احراز، عدم احراز، بگم، نگم، میایم، نمیایم، حکایت یک پاس و آبشار ...
احراز، عدم احراز، بگم، نگم، میایم، نمیایم، حکایت یک پاس و آبشار ...
بالاخره با اعلام نتایج احراز صلاحیتها روشن شد که به قول یکی از دوستان دیگر فرصتی به تیم «بگم،بگم» و «میام،نمیام» داده نخواهد شد. به نظر می رسد تیم تکنوکرات فعلاً مشغول نظاره کردن صحنه است و سعی می کند خود را بی تفاوت نشان دهد. اما انحرافیون مشغول تقلّا کردن برای فشار به اساس حاکمیت برای امتیاز گیری هستند. حال که روشن شده است که قرار نیست به خاطر باج خواهی برخی بدعت گذارده شود چرا انحرافیون در حال استمرار فشار بر نظام هستند. به نظر می رسد طراحی ای خطرناک مبتنی بر ایجاد نارضایتی باشد که قاعدتا زمینه سازی با انحرافیون است و آوردن پیاده نظام یا فتنه گران. البته الحمدلله احتمال چننی فضایی زیاد نیست. اما متصور است که فتنه گران پیچیده تر از انحرافیون بازی کنند و آنان را قربانی طراحی خود کنند. ممکن است هم حکایت پاس و آبشار والیبال خودمان باشد ...

همانگونه که روشن است آن روزها آقای احمدی نژاد کسانی که نتایج رد صلاحیتهای شورای نگهبان را نمی پذیرند، را «مستبد» و «خودرأی» و «به دنبال تخلف» معرفی می کند. وی همچنین استفاده از انکانات دولتی برای تبلیغ نامزدها را یک مشکل مهم توصیف می کند.
با توجه به اعلام نتایج اولیه آزمون کارشناسی ارشد و در پیش بودن انتخاب رشته توسط داوطلبان و لزوم داشتن اطلاعات از احتمالات قبولی، آخرین رتبه های قبولی در برخی رشته شهرهای سالهای ۹۱ و ۹۰ در مجموعه علوم سیاسی و روابط بین الملل را منتشر می نمایم. امید است مورد استفاده داوطلبان قرار گرفته و حقیر را از دعای خیر فراموش نفرمایند.
این روزها مسئلهی آیندهی سیاسی جریان موسوم به اصلاحات تا آن حد برای نخبگان این جریان نگرانکننده است که به خرج کردن سرمایهی اصلی، یعنی شاخصترین چهرهی جریانشان، چشم دوختهاند. مسئلهی آمدن خاتمی در عرصهی انتخابات، که البته به تأیید یا عدم تأیید از سوی هیئتهای نظارت و شورای نگهبان پیوند خورده است، یکی از جلوههای این رویکرد است. حال با توجه به سابقهی وی و نقش او در فتنهی 88، ابهامات جدی در خصوص احتمال تأیید صلاحیت وی پدید آمده است و همین مسئله، تکاپوی جدی بخشی از جریان فتنهـاصلاحات را به دنبال داشته است. از این منظر، یکی از گزارههایی که مرتباً از سوی برخی افراد منتسب به این جریان این روزها بیشتر شنیده میشود آن است که اگر سید محمد خاتمی دل را به دریا بزند و وارد گردونهی ثبتنام نامزدها شود و آن گاه از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت گردد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گزارهی اصلی مورد ادعای این طیف آن است که نباید از بابت نوع مواجههی نظام با خاتمی نگران بود؛ چرا که در صورت ثبتنام وی، نظام توان تحمل هزینههای رد صلاحیت وی را ندارد. ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند که احتمال ورود خاتمی به عرصهی انتخابات، بسیار ضعیف است و پرداختن به این موضوع، نه از جهت اعتقاد به اهمیت اصل این موضوع، که از جهت نشان دادن بیپایه بودن سناریوی تبلیغاتی است که اصلاحطلبان حول چنین مسئلهای طراحی و اجرا نمودهاند.
باید در انتخابات، افرادی حضور یابند كه دارای صلاحیتها و حدّ و اندازههای لازم برای مسئولیت ریاستجمهوری باشند. هر كسى كه در خود صلاحيتى احساس ميكند و كار اجرائى بلد است، مىآيد و خود را در معرض انتخاب مردم ميگذارد. ادارهى مملكت و كار اجرائى، كار كوچكى نيست. كارهاى بزرگ و بارهاى سنگينى بر دوش مجريان سطوح بالاست. ممكن است كسانى كه در سطوح ديگرى كار ميكنند، ابعاد اين سنگينى را هم بعضاً تشخيص ندهند كه چقدر اين بار سنگين است. آن كسانى كه وارد ميدان ميشوند، بايد كسانى باشند كه در خود توانائىِ كشيدن اين بار را بيابند؛ اما در محاسبه، آن كسانى كه داوطلب ميشوند، اشتباه نكنند؛ بدانند مديريت اجرائى كشور يعنى چه. نه در ارزيابىِ نيازى كه كشور به يك قدرت اجرائى دارد، اشتباه كنند، نه در ارزيابى توانِ خودشان اشتباه كنند. اگر چنانچه ارزيابى درستى انجام دادند، بيايند توى ميدان؛ ملت هم نگاه ميكند، انتخاب ميكند. ...
يكى از دانشجويان در سؤال كتبى خود از من پرسيد كه شما بعد از رياست جمهورى قصد داريد چه شغلى انتخاب كنيد؟ - چون همه نوع حدسى زده مىشد - من گفتم براى خودم شغلى در نظر نگرفتهام و نمىدانم چه پيش مىآيد؛ اما همينقدر بگويم كه اگر امام مرا مأمور عقيدتى، سياسى گُردان انتظامى زابل كنند و بگويند به آنجا برو، من دست زن و بچهام را مىگيرم و به زابل مىروم و در آنجا مسؤول عقيدتى، سياسى آن گردان مىشوم. يعنى من هيچ خواسته مشخصى در اين زمينه براى خودم قائل نيستم. 
رویکرد و گفتمان ضداستکباری جمهوری اسلامی ایران، تصویری واضح و روشن از نظرگاه نظام اسلامی در حوزه سیاست بینالملل و روابط خارجی ترسیم کرده است و در این میان این رویکرد، وجههای منحصربهفرد برای ج.ا.ا به عنوان محور مقابله با نظام سلطه بازتولید نموده است. در این میان تمایل شدید برخی جریانات سیاسی داخلی جهت ایجاد تماس و مذاکره با آمریکا در کنار پالسهای مثبتی که سیاستمداران ایالات متحده در این خصوص ارسال میکنند نشانگر اهمیت راهبردی ورود نظام اسلامی به پای میز مذاکره برای نظام سلطه است. سؤال مهمی که در این جا بایستی بدان پرداخته شود، آن است که با وجود پیشنهاد صریح نظام سلطه برای مذاکره مستقیم و نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم چه قرابتهایی میان این دو مؤلفهی سیاسی وجود دارد. به عبارت دیگر پیشنهاد مذاکره چه تأثیری بر تحولات انتخابات آتی خواهد داشت؟ در این میان بررسی تحلیلی و تقاطع گیری راهبرد اخیر ایالات متحدهی آمریکا و تحولات آتی سیاسی اجتماعی منجر به انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم ایران و نیز راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این مسئله، مورد توجه خواهد بود که در این نوشتار به آن پرداخته خواهدشد.


مطالعهی رویکرد سیاستمداران کاخ سفید در حوزه مواجهه با ایران، خصوصاً در مقطع اخیر، حاکی از سناریوی راهبرد ایالات متحدهی آمریکا در کشاندن مسئولان جمهوری اسلامی ایران به پای میز مذاکرهی مستقیم با آمریکا است. برای واکاوی چرایی اتخاذ این راهبرد کافی است به اظهارات چند سال پیش کِنِت تیمرمن کارشناس کارکشته سازمان سیا و پژوهشگر مسائل جمهوری اسلامی ایران و خاورمیانه مراجعه کنیم که زمانی گفته بود: «برقراری روابط به معنای ختم انقلاب ایران است. زمانی که ستون مبارزه با آمریکا فرو بریزد کل انقلاب فرو خواهد ریخت.» در این امر به نظر میرسد در داخل نیز، بخشی از جریانات سیاسی در حال همافزایی بر روی سناریوی راهبردی دشمن هستند و میتوان آنها را بازیگران داخلی سناریوی به تسلیمکشاندن ملت و نظام ایران دانست. در این نوشتار کوشیده خواهد شد هر یک از اضلاع داخلی این سناریو شناخته شوند.
فتنهی 88 را میتوان یکی از پیچیدهترین چالشهایی دانست که نظام جمهوری اسلامی ایران، در طول سهدهه حیات سیاسی خود با آن روبهرو شده است. این فتنه که با هدف تغییر رفتار و ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران برپا گردید، با تولید گسلهای فرهنگی و کینهتراشیهای اجتماعی و تشدید شکافهای موجود، به دنبال مشروعیتزدایی و بیثباتسازی نظام بود تا نهایتاً آرزوی سیساله نظام سلطه، محقق شود. در این میان، عناصر فریبخورده داخلی که از آنها با عنوان؛ «اصحاب فتنه» یاد میشود، با فضاسازی و دنبالهروی از مدلهای شبیهسازی شده براندازی نرم، عملاً کوشیدند شرایط را برای تحقق خواستههای غرب فراهم کنند و اگر بصیرتافزایی و راهنماییهای رهبری نظام – این حبلالمتین نظام اسلامی- و پیروی آحاد امت از امام جامعه نبود، میرفت تا این سناریوی پیچیده، چالشی جدی را در درون نظام اسلامی بهوجود بیاورد.
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»