکات افراطی این طیف تبدیل شودو کمتر روزی بود که در آن دوران دانشگاهها شرایط آرامی را پشت سر بگذارد. اما نکته تأسف‌بار در این عرصه عملکرد وزارت علوم و مجموعه‌های وابسته به عنوان ستاد مرکزی این تحرکات بود. این روند سبب شد جنبش دانشجویی کشور به انحرافی اساسی دچار شود که آثار آن هنوز تحولات دانشجویی کشور را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

طیف بندیهای سه گانه

به رغم تکثر طیفها و گروههای مختلف در این جریان، در آن مقطع سه طیف اصلی و یا سه گفتمان در این جریان دیده می‌شد.

طیف اول: مدافعان گفتمان جمهوری اسلامی

شاخصه‌های فکری

1- معتقد به نظام جمهوری اسلامی و حکومت دینی بودند.

2- قانون اساسی را قبول داشتند.

3- اصل ولایت فقیه را پذیرفته بودند.

4- اطاعت و تبعیت مطلق از ولایت فقیه نداشتند و صرفاً به اختیارات مندرج در قانون اساسی صرف نظر از ولایت مطلقه فقیه مصرح در قانون اساسی تاکید داشتند، این در حالی بود که سران این طیف در دوران حضرت امام بر اطاعت محض و مطلق از ولایت فقیه تاکید می‌کردند زیر سوال بردن شورای نگهبان، حمله به صدا و سیما و ... بخشی از دیدگاههای آنها بود.

در مباحث درون طیفی نیز مخالف نظریه عبور از خاتمی بوده و وی را گرانیگاه اصلاحات می‌دانستند.

طیف دوم: مدافعان گفتمان مشروطه اسلامی

1- این طیف در پی کاهش تدریجی اختیارات ولایت فقیه و سپردن آن به رئیس جمهور و مجلس بودند. به همین دلیل ادعای اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی داشته اما جمهوریت آن را مقدم بر اسلامیت آن می‌دانستند.

2- در پی تغییر قانون اساسی بودند.

3- با نظرات ولی فقیه علناً مخالفت می‌کردند و سعی در تضعیف ایشان داشتند.

4- با نظریه عبور از خاتمی مصلحت اندیشانه مخالفت می‌کردند، زیرا به حمایت از وی در آن مقطع اعتقاد داشتند.

5- در پی تغییر ساختار نظام بودند.

6- طرفدار رابطه با آمریکا بودند.

محسن آرمین عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب هدف از اصلاحات را اینگونه بیان می‌کند.

«اصلاح طلبی» یعنی تغییر و تحول در ساختار نظام از طریق راهکارهای قانونی که ابزار آن حفظ آرامش و حرکت تدریجی و آهسته آهسته است.

محسن کدیور نیز هدف از اصلاحات را اینگونه بیان می‌کند:

ما اصلاحات خودمان را که تغییرات در نظام و رهبری است، از طریق نمایندگان عزیز مجلس انجام خواهیم داد این طیف که اکثریت نیروها و تشکلهای دوم خرداد را تشکیل می‌دادند برای نفوذ معتقد به فتح سنگر به سنگر بودند و برای مراکزی که امکان تسخیر آن را نداشتند، تئوری فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا را پی گرفتند.

طیف سوم: مدافعان گفتمان جمهوری

دیدگاههای این طیف که تندروترین بخش جریان دوم خرداد را شکل می‌دادند عبارت بود از:

1- عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی

2- اعتقاد به جدایی دین از سیاست

3- حکومت دینی و اصل ولایت فقیه را قبول نداشته و حکومت مورد نظر آنان جمهوری بدون اسلامیت بود.

4- تغییر قانون اساسی از اعتقادات جدی آنها بود.

5- نظریه پرداز عبور از خاتمی بوده و معتقد به تغییر گرانیگاه، اصلاحات از خاتمی به نیروهای ملی- مذهبی بودند.

این طیف محوریت بسیاری از اقدامات افراطی در جریان دوم خرداد را بر عهده داشته و با طرح تاکتیک مقاومت مدنی به جای تاکتیک آرامش فعال (تاکتیک طیف مشروطه اسلامی) در صدد قبضه فضای سیاسی بودند.

اقدامات انحرافی عناصر طیفهای مختلف جریان دوم خرداد، به ویژه در سالهای پایانی و دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی سبب شد که گام به گام اعتماد عمومی را از دست داده و با ادبار اجتماعی مواجه شوند که انتخاب شورای دوم شهر نماد بارز آن بود. عناصر شاخص جریان دوم خرداد در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز به رغم تمرکز در حول شعار دمکراسی خواهی و حقوق بشر، نتوانستند اقبال اجتماعی کسب کرده و حداقلی از آرا را به نفع نامزد مطلوب خود جذب کنند.

بعد از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز اختلافات و تنشهای درون‌گروهی این جریان اوج گرفت. از یک سو عناصر اصلی طیف افراطی این جریان نظیر علی افشاری، اکبر گنجی به دامن آمریکا پناه بردند و در داخل نیز نقد اصلاحات نیز به گفتگوی روزمره آنها تبدیل شده بود.

اگر چه انتظار این بود که تجربه گذشته باعث تغییر گفتمان در این جریان شود اما اصرار عناصر افراطی و احزاب پدرخوانده سبب تاکید بر همان اصول و مبانی گذشته گردیده منتهی این بار با ادعای دفاع از خط و راه امام (ره) اهداف خود را پی می‌گیرند.

تمدن جهانی اسلامی

5 گام تا تحقق تمدن جهانی اسلام (گام نهايی)

تمدن جهانی اسلامی

اشاره: در شماره هاي پيشين با تبيين مراحل پنج گانه تحقق تمدن جهاني اسلامي به بررسي و تبيين مراحل اول تا چهارم آن يعني «انقلاب اسلامي» و «حكومت اسلامي» و «دولت اسلامي» و «جامعه اسلامی» پرداختيم. همان گونه كه وعده نموده بوديم در اين قسمت از مقاله پنجمین گام و گام نهایی اين مراحل – تشكيل «تمدن جهانی اسلامی»- را مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

ادامه نوشته

جامعه ايماني؛ كشور اسلامي

5 گام تا تحقق تمدن جهانی اسلام (گام چهارم)

جامعه ايماني؛ كشور اسلامي

اشاره: در شماره هاي پيشين با تبيين مراحل پنج گانه تحقق تمدن جهاني اسلامي به بررسي و تبيين مراحل اول، دوم و سوم آن يعني «انقلاب اسلامي» و «حكومت اسلامي» و «دولت اسلامي» پرداختيم. همان گونه كه وعده نموده بوديم در اين قسمت از مقاله چهارمين بخش از اين مراحل – تشكيل «جامعه و كشور اسلامي»- را مورد بررسي قرار مي دهيم.

ادامه نوشته

تحقق طرح تحول و تعالي بسيج دانشجويي گامي مثبت براي صدور انقلاب است

 

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين‌طوسي:

تحقق طرح تحول و تعالي بسيج دانشجويي گامي مثبت براي صدور انقلاب است

اخوان، مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه‌ نصير با اشاره به اينكه بسيج دانشجويي براساس يك هدف مقدس و متعالي توسط امام راحل شكل گرفت، گفت: تحقق طرح تحول و تعالي در بسيج دانشجويي گامي مثبت در جهت پيشبرد انقلاب اسلامي در جامعه، دانشگاه و حتي جهان اسلام است.

محمدجواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به اينكه مقام معظم رهبري تحول در هر مجموعه اي را ضروري و لازم دانسته اند، اظهار داشت: تحول در مجموعه بسيج دانشجويي و ديگر مجموعه ها به معناي تغيير به سوي بهبودي و بهتر شدن وضعيت موجود است، بنابراين اين تحول وقتي با تعالي همراه مي شود كاملاً مفهوم بهبوديابي و رشد متعالي را نمايانگر مي كند.

اين فعال دانشجويي با بيان اينكه يكسري اهداف و آرمان ها براي بسيج دانشجويي از سوي مقام معظم رهبري تعريف شده كه چارچوب كلي براي حركت مجموعه را مشخص مي كند، تصريح كرد: متاسفانه گاهي اوقات اعمال سلايق شخصي در برخي از مقاطع زماني و بخش ها باعث انفعال و ايستايي در حركت آن مجموعه مي شود.

اخوان با اشاره به اينكه ايستايي و انفعال يك سم مهلك و آفت مهم براي بسيج دانشجويي است، بر ضرورت پيشگامي جريان سازي و نقش آفريني از سوي اين تشكل تاكيد كرد و افزود: لازم است هر مجموعه اي هر چند وقت يكبار در روش هاي عملياتي خود بازنگري كند تا سياست ها را با آرمان و اهداف كلي خود انطباق دهد.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با اشاره به راهبردهاي 12گانه تعريف شده نسبت به طرح تحول در مجموعه بسيج دانشجويي اذعان داشت: آسيب شناسي نسبت به مسئله نخبه پروري سياسي، تعميق فعاليت ها، توجه به رشد معرفتي و سياسي و همچنين كادرسازي براي انقلاب اسلامي مي تواند به ظرفيت هاي اصلي و فراموش شده اين تشكل كمك كند.

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: با توجه به گسترده بودن محتواي طرح تحول و تعالي بسيج دانشجويي، اجراي آن به صورت مقطعي و يكباره امكان پذير نيست، بنابراين طرح مرحله بندي اين طرح براساس روال زماني مشخص ضروري به نظر مي رسد./

مجلس هشتم بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي‌تر عمل كند

محمد جواد اخوان:

مجلس هشتم بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي‌تر عمل كند

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي تصريح كرد: مجلس هشتم بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي‌تر عمل كند.

محمد جواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به فرا رسيدن سالگرد صدور فرمان هشت ماده اي رهبر معظم انقلاب در مبارزه با مفاسد اقتصادي اظهار داشت: هرچند كه سالگرد صدور اين فرمان تلنگري به مسئولان خوهد بود اما باز هم نوع عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي و نظارتي كشور در حوزه عمل به اين فرمان مورد سوال است.

وي با بيان اينكه فعاليت شاخص و قابل توجهي در طول سال گذشته در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی از سوي مجلس هفتم شاهد نبوديم، تصريح كرد: البته فعاليت‌هاي جزئي و مقطعي توسط مجلس انجام گرفت اما از مجلس هفتم انتظار داشتيم كه در خصوص برخي قوانين كشور و گلوگاه‌هاي فرار از قانون چاره اي بينديشد.

اين فعال دانشجويي افزود: با وجود آنكه دستگاه‌هاي نظارتي مجلس از جمله ديوان محاسبات و كميسيون اصل 90 گزارش‌هايي در مورد برخي تخلفات به رياست جمهوري ارجاع دادند اما به دليل عدم پيگيري و صرفاً موارد جزئي ما شاهد درمان عاجلانه نسبت به اين موضوع نبوده ايم.

اخوان در خصوص عملكرد سه قوا به خصوص قوه قضائيه در برخورد با مفسدان اقتصادي گفت: قوه قضائيه در مقايسه با ديگر قوا نقش بيشتري در مبارزه با مفاسد اقتصادي دارد اما متاسفانه فقط شاهد معرفی برخي پرونده اقتصادي بوديم و اين در حالي است كه از اين قوه برخورد قاطع تري عليه متخلفان انتظار داشتيم.

وی با اشاره به اينكه مجلس هشتم شوراي اسلامي بايد در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي تر عمل كند، افزود: تعامل مجلس با دولت و به خصوص قوه قضائيه مي‌تواند به عنوان مهم ترين راهكار براي حل مشكل اقتصادي كشور باشد.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه آرمان گرايي شاكله اصلي حركت دانشجويي است به نقش مهم جنبش دانشجويي در مبارزه با مفاسد اقتصادي اشاره و خاطرنشان كرد: جنبش دانشجويي در حوزه عدالتخواهي و مبارزه با فساد پيشرو همه جريانات بوده و در فراگير كردن گفتمان عدالتخواهي در جامعه نقش مهمي ايفا كرده است.

اخوان با تاكيد بر اينكه آرمان خواهي نسبت به موضوع عدالت بايد سر لوحه كار جنبش دانشجويي قرار گيرد، گفت: جنبش دانشجويي بايد نسبت به موانع بازدارنده از حركت، هوشيار باشد و براي روشنگري اقشار جامعه بيشتر تلاش كند

موضع گيري جديد انگليس درباره برنامه هسته اي ايران اهميت ندارد

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي:

موضع گيري جديد انگليس درباره برنامه هسته اي ايران اهميت ندارد

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي با بيان اينكه شايد موضع گيري جديد انگليس عليه فعاليت‌هاي هسته اي ايران به خاطر صدور قطعنامه جديد باشد، خاطرنشان كرد: با توجه به اينكه در حوزه هسته اي ما حق اظهار نظر داريم، بنابراين نبايد مواضع برخي كشورها براي ما اهميت داشته باشد.

محمدجواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، در خصوص موضع گيري جديد انگليس درباره برنامه هسته اي ايران اظهار داشت: در خصوص رفتارهاي دوگانه غرب به ويژه انگليس مي‌توان نگاهي كلي به سابقه رفتاري آنان در مورد حقوق ملت ايران داشت؛ چرا كه قبل از انقلاب رژيم حاكم بر كشور ما يك رژيم وابسته و همسو با منافع غرب بود اما با پيروزي انقلاب اسلامي تمام معادلات غرب به هم ريخت و موضع كشورهاي اروپايي نيز با ايران متفاوت شد.

وي با اشاره به ادعاي مسئولان غرب مبني بر اينكه ايران در فناوري هسته اي بايد اعتماد سازي و گاه شفاف سازي كند، تصريح كرد: ما در مقطعي با تمام كشورهاي اروپايي براي خارج کردن هر بهانه اي اتمام حجت كرديم حتي فعاليت‌هاي هسته اي خود را به صورت داوطلبانه به حالت تعليق در آورديم اما اين كشورها نه تنها به حرف خود عمل نكردند بلكه به دنبال زير پا گذاشتن حق قانوني ما و حتي نابودي مراكز هسته اي شدند.

اين فعال دانشجويي با تاكيد بر اينكه كشورهاي اروپايي به خاطر سياست‌هاي مستقل و عدم وابستگي نظام جمهوري اسلامي به صورت مطلق با فعاليت‌هاي هسته اي ايران مخالف هستند، افزود: اين كشورها براي اينكه وجهه بين المللي خود را حفظ كنند در مقاطعي با شعار قصد داشتند تا ديگر كشورها را با خود همسو كنند تا بتوانند موضعي يكپارچه در شوراي امنيت و نهادهاي بين المللي بر ضد تصميم ايران در فناوري هسته اي بگيرند.

اخوان با بيان اينكه در حال حاضر سوخت هسته اي در دنيا به لحاظ راهبردي و استراتژي بودن به يك موضوع سياسي – امنيتي تبديل شده است، اذعان داشت: از آنجايي كه كشورهايي كه فناوري توليد سوخت هسته اي را دارند بسيار محدود هستند و همچنين سوخت هسته اي غير از كاربردهاي صلح آميز مي‌تواند در قسمت كلاهك‌هاي هسته اي مورد استفاده قرار گيرد، اين انرژي امروزه به يك موضوع سياسي تبديل شده است.

مسئول واحد سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي ادامه داد: بسياري از كارشناسان معتقدند كه بحران آينده جهان بحران انرژي است بنابراين با توجه به اتمام منابع فسيلي، روي آوردن به منابع نو راهي است كه بسياري از كشورها به سمت آن حركت مي‌كنند.

 اخوان يادآور شد: تمام كشورهايي كه ايران را به برنامه نظامي و تسليحات هسته ای متهم مي‌كنند خود دارندگان بزرگترين ضرادخانه هسته اي در جهان هستند.

پيروزي هسته‌اي دستاورد همكاري مجلس هفتم و دولت نهم بود

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصير:

پيروزي هسته‌اي دستاورد همكاري مجلس هفتم و دولت نهم بود

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي گفت: موفقیت نهایی در پیروزی های اخیر مربوط به فناوري هسته اي، دستاورد همكاري مجلس هفتم و دولت نهم بود.

محمد جواد اخوان در گفت‌وگو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به اينکه سياست نظام اسلامي ايران همواره بر پايه خودكفايي و استقلال استوار بوده است، گفت: با توجه به پايان پذيري سوخت های فسیلی، باید به فكر استفاده از جایگزین مناسب باشيم تا بتوانیم استقلال خود را حفظ کنیم؛ به همین خاطر از ابتداي انقلاب تاكنون به دنبال استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي بوده‌ايم.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي افزود: آغاز جنگ تحميلي و تحريم‌ها علیه ایران، سرعت حركت در اين عرصه را در ابتداي انقلاب كاهش داد، اما پس از آن دوباره اين روند به جريان افتاد و مسئولان درصدد دسترسی به فناوری صلح آمیز هسته ای بودند.

وي تصريح كرد: هنگامي كه كشور به نقطه مطلوبي در سير هسته‌اي خود رسيد، شاهد هجوم رسانه‌اي- تبليغاتي غرب و برخي افراد داخلي كه با اهداف غرب تطابق داشتند، بوديم؛ به طوری که در این میان متاسفانه به دليل همسويي بخش‌هايي از حاكميت از جمله برخي نمايندگان مجلس ششم، پروتكل الحاقي و تعليق را پذيرفتيم.

اخوان با اشاره به اينكه در تمام دوران فرآیند این پیروزی، مطالبه مردم، استفاده و بهره مندي از انرژي صلح آميز هسته‌اي بود، ادامه داد: با روی كار آمدن مجلس هفتم كه مدافع گفتمان اصولگرایی است و همچنين سياست‌هاي خارجي دولت نهم، گام‌هاي موثري در جهت رفع تعليق و پيشبرد اهداف هسته‌اي برداشته شد.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي در پايان گفت: در حقيقت روز ملي فناوري هسته‌اي، روز خودباوري مردم ايران است كه توانستند با ايمان به خدا و شجاعت در برابر دشمنان، به حق خود دست يابند