آرمان و واقعیت؛ تکلیف و نتیجه

 نسبت آرمانها با واقعيتهائى كه وجود دارد، چيست؟ 

ما آرمانگرائى را صددرصد تأييد ميكنيم، ديدن واقعيتها را هم صددرصد تأييد ميكنيم. آرمانگرائى بدون ملاحظه‌ى واقعيتها، به خيالپردازى و توهّم خواهد انجاميد. وقتى شما دنبال يك مقصودى، يك آرمانى حركت ميكنيد، واقعيتهاى اطراف خودتان را بايد بسنجيد و بر طبق آن واقعيتها برنامهريزى كنيد. بدون ديدن واقعيتهاى جامعه، تصور آرمانها خيلى تصور درست و صحيحى نخواهد بود، چه برسد به دستيابى به آرمانها.

اگر بخواهيم مثال بزنيم، بايد بگوئيم آرمانها مثل قلهاند. كسانى كه اهل گردش در كوهستان و رفتن به سمت قلهها هستند، قله را درست تصور ميكنند. رسيدن به قله، يك آرمان است؛ آرمانها را به اين تشبيه كنيد. انسان دوست ميدارد به آن قله برسد. وقتى شما اين پائين هستيد، دوست ميداريد برويد و برسيد به آن نقطهى اوج و ستيغ اين بلندى و ارتفاع؛ منتها واقعيتى وجود دارد؛ اگر بىتوجه به اين واقعيت بخواهيد اين كار را بكنيد، نيروى خودتان را هدر ميدهيد؛ آن واقعيت اين است كه راه رسيدن به اين قله، اين نيست كه شما جلوى چشمت مشاهده ميكنى كه حالا اينجا قله است، اين هم دامنه است، بگير و برو بالا؛ اينجورى نيست، راه دارد. اگر چنانچه شما بىاحتياطى كرديد، همينى كه جلوى چشم شما است، دامنه را گرفتيد رفتيد بالا، قطعاً به نقاطى خواهيد رسيد كه نه راه پيش رفتن داريد، نه راه عقب آمدن. اينهائى كه اهل رفتن به كوه و گردش در كوهستان هستند، چنين چيزى برايشان پيش مىآيد؛ براى بنده هم پيش آمده. وقتى انسان بدون آشنائى با راه حركت ميكند، به نقطههائى ميرسد كه راه جلو رفتن و عقب ماندن ندارد؛ با زحمت زياد انسان بايد خودش را از مشكل خلاص كند. واقعيت عبارت است از همين راه؛ راه را بايد پيدا كرد.

البته بايد واقعيتها را به معناى واقعى كلمه ديد، نه آنچه كه به عنوان واقعيت القاء ميشود. شما جوانها خيلى خوب ميدانيد؛ در جنگهاى روانى كه امروز در دنيا معمول است، يكى از كارها القاى واقعيتهاى غير واقعى است؛ چيزهائى را به عنوان واقعيت القاء ميكنند كه واقعيت ندارد؛ شايعه درست ميكنند، حرف ميزنند، كه واقعيت نيست؛ اگر چنانچه كسى چشم باز و بينا نداشته باشد، دچار اشتباه ميشود. اينكه ما ميگوئيم بصيرت، به خاطر اين است. يكى از كاركردهاى بصيرت همين است كه انسان واقعيتها را آنچنان كه هست، ببيند. در تبليغات گاهى يك واقعيتى را از آنچه كه هست، چندين برابر بزرگتر نشان ميدهند؛ در حالى كه بعضى از واقعيتهاى ديگر را اصلاً نشان نميدهند. بنابراين واقعيت را بايد ديد. آرمانها با نگاه به واقعيتها است كه قابل تحقق خواهند بود. اما واقعيت را ببينيم، نه آنچه كه  با شگردهاى دشمنانه، بهعنوان واقعيت به ما القاء ميشود.

به نظر من فعال دانشجوئىِ آرمانخواه كه واقعيتها را هم ميشناسد، هرگز نبايد در هيچ شرائطى احساس انفعال و بنبست كند. يعنى نبايد از آرمانخواهى دست برداشت؛ نه در هنگام پيروزىهاى شيرين، نه در هنگام هزيمتهاى تلخ. ما در عرصهى دفاع مقدس پيروزىهاى بزرگى داشتيم، هزيمتهاى تلخى هم داشتيم. امام (رضوان الله عليه) سفارش ميكردند و ميگفتند: نگوئيد شكست، بگوئيد عدمالفتح. يك جا پيروزى نصيب انسان ميشود، يك جا هم پيروزى نصيب انسان نميشود؛ چه اهميتى دارد؟ بعضىها هستند كه اگر چنانچه جريان كار بر وفق مرادشان پيش آمد و به نقطهى مورد نظر خودشان رسيدند، از دنبال كردن آرمانها دست ميكشند؛ اين خطا است. «فاذا فرغت فانصب»؛(۱) قرآن به ما ميگويد: وقتى اين كار را تمام كردى، اين تلاش را تمام كردى، تازه خودت را آماده كن، بايست براى ادامهى كار. بعضى آنجورند - اين اشتباه است - بعضى هم بعكس؛ اگر آنچه كه پيش مىآيد، بر طبق خواست آنها نبود، بر وفق مراد آنها نبود، دچار يأس و انفعال و شكست ميشوند؛ اين هم غلط است؛ هر دو غلط است. اصلاً بنبستى وجود ندارد در آرمانخواهىِ صحيح و واقعبينانه. وقتى انسان واقعيتها را ملاحظه كند، هيچ چيز به نظرش غير قابل پيشبينى نمىآيد.

 توقع من از عزيزان دانشجو اين است كه همواره دنبال آرمانها باشند؛ چه در آن مواردى كه حادثهاى كه پيش مىآيد، طبق دلخواه شما است، چه در آنجائى كه حادثهاى كه پيش مىآيد، طبق دلخواه شما نيست؛ آرمانگرائى را با نگاه به واقعيتها از دست ندهيد و دنبال كنيد. در اصلِ انقلاب همين جور بود، در جنگ همين جور بود؛ در حوادث گوناگونى هم كه در اين سالها پيش آمده، هميشه همين جور بوده است. بعضىها در قبال حوادث گوناگون، موضعگيرىها و موقعيتهاى روحى و معنوى و فكرىشان، متناسب با آنچه كه لازمهى آرمانخواهى است، نيست.

يك سؤال ديگر اين است - كه اينجا هم باز بعضى از دوستان گفتند - كه رابطهى «تكليفمدارى» با «دنبال نتيجه بودن» چيست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكليف هستيم. آيا اين معنايش اين است كه امام دنبال نتيجه نبود؟ چطور ميشود چنين چيزى را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنين كهولت، اين همه سختىها را دنبال كرد، براى اينكه نظام اسلامى را بر سر كار بياورد و موفق هم شد، ميشود گفت كه ايشان دنبال نتيجه نبود؟ حتماً تكليفگرائى معنايش اين است كه انسان در راه رسيدن به نتيجهى مطلوب، بر طبق تكليف عمل كند؛ برخلاف تكليف عمل نكند، ضدتكليف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشى كه پيغمبران كردند، اولياى دين كردند، همه براى رسيدن به نتائج معينى بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر ميشود گفت كه ما دنبال نتيجه نيستيم؟ يعنى نتيجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن كسى كه براى رسيدن به نتيجه، برطبق تكليف عمل ميكند، اگر يك وقتى هم به نتيجهى مطلوب خود نرسيد، احساس پشيمانى نميكند؛ خاطرش جمع است كه تكليفش را انجام داده. اگر انسان براى رسيدن به نتيجه، بر طبق تكليف عمل نكرد، وقتى نرسيد، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آن كه نه، تكليف خودش را انجام داده، مسئوليت خودش را انجام داده، كار شايسته و بايسته را انجام داده است و همان طور كه قبلاً گفتيم، واقعيتها را ملاحظه كرده و ديده است و بر طبق اين واقعيتها برنامهريزى و كار كرده، آخرش هم به نتيجه نرسيد، خب احساس خسارت نميكند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراين، اين كه تصور كنيم تكليفگرائى معنايش اين است كه ما اصلاً به نتيجه نظر نداشته باشيم، نگاه درستى نيست.

در دفاع مقدس و در همهى جنگهائى كه در صدر اسلام، زمان پيغمبر يا بعضى از ائمه (عليهمالسّلام) بوده است، كسانى كه وارد ميدان جهاد ميشدند، براى تكليف هم حركت ميكردند. جهاد فىسبيلالله يك تكليف بود. در دفاع مقدس هم همين جور بود؛ ورود در اين ميدان، با احساس تكليف بود؛ آن كسانى كه وارد ميشدند، اغلب احساس تكليف ميكردند. اما آيا اين احساس تكليف، معنايش اين بود كه به نتيجه نينديشند؟ راه رسيدن به نتيجه را محاسبه نكنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامهريزى و تاكتيك و اتاق فرمان و لشكر و تشكيلات نظامى نداشته باشند؟ اينجور نيست. بنابراين تكليفگرائى هيچ منافاتى ندارد با دنبال نتيجه بودن، و انسان نگاه كند ببيند اين نتيجه چگونه به دست مىآيد، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسيدن به آن نتيجه، بر طبق راههاى مشروع و ميسّر، برنامهريزى كند.

۶/۵/۱۳۹۲- تهران- حسینیه امام خمینی (ره) - سخنان امام خامنه ای (مدظله) در جمع دانشجویان

ادامه نوشته

مناظره

مناظره

چند روز پیش مناظره ای در خصوص فضای سیاسی کشور و بررسی تحولات انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با حضور بنده و دوست عزیزم آقای علیرضا زاهدی در شبکه اجتماعی افسران برگزار شد که مشاهده فیلم آن را به همه دوستان توصیه می نمایم.

فیلم این مناظره را اینجا می توانید مشاهده و دریافت کنید.

در ضمن از نظرات دوستان در خصوص این مناظره استقبال در نظرات همین مطلب می شود.

علی مطهری: نباید یک روحانی رئیس جمهور شود.

علی مطهری: نباید یک روحانی رئیس جمهور شود.

علی مطهری فرزند سوم و پسر دوم شهید مطهری است و اكنون علاوه بر نمایندگی مجلس به عنوان استادیار در گروه فلسفه و الهیات دانشگاه تهران تدریس می‌كند. وی دارای دكترای فلسفه از دانشگاه تهران است و در حال حاضر نیز در شورای نظارت بر آثار استاد شهید مطهری و مسوول موسسه‌ی صدراست. او در انتخابات ریاست چجمهوری یازدهم از حامیان آقای حسن روحانی بو و در حال حاضر به عنوان یکی از جدی  گزینه های پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه یازدهم است.

با این حال او در سه شنبه، 25 اسفند 1383 در مواضعی کاملا متفاوت ادعا می کند که روحانیون مناسب برای ریاست جمهوری نیستند. مطالعه دیدگاه آن روز وی جهت شناخت بیشتر وی و نیز یادآوری به وی مناسب است.

وی در مصاحبه با خبرگزاری دانشجویان ایران می گوید: "به نظر من روحانیت نباید پست‌های اجرایی دولتی را اشغال كند و این توصیه‌ی خود استاد مطهری نیز بود. اشتغال روحانیون در پست‌های اجرایی دولتی موجب می‌شود كه آنها از وظایف اصلی خود دور شوند. به نظر من آنها باید در مواقعی این پست‌ها را اشغال كنند كه اضطرار به وجود آید و در حال حاضر چنین اضطراری وجود ندارد. روحانیت باید در كنار مردم باشد. اصولا در اذهان این تفكر رایج است كه دولت و مردم در مقابل مردم هستند. حضور روحانیون در پست‌های دولتی باعث می‌شود كه روحانیون در مقابل مردم قرار بگیرند."

پاسخ به پرسشهایی در خصوص درس‌هایی از 24 خرداد

یکی از خوانندگان محترم وبلاگ در چند نظر پرسشهای نسبتاً مبسوطی در خصوص مطلب سابق بنده با عنوان "درس‌هایی از 24 خرداد؛ چرا اصول‌گرایان بازی برده را واگذار کردند؟" فرستاده اند که مناسب دیدم در مطلبی جداگانه پاسخ دهم.

ادامه نوشته

درس‌هایی از 24 خرداد؛ چرا اصول‌گرایان بازی برده را واگذار کردند؟

درس‌هایی از 24 خرداد؛ چرا اصول‌گرایان بازی برده را واگذار کردند؟

نتایج بهت آور انتخابات یازدهم ریاست جمهوری فراتر از نتایج و پیامدهای آن، حامل درس‌هایی است که باید بیشتر به انان فکر کرد. هرچند در این مواقع مقصریابی و انداختن تقصیر به یکدیگر دردی را دوا نمی‌کند، اما می‌تواند در فهم آنچه به وقوع پیوسته و درس‌ها و عبرت‌هایی که از آن می‌توان گرفت یاری می‌نماید. در ادامه کوشیده خواهدشد برخی دلایل آنچه اتفاق افتاده است مورد اشاره قرار گیرد:

ادامه نوشته

راهی برای انتخاب اصلح

راهی برای انتخاب اصلح

www.nasle-3.ir

دنيا و آخرت‌، رفاه‌ و آرمان‌، با هم‌ و در كنار هم‌ قابل‌ پيشرفت‌ است‌.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (مدظله العالی)

دشمن‌ و بيگانگان‌، اين‌گونه‌ وانمود مي‌كنند كه‌ اگر يك‌ مجموعه‌، براي‌ ايجاد رفاه‌ و حل‌ مشكلات‌ مردم‌ كار مي‌كند، لزوما به‌ معناي‌ دور افتادن‌ از معنويات‌ و آرمانهاست‌! اين‌، غلط است‌. اين‌، تصور افراد ساده‌ لوح‌ و تغليط و تسويل‌ افراد مغرض‌ است‌. اسلام‌، براي‌ دنيا و آخرت‌ مردم‌، برنامه‌ و هدف‌ دارد. مسؤولان‌ اداره‌ي‌ كشور موظفند همان‌قدر به‌ امور مادي‌ مردم‌ برسند كه‌ به‌ امور معنوي‌ مي‌رسند.
بيگانگان‌، اين‌گونه‌ تبليغ‌ مي‌كنند كه‌ اگر مجموعه‌يي‌ مي‌خواهد مشكلات‌ مردم‌ را حل‌ كند و توليد را زياد و معادن‌ و صنايع‌ را فعال‌ نمايد و كشاورزي‌ را پربار كند و كارخانه‌ها را با همه‌ي‌ ظرفيت‌ به‌ كار وابدارد، پس‌ لابد اين‌ كار، به‌ معناي‌ فراموش‌ كردن‌ و يا ضعيف‌ و كم‌رنگ‌ نمودن‌ آرمانها و معنويات‌ و اهداف‌ انقلاب‌ است‌. اين‌ فكر، فكر دشمن‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد در ذهن‌ مردم‌ ما آن‌ را القا كند و خيلي‌ مايه‌ي‌ تأسف‌ است‌ كه‌ انسان‌ مشاهده‌ كند بعضي‌ از افرادي‌ كه‌ دوستند، غافلانه‌ و ساده‌لوحانه‌، همان‌ حرف‌ دشمن‌ را تكرار مي‌كنند!
دنيا و آخرت‌، رفاه‌ و آرمان‌، با هم‌ و در كنار هم‌ قابل‌ پيشرفت‌ است‌. تصور اين‌كه‌ جامعه‌ي‌ آرمانگرا به‌ حل‌ مشكلات‌ مادي‌ و رفاهي‌ نخواهد رسيد، به‌ معناي‌ اين‌ است‌ كه‌ بگوييم‌ اديان‌ و مقدسات‌ و معنويات‌ و آرمانها، به‌ فكر دنيا و زندگي‌ مردم‌ نيستند! اين‌، خلاف‌ صريح‌ اسلام‌ و همه‌ي‌ اديان‌ است‌. مطمئنا حركت‌ به‌ سمت‌ گشودن‌ گرههاي‌ مردم‌ و باز كردن‌ راه‌ به‌ سمت‌ يك‌ زندگي‌ مرفه‌ و سالم‌ و خوب‌، كه‌ مردم‌ از فراواني‌ و ارزاني‌ و ديگر امكانات‌ استفاده‌ كنند، يك‌ وظيفه‌ي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ بر دوش‌ همه‌ ـ بخصوص‌ بر دوش‌ شما كه‌ مسؤولان‌ و مديران‌ كشور هستيد ـ است‌. اين‌ كار، عملي‌ است‌ و قطعا جزو آرمانهاي‌ اسلامي‌ و امام‌ عزيزمان‌ مي‌باشد.

مبنای انتخاب چیست؟

فرمولی برای اصلح گزینی در انتخاب یازدهم –قسمت اول

مبنای انتخاب چیست؟

سؤالی که امروز به وفور در محافل گوناگون مطرح است و شاید پاسخ به آن بتواند گره های ذهنی و حیرت جمعی مردم در انتخاب را برطرف کند، ان است که مبنای انتخاب چیست؟ یعنی بر چه مبنا و طریقی انتخاب انجام می‌پذیرد. به نظر می‌رسد اگر پایه انتخاب بر اصل عقلانیت قرار نگیرد، هیچ اطمینانی از صحت آن وجود نخواهد داشت. البته شاید توجیه این مطلب خود تبیین مفصل‌تری بطلبد، اما آنچه مقصود نظر رسیدن به یک مبنای واحد آن "عقلانیت" در انتخاب است. بنا بر این که اصل عقلانیت مورد قبول واقع شد، کشف اصول و کیفیت طریقیت آن نیز، نیاز است که باید بدان پرداخته شود؟

ادامه نوشته

اقتصاد اولویت اول کشور

اقتصاد، اولویت اول کشور

عصبانيت دشمن را بايد با اقتدار ملى علاج و جبران كرد. اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نياز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئله‌ى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبه‌راه كند، دشمن در مقابله‌ى با ملت ايران بى‌دفاع خواهد ماند.

(بیانات امام خامنه ای در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۹۲)

حسن روحانی و پایان جنگ!

حسن روحانی و پایان جنگ!

در اواسط جنگ تحمیلی حزب بعث عراق علیه ایران، چند تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز تحت عنوان «مجمع عقلا» بحث هاي جديدي را در سال 1364 در مورد برقراري صلح انجام مي دادند و ظاهراً آقاي حسن روحاني نيز در اين رابطه فعاليت هايي داشته كه به دستور امام خميني جلسات مذكور تعطيل مي شود .

ادامه نوشته

چگونه به گزینه‌ی اصلح برسیم؟

چگونه به گزینه‌ی اصلح برسیم؟

بر مبنای الگوی امام-امت و ملاک‌های مد نظر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)

با توجه به اهمیت این مقطع از تاریخ انقلاب اسلامی و لزوم روی کار آمدن دولتی مناسب برای گذر موفق از این پیچ، مقام معظم رهبری ملاک‌ها و شاخص‌های کاندیدای اصلح را برای این مقطع بیان فرموده‌اند که بر همه لازم است که برای انتخاب نامزد مورد نظر خود به این ملاک‌ها دقت نمایند. یکی از مهم‌ترین نکاتی که مقام معظم رهبری به آن اشاره کرده‌اند و باید به طور ویژه آن را مد نظر قرار داد بحث «داشتن حجت شرعی» در انتخاب کاندیدای اصلح است. دقت در ملاک‌ها و شاخص‌های کاندیدای اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبری و توجه به دو روش فوق در رسیدن به حجت شرعی، می‌تواند حجت را در انتخاب کاندیدای اصلح بر هر کس تمام کرده و او را به کاندیدای اصلح رهنمون شود. در چارچوب آنچه گفته شد می توان به مدل اسلامی گزینه یابی اصلح بر مبنای چارچوب هندسه امام-امت دست یافت. در این مدل سبیل امام به عنوان هادی و راهبر جامعه، مسیر رستگاری و پیشرفت جامعه است و جامعه اعم از نخبگان و آحاد امت باید در پی کشف منویات و دیدگاه های او باشند. با چننی مدلی است که رئیس جمهوری در تراز انقلاب اسلامی و متناسب با اهداف مقطعی و کلان نظام و انقلاب برگزیده می شود.

ادامه نوشته

استکبارستیز حقیقی کیست؟

بزرگترين مبارزه با امريكا، خدمت به اين مردم است. هركه مى خواهد با امريكا مبارزه اساسى كند، بايد به اين مردم خدمت كند.

(بيانات رهبر انقلاب در چهاردهمين سالگرد رحلت  امام خمينى(ره)  ۱۴/۳/۸۲   (

وقتی امام (ره) دستور عزل حسن روحانی صادر کرد!

بازخوانی برخورد امام با یکی از نامزدهای انتخابات یازدهم

وقتی امام (ره) دستور عزل حسن روحانی صادر کرد!

پیش از بازنگری قانون اساسی بر اساس اصل ۱۷۵ مدیریت صداوسیما زیر نظر یک شورای سرپرستی بود که نمایندگان قوای سه گانه عضو آن بودند. در دوره اول مجلس «حسن روحانی» به نمایندگی از مجلس عضو و رئیس شورای سرپرستی صداوسیما بود. شورای سرپرستی صداوسیما و در رأس آن حسن روحانی، اختلافات عدیده ای با ریاست وقت سازمان پیدا کرد، تا این که در یک کودتای نرم اقدام به برکناری وی نمودند.این تصمیم کودتاگونه حسن روحانی و یارانش، بنا بر تصریح هاشمی، موجبات ناراحتی امام (ره) فراهم آورد.ناراحتی امام منجر به دستور ایشان مبنی بر عزل اعضای شورای سرپرستی می‌شود.

 

ادامه نوشته

احساس تکلیف رفتن

خداوندا!

شهامت پذیرش این حقیقت را به ما عطا فرما که :

همانگونه که برای آمدن می توان احساس تکلیف کرد،

برای کنار رفتن نیز چنین احساسی ممکن است.