فریب از نوع آمریکایی!!!
فریب از نوع آمریکایی!!!
مدتی است افکار عمومی جهان بویژه ایران وآمریکا تحت تاثیر قدرت رسانه ای در یک حالت تناقض ناشی از رفتارهای دوگانه مقامات کاخ سفید در قبال ایران قرار گرفته است؛ اتخاذ سیاست های چند وجهی (تهدید و مذاکره) همراه با جنگ روانی از سوی کارگردانان دیپلماسی کاخ سفید، باعث ایجاد این وضعیت مبهم شده است.
در حالیکه باراک اوباما مساله مذاکره با ایران را به عنوان یکی از شعارهای تبلیغاتی خود همواره مطرح می کرد و دم از سیاسیت تغییر می زد و خواهان برقراری رابطه بدون قید وشرط با ایران بود؛ اما از همان آغاز ریاست جمهوری وی، مساله مذاکره با ایران در کنار تهدید، تحریم و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی مطرح بوده است؛ تا جائیکه طی یک ماهه ی اخیر هم شاهد دخالت های آشکار آمریکائیها در اوضاع ایران و حمایت از ناآرامی های ایران بودیم وهم طی هفته های اخیر اخباری مبنی بر فراهم شدن زمینه های مذاکره ایران با آمریکا در رسانه ها منتشر شد.
در این میان مقام معظم رهبری طی بیاناتی در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان در 12 آبان به صراحت مساله مذاکره با آمریکا را رد کرده و آن را در همان قالب رابطه گرگ ومیش تشبیه کردند. ایشان در این باره فرمودند: «صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجهى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطهى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطهى گرگ و ميش را ما نميخواهيم.»
بررسی ژیشینه این موضوع نشان می دهد مقامات آمريكايي از اول انقلاب به بهانه هاي مختلف موضوع مذاكره با جمهوري اسلامي را در دستور كار قرار داده اند؛ اما همواره مذاكره را در سايه تهديد و از موضع قدرت تعقيب كرده اند.
در دوره موسوم به اصلاحات با وجود اينكه سياست هاي تنش زدايي با غرب دنبال می شد وامتيازهاي زيادي بويژه در مساله هسته اي به غرب داده شد وبا وجود اینکه آمريكاييها با تمام وجود از سياست هاي خاتمي استقبال مي كردند و او را به پيگيري اهداف سياسي جريان دوم خرداد تشويق مي نمودند؛اما نقطه اوج تغییر رفتارآنها، تغيير ادبيات در قبال ايران آن هم تنها عذرخواهي آلبرايت از كودتاي 28 مرداد بود. این تغییر ادبیات محدود هم با روی کارآمدن جمهوریخواهان وتیم جنگ طلب بوش به پایان رسید تا جائیکه، بوش طی سخنرانی بعد از حادثه مشکوک 11 سپتامبر، ايران را به محور شرارت معرفي كرد و تحريم هاي گذشته بارديگر عليه ايران تمديد شد.
علاوه بر آن، لشکر کشی آمریکا به نزدیکی مرزهای ایران سبب ناامن شدن منطقه شد و ایران هم همواره در معرض تهدید به حمله تمام عيار قرار گرفت.
اما اوج تغيير لحن ديپلماتيك آمریکا در قبال ایران، دردوره احمدي نژاد بود. در این دوره به سبب مشکلات گسترده آمریکا در عراق و از آن طرف قدرتمند شدن جمهوری اسلامی در منطقه و نفوذ معنوی آن در عراق، آمریکائیها تنها راه برون رفت از مشکلات عراق را درخواست کمک از ایران تشخیص دادند. درخواست های مکرر آمریکا از ایران و توجه ایران به حل مشکلات مسلمانان عراق باعث شد تا ايران و آمريكا سه بار بر سر مسئله عراق در بغداد با هم ديدار و مذاكره كنند.
در مرحله دیگر پیشرفت برنامه ی هسته ای ایران و موفقیت در عرصه دیپلماسی با وجود کارشکنی های گسترده آمریکا باعث شد تا غرب تنها راه حل مساله ایران را مذاکره و گفتگو بداند. مقامات غربی چندین بار براین مساله تاکید کرده و اعمال تحریم علیه ایران را در این راه بی نتیجه دانسته اند. بر همین اساس نماینده آمریکا در مذاکرت ژنو با نماینده ایران پیرامون مسائل هسته ای مذاکره کرد.
در همین چارچوب ادامه مسیر رو به جلو ایران در مساله هسته ای سبب شد تا در روزهای اخیر نیز نمایندگان آمريكا در اجلاس وین و در چارچوب گروه 1+5 با نمایندگان ایران بر سر ميز مذاكره حاضر شوند.
اگر چه اين مذاكرات از موضع اقتدار سياسي و درايت مثبت ديپلماتيك صورت گرفت اما نشان داد كه آمريكايي ها بر اصول راهبردي خود در مواجهه با جمهوري اسلامي پايدارند و مذاكره را ابزاري مي دانند كه در فرآيند رسیدن به اهداف پنهانی خود از آن بهره مي گيرند. تحلیل آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا از سیاست خارجی اوباما این نکته را تایید می کند. آلبرایت معتقد است اوباما با در پیش گرفتن دیپلماسی هوشمندانه در قبال ایران موفقیت بزرگی کسب خواهد کرد. روشن است که منظور از دیپلماسی هوشمندانه، اعمال روش های فریبکارانه است که اهداف واقعی را پنهان می کند. یکی از این روش ها تاکید جدی بر مذاکره وحتی عملیاتی کردن آن است. اینکه آمریکائیها تهديد را همواره در كنار مذاكره مطرح می کنند نیز به این جهت است که ایران را همواره در سطح بین المللی کشوری نا مطمئن جلوه داده تا اقبال مثبتی به سوی آن در سطح جهانی به وجود نیاید.
اما مهم ترین شاخصه ایکه شعار تغییر اوباما و درخواست مذاکره با ایران را طرحی فریب کارانه می داند، تداوم تحریم ها علیه ایران است. نگاهي به گاهشمار تحريم هاي ضد ايراني با امضاي اوباما به اثبات مساله کمک کند:
- در فرورين 88 اوباما تحريم هاي آمريكا عليه جمهوري اسلامي را تمديد كرد.
- وزارت خزانه داري دولت اوباما در ماه مارس 2009، یازده شركت مرتبط با بانك ملي ایران را به دليل همكاري با برنامه هسته اي و موشكي ايران تحريم كرد. به بيان اوباما كليه تحريم هاي دولتهاي گذشته عليه ايران تأييد و ادامه داد.
- در 27 جولاي 2009 يعني مرداد ماه سال جاري سناي آمريكا 55 ميليون دلار براي كمك به مخالفان ايران و بعضي جريانات معتقد به براندازی اختصاص داد. دولت آمريكا افزون براين مبلغ سالانه 75 میلیون دلار برای زمينه سازي و حمايت از اقدامات جريانهاي مخالف جمهوري اسلامي در داخل و خارج ايران اختصاص می دهد که در دولت اوباما نیز ادامه یافته است.
- در 29 اكتبر 2009 يعني مهر ماه جاري كميته بانكداري سنا و كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا لايحه تحريم شركت هایي كه به ايران بنزين صادر مي كنند را به تصويب رساندند. براساس اين لايحه -كه قانون سال 1996 تحريم ايران را گسترش داده است - شركت هاي خارجي كه بيش از 20 ميليون دلار در صنايع نفت و گاز ايران سرمايه گذاري کنند مشمول تحريم آمريكا مي شوند.
- در 28 اكتبر 2009 يعني آبان سال جاري ،كميته نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا ، در لايحه بودجه 2010، پنتاگون را موظف كرد تا برآوردي از استراتژي امنیتی و نظامي ايران به كنگره ارائه و راههاي مقابله با دكترين نظامي جمهوري اسلامي ايران بويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را طراحي كنند. متن كامل اين بخش از لايحه 2010 نيز با امضاي اوباما به قانون تبديل شد.
علاوه بر موارد فوق، طی روزهای بعد از انتخابات نشانه های آشکار و بارزی از مداخله گری آمریکائیها و رسانه های وابسته به آنها در اوضاع ایران مشاهده شد. اساساً طی این مدت آمریکائیها به همراه انگلیس جنگ نرم گسترده ای را علیه ایران به راه انداختند. شبکه BBC فارسی انگلیس و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا با تهییج مردم ودعوت آنها به شورش علیه نظام وحتی آدرس دادن محل های درگیری و هدایت افراد جهت ایجاد اغتشاش بر اساس دستورات نظریه پرداز انقلاب رنگی، جین شارپ، با تمام قوا علیه نظام اسلامی وارد عمل شده و بعد از اینکه نتیجه ای نگرفتند زمزمه های مذاکره را مطرح کردند. طبق اعترافات نویسندگان آمریکایی در روزنامه واشنگتن پست، دولت آمریکا حمایت های مالی زیادی از سایت های ارتباطات اجتماعی نظیر فیس بوک، توییتر و یوتیوب داشته اند تا این سایت ها از طریق ارتباط با افراد وتشکیل شبکه های اجتماعی مجازی آنها را جهت اعمال فشار اجتماعی وسیاسی به ایران بسیج کنند. حتی یکی از این سایت ها که قصد داشت جهت انجام تعمیرات فنی مدتی فعالیت های خود را تعطیل کند با اخطار دولت آمریکا مواجه شد تا در زمان انتخابات ایران فعالیت خود را ادامه داده و تعمیرات مورد نظر را به بعد موکول کند.
از سوی دیگر اخبار و اطلاعاتی از تلاش های مرموزانه کاخ سفید در کشورهای منطقه علیه جمهوری اسلامی به گوش می رسد. بر مبنای برخی گزارشات اظهارات صريح مقام هاي آمريكا نشان مي دهد حمايت علني از اصلاح طلبان غربگرا در دستور كار هرگونه راهبرد آينده آمريكا درباره ايران قرار دارد. بر مبناي يكي از اين گزارش ها، «آدام ارلي» سفير آمريكا در بحرين كه پيش از اين و در دوران رياست جمهوري جرج بوش سخنگوي وزارت خارجه آمريكا بوده است در جلسه اي با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تاكيد كرده كه آمريكا قصد دارد در ماه هاي آينده حمايت خود از اصلاح طلبان در ايران را «رسمي و علني» كند.
ارلي در اين جلسه كه به تشريح راهبرد تدوين شده دولت اوباما درباره ايران اختصاص داشته، گفته است: «كاخ سفيد همزمان با انجام مذاكرات ايران و 1+5 نحوه حمايت از «رهبران معارض جديد» در ايران را پيگيري مي كند». وی در اين سخنان كه پيش از اول اكتبر 2009 و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شده تصريح كرده است: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاح طلبان در ايران جزو گزينه هاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهيم كرد». این مقام آمریکایی تصریح کرده که چنانچه مذاکرات ژنو به نتیجه نرسد اقدامات عملی آمریکا در زمینه فوق شدت خواهد گرفت.
این نشانه های رفتاری که به وضوح ثابت می کند سیاست تغییر اوباما و پالس های گاه مثبت آنها یک تاکتیک فریبکارانه است، در بیانات اخیر مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است.همان روزهایی که شعارهای تبلیغاتی اوباما مبنی بر "تغییر" و مذاکره با ایران در رسانه ها به شدت تبلیغ می شد، رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومی با مردم در مشهد(1/1/88) فرمودند: «يك وقت بگويند ما ميخواهيم سياست خودمان را تغيير دهيم، اما هدفها را عوض نميكنيم، تاكتيكها را عوض ميكنيم؛ اين تغيير، تغيير نيست؛ اين خدعه است.»
معظم له در همان موقع شاخص روشنی را برای سنجش حقیقت شعارهای دولتمردان جدید آمریکا معین کردند وآن اینکه چنانچه رفتارآمریکائیها مبتنی بر حرکت در مسیر هدف های سابق باشد، شعار تغییر آنها هم تاکتیکی فریب کارانه است. مطالعه موارد فوق ثابت می کند که رفتار آمریکائیها کماکان در مسیر همان هدف های سابق یعنی ریشه کنی نظام اسلامی و از بین بردن هویت اسلامی مردم ایران بوده و هست.
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»