تمدن جهانی اسلامی
5 گام تا تحقق تمدن جهانی اسلام (گام نهايی)
تمدن جهانی اسلامی
اشاره: در شماره هاي پيشين با تبيين مراحل پنج گانه تحقق تمدن جهاني اسلامي به بررسي و تبيين مراحل اول تا چهارم آن يعني «انقلاب اسلامي» و «حكومت اسلامي» و «دولت اسلامي» و «جامعه اسلامی» پرداختيم. همان گونه كه وعده نموده بوديم در اين قسمت از مقاله پنجمین گام و گام نهایی اين مراحل – تشكيل «تمدن جهانی اسلامی»- را مورد بررسي قرار مي دهيم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تببین گام های فراگیر شدن تمدن اسلام در سراسر جهان، در گام پنجم می فرمایند: «از اين مرحله [جامعه اسلامی] كه عبور كنيم، بعد از آن، دنياي اسلامي است. از كشور اسلامي ميشود دنياي اسلامي درست كرد. الگو كه درست شد، نظايرش در دنيا به وجود ميآيد.»[1]
تمدن جهانی اسلامی چیست؟
تا کنون در بخش های پیشین مسلسله نوشتار مراحل تحقق تمدن ایرانی اسلامی را در چارچوب جغرافیای ایران برشمردیم. آن چه مورد تأکید بوده است که تحقق انقلاب اسلامی از آغازین مراحل در جهت بسط و گسترش اندیشه ی جهانی ان بوده است.
با مروری بر بیانات و اندیشه های امام راحل (ره) می توان دریافت که انقلاب اسلامی دارای اندیشه ای جهانی بوده است. در گام نهایی آنچه مطلوب این نهضت است فراگیرشدن اندیشه آن در سطح جهان اسلام و امت اسلامی بوده و محدودشدن این اندیشه در چارچوب جغرافیایی کشورمان به معنای عدم پیشرفت آن است.
بر اساس نگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی تحقق مراحل جامعه و کشور اسلامی در ایران منجر به تحقق گام نهایی یعنی الگوشدن برای جهان اسلام و جهان مستضعفین خواهدشد:
«ما اگر موفق بشويم و جمهورى اسلامى را با محتواى اسلام پياده كنيم و يك حكومت اسلامى به تمام معنا در ايران بپا كنيم، اين الگو خواهد شد از براى همه كشورها كه معنى دمكراسى را به آن معناى حقيقى، نه به آن معناى طرحى بدون حقيقت، و معنى آزادى را به آن معناى حقيقى، نه به آن معنايى كه براى اغفال ديگران است، ان شاء اللَّه پياده بشود.[2]»
«اميد است انقلاب اسلامى ملت بزرگ ما و پيروزى عظيم آنان بر دشمنان اسلام و مملكت، راهنمايى براى ساير ملل ستمديده و تحت سلطه قرار گيرد و با اتحاد و همبستگى، شرّ همه سلطه گران و بخصوص امريكا اين دشمن بزرگ را از خود كوتاه نموده در تحت تعاليم مقدسه اسلام، عظمت از دست رفته خود را بازيابد.[3]»
اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) آکنده از توجه به مسائل جهان اسلام و امت اسلامی است. در این افق اندیشه پیشرفت و گسترش اندیشه انقلاب اسلامی در گرو مورد توجه قراردادن مسائل جهان اسلام است.
توان بالقوه جهان اسلام
در اندیشه امام(ره) جهان اسلام منابع زیربنایی متعددی برای تحقق تمدن جهانی اسلام دارند که متأسفانه در حال حاضر مورد غفلت امت اسلامی است:
«شما مسلمين همه چيز داريد. شما مسلمين قدرت اسلام داريد كه بالاترين چيزهاست، بالاترين سلاحهاست. و شما مسلمين صحراها و درياهاى وسيع و كشورهاى بسيار وسيع داريد و غنى هستيد. در عين حالى كه شما از حيث همه چيز غنى هستيد مع ذلك، بيشتر مستمندان شما به حال فقر دارند زندگى مىكنند؛ اين براى اين است كه شما به اسلام عمل نمىكنيد. شما اموال مسلمين را، آن چيزهايى كه بايد به نفع مسلمين باشد به غير مسلمين مىدهيد آن هم به يك ثمن بخس»[4]
«در سالهاى طولانى، تبليغات دامنه دار دولتهاى شرق و غرب موجب اين شد كه ملتهاى مسْلم از آنان بازى بخورند و گمان كنند كه ترقيات اين كشورهاى ضعيف در گرايش به يكى از اين دو ابرقدرت است؛ لكن به هر طرف كه تمايل پيدا كردند بعد از مدتى فهميدند كه آنها جز اسير كردن اينها و بردن خزاين و غارت كردن مخازن آنها كار ديگرى نمىكنند. در عصر ما، ملت ما يافت كه شاه به واسطه پيوندى كه با غرب، مخصوصاً با امريكا دارد و همين طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است بلكه نيروهاى انسانى ما را نيز به هدر داده است؛ و فهميدند جنايات فوق العادهاى كه مرتكب مىشود به واسطه پيوندى است كه شاه با ابرقدرتها دارد. از اين جهت ملت ما بپاخاست و ساير ممالك، از جمله ممالك اسلامى نيز به اين حقيقت تلخ توجه پيدا كردند و با مطالعه تاريخشان درك كردند كه تمام گرفتاريهايى كه ملتها پيدا كردند از دست اين ابرقدرتهاست؛ ناچار از آن ابرقدرتها رويگردان شدهاند. و اسلام كه تمام آرزوهاى بشر را به طور شايسته در دسترس آنها خواهد گذاشت و مىگذارد و قوانين اسلام، چه قوانين اقتصادى و سياسى و چه قوانين فرهنگى و معنوى آن، قوانين غنىاى است كه هركس به آنها توجه پيدا كند ناچار به اسلام گرايش پيدا خواهد كرد. و مسلمين بعد از سالهاى طولانىاى كه در غفلت بودند حالا مقدارى رو به بيدارى گذاشتند و مقدارى توجه به اسلام پيدا كردند و اميد اين هست كه توجه آنها به اسلام بيشتر بشود و اسلام را آنطور كه هست بشناسند و در صورت شناخت صحيح، گرايشات آنان به شرق و غرب بكلى منقطع خواهد شد و براى پياده كردن احكام اسلام جانفشانى خواهند نمود.[5]»
مراحل گام به گام تمدن جهانی اسلامی در سطح امت اسلامی عبارت اند از:
1-بیدارشدن امت اسلام
در اندیشه امام بزرگترین مشکل و گرفتاری مسلمین در حال حاضر سلطه فرهنگی بیگانگان و استعمارگران و استکبار جهانی است.
«بايد مسلمين بيدار بشوند. امروز روزى نيست كه مسلمانها هر كدام يك گوشهاى زندگى تنهايى بكنند و خودشان بين خودشان در هر كشورى يك زندگى خاص به خود داشته باشند، نمىشود اين معنا. در يك همچو زمانى كه سياستهاى ابرقدرتها بلعيدن همه جاست، مسلمين بايد بيدار بشوند، ملتها. دولتها را من از اكثرشان مأيوس هستم، لكن ملتها بايد بيدار بشوند، و همه تحت لواى اسلام و تحت سيطره قرآن باشند. الحمدللَّه مسلمين هم عدهشان قريب يك ميليارد هست، و هم ممالكشان يك ممالكى است غنى، ثروتمند و هم افرادشان افراد لايق؛ لكن آنهايى كه مىخواهند در اين ممالك حكومت كنند به واسطه تبليغات سوئى كه در طول چند صدسال تقريباً كردهاند و نفوذى كه در دانشگاهها، در جاهايى كه مراكز تربيت ابناى مسلمين است كردهاند، مسلمين را طورى كردند كه از خودشان مأيوس شدند؛ يعنى خودشان را گم كردند. بايد مسلمين جديت كنند مجد خودشان را پيدا كنند»[6]
«اگر مسلمانان جهان از خواب برخيزند و با يارى خداوند دست اتحاد ايمانى به هم دهند هيچ قدرتى نمىتواند آنها را تهديد كند. و مقامات ايرانى آنان را به برادرى و اتحاد در هر مقطع دعوت كردهاند. و اميد است كه به خود آيند و شرافت انسانى و اسلامى خويش را فداى قدرتهاى شيطانى نكنند.[7]»
2-بازگشت به اسلام ناب محمدی (ص)
«ما تا به اسلام برنگرديم؛ اسلام رسول اللَّه، تا به اسلام رسول اللَّه برنگرديم، مشكلاتمان سر جاى خودش هست، نه مىتوانيم قضيه فلسطين را حلش كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را. ملتها بايد برگردند به صدر اسلام. اگر حكومتها هم با ملتها برگشتند كه اشكالى نيست و اگر برنگشتند، ملتها بايد حساب خودشان را از حكومتها جدا كنند و با حكومتها آن كنند كه ملت ايران با حكومت خودش كرد تا مشكلات حل بشود، والّا هى ما روز قدس بگيريم، فرياد بزنيم، هى آقايان اجتماع كنند و حرف بزنند، فرياد و حرف جلوى آنها را نمىگيرد. بلى، گاهى مىگيرد، منتها ما حرف هم نمىزنيم.[8]»
«من اميدوارم كه مسلمانان جهان در آستان قرن حاضر، گرفتارىهاى خود و منشأ آن را بدرست ادراك كنند؛ و با اتحاد همه جانبه و اتكال به اسلام و در زير پرچم پرافتخار آن از قيد و بندهاى استعمارگران رهايى يابند. مسلمين كه در آستان اين قرن دردهاى جانفرساى خود را يافته، و از قدرتهاى شيطانى بزرگ جز گرفتاريهاى گوناگون و چپاولگريها و جنايات چيزى نديدهاند، بايد با به هم پيوستگى صميمانه و توجه به خداوند بزرگ و اسلام عزيز به فكر چاره برآيند. چاره، و يا مقدمه اساسى آن است كه ملتهاى مسلمان و دولتها اگر ملى هستند كوشش كنند تا وابستگى فكرى خود را از غرب بزدايند و فرهنگ و اصالت خود را بيابند، و فرهنگ مترقى اسلام را- كه الهام از وحى الهى مىگيرد- بشناسند و بشناسانند.[9]»
3-وحدت مسلمین:
«پيام من براى برادران عرب و مسلمان اين است كه بياييد اختلافات را كنار بگذاريد و دست برادرى به يكديگر بدهيد و همگام و هم پيمان با همه برادران مسلمان غير عرب، تنها اسلام را تكيه گاه خود قرار دهيد. شما با داشتن ذخاير مادى كه از حساب افزون است و از همه آنها مهمتر ذخيره الهى و معنوى، كه اسلام است، مىتوانيد قدرتى باشيد كه هرگز ابرقدرتها هوس تسلط بر شما را نكنند و اينگونه شما را از چپ و راست، مورد حمله قرار ندهند و همه چيزتان را غارت نكنند.»[10]
«اگر وحدت كلمه اسلامى بود و اگر دولتها و ملتهاى اسلام به هم پيوسته بودند، معنا نداشت كه قريب يك ميليارد جمعيت مسلمين زير دست قدرتها باشد. اگر اين قدرت- قدرت بزرگ الهى- مُنْضَم بشود به قدرت ايمان و همه با هم برادرانه در راه اسلام قدم بردارند، هيچ قدرتى بر آنها غلبه نخواهد كرد. مع الأسف با اختلافاتى كه در مناطق ديده مىشد- و خصوصاً در مناطق عربى- اين موجب شده است كه اسرائيل با جمعيت كمى كه دارد در مقابل اعراب با آن جمعيت كثير و ساز و برگ كثير ايستادگى كند. اگر جلوى اين جرثومه فاسد گرفته نشود، طمع او بر تمام منطقه است و او قناعت نمىكند فقط بر فلسطين و مسجد اقصى؛ او همه جا را مىخواهد غلبه كند. بر مسلمين و بر دولتهاى اسلامى است كه با هم متحد بشوند و اين جرثومه فساد را از بن و بيخ بركنند و [به] كسانى كه پشتيبانى آنها را مىكنند اجازه ندهند كه پشتيبانى كنند ».[11]
4-اتحاد کشورهای مسلمان
«اگر اين دولتهاى اسلامى، اين دولتهايى كه همه چيز دارند، اين دولتهايى كه افراد زياد دارند، اين دولتهايى كه ذخاير زياد دارند، اگر اينها با هم اتحاد پيدا بكنند، در سايه اتحاد احتياج به هيچ چيز و هيچ كشورى و هيچ قدرتى ندارند، بلكه آنها به اينها محتاج هستند. اگر مسلمين و دولتهاى اسلامى با هم آن پيوند اخوتى كه خداى تبارك و تعالى در قرآن كريم فرموده است حفظ كنند و ايجاد كنند، نه افغانستان مورد هجمه واقع مىشود و نه فلسطين مورد حمله واقع مىشود و نه ساير كشورها. اگر دولتهاى اسلامى با هم وحدت كلمه پيدا بكنند، چه احتياج به اين است كه ما دستمان را پيش امريكا دراز كنيم يا پيش شوروى؟ ما چه احتياجى به آنها داريم؟ احتياج وقتى پيدا مىشود كه مثل حالا متفرق باشند؛ كشورها از هم جدا باشند. چرا بايد كشورها كه يك همچو پشتوانه عظيم دارند و آن قرآن كريم و اسلام عزيز و خداى بزرگ است، چرا بايد با يك همچو پشتوانهاى كه آنها را دائم دعوت مىكند به وحدت و از تفرقه اندازى و تفرقه آنها را منع مىكند، چرا بايد ما در مقابل كتاب خدا و در مقابل اسلام عزيز تفرقه بيندازيم؟»[12]
5-همبستگی جهانی مستضعفین علیه مستکبرین
«عموم مستضعفين بايد به هم بپيوندند و ريشه فساد را از كشورهاى خود قطع كنند. سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است؛ و تا اين سلطه طلبان بىفرهنگ در زمين هستند، مستضعفين به ارث خود كه خداى تعالى به آنها عنايت فرموده است نمىرسند.»
«هاناى مظلومان جهان! از هر قشر و از هر كشورى هستيد به خود آييد و از هياهو و عربده امريكا و ساير زورمندان تهى مغز نهراسيد، و جهان را بر آنان تنگ كنيد و حق خود را با مشت گره كرده از آنان بگيريد. و هاناى مسلمين! از هر تيره و پيرو هر مذهب كه هستيد دشمنىِ خانگى را كنار بگذاريد و به فرمان قرآن كريم و خداى بزرگ گردن نهيد: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جِميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا [13]»
«بايد شرق و جميع مستضعفين و ابرقدرتها و تمام مستكبرين خود را بيابند و خودِ گمشده را پيدا كنند. آنان از اسارت تبليغات بلندگوهاى شيطانى بيرون آمده، و قدرت خدايى تودهاى خويش را دريابند، و اينان به زبونى واقعى خود در مقابل ملتهاى بپا خاسته واقف شوند، تا آرامش، دنيا را فراگيرد و دست ستمگران از جنايات كوتاه شود.[14]»
«ايران، مبدأ، و نقطه اول و الگو براى همه ملتهاى مستضعف [باشد]. ملتهاى مستضعف ببينند كه ايران با دست خالى و با قدرت ايمان و با وحدت كلمه تمسك به اسلام، در مقابل قدرتهاى بزرگ ايستاد و قدرتهاى بزرگ را شكست داد. ساير اقشار ملتها به اين رمز اسلامى، به اين رمز ايمانى، اقتدا كنند. در تمام اقشار عالم، مسلمين بپاخيزند؛ بلكه مستضعفين بپاخيزند. وعده الهى كه مستضعفين را شامل است، و مى فرمايد كه ما منت بر مستضعفين مىگذاريم كه آنها امام بشوند در دنيا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفين است، وراثت از مستضعفين است؛ مستكبرين غاصبند، مستكبرين بايد از ميدان خارج بشوند. ما مستكبرين ايران را از صحنه بيرون كرديم، و به جاى آن مستضعفين نشستند[15].»
«و حال آنكه معتقدين به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اينها را سرمايههاى بالقوه انقلاب خود تلقى مىكنيم و هم آنهايى كه با مركّب خون طومار حمايت از ما را امضا مىكنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مىگويند و به يارى خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنهها و مرفهين بىدرد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نمودهاند مىبوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچههاى آزادى و كمال نثار مىكنم. و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مىكنم: خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است و شراره كينه انقلابىتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.»[16]
6-بسیج جهانى مستضعفين
«و من يك پيشنهادى در چند روز پيش از اين كردم كه اگر اين پيشنهاد را عمل بكنند، اين اسباب اين مىشود كه روابط ان شاء اللَّه كم كم پيدا بشود. و او ايجاد يك «حزب مستضعفين»، تمام مستضعفين دنيا، اعم از مُسْلم و غير مُسْلم- اين دولتهاى غيراسلامى كه به مردم ظلم مىكنند؛ ملتها اين طور نيستند. ملت مثلًا امريكا، ملت فرانسه، آنها كه ظلمى نمىخواهند بكنند. اين كه ظلم مىكند، آن كه خلاف مىكند، دولتها هستند. آنها هم مستضعفينشان گرفتار مستكبرين است- اگر يك حزبى در عالَم پيدا بشود، يك حزب عالَمى، حزب مستضعفين، كه همان «حزب اللَّه» است، اين مشكل رفع بشود. با رفع اين دو اشكال، تمام مشكلات مسلمين رفع مىشود؛ هيچ قدرتى با اين قدرتها نمىتواند مقابله بكند.»[17]
«من اميدوارم كه اين بسيج عمومى اسلامى، الگو براى تمام مستضعفين جهان و ملتهاى مسلمان عالم باشد، و قرن پانزدهم قرن شكستن بتهاى بزرگ و جايگزينى اسلام و توحيد به جاى شرك و زندقه و عدل و داد به جاى ستمگرى و بيدادگرى و قرن انسانهاى متعهد به جاى آدمخواران بىفرهنگ باشد. اى مستضعفان جهان! بپا خيزيد و خود را از چنگال ستمگران جنايتكار نجات دهيد. و اى مسلمانان غيرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخيزيد و اسلام و كشورهاى اسلامى را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهايى بخشيد.»[18]
«امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد. امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تيرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى مىكند. جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمىشناسد. و ما بايد در جنگ اعتقادىمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم. ان شاء اللَّه ملت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختيهاى جنگ را به شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مىكند. و چه شيرينى بالاتر از اينكه ملت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر امريكا فرود آمده است. چه شيرينى بالاتر از اينكه ملت ايران سقوط اركان و كنگرههاى نظام ستمشاهى را نظاره كرده است و شيشه حياتامريكا را در اين كشور شكسته است. و چه شيرينى بالاتر از اينكه مردم عزيزمان ريشههاى نفاق و مليگرايى و التقاط را خشكانيدهاند. و ان شاء اللَّه شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد. نه تنها كسانى كه تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفتهاند، بلكه آنهايى كه در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت نمودهاند از مقام عظيم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره بردهاند.»[19]
7-خروش جهانی امت اسلامی و مستضعفین:
«وصيت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان اين است كه شماها نبايد بنشينيد و منتظر آن باشيد كه حكام و دست اندركاران كشورتان يا قدرتهاى خارجى بيايند و براى شما استقلال و آزادى را تحفه بياورند. ما و شماها لااقل در اين صد سال اخير، كه بتدريج پاى قدرتهاى بزرگ جهانخوار به همه كشورهاى اسلامى و ساير كشورهاى كوچك باز شده است مشاهده كرديم يا تاريخهاى صحيح براى ما بازگو كردند كه هيچ يك از دوَل حاكم بر اين كشورها در فكر آزادى و استقلال و رفاه ملتهاى خود نبوده و نيستند؛ بلكه اكثريت قريب به اتفاق آنان يا خود به ستمگرى و اختناق ملت خود پرداخته و هرچه كردهاند براى منافع شخصى يا گروهى نموده؛ يا براى رفاه قشر مرفه و بالانشين بوده و طبقات مظلوم كوخ و كپرنشين از همه مواهب زندگى حتى مثل آب و نان و قوت لايموت محروم بوده، و آن بدبختان را براى منافع قشر مرفه و عياش به كار گرفتهاند؛ و يا آنكه دست نشاندگان قدرتهاى بزرگ بودهاند كه براى وابسته كردن كشورها و ملتها هرچه توان داشتهاند به كار گرفته و با حيلههاى مختلف كشورها را بازارى براى شرق و غرب درست كرده و منافع آنان را تأمين نمودهاند و ملتها را عقب مانده و مصرفى بار آوردند و اكنون نيز با اين نقشه در حركتند.
و شمااى مستضعفان جهان واى كشورهاى اسلامى و مسلمانان جهان بپاخيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوى تبليغاتى ابرقدرتها و عمّال سرسپرده آنان نترسيد؛ و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم مىكنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گيريد و همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد؛ و به سوى يك دولت اسلامى با جمهوريهاى آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن، همه مستكبران جهان را به جاى خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند. به اميد آن روز كه خداوند تعالى وعده فرموده است.»[20]
«ملت آزاده ايران هم اكنون از ملتهاى مستضعف جهان در مقابل آنان كه منطقشان توپ و تانك و شعارشان سرنيزه است كاملًا پشتيبانى مىنمايد. ما از تمام نهضتهاى آزاديبخش در سراسر جهان كه در راه خدا و حق و حقيقت و آزادى مبارزه مىكنند، پشتيبانى مىكنيم. ملتهاى برادر عرب و برادران لبنانى و فلسطينى بدانند كه هرچه بدبختى دارند از اسرائيل و امريكاست، هرچه گرفتارى دارند از اختلاف بين سران كشورهاى اسلامى است. بايد متحد شوند و با نيروى ايمان، «اسرائيل» ريشه فساد منطقه را از بُن بركنند.»[21]
«ما تا آخر عمر، عليه دولت امريكا مبارزه مىكنيم، و تا آن را به جايش ننشانيم و دستش را از منطقه كوتاه نكنيم، و به تمام مبارزان راه آزادى كمك نكنيم تا آنها را شكست دهند و خود مردم ايران سرنوشت خويش را به دست گيرند، از پاى نمىنشينيم. براى ما شرق تجاوزگر و غرب جنايتكار فرقى نمىكند. ما مىجنگيم و چون حق پيروز است پيروزيم. سلطه امريكا تمام بدبختيهاى ملل مستضعف را به دنبال دارد، و تجاوز شرق متجاوز روى تاريخ را سياه نموده است.
و از جانب من و همه ملت ايران به همه مسلمانان اطمينان بدهيد كه جمهورى اسلامى ايران پشتيبان شما و حامى مبارزات و برنامههاى اسلامى شما است و در هر سنگرى عليه متجاوزان در كنار شما ايستاده است و از حقوق گذشته و امروز و آينده شما ان شاء اللَّه دفاع خواهد كرد و به آنان بگوييد كه اقتدار و اعتبار جمهورى اسلامى ايران متعلق به همه ملتهاى اسلامى است و دفاع از ملت قهرمان و دلاور ايران در حقيقت دفاع از همه ملتهاى تحت ستم است و ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاى اسلامى مىشكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهيم وبه يارى خدا راه را براى ظهور منجى مصلح و كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مىكنيم.»[22]
«من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مىكند. و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد. ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم. ما اعلام مىكنيم كه جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى كفر و شرك آشنا مىسازد.»[23]
9-تشكيل دولت بزرگ اسلامى در جهان اسلام
«من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مىكند. و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد. ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم. ما اعلام مىكنيم كه جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى كفر و شرك آشنا مىسازد.»[24]
«البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامىمان بارها اعلام نمودهايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مىگذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مىكنيم. ما درصدد خشكانيدن ريشههاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفتهايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديدهاند نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهى و مصونيت كارگزاران امريكايى، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مىكنيم. ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مىخواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروى را به صدا درآوريم.»[25]
قسمت های پیشین:
رهیافتی در پی ریزی دولت اسلامی
[1]بیانات مقام معظم رهبری 12/9/79
[2] صحیفه امام(ره) ج9 73
[3] صحیفه امام(ره) ج12 230
[4] صحيفه امام(ره) ج13 280
[5] صحیفه امام(ره) ج5 406
[6]صحیفه امام(ره) ج12 319
[7]صحیفه امام(ره) ج16 293
[8]صحیفه امام(ره) ج13 89
[9] صحیفه امام(ره) ج10 395
[10] صحیفه امام(ره) ج5 82
[11] صحیفه امام(ره) ج7 66
[12] صحیفه امام(ره) ج15 452
[13] صحيفه نور ج12 145
[14] صحيفه نور ج11 110
[15] صحيفه نور ج7 292
[16] صحيفه نور، ج21، ص: 86
[17] صحیفه امام(ره) ج9 331
[18] صحیفه امام(ره) ج12 160
[19] صحیفه امام(ره) ج21 88
[20] صحیفه امام(ره) ج21 448
[21] صحیفه امام(ره) ج12 138
[22] صحیفه امام(ره) ج20 345
[23] صحیفه امام(ره) ج21 92
[24] صحيفه نور، ج21، ص: 92
[25] صحيفه نور، ج21، ص: 82
«فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»