بايسته هاي «نخبه پروري سياسي»

محمد جواد اخوان

دانشجو به عنوان قشر پيشرو و آرمانگرا نقش موثري در پيشبرد تحولات اجتماعي دارد. با نگاهي به بيانات امام راحل(ره) پيرامون دانشگاه و دانشجو و توجه به فرمايش معظم له كه «دانشگاه مبدأ همه تحولات است» مي توان تا حدودي به اهميت اين جايگاه پي برد.
از سويي جايگاه ويژه ديگري كه براي دانشجو مترتب است، جايگاه ويژه اي است كه در آينده سياسي اجتماعي فرهنگي علمي كشور خواهد داشت، با گذشت نسل ها، مديران و نخبگان جامعه، تغيير خواهند كرد و دانشجويان و دانش آموختگان امروز در جايگاه آنان قرار خواهند گرفت.
از سويي تغيير نسل ها در داخل تشكل هاي دانشجويي كه- ناشي از سياليت اين تفكرهاست- معمولا باعث تغيير فعالان يك تشكل دانشجويي در طول 3 الي 4 سال مي گردد. اين موضوع ممكن است باعث عدم انتقال تجربيات، انديشه ها و آرمان ها در درون اين مجموعه ها گردد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي (دامت بركاته) با توجه ويژه به همين دو مسئله، در ديدار با تشكل هاي دانشجويي بر اهميت نخبه پروري سياسي تأكيد نمودند. ايشان فرمودند: «شما امروز دانشجوييد و انگيزه هايي هم داريد؛ خيلي هم خوب، فردا جاي شما- پنج سال ديگر، شش سال ديگر كه شما دانشجو نيستيد- آن هايي كه مي آيند، وارث چه هستند؟ به تعبير ديگر، آن ها چگونه اين محيط را شكل خواهند داد؟ بخشي از اين كار به عهده امروز شماست.»(1)
ايشان با تبيين اهميت نخبه پروري سياسي اجتماعي، بر لزوم فعاليت تشكل هاي دانشجويي در جهت اين مهم تأكيد نموده و فرمودند: «ما راجع به نخبه پروري علمي بحث كرديم، من حالا نخبه پروري سياسي را توصيه مي كنم. من تأييد مي كنم كه در بخش هاي تبليغات و صدا و سيما، نخبه هاي سياسي و نخبه هاي اجتماعي بايد مطرح بشوند؛... ليكن بخشي از نخبه پروري هم مربوط به شماست؛ يعني در محيط تشكل هاي دانشجويي، نخبه هاي سياسي پرورش پيدا كنند؛ فضا را آماده كنيد اين ديگر دست دولت و دست محيط خارج از دانشگاه نيست؛ دست خود شماست. از فكر، از ذهن استفاده كنيد ببينيد چگونه مي توانيد محيط بحث و استدلال و ورزيابي فكري و تقويت روحيه و تقويت اميد و محكم كردن پايه هاي فكر سياسي را در اين طبقه جديدي كه بعد از شما مي آيند، برنامه ريزي كنيد كه خاطرجمع باشيم كه مجموعه دانشجويي در دوره بعد و دوره هاي بعد، هم چنان در جهت همين هدف هاي بلند و آرمان هاي خوب پيش خواهد رفت. البته مراقب زاويه ها بايد بود؛ كج روي ها را بايستي ديد و شناخت.»(2)
با نگاهي به بيانات رهبر معظم انقلاب و مطالعه آسيب شناسانه فعلي وضعيت تشكل هاي دانشجويي مي توان برخي الزامات و بايسته هاي «نخبه پروري سياسي» را بررسي كرد:
1- بايد توجه داشت كه نخبه پروري سياسي اجتماعي همانند نخبه پروري علمي يك فرآيند چندجانبه است. يعني لازمه آن برخي زمينه سازي ها و تلاش هاي منسجم و همه جانبه است. متأسفانه اين تصور غلط در برخي فعالان اين عرصه، شايع مي شود كه نخبه پروري همانند يك دوره آموزشي است. از اين رو برخي نهادها و تشكل هاي دانشجويي با برگزاري دوره هاي آموزشي فشرده، تصور مي كنند كه توانسته اند، نخبگان دانشجو را در زمينه هاي سياسي و اجتماعي پرورش دهند. البته نمي توان منكر نقش دوره هاي آموزشي در افزايش دانش معرفتي بصيرتي دانشجويان فعال شد، اما بايد توجه داشت كه اين دوره ها صرفا شرط لازم براي نخبه پروري هستند نه شرط كافي. بنابراين بايستي همه شرايط لازم و كافي براي آن كه فرآيند نخبه پروري در مجموعه هاي دانشجويي حاكم شود، فراهم آيد.
2- نخبگان، در شرايطي پرورش يافته و توانمندي ها و استعدادهاي خود را بالنده مي كنند كه براي اين فرآيند- نخبه پروري- اهميت قائل باشيم. بدون ترديد اگر مشمولان حاكم بر يك مجموعه دانشجويي بر قدر و منزلت نخبگان آن مجموعه، ارزش قائل نباشند، نخبه پروري تحقق نخواهد يافت. اين موضوع به نظر مي رسد اكنون نيز در مجموعه تشكل هاي دانشجويي جزء آسيب هاي جدي است. حاكم بودن فعاليت اجرايي و فاقد عمق بر مجموعه هاي دانشجويي باعث شده است، نيروهاي داراي بنيه هاي انديشه اي و داراي زمينه هاي «نخبه» شدن، رشد پيدانمي كنند.
3- لازمه ديگر نخبه پروري سياسي، حاكم شدن فضاي انديشه اي و بحث استدلالي در مجموعه هاي دانشجويي است. فراگير شدن چنين فضايي نيازمند تحول جدي در جهت گيري ها و عملكردهاي تشكل هاي دانشجويي است. بنابراين بايستي تشكل هاي دانشجويي با روي آوردن به فضاي تعميق انديشه اي و فعاليت هاي با رويكرد نخبه پرورانه فعاليت هاي پرهزينه، روزمره و وقت گير فعلي جاري خود را كاهش دهند.
4- تنها پرورش نسل هاي آينده براي يك تشكل دانشجويي كافي نيست. بلكه فعالان و مسئولان تشكل هاي دانشجويي بايد پرورش و رشد خود را نيز در همه زمينه ها، در دستور كار قرار دهند. اصولا اگر مسئولان يك تشكل دانشجويي تمايلي به رشد معنوي و معرفتي خويش نداشته باشند، نخواهند توانست فضاي نخبه پروري را در مجموعه خويش حاكم نمايند.
5- يكي ديگر از الزامات و بايسته هاي پرورش نخبگان سياسي در مجموعه هاي دانشجويي، حاكم شدن فضاي مطالعه و بحث و پژوهش در اين مجموعه هاست. در شرايط كنوني، عمده دانشجويان دانشگاه ها به مطالعات فوق برنامه و غيردرسي تمايل چنداني نشان نمي دهند، متأسفانه اين مسئله به فعالان تشكل هاي دانشجويي نيز سرايت كرده است. درواقع يكي از علل اصلي سطحي شدن فعاليت هاي دانشجويي، همين نكته است. بايستي فعاليت هاي مطالعاتي در قالب هسته و گروه هاي مختلف و در موضوعات گوناگون انديشه اي، سياسي و فرهنگي سازماندهي شود.
البته الزامات و بايسته هاي پرورش نخبه سياسي اجتماعي در فضاي دانشجويي بيش از اين هاست كه اين جا كوشيديم با نگاهي كلي و آسيب شناسانه به بررسي برخي از آن ها بپردازيم