نخبه پروري سياسي؛ بایسته جنگ نرم، کارویژه جنبش دانشجویی
نخبه پروري سياسي؛ بایسته جنگ نرم، کارویژه جنبش دانشجویی
جنبش دانشجويي به عنوان مجموعه اي كه خارج از صحنه مناسبات سياسي ناظري هوشمند و بازويي توانمند در تحليل و ارايه راهكارهاي كارشناسانه براي رخدادها و جريان هاي فعال سياسي كشور محسوب مي شود، نقش مهم و جايگاه ويژه اي در عرصه سياسي ايران اسلامي برعهده دارد. بر همين اساس لازم و ضروري به نظر مي رسد تا در روزگار كنوني ما جنبش هاي دانشجويي پخته تر و منسجم تر از گذشته ايفاگر نقش هاي محوري و كليدي مباحث سياسي در ابعاد داخلي و خارجي باشند.
مقام معظم رهبري در ديدار خود با جمعي از دانشجويان نخبه و برتران كنكور وفعالان تشكل هاي سياسي و فرهنگي دانشگاه در سال ۱۳۸۷ برنخبه پروري سياسي در دانشگاه هاي كشور تأكيد فرمودند:«من حالا نخبه پروري سياسي را توصيه مي كنم و تأكيد مي كنم كه در بخش هاي تبليغات و صدا و سيما نخبه هاي سياسي و نخبه هاي اجتماعي بايد مطرح بشوند، بخشي از نخبه پروري هم مربوط به شماست، يعني در محيط تشكلهاي دانشجويي، نخبه هاي سياسي پرورش پيدا كنند؛ فضا را آماده كنيد. اين ديگر دست دولت و دست محيط خارج از دانشگاه نيست، دست خود شماست، از فكر و از ذهن استفاده كنيد، ببينيد چگونه مي توانيد محيط بحث و استدلال و ارزيابي فكري و تقويت روحيه و تقويت اميد و محكم كردن پايه هاي فكر سياسي را در اين طبقه جديدي كه بعد از شما مي آيند برنامه ريزي كنيد، خاطر جمع باشيم مجموعه دانشجويي در دوره بعد و دوره هاي بعد همچنان در جهت همين هدف هاي بلند و آرمان هاي خوب پيش خواهد رفت...»[1]
به تعبيري ديگر، رهنمود رهبري نظام تاكيدي بود براهميت «شايسته سالاري» و ضرورت پرورش مديران آينده كشور و نيز فراهم سازي زمينه مناسب براي «گردش نخبگان» در عرصه هاي تصميم سازي و تصميم گيري نظام اسلامي. به هر روي بايد گفت مقوله پرورش نخبگان سياسي براي كشور، ضرورتي است كه شايد همگان بر اهميت راهبردي آن اذعان كنند اما در عمل با موانع، اشكالات و چالش هاي چندي مواجه باشد. از طرفي بي توجهي به اين مسئله چنان ملموس و مشهود شده كه بالاترين مقام سياسي و مذهبي كشور پيشنهاد به راه افتادن چنين جرياني را مطرح مي سازد چرا كه حيات و بقاي هر نظام سياسي - اجتماعي در گذر ايام و در مواجهه با تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي، منوط به وجود كادرهاي نخبه، توانمند و مدبري است كه به مباني و زيرساخت هاي فكر و تئوريك آن نظام معتقد بوده و از شايستگي لازم براي تعالي و تكامل آن برخوردار باشند.
رهبر معظم انقلاب نيز در سال ۱۳۸۷ با شناخت ضرورت و اهميت پخته بودن حركت هاي سياسي در كشور مبحث نخبه پروري سياسي در سطح دانشگاه ها را مطرح كردند.

مفهوم نخبه پروري سياسي
ويلفردوپارتو، از صاحب نظران علوم سياسي غرب طبقه نخبه را به دو دسته تقسيم مي كند: اول نخبگان سياسي يا حكومتي مركب از افرادي كه مستقيم يا غيرمستقيم سهم قابل ملاحظه اي در امور حكومت دارند. دوم نخبگان غيرحكومتي كه بقيه افراد را دربرمي گيرد.
نخبه پروري سياسي يعني تلاش براي آموزش و پرورش نخبگاني كه بتوانند با قرار گرفتن در سلسله مراتب قدرت، مسئوليت هاي سياسي و اجرايي را در هرم قدرت كسب كنند و مبتني بر انديشه هاي ديني، نظام سياسي در حاكميت را به درجات عاليه اي از كارآمدي و توانمندي برسانند.
واژه elite (نخبه) در قرن هفدهم براي توصيف كالاهايي با مرغوبيت خاص به كار مي رفت و بعدها كاربرد آن براي اشاره به گروه هاي اجتماعي برتر، مانند واحدهاي ضربت نظامي يا مراتب عالي تر اشرافيت هم تعميم يافت. اما براي اولين بار در قرن 19 بود كه نخبه گرايي به عنوان يك مكتب فكري در علم سياست و جامعه شناسي سياسي با انديشه هاي اشخاصي چون: پاره تو و موسكا مطرح شد و به تدريج رواج پيدا كرد و امروزه نخبه گرايي يكي از الگوهاي رايج در جامعه شناسي سياسي و از شاخصه هاي تاثيرگذار بر فرآيند تصميم سازي و راهبردي در حكومت ها به شمار مي آيد.
در ايران طيف نخبگان معمولا به دايره اي از خواص اطلاق مي شده كه الزاما از تخصص هاي علمي نيز برخوردار نبوده اند. اما اين مفهوم با پيروزي انقلاب اسلامي و اصلاح ساختار حكومت و مشي سياسي در معناي واقعي خود تفسير شد و بكارگيري نخبگان مورد توجه واقع شد.
آنچه مبرهن است تحقق مشاركت واقعي نخبگان در فرآيندهاي تصميم سازي سياسي بدون «نخبه پروري سياسي» ميسر نمي شود و لذا اين مهم همواره در بيانات امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري (مدظله) مورد تاكيد فراوان بوده و هست. در اين راستا اگرچه ضرورت و اهميت پخته بودن حركت هاي سياسي در كشور سبب شد تا مقام معظم رهبري مبحث «نخبه پروري سياسي» را كه برگرفته از اشراف ايشان به مسايل سياسي ايران وجهان است را در ديدار اخير با جمعي از دانشگاهيان مطرح كنند و پس از آن اين مسئله به پارادايمي رسانه اي بدل شده است. اما به واقع اين هدف گذاري كلان براي سالم سازي و ضمانت اتخاذ و اجراي راهبردهاي اصولي و كارآمد، در طول ساليان گذشته از سوي معظم له بارها مطرح شده كه نهادينه سازي آن نيازمند تبيين و تدوين ابعاد تاريخي، فرهنگي و اجتماعي و صد البته علمي است كه هدف اصلي نگارنده در اين نوشتار است.
نخبه گرايي در جمهوري اسلامي ایران
تا زمان تشكيل بنياد ملي نخبگان و معاونت علمي رياست جمهوري، نخبگان در چارچوب تعاريف رايج و غربي آن تعريف مي شدند و قالب مشخصي براي تعامل آنها وجود نداشت. در سال 1385 به منظور تحقق بخشيدن به تاكيد مقام معظم رهبري در «استفاده صحيح و مناسب از ظرفيت هاي علمي نخبگان در راستاي توسعه همه جانبه كشور» و در اجراي ماده 4 اساسنامه بنياد ملي نخبگان درباره «تعريف نخبه واحراز استعدادهاي برتر و نخبگي افراد» آيين نامه احراز نخبگي با هدف منطقي كردن و تعريف شاخص هاي علمي، استانداردسازي معيارها و فرآيندهاي شناسايي و معرفي نخبگان و استعدادهاي برتر، تصويب شد.
در ماده 2 اين آيين نامه نخبه چنين تعريف مي شود: «نخبه» به استناد ماده 4 اساسنامه بنياد به فرد برجسته و كارآمدي اطلاق مي شود كه اثرگذاري وي در توليد و گسترش علم و هنر و فناوري و فرهنگ سازي و مديريت كشور محسوس باشد و هوش، خلاقيت، كارآفريني و نبوغ فكري وي در راستاي توليد و گسترش دانش و نوآوري موجب سرعت بخشيدن به رشد و توسعه علمي و اعتلاي جامعه انساني كشور گردد.
با سرلوحه قرار دادن تعريف كلي فوق از نخبگان مي توان نخبه سياسي را چنين تعريف كرد: «نخبه سياسي» به شخصي اطلاق مي شود كه پديده هاي سياسي را در دو سطح داخلي و بين المللي بررسي كند با نگاه آينده نگرانه، حوادث سياسي را پيش بيني و در بالاترين سطح مورد نظر، راهكاري جهت مديريت هوشمندانه وقايع به منظور ارتقاي زندگي بشري ارائه دهد.
البته يكي از نگراني ها و دغدغه هاي مقام معظم رهبري مديران آينده نظام اسلامي است: «پناه بر خدا از آن روزى كه كسانى مسؤليتهايى را در كشور بهعهده بگيرند، در حالى كه فهم سياسى ندارند و قادر به تشخيص امواج سياسى دنيا نيستند!»[2]

بصيرت سياسي بايسته ي نخبه پروري سياسي
« بصیرت» یک مفهوم دینی است که در قرآن کریم و روایات معصومین با مشتقات « بصیره ، ابصار، یبصرون ، تبصرون ، بصائر، مستبصرین ، و...» بر آن تاکید شده است. و علمای علم لغت و تفسیر در معنای آن گفته اند که: « بصیرت بهمعنی بینایی دل است، راغب در مفردات الفاظ القرآن ميگوید: به درک قلب بصیرت و بصر گویند. این معنی، مراد، معرفت و درک است و همان است که از صحاح و اقرب الموارد نقل شده که یکی از معانی بصر، علم است. طبرسی در آیه ی « ادعوا الی الله علی بصیره » (یوسف/108) آنرا معرفت و بینایی دل فرموده است. و از اینجاست که بصیرت را عقل و زیرکی معنی کردهاند. درصحاح و قاموس و غیره ، حجت و دلیل را یکی از معانی بصیرت شمرده اند، این ظاهرا بدان جهت است که حجت و دلیل سبب بصیرت و بینایی دل است».[3]
بصیرت در ادبیات سیاسی و شکل گیری تحولات مثبت اجتماعی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در اصطلاح سیاسی «بصیرت» اولا به انگیزش و احساس مسئولیت آگاهانه افراد در پی جویی و شناخت ذو ابعاد اوضاع و احوال زمانه و کسب آگاهی و خبر از همه عوامل پیدا و پنهان وقایع اشاره دارد و ثانیا به معني قدرت درک و تحلیل افراد درتجرید روندها ، علل ، اهداف و عواقب امروز و فردای آن و بررسی چگونگی برون رفت از چالش ها و تهدیدات فرارو است.
فرد و جامعه ای که دارای بصیرت باشد می تواند: اولا جبهه خودی از غیرخودی، دوست از دشمن، خادم از خائن، ساعی از سالوس و صالح از طالع را باز شناسد و ثانیا با فراست قادر خواهد شد برنامهها ، شیوهها و اقدامات دشمن را پیش بینی و رصد نماید و ثالثا برای عبور از بن بستها تدبیر مناسب بیاندیشد.
مقام معظم رهبری می فر مایند: «نقطهى مقابل تقوا، غفلت و بىتوجهى و حركت بدون بصيرت است. خدا، ناهوشيارى مؤمن را در امور زندگى نمىپسندد. مؤمن بايد در همهى امور زندگى، چشم باز و دل بيدار داشته باشد. اين چشم باز و دل بيدار و هوشيار در همهى امور زندگى، براى انسان مؤمن اين اثر و فايده را دارد كه متوجه باشد، كارى كه مىكند، برخلاف خواست خدا و طريقه و ممشاى دين نباشد. وقتى اين مراقبت در انسان به وجود آمد كه گفتار و عمل و سكوت و قيام و قعود و هر اقدام و تصرف او، برطبق خط مشىيى است كه خداى متعال معين كرده، اسم اين حالت هوشيارى و توجه و تنبه در انسان تقواست.»[4]
اما اقتضای فضایی چون دانشگاه، اهتمام بیشتر به مسئله بینش سیاسی است. رهبر فرزانه انقلاب نیز بارها این مسئله را مورد تأکید و تصریح قرار داده اند: «حالا اينجا يك نكتهى اساسى مطرح ميشود كه من هميشه در مواجههى با دانشجويان، روى آن تكيه ميكنم؛ و آن، «پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريانهاى مهم كشور» است. سياست در دانشگاهها - كه بنده هميشه روى آن تأكيد كردهام - به اين معناست. ما دو كار سياسى داريم: سياستزدگى و سياستبازى؛ اين يكجور كار است. اين را من به هيچوجه تأييد نميكنم؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه؛ بخصوص در دانشگاه. يكى هم سياستگرى است؛ يعنى حقيقتاً فهم و قدرت تحليل سياسى پيدا كردن؛ كه يكى از وظايف تشكلهاى دانشجويى اين است. من تأكيد ميكنم، تشكلهاى دانشجويى - كه عمده نمايندگان آنها، در اينجا تشريف داريد - نوع برنامهريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را بهآسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند؛ اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است. ما غالباً چوب اين را خوردهايم؛ نه ما، بلكه ملتهاى ديگر هم بر اثر خطاها و خبطهايى در فهم سياسىشان، گاهى مشكلات بزرگى را از سر گذراندهاند. اين، يك مسئلهى مهم است.»[5]
لازمه محیط نخبه پروری دانشگاه ها وجود فضای صحیح و مناسب سیاسی در دانشگاه است از این رو این موضوع نیز مورد تأکید رهبر معظم انقلاب است:«بنده دلم مىخواهد اين جوانان ما شما دانشجويان؛ چه دختر، چه پسر و حتى دانشآموزان مدارس روى اين ريزترين پديدههاى سياسى دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. گيرم كه تحليلى هم بدهيد كه خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت كند آن دستهايى را كه تلاش كردهاند و مىكنند كه قشر جوان و دانشگاه ما را غير سياسى كنند. كشورى كه جوانانش سياسى نباشند، مسائل سياسى دنيا را نمىفهمند، جريانهاى سياسى دنيا را نمىفهمند و تحليل درست ندارند. مگر چنين كشورى مىتواند بر دوش مردم، حكومت و حركت و مبارزه و جهاد كند؟! بله؛ اگر حكومت استبدادى باشد، مىشود. حكومتهاى مستبد دنيا، صرفهشان به اين است كه مردم سياسى نباشند؛ مردم درك و تحليل و شعور سياسى نداشته باشند. اما حكومتى كه مىخواهد به دست مردم كارهاى بزرگ را انجام دهد؛ نظام را مىخواهد با قدرت بىپايان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چيز نظام مىداند، مگر مردمش بخصوص جوانان، و بالاخص جوانان دانشجويش مىتوانند غير سياسى باشند؟! عالمترين عالمها و دانشمندترين دانشمندها را هم، اگر مغز و فهم سياسى نداشته باشند، دشمن با يك آبنبات ترش مىتواند به آن طرف ببرد؛ مجذوب خودش كند، و در جهت اهداف خودش قرار دهد!»[6]

البته ذکر این نکته ضروری است که نخبگی سیاسی اختصصاصی به دانشجویان ندارد. از این روست که رهبر معظم انقلاب آن را برای آحاد جامعه مهم می دانند: « بيشتر مردمى كه در كشورهاى پيشرفته هستند، درك و تحليل از مسائل سياسى ندارند و دولتها با تعصبهاى گروهى و حزبى و احيانا قومگرايى و ناسيوناليستى، آنها را به اين طرف و آن طرف مىكشانند و در ميدانهاى سياست، از آنها استفاده مىكنند و اصولا توده و عامهى مردم، تحليل سياسى ندارند. ... اما در اسلام اينگونه نيست. همين حالا در جامعهى اسلامى ما، مردم تحليل سياسى دارند».[7]
اهمیت چنین نکاتی در میدان های مخاطره جامعه روشن خواهدشد: «البته همهى كسانى كه در اين ميدان، كار خلاف مىكنند، دشمنان نيستند؛ اين هم معلوم باشد. بعضى هم دوستان نادانند، بعضى خوديهاى غافلند. من از خوديها مصرا مىخواهم قدرى ذهن خودشان را باز كنند و فكر خودشان را به كار بيندازند؛ بفهمند امروز دشمن كيست، چه مىخواهد و چه مىكند - و نقشهى دشمن چيست - عقل، اين است. شما در جبههى جنگ بايد بدانيد كه آيا اين جهتى كه تيراندازى مىكنيد، بمباران مىكنيد، همان جايى نيست كه دشمن مىخواهد بمباران شود؟ چرا شما كار دشمن را به عهده مىگيريد؟! چرا جادهى دشمن را هموار مىكنيد براى اينكه بتواند نيروهاى خودى را دور بزند؟! مسأله اين است.[8] بايد قدرت تحليل سياسى داشته باشد تا جبههبنديهاى دنيا را بشناسد؛ تا بفهمد امروز دشمن كجاست و از كجا و با چه ابزارى حمله مىكند.»[9]
راهكارهاي تحقق نخبه پروري سياسي در ايران
بالا رفتن سطح آگاهي سياسي جامعه و افزايش حس مسئوليت و مشاركت مردم بويژه جوانان در امور سياسي و به طور كلي توسعه سياسي تأثير زيادي در آينده علم سياست و تحقق نخبه پروري سياسي دارد. پيوند دادن علم سياست، آموزش عمومي و پرورش دادن نسل هاي آينده با مشخصه هايي چون احترام متقابل، محاسبه گري عقلانيت ابزاري، توجه به زمان و فرصت ها، آينده نگري، شفاف و دقيق بودن، حساس بودن به آينده خويش و جامعه، جزئي نگر داشتن استعداد همكاري و كارساز زماني، توان تسلط بر احساسات، داشتن روحيه علمي و مطالعاتي و آميخته بودن با قانون و آزادي از مهمترين فاكتورهاي چشم انداز مثبت نخبه پروري در ايران است.
مشي و سيره نخبگان سياسي گذشته و معاصر ايران در عرصه سياست اسلامي نيز الگوي بديلي در مواجهه با پرورش نخبگان سياسي در كشور است، چراكه سياست اسلامي در پي آن است كه مواد خام سياسي را با كاهش تأثيرات شخصيتي و عقيدتي به بهترين نحو سازمان بندي كند تا بتواند واقعي ترين راهكار حل مسائل سياسي را ارائه كند.
در اين ميان انديشه سياسي امام خميني(ره) از نوعي تحول و تطور برخوردار بوده كه «عدم جدايي دين از سياست» مصداق بارز آن است. برای مثال، در اين دو گفته حضرت امام(ره) كه در يك جا فرمودند «انقلاب اسلامي يك معجزه الهي بود» و در سخنراني هاي ديگرشان فرمودند «در انقلاب ما ملت نقش اساسي داشت» ايشان هم ظرفيت هاي نهفته سياسي در آموزه هاي ديني را كه قبلا كشف نشده و يا مورد توجه قرار نگرفته بودند، كشف كرد و هم از اين ظرفيتها را با شرايط حساس آن زمان ايران بومي سازي كرد. از ديگر آموزه ها و محورهاي مدنظر در پرورش نخبگان سياسي در منويات امام راحل و مقام معظم رهبري مي توان به: قيام و حركت براي خدا، اخلاص، خودباوري، اعتماد به نفس، ساده زيستي، خدمت به مردم، قاطعيت در برابر دشمنان اسلام، دفاع از هويت اسلامي و بومي، دفاع از حق، تلاش براي استقرار آزادي و عدالت، مبارزه با استبداد و استعمار و انجام تكليف الهي اشاره كرد.
همگرايي و تعامل سازنده حوزه و دانشگاه نيز ضامن پرورش نخبگاني متعهد در عرصه سياسي كشور است.
در كنار انگاره هاي فوق، بكارگيري تجربيات درس آموختگان مكتب انقلاب و دفاع مقدس كه مواجهه با بحران هاي سياسي را در كوران حوادث و مسائل متعدد آموخته اند و خود در خيل نخبگان نظام بشمار مي آيند بسيار راهگشاست. نقش دولت نيز در اين پروسه تكميلي و هدايتگرانه است و مجموعه دولت بايد در ارتباطي علمي و عملگرايانه با شناخت و اعلام نياز اركان اجرايي كشور به نخبگان سياسي، آموزش سياست را كاركردگرا نمايد. يعني اينكه انسان هايي آموزش ببينند كه اولا به فراخور نيازهاي جامعه باشند و همچنين خود الگوي رفتار قانونمند باشند. بحث الگوسازي و گسترش رفتار حسابگرانه و علمي مهمترين كاركرد دولت در اين حوزه هستند. بر اين اساس نخبه پروري نتيجه يك فرآيند چند وجهي است كه به موازات هم به پيش مي رود و با همكاري مؤثر حوزه هاي علمي- اجرايي اركانهاي نظام متحقق مي شود.
بي ترديد ترسيم و تدوين فرآيند آموزش و تربيت نخبگان پروسه اي كارشناسي و نيازمند بررسي جوانب مختلف و نيازسنجي سيستم سياسي كشور در حوزه سياست داخلي و سياست خارجي است كه همه جوانب در آن لحاظ و خروجي آن تضمين شود تا تحت الشعاع برخوردهاي سياسي و سياسي كاري واقع نشود.
ازطرفي بايد رهنمودهاي قبلي مقام معظم رهبري حول نهضت نرم افزاري و توليد علم نيز در تدوين اين راهبرد مدنظر ويژه باشد. در چنين راهبردي، نخبه سياسي بايد مولفه هاي تاريخي، جغرافيايي، فرهنگي، زباني و اجتماعي ايران را بشناسد و بدانيد دولت- ملتي مانند ايران چه مشخصات داخلي، منطقه اي و جهاني دارند.
اين كه توانايي و امكانات ايران براي توسعه داخلي و نقش آفريني درسطح منطقه و جهان تا چه حد است با شناخت دقيق از موجوديت ملت ايران؛ نخبه، علم سياست مي تواند برنامه و چشم اندازي واقعگرايانه جهت پايداري همراه با قوت و قدرت ايران ارائه دهد.
براين اساس در حوزه حكومت بررسي نظام سياسي ايران و شناخت دقيق حاكميت موردنظر است. فهميدن ارتباط ديني، تاريخي و اجتماعي حاكميت با ملت ايران و شناختن منابع واقعي قدرت ما را به تحليل مناسبتري هدايت مي كند. آنچه در مورد قدرت مدنظر است درك درست مولفه هاي قدرت در دنياي جديد براساس منابع طبيعي و انساني آن است. درنظر داشتن قدرت سخت و گذر از آن به سوي قدرت نرم، توجه به علم، فناوري، آگاهي علمي و قدرت ابزار سازي كليدي ترين موضوعات مورد طرح براي دانش پژوهان سياست در حوزه قدرت هستند و پرواضح است تعليم نخبگان سياسي منطبق بر ويژگيهاي فوق بايد توسط نخبگان متعهد صورت پذيرد.
مراحل نخبه پروری سیاسی
1 – شناسایی نیروهایی که به صورت بالقوه در بدنه دانشجویی وجود دارند، در جهت تقویت بنیانهای فکری، سیاسی، عقیدتی و معرفتی آنها از طریق آموزشهای عمومی و تخصصی در حوزههای مربوطه و بدنبال آن سازماندهی و جهت دهی استراتژیک منطبق بر چشماندازها و رویکردهای اتحادیه که در نتیجهی آن، نیروهای آموزش دیده ضمن آموزش و سازماندهی تشکیلات خود، عنصری تاثیرگذار در محیط دانشگاه در عرصههای فرهنگی، سیاسی و عقیدتی خواهد شد.
2 – فراهم آوردن بستر پرورش نیروهای آموزش دیده، ضمن آموزش تکمیلی جهت تقویت سه خصیصه نخبه سیاسی یعنی کلان نگری، سیستم نگری و آینده نگری و همچنین تقویت عنصر شناخت، فهم و درک سیاسی، ظهور و پرورش مهارتهای فردی-تشکیلاتی و موثر بودن در تصمیم گیری، تصمیم سازی نظام سیاسی و راهبردهای اتحادیه، از طریق تعامل با شورای مرکزی و ادوار اتحادیه و پس از آن، استفاده از نیروهای آموزش دیده برای آموزش نیروهای جدید در مسئولیت های تشکیلاتی
3 – تحویل نیروهای متعهد، متخصص، اهل تشخیص و اقدام، به جامعه، برای تاثیرگذاری بر نظام سیاسی، تصمیم گیریهای کلان منطبق بر استراتژی و گفتمان اصیل انقلاب اسلامی.
4 – صدور انقلاب و دستاوردهای آن، بیدارسازی فطرت عدالتخواه و حقیقت طلب جهان اسلام و مبارزه با استکبار جهانی و به تبع آن، تاثیرگذاری بر معادلات منطقهای و جهانی در جهت اشاعه فرهنگ اصیل اسلام ناب محمدی با ایجاد تفکر فرا ملیتی بین مسلمانان جهان.
موانع تحقق نخبه پروري سياسي در ايران
پرواضح است كه پرورش نخبگان در حوزه سياست بدون آسيب شناسي علوم سياسي در ايران ممكن نيست. بر اين اساس؛ همانطوري كه به اختصار ذكر شد از مشكلات كيفي سياست در ايران كلي گويي و نگاه غيرعلمي به سياست چه در حوزه دانشگاهي و چه در حوزه علمي است. ما همه چيز را به صورت خيلي بزرگ و فراتر از واقعيتها و تواناييها مي بينيم. به عنوان مثال در دانشگاهها بيشتر آموزشها به مبناي صرف تئوريك برمي گردد كه بعضاً رابطه اي با مشكلات جامعه سياسي در ايران ندارد و در برنامه ريزي سياسي هم با دولت مرداني روبرو بوده ايم كه عليرغم شعارها و برنامه هاي اجرايي از حل كوچكترين مشكل در حوزه مسائل ايران ناتوان بوده اند.
جدي ترين مسئله در اين امر توجه به اين نكته است كه اولا ما بايد در دانشگاه با توجه خاص به ايران مسائلي را آموزش دهيم كه هركدام در يك فرآيند به حل مشكلات سياسي و توسعه اي ايران كمك كند و در عرصه عمل نيز به دنبال برنامه اي برويم كه هدفش ارتقاي سياسي و اجتماعي ايران منطبق با نيازسنجي بومي باشد، چراكه گسترش دادن بيش از توان، حوزه مسئوليت يك ملت، نتيجه اي جز فرسايش نيروها و هدر دادن آنها ندارد.
همچنين مشكل ديگر علم سياست در ايران پراكندگي و عدم سازگاري انديشه هاي سياسي در حوزه ايران است. وجود آرا و تفكرات مختلف خود به خود يك مشكل نيست بلكه نشانه تحرك و پويايي است اما زماني كه قرار است علم در خدمت عمل سياسي قرار بگيرد وجود اجماع نخبگان فكري و ابزاري امري لازم و ضروري است. زيرا مديريت كردن و عملي ساختن انديشه ها خود نيازمند آن است كه اولا ما بدانيم چه تفكري را براي عمل انتخاب كرده ايم و قرار است چه كساني آن را مديريت كنند و هدف از اجراي آن چيست؟!
1- از بیانات مقام معظم رهبری ، 17/7/1386
2-مقام معظم رهبری مدظله العالی ، 04/12/1377
3- سید علی اکبر قریشی، قاموس القران، چاب سوم ، چاپ افست مروی، 1361،ج 1، ماده بصر ، ص 195
4- از بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 10/01/1369
6- از بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 12/08/1372
7- از بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 22/09/138
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»